غفاری: یعنی من با ۹ متر عمامه، مسلمان نیستم؟
هادی غفاری روحانی اصلاح طلب و نماینده سابق مجلس در گفتگویی با خبرآنلاین به ردصلاحیت چندین باره اش از سوی شورای نگهبان اشاره کرد و گفت: شورای نگهبان در مجلس چهارم، پنجم، هفتم و نهم من را رد صلاحیت کرده و نوشته به این دلایل صلاحیت شما احراز نشد: عدم التزام عملی به اسلام؛ یعنی من با ۹ متر عمامه مسلمان نیستم!، عدم اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی، عدم التزام به قانون اساسی و سو شهرت در حوزه انتخابیه.
خبرآنلاین: هادی غفاری روحانی اصلاح طلب و نماینده سابق مجلس در گفتگویی با خبرآنلاین به ردصلاحیت چندین باره اش از سوی شورای نگهبان اشاره کرد و گفت: شورای نگهبان در مجلس چهارم، پنجم، هفتم و نهم من را رد صلاحیت کرده و نوشته به این دلایل صلاحیت شما احراز نشد: عدم التزام عملی به اسلام؛ یعنی من با ۹ متر عمامه مسلمان نیستم!، عدم اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی، عدم التزام به قانون اساسی و سو شهرت در حوزه انتخابیه.
وی تصریح کرد: من یک بار به آقای جنتی گفتم من اعتراض نمی نویسم ولی درباره این دلیل چهارمی با شما حرف دارم. من بچه سال بودم پیش ایشان درس میخواندم آن زمان ایشان پیرمرد بود. البته اگر عده ای تفکرش را قبول ندارند بحث دیگری است ولی من با ایشان رفیق هستم. با آقای یزدی هم همینطور. پیش ایشان قضا را خواندم. او بسیار داناست ولی اینکه مواضع سیاسی اش را قبول ندارم بحث دیگری است. به آقای جنتی گفتم من اعتراض هم نمی کنم عادت کردم در خانه کار می کنم. چندین هزار جلد کتاب دارم و کتابخانه خیلی بزرگی هم دارم. از بچگی هر چه درآورده ام کتاب خریده ام. گفتم شما برای من نوشتید سو شهرت در حوزه انتخابیه، بیا با هم در خیابان های تهران برای گرفتن تاکسی بایستیم، ببینیم شما را سوار می کنند یا من را! در مترو می ایستیم ببین به پای شما بلند می شوند یا به پای من؟ استخر و کوه برویم ببینیم مردم چه کسی را بیشتر تحویل می گیرند.
غفاری ادامه داد: اصلا روحیه طلبکاری ندارم. به اندازه یک حبه قند احساس طلبکاری از نظامی که برای تحققش جان کنده ام، ندارم. نمی دانید چقدر کابل خورده ام، مشت و لگد خورده ام، آپولو یک کاسه مسی بلند بود که روی سرم قرار می دادند و با چوب به آن می زدند. پنکه انگلیسی بزرگی در اتاق ازغندی بود که من را به این پنکه بستند و روشنش کردند. اعضای بدنم دیگر در اختیار من نبود. نمی دانم چطور می شود این شکنجه ها را گفت. کسانی که از رژیم شاهنشاهی دفاع می کنند اینها را ندیدند که دفاع می کنند. خواهرم ۵ سال از من کوچکتر بود او را در حدی که بمیرد می زدند. پدر من پیر بود، ۶۰ سالش بود. آدم ۶۰ ساله را که اینطور نمی زنند. آقای منصوری در ذیل خاطرات آقای عزتشاهی نوشته که آقای غفاری -یعنی پدر من- فکر می کرد هنوز جوان است، مقاومت می کرد، آنقدر زدند که مرد. شهید شد.
