پسر ریزعلی خواجوی: کسی از او تقدیر نکرد
روزنامه شهروند با یونس خواجوی کوچکترین پسر ریزعلی خواجوی (دهقان فداکار) گفتگویی انجام داده است.
روزنامه شهروند با یونس خواجوی کوچکترین پسر ریزعلی خواجوی (دهقان فداکار) گفتگویی انجام داده است.
شما چند خواهر و برادر هستید؟
سه خواهر و ٥ برادر بودیم. اما یکی از برادرهایم به نام جهانگیر بر اثر بیماری گواتر چندسال پیش جان خود را از دست داد. من هم آخرین فرزند خانواده هستم.
داستان فداکاری پدرت را یک بار دیگر تشریح میکنی؟
حدود ٥٥سال پیش بود. سال ١٣٤٠. آن زمان پدرم تازه با همسر اولش ازدواج کرده بود و در یک روستایی به نام قلعه جوق زندگی میکردند. او یک باجناق داشت که میخواست به تهران برود. پدرم او را به یکی از ایستگاههای بین راهی به نام شیخ صفی برد. همان موقع قطاری هم از تبریز به سمت تهران راه افتاده بود. پدرم وقتی باجناقش را به ایستگاه میرساند، از او جدا میشود. در مسیر بازگشت بود که متوجه میشود کوه ریزش کرده است. به خاطر باران سیلآسا کوه آوار شده بود. قطار هم داشت میآمد. بعد از آن بود که پدرم راهی پیدا میکند و مسافران آن قطار را نجات میدهد. اگر پدرم نبود هیچکدام از مسافران زنده نمیماندند.
چه شد که داستان پدرت وارد کتابهای درسی شد؟
آن زمان یک نفر از تهران بهعنوان معلم به روستای میانه آمده بود و تدریس میکرد. وقتی این حادثه به گوش آن معلم رسید، پدرم را پیدا و با او صحبت کرد. این معلم براساس گفتههای پدرم داستانی نوشت. بعد از آن به تهران رفت و این ماجرا را برای مسئولان بالاتر تعریف کرد و نوشته را به مسئولان آموزشوپرورش تحویل داد. آنها نیز از این داستان خوششان آمد و آن را وارد کتابهای درسی کردند.
بعد از آن از پدرت تجلیلی هم کردند؟
یک بار همان زمان او را به تهران دعوت کردند که از او تجلیل کنند. مقامات کشوری او را دعوت کرده بودند. ولی چون پدرم یک تفنگ سر پر غیرقانونی و قدیمی داشت و از آن نگهداری میکرد، تصور کرد که اگر به این مراسم برود او را تنبیه و زندانی میکنند. همین شد که این درخواست را رد کرد.
دیگر هیچوقت از پدرت یادی نکردند؟
بعد از آن سالها همیشه از پدرم میشنیدم که میگفت چرا هیچکس از من تجلیل نکرد. بعد از آن دیگر کسی سراغش نیامد.
چطور شد که ماجرای پدرت رسانهای شد؟
تا ٢٠سال پیش هیچکس به سراغ پدرم نیامد. تا اینکه خبرنگاری به نام آقای حیدری به روستا آمد و پدرم را پیدا کرد. او با پدرم گفتوگو کرد و این مطلب در رسانههای تبریز منتشر شد. همین شد که بقیه متوجه شدند داستان ریزعلی واقعی است، چراکه خیلیها تصور میکردند این داستان افسانه است. با این حال بعد از این ماجرا هم باز کسی به سراغ پدرم نیامد و از او تجلیلی نکردند.
پدرت در تمام سالهایی که زنده بود، چه شغلی داشت؟
پدرم تمام عمرش روی زمینهای کشاورزی کار کرد. البته این سالهای آخر که دیگر توانایی قبل را نداشت، قسمت زیادی از زمینهایش را فروخت و برای مدتی به کرج آمد. ولی نتوانست در کرج زندگی کند. با مادرم دوباره به روستای قهرمانلو کنار روستای خودمان در میانه برگشتند و در همانجا زندگی کردند.
شما بهعنوان فرزندان ریزعلی، وقتی با داستان پدرت در کتابهای درسیتان مواجه میشدید، چه احساسی داشتید؟
وقتی ما بچه بودیم و به آن درس میرسیدیم، به این موضوع افتخار میکردیم. ما و تمام بچههای فامیل این درس را دوست داشتیم و افتخار میکردیم. پدرم ٥٠ نوه دارد که حتی آنها هم به این درس افتخار میکردند.
