زندگی از نگاه مبتلایان به «ایدز»
لبخند از روی صورتشان محو نمیشود. کنار هم بالای سن ایستادهاند و با چهرههای شاد حضار را نگاه میکردند. برخی سندارتر هستند و بعضیها جوان؛ هیچکس با اکراه نیامد ابتدا هشتنفر به روی سن آمدند و صدای تشویق حاضران که بالا رفت؛ گویا، اعتمادبهنفس بقیه هم بالا رفت. دیگر، «سن» پر شده بود. داستان زندگی خودشان را میگفتند.
روزنامه شرق: لبخند از روی صورتشان محو نمیشود. کنار هم بالای سن ایستادهاند و با چهرههای شاد حضار را نگاه میکردند. برخی سندارتر هستند و بعضیها جوان؛ هیچکس با اکراه نیامد ابتدا هشتنفر به روی سن آمدند و صدای تشویق حاضران که بالا رفت؛ گویا، اعتمادبهنفس بقیه هم بالا رفت. دیگر، «سن» پر شده بود. داستان زندگی خودشان را میگفتند.
«درد ما از بیماری نیست؛ درد ما از تنهایی است، درد ما از آدمهایی است که تنهایمان گذاشتهاند.» ۳۷ساله است. چهارسال است میداند «ایدز» دارد. میگوید: «در ماه هفتم بارداری بودم که در آزمایشگاه به جای جواب آزمایش مرا به اتاق دکتر مشاور راهنمایی کردند.» شوهرش معتاد تزریقی بوده او نمیدانسته و حتی سل گرفته بود اما... حرفش را میخورد زل میزند به جمعیت و میگوید: «کاری نکردهام که سرم را پایین نگه دارم سالم و درست زندگی کردهام»... صدای تشویق دوباره سالن را پر میکند... مادر پاکی بودهام.»
بلندتر میگوید: «من بهدلیل ناصادقی همسرم مبتلا شدم.» بلندتر میگوید: «من یک قربانی هستم.» بلندتر میگوید: «درد کنارهگیری جامعه از ما، درد انگزدن آدمها به ما، از بیماری «ایدز»داشتن هم بدتر است.»
«با «ایدز» میتوان زندگی کرد؛ تشکیل خانواده داد؛ حتی اگر داروها مصرف شود میتوان بچهدار شد. «ایدز» درمان ندارد اما میتوان به زندگی ادامه داد. حتی اگر زن و شوهر مبتلا باشند باز هم میتوان بچه سالم داشت. فقط نباید زایمان طبیعی باشد. فقط نباید کودک شیر مادر بخورد.»
حضار انگار نفسشان در سینه حبس شده و بهجای آن با چشمهای پرآب نگاهش میکنند؛ ... ما هم مثل همه شما آدمهای سالمی هستیم... بغضش که از راه رسید نفر بعدی شروع کرد.
24ساله است. چهارسال است مبتلاست. یک دختر سهساله دارد. با شادی میگوید: «دخترم سهساله است. «ایدز» هم ندارد.» میگوید: «بهغیر از خانوادهام کسی خبر ندارد. میگوید شوهرش معتاد تزریقی بوده و خانوادهاش هم میدانستند اما وقتی فوت شد به من تهمت زدند گفتند از تو گرفته بود.» میگوید: از بقیه توقعی نداشتم اما آنها که از وضع پسرشان خبر داشتند مرا قبول نکردند. بیرونم کردند.
«اگر هم آمارهای مبتلایان به «ایدز» صحیح باشد باز هم 27هزارنفر ایرانی مبتلا هستند؛ میگویند 91درصد مرد و تنها 9درصد زن هستند. سن مبتلایان بین 25 تا 35 سال است. یک حساب ساده میخواهد؛ از خودتان سوال کنید چند مرد 25 تا 35ساله میشناسید که شریک جنسی نداشته باشند و با هیچ زنی تماس جنسی نداشته باشند؟ آمارهای جهانی حاکی از آن است که 80درصد ابتلا در جهان به ویروس اچآیوی از طریق جنسی رخ داده است. پس زنان این جماعت 91 درصدی کجا هستند؟ یکی از دستاوردهای ازدواج فرزند است. آیا بچههایشان با «ایدز» به دنیا آمدهاند؟»
35ساله است. 10سال است که مبتلاست. سه سال پیش شوهرش از دنیا رفته است. دو فرزند سالم دارد. فقط گفت: «تو رو خدا ما رو از خودتون بدونید.»
نمیتواند حرفش را ادامه دهد. نفس بلندی میکشد تا بغضش جاری نشود. میخواهد حرف بزند اما هول شده همه شروع میکنند به دست زدن، آنقدر دست میزنند تا او دوباره حرف بزند: «ما هم مثل شما هستیم. همیشه در راه درست حرکت کردیم. هیچ خطایی در زندگی مرتکب نشدیم و به اندازه ذرهای از راه راست بیرون نرفتیم. تو رو خدا ما رو از خودتون بدونید.»