وی که چندین بار توسط ساواک به زندان افتاده است، در ادامه خاطراتش گفت: قپان کردن را شما نمی توانی تصور کنی. دستانت را می بندند. بالای چارپایه می ایستی دستانت را به بالا آویزان می کنند چارپایه را می کشند. سه ثانیه زمانش است. ولی ۶ ماه عذاب می کشی. حالا برخی آقایان همه چیز یادشان رفته و می گویند درود بر رضاشاه!نمی دانند چه بساطی بود. مرگ من را بگویند ایرادی ندارد. بگویند آقای غفاری را قبول نداریم یا نظام آقای غفاری را قبول نداریم اما از گذشته لجن یک حاکمیتی که استبداد در آن موج می زد، نگویند.
غفاری اظهار داشت: آقای تجریشی را چنان زده بودند که قطر کف پایش بیست و چهار پنج سانت شده بود. ناخن می کشیدند، دندان می شکستند. هر چه ناله می کردم که دندانم شکسته خون می آید هیچ توجه نمی کردند. در تمام سال هایی که دستگیر شدم در زندان کمیته خرابکاری -جز سه روز- در سلول انفرادی بودم. هر چه داد زدم در را باز نکردند. دیدم آقای ازغندی را آوردند گفت خفه شو یک بار دیگر صدایت دربیاید می کشمت. یک کاسه روحی بود که باید در آن غذا می خوردم. آب زندان هم یخ بود. اجبار در همان کاسه اجابت مزاج می کردم و کاسه را می شستم در همان غذا می خوردم. ما اینطور زندگی کردیم. خوشبختانه من از هیچ کس طلبکار نیستم. خانمم یادش نمی آید که من یک بار راجع به غذا یک کلمه حرف زده باشم. خودم را خیلی بزرگتر از این می دانم که از کسی طلب داشته باشم. بچه هایی که در جبهه جلوی من تکه تکه شدند باید طلبکار باشند. من کاری نکردم. اگر هم کاری کردم با خدا معامله کردم و کار معامله با خدا را ضایع نمی کنم که احساس طلبکاری کنم.
وی تصریح کرد: من یک بار به آقای جنتی گفتم من اعتراض نمی نویسم ولی درباره این دلیل چهارمی با شما حرف دارم. من بچه سال بودم پیش ایشان درس میخواندم آن زمان ایشان پیرمرد بود. البته اگر عده ای تفکرش را قبول ندارند بحث دیگری است ولی من با ایشان رفیق هستم. با آقای یزدی هم همینطور. پیش ایشان قضا را خواندم. او بسیار داناست ولی اینکه مواضع سیاسی اش را قبول ندارم بحث دیگری است. به آقای جنتی گفتم من اعتراض هم نمی کنم عادت کردم در خانه کار می کنم. چندین هزار جلد کتاب دارم و کتابخانه خیلی بزرگی هم دارم. از بچگی هر چه درآورده ام کتاب خریده ام. گفتم شما برای من نوشتید سو شهرت در حوزه انتخابیه، بیا با هم در خیابان های تهران برای گرفتن تاکسی بایستیم، ببینیم شما را سوار می کنند یا من را! در مترو می ایستیم ببین به پای شما بلند می شوند یا به پای من؟ استخر و کوه برویم ببینیم مردم چه کسی را بیشتر تحویل می گیرند.
غفاری ادامه داد: اصلا روحیه طلبکاری ندارم. به اندازه یک حبه قند احساس طلبکاری از نظامی که برای تحققش جان کنده ام، ندارم. نمی دانید چقدر کابل خورده ام، مشت و لگد خورده ام، آپولو یک کاسه مسی بلند بود که روی سرم قرار می دادند و با چوب به آن می زدند. پنکه انگلیسی بزرگی در اتاق ازغندی بود که من را به این پنکه بستند و روشنش کردند. اعضای بدنم دیگر در اختیار من نبود. نمی دانم چطور می شود این شکنجه ها را گفت. کسانی که از رژیم شاهنشاهی دفاع می کنند اینها را ندیدند که دفاع می کنند. خواهرم ۵ سال از من کوچکتر بود او را در حدی که بمیرد می زدند. پدر من پیر بود، ۶۰ سالش بود. آدم ۶۰ ساله را که اینطور نمی زنند. آقای منصوری در ذیل خاطرات آقای عزتشاهی نوشته که آقای غفاری -یعنی پدر من- فکر می کرد هنوز جوان است، مقاومت می کرد، آنقدر زدند که مرد. شهید شد.