این داستان الان از کتابهای درسی حذف شده؟
حذف نشده، فقط با داستانهای دیگر ادغام شده و بیشتر قسمتهایش حذف شده است. دیگر بهعنوان یک داستان مستقل نیست و اصل مطلب از بین رفته است. ما وقتی متوجه شدیم که در سالهای اخیر در کتاب درسی کوتاه شده خیلی ناراحت شدیم. این تنها تشکر و قدرشناسی از پدرم بود که آن را هم حذف کردند.
حالا خواسته شما بعد از مرگ پدرتان چیست؟
پارسال پدرم ٢٠میلیون تومان از بانک کشاورزی وام گرفت. سند زمین کشاورزی را گذاشتیم تا این وام را گرفتیم. الان که پدرم فوت شده باید اقساط این وام را پرداخت کنیم اما پول نداریم. چون پارسال بارندگی نشد و زمینهای کشاورزی پدرم و من هیچ محصولی نداشت. برای همین بی پول شدیم اما مجبوریم اقساط را هم پرداخت کنیم. اگر آن را پرداخت نکنیم یا زمینهای کشاورزی را از ما میگیرند و یا تنها یادگار پدرم که یک خانه در روستایمان است را؛ ما به همراه مادرم در آن خانه زندگی میکنیم. فقط دوست داریم این خانه که تنها یادگار پدرم بود برایمان بماند. در این سالها هیچکس از پدرم یادی نکرد و هیچوقت از او تجلیل نشد. حتی حالا داستانش از کتابهای درسی هم تقریبا حذف شده است. فقط این خانه از او برایمان مانده که نمیخواهیم آن را از دست بدهیم.
اگر همین حالا اتفاقی مشابه همان داستان برای شما رخ بدهد، حاضرید مثل پدرتان فداکاری کنید؟
من خودم همیشه به کاری که پدرم کرد افتخار میکردم. حتی اگر از او تجلیل هم نشد. با این حال او مایه سربلندی ما شده بود. برای همین اگر این اتفاق دوباره تکرار شود، قطعا دوست دارم که مثل پدرم قهرمان شوم و حتما همانقدر فداکاری خواهم کرد. پدرم چندین سال برای تمام بچهها و فرزندان کشورمان الگوی بزرگ فداکاری بود، قطعا برای ما که فرزندانش هستیم هم الگوی بزرگی بوده و راه او را در پیش خواهیم گرفت.
تبلیغات متنی
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
پهپاد سپاه بالای سر ناو هواپیمابر آمریکا قرار گرفت
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
جای خالی امیرجدیدی و رضا کیانیان در جشنواره فجر خبرساز شد
-
استقلال در آستانه تمدید قرارداد با یک ستاره
-
نعمت آزرم در پاریس درگذشت
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
قرارداد مدافع استقلال هم بند فسخ دارد
-
نخستین ردپای آنفلوانزا در تاریخ بشر
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
جای خالی امیرجدیدی و رضا کیانیان در جشنواره فجر خبرساز شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
آقا چه توقعی این عمل را در آن زمان این آقای ریز علی انجام د اد در فکر تقدیر نبوده بنده خدا انسانیت خودش اورا به این کار وا داشت در یک آن تصمیم گرفت ورفت برای نجات انسانها از این ماجرو به وفور در انسانهای با وجدان هست منتظره تقدیر وتشکر نیستند
یونس عزیزنام پدرت ماندگارابدی ودرتاریخ ثبت گردیده وبسیارافتخاردارداما ماشهدای گرانقدر و باعظمت درراه اسلام ومملکت دادیم که جاودانه مانده اند اماهمچون حججی هازیادندکه بسادگی با خون انهابازی کردیم وهیچگاه تقدیرنکردیم و اینقدرژن های خوب و نجومی بگیران و.... که مجالی برای تقدیرمردان نامی نیست ..عادل ..
بسه شه دیگه چکار کرده مگه
با احترام برای این دهقان فدا کار اگه برای رضای خدا باشه نباید توقع داشته باشید که خلق خدا از شما قدر دانی کنه اونی که باید ببینه وبدونه دیده ومیدونه
من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق
شک نکنید به روایت بالا