اشکها جاری میشوند. بغضها شکسته میشوند. زن مسلمان مومنی التماس میکرد که مثل بقیه است. نه پول میخواست. نه گدایی محبت میکرد. فقط یک انتظار ساده اجتماعی داشت.
«میدانید سن تنفروشی پایین آمده و به 14 تا 15سال رسیده است. میدانید اگر به جوانان یاد ندهیم و ندانند که «ایدز» چیست و چه میشود؟ هر یک مبتلا در طول زندگیاش میتواند 10 نفر را مبتلا کند. میشویم آفریقای جنوبی؛ آنجا صبح معلم به مدرسه نمیآید میگویند «ایدز» داشت؛ سخنران در جلسه حاضر نمیشود میفهمند از «ایدز» مرده... آنجا از هر سهنفر یکنفر مبتلاست.»
مجری برنامه برای یکی از بچهها لیوان آبی آورد. به حضار گفت: نگاه کنید. آب را نصفه خورد و مجری هم بقیه آب را خورد.
«دستدادن، دستزدن به نانی که یک فرد مبتلا به «ایدز» به آن دست زده، از یک لیوان آبخوردن، از یک سرویس بهداشتی استفادهکردن، بوسیدن، نیش حشرات، بغلکردن یک بیمار «ایدز»ی، شما را به این بیماری مبتلا نمیکند؛ اینها تنها تصورات غلطی است که در جامعه ریشه دوانده است؛ تصوراتی که برای یک بیمار مبتلا از خود بیماری هم بدتر است.»
... ظاهرش مسنتر از بقیه است. نگاهی به بقیه میکند؛ صدایش را صاف میکند. میگوید ۱۲سال است مبتلا است. شوهرش چهارسال پیش فوت شده. دو پسر دارد. عروس هم دارد. گریهاش میگیرد. میگوید باید محکم باشم. من پناه خانوادهام هستم... هر کس فهمید به من و فرزندانم پشت کرد. روحیهام را باخته بودم اما حالا در انجمن همه ما روحیه داریم.
... خودش ۱۲سال است مبتلا است؛ از دخترش زهرا میگوید؛ حالا ۱۰سالش است. از شوهرش که در زندان بوده و تزریق میکرده است، مبتلا شده و بعد هم از او جدا شده است، میگوید: «بنزین ریختم روی خودم تا آتش بگیرم و از این درد و انگ نسوزم. اما دلم برای دخترم سوخت.» زهرا حالا مدرسه میرود. با همان کمکهزینه موسسه احیای ارزشها به درسش میرسد. میگوید زهرا باورش نمیشد که یک روز پایش به مدرسه برسد اما مشاوران مدرسه مدیر را قانع کردند. بلند میگوید: «معدل زهرا ۷۵/۱۹ است.» صدای تشویقها بالا میرود. میگوید: «دختر دارو نمیخورد. میترسید حالا که در انجمن همه میدانند او «ایدز» دارد بلایی سرش آورند اما وقتی از راه میرسید همه او را بغل میکردند.» میبوسیدند. هیچ نگفت: اما معلوم بود نگران آینده فرزندش است...
«در بیشتر کشورهای آلودهشده به «ایدز» ۱۵تا۲۰درصد کودکان، یک یا هر دو والدین خود را بر اثر ابتلا به «ایدز» از دست دادهاند. کمتر از ۱۰درصد کودکان یتیم حاصل از بیماری «ایدز» از حمایت اجتماعی برخوردارند. یتیمان «ایدز» مورد تبعیض هستند و باید خود زندگیشان را اداره کنند. از نظر روحی و روانی مضطرب هستند. کمتر به آموزش و تحصیل دسترسی دارند و اغلب از مراقبتهای بهداشتی محرومند. سادهترین نیازهای عاطفی آنها در حد بغلکردن هم گاهی رد شده است در حالی که آنها هیچکس را مریض نمیکنند. در شعار کودکان یتیم نوشته شده: من «ایدز» دارم، منو هم بغل کنید، من شما رو مریض نمیکنم.
این جلسه در یکی از مجموعههای فرهنگی شهرداری منطقه ۱۱ تهران برگزار شد. صندلیهای بسیاری خالی مانده بود. بعضی از اعضای انجمن آن روز را مرخصی بدون حقوق گرفته بودند تا خودشان را به جامعه نشان دهند و فرصتی فراهم شود که حداقل عدهای دست از انگزدن بردارند. اما صندلیهای بسیاری خالی مانده بود. باورشان نمیشد که آنها که قول مساعد داده بودند پا پس کشیدند و حتی برای آگاهیبخشی هم یاریشان نمیدهند. مدیر انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی (احیای ارزشها) گلایهمند بود.