وی که چندین بار توسط ساواک به زندان افتاده است، در ادامه خاطراتش گفت: قپان کردن را شما نمی توانی تصور کنی. دستانت را می بندند. بالای چارپایه می ایستی دستانت را به بالا آویزان می کنند چارپایه را می کشند. سه ثانیه زمانش است. ولی ۶ ماه عذاب می کشی. حالا برخی آقایان همه چیز یادشان رفته و می گویند درود بر رضاشاه!نمی دانند چه بساطی بود. مرگ من را بگویند ایرادی ندارد. بگویند آقای غفاری را قبول نداریم یا نظام آقای غفاری را قبول نداریم اما از گذشته لجن یک حاکمیتی که استبداد در آن موج می زد، نگویند.
غفاری اظهار داشت: آقای تجریشی را چنان زده بودند که قطر کف پایش بیست و چهار پنج سانت شده بود. ناخن می کشیدند، دندان می شکستند. هر چه ناله می کردم که دندانم شکسته خون می آید هیچ توجه نمی کردند. در تمام سال هایی که دستگیر شدم در زندان کمیته خرابکاری -جز سه روز- در سلول انفرادی بودم. هر چه داد زدم در را باز نکردند. دیدم آقای ازغندی را آوردند گفت خفه شو یک بار دیگر صدایت دربیاید می کشمت. یک کاسه روحی بود که باید در آن غذا می خوردم. آب زندان هم یخ بود. اجبار در همان کاسه اجابت مزاج می کردم و کاسه را می شستم در همان غذا می خوردم. ما اینطور زندگی کردیم. خوشبختانه من از هیچ کس طلبکار نیستم. خانمم یادش نمی آید که من یک بار راجع به غذا یک کلمه حرف زده باشم. خودم را خیلی بزرگتر از این می دانم که از کسی طلب داشته باشم. بچه هایی که در جبهه جلوی من تکه تکه شدند باید طلبکار باشند. من کاری نکردم. اگر هم کاری کردم با خدا معامله کردم و کار معامله با خدا را ضایع نمی کنم که احساس طلبکاری کنم.
تبلیغات متنی
-
واکنش شمخانی به قرار دادن سپاه در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا
-
ماجرای سیمکارتهای استارلینک در بازار سیاه ایران
-
قاتل دختر جوان در یک قدمی اعدام بخشیده شد
-
نطق توجهانگیز عراقچی در بدو ورود به ترکیه
-
توافق باشگاه پرسپولیس با سرمربی سابق سرخها
-
میانجیگری سه کشور عربی برای صلح بین ایران و امریکا
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
مشاور محسن رضایی از قطعیت جنگ با آمریکا خبر داد!
-
انصراف فیلمِ الناز شاکردوست از حضور در جشنواره فجر!
-
آیتالله عبدخدایی درگذشت
-
اقدام خبرسار دیجیکالا علیه «هدی بیوتی»
-
حرکت مشکوک اف-۳۵های آمریکا خبرساز شد
-
شکست سنگین سرمربی استقلالی در قطر
-
گرانقیمتترین ناو جنگی آمریکا در راه است!
-
معماری جالب و سرزنده این واحد مسکونی محوتان میکند
-
نطق توجهانگیز عراقچی در بدو ورود به ترکیه
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
اقدام خبرسار دیجیکالا علیه «هدی بیوتی»
-
حرکت مشکوک اف-۳۵های آمریکا خبرساز شد
-
تصویری از استقبال رسمی مقامات ترکیه از عراقچی در استانبول
-
انتقاد ضرغامی از آمار کشتههای حوادث اخیر
-
پشت پردهای ناگفته و عجیب از قطعی اینترنت در ایران
-
جزئیات عیدی ۱۴۰۵ کارگران و بازنشستگان اعلام شد
-
ادعای رائفیپور درباره دستور حمله به آمریکا
-
ترامپ: ارتش آمریکا به سمت ایران اعزام شد
-
آخرین تحولات مذاکرات تهران – واشنگتن
-
تغییر قیمت طلا و سکه عجیب شد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
ترامپ از تصمیم جدید خود درباره ایران خبر داد
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
هادی چوپان ناگهان به صداوسیما پیوست
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
جنگنده جدید اف-۲۲ آمریکا در راه است
-
توضیحات معاون وزیر دادگستری درباره بازداشتیهای زیر ۱۸ سال
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بارزانی هم عمامه داره یعنی مسلمانه?!
خدارو شکر بعد از انقلاب زندانی نداریم.
مگر مسلمانی به عمامه است؟ فارغ از تشبیه مگر ابوبکر البغدادی عمامه نداشت؟
مگر بقیه زندان نرفتن برخورد شما با آقای سحابی وبازرگان یادته حالا همون برخورد با خودت میشه چیزی که عوض داره گله نداره
حاجی ما نخواستیم به گذشته برگردیم.میخایم به جلو بریم.ولی شما کاری کردید که آدم میگه صد رحمت به گذشته
اجر شما با امام حسین (ع )
جوراب آسیا فراموش هرگز فراموش نخواهد شد
مسلمانی به متراژ عمامت نیست به انسان بودن و دوست داشتن مردمه و احترام به زندگیه مردمه
یعنی این آقا با این همه مصیبت از قطار انقلاب پایین فرستاده شده است اف بر ما درود بر شهبد آیت اله غفاری اگر هم حرفی از روی ناراحتی زده نباید سخت گیری کنیم نباید سخت گیری کنیم.
یعنی هر کس ۹ متر عمامه داشت مسلمان است؟؟؟ آیا معیار آقای غفاری برای مسلمانی متراژ عمامه است؟؟؟؟؟؟؟
دیانت به ریش و عمامه و عبا نیس،به تقواس جاحی!
امامه معاویه دهرمترودووجب بودپس لابدبااین استدلال ازشمامسلمان تربوده
بله که مسلمان هستی،معاویه و عمرو عاص هم مسلمان بودن!!! ولی...
شمر هم جانباز جنگ صفین بود!!!
مگه مسلمانی به عمامه است،
9متر که سهله. آغای غفاری توی همان کتابهایی که داری یه کم بگردی میبینی. خیلیها با نود متر عمامه هم. کافر از دنیا رفتن !!! خداعاقبت. همه مون هم ختم بخیر کنه ..
نکه حالا۱۴سالشه
باصدمترم نیستی
اقای غفاری اگه اینطوری که پارچه فروش ها از هم مسلمان ترن مگه نه
حتما میخواد کاندید چیزی بشه
مگه مسلمان بودن ب ریش و عمامه س؟؟
اسلام به عبا وعمامه نیست ......
ابشون درمحله ما درخیابان تهران نو زندگی میکنند وموسسه ای به نام الهادی تاسیس کردند که فکر میکنم برای ایشان صاحات وباقیات خواهد ماند ودر این محله بسیار قابل احترام هستند ومتواضع رفتار
پاسخ ها
جناب صبا مالک اون زمینی گه شما ميفرماييد کدام بدبختی بود گه تصاحب شد همين
دندانش شکسته خون می آید ونه متر چلوار . در میان مشکلات عدیده مردم راه گم کرده اند !!
عجب!!!!!!پس میزان مسلمانی رو متراژ عمامه مشخص میکنه
عجب عمامه ای 9 متر
غفاریذخیلیذوقت نبودی ... !؟!؟ کجابودی؟!ملاک حال فعلیست