خسرو منصوریان که ۱۷ سال است در این انجمن تلاش میکند از نامهربانی مسوولان هیچ نگفت. فقط گفت: هیچ پولی نمیخواهیم. از سازمان و نهاد و ارگانی نمیخواهیم کمک مالی کنند. از بهزیستی یا کمیتهامداد امامخمینی پول نمیخواهیم بلکه از آنها فرصت میخواهیم تا امکان اطلاعرسانی در جامعه را پیدا کنیم. او نگران بیاطلاعی بود که جامعه در آن غوطهور شده است. از آن روز میترسید که شبیه آفریقا شویم. از کوه یخی که پرده نمایش مرکز بود و عظمت کوه یخ را نشان نمیداد، میترسید. میگفت: کلید این قفل آگاهیدادن به جامعه است وگرنه در همین نزدیکی، هر روز فرشتهها در سکوتی دلانگیز قربانی میشوند.
«درد ما از بیماری نیست؛ درد ما از تنهایی است، درد ما از آدمهایی است که تنهایمان گذاشتهاند.» ۳۷ساله است. چهارسال است میداند «ایدز» دارد. میگوید: «در ماه هفتم بارداری بودم که در آزمایشگاه به جای جواب آزمایش مرا به اتاق دکتر مشاور راهنمایی کردند.» شوهرش معتاد تزریقی بوده او نمیدانسته و حتی سل گرفته بود اما... حرفش را میخورد زل میزند به جمعیت و میگوید: «کاری نکردهام که سرم را پایین نگه دارم سالم و درست زندگی کردهام»... صدای تشویق دوباره سالن را پر میکند... مادر پاکی بودهام.»
بلندتر میگوید: «من بهدلیل ناصادقی همسرم مبتلا شدم.» بلندتر میگوید: «من یک قربانی هستم.» بلندتر میگوید: «درد کنارهگیری جامعه از ما، درد انگزدن آدمها به ما، از بیماری «ایدز»داشتن هم بدتر است.»
«با «ایدز» میتوان زندگی کرد؛ تشکیل خانواده داد؛ حتی اگر داروها مصرف شود میتوان بچهدار شد. «ایدز» درمان ندارد اما میتوان به زندگی ادامه داد. حتی اگر زن و شوهر مبتلا باشند باز هم میتوان بچه سالم داشت. فقط نباید زایمان طبیعی باشد. فقط نباید کودک شیر مادر بخورد.»
حضار انگار نفسشان در سینه حبس شده و بهجای آن با چشمهای پرآب نگاهش میکنند؛ ... ما هم مثل همه شما آدمهای سالمی هستیم... بغضش که از راه رسید نفر بعدی شروع کرد.
24ساله است. چهارسال است مبتلاست. یک دختر سهساله دارد. با شادی میگوید: «دخترم سهساله است. «ایدز» هم ندارد.» میگوید: «بهغیر از خانوادهام کسی خبر ندارد. میگوید شوهرش معتاد تزریقی بوده و خانوادهاش هم میدانستند اما وقتی فوت شد به من تهمت زدند گفتند از تو گرفته بود.» میگوید: از بقیه توقعی نداشتم اما آنها که از وضع پسرشان خبر داشتند مرا قبول نکردند. بیرونم کردند.
«اگر هم آمارهای مبتلایان به «ایدز» صحیح باشد باز هم 27هزارنفر ایرانی مبتلا هستند؛ میگویند 91درصد مرد و تنها 9درصد زن هستند. سن مبتلایان بین 25 تا 35 سال است. یک حساب ساده میخواهد؛ از خودتان سوال کنید چند مرد 25 تا 35ساله میشناسید که شریک جنسی نداشته باشند و با هیچ زنی تماس جنسی نداشته باشند؟ آمارهای جهانی حاکی از آن است که 80درصد ابتلا در جهان به ویروس اچآیوی از طریق جنسی رخ داده است. پس زنان این جماعت 91 درصدی کجا هستند؟ یکی از دستاوردهای ازدواج فرزند است. آیا بچههایشان با «ایدز» به دنیا آمدهاند؟»
35ساله است. 10سال است که مبتلاست. سه سال پیش شوهرش از دنیا رفته است. دو فرزند سالم دارد. فقط گفت: «تو رو خدا ما رو از خودتون بدونید.»
نمیتواند حرفش را ادامه دهد. نفس بلندی میکشد تا بغضش جاری نشود. میخواهد حرف بزند اما هول شده همه شروع میکنند به دست زدن، آنقدر دست میزنند تا او دوباره حرف بزند: «ما هم مثل شما هستیم. همیشه در راه درست حرکت کردیم. هیچ خطایی در زندگی مرتکب نشدیم و به اندازه ذرهای از راه راست بیرون نرفتیم. تو رو خدا ما رو از خودتون بدونید.»
اشکها جاری میشوند. بغضها شکسته میشوند. زن مسلمان مومنی التماس میکرد که مثل بقیه است. نه پول میخواست. نه گدایی محبت میکرد. فقط یک انتظار ساده اجتماعی داشت.
«میدانید سن تنفروشی پایین آمده و به 14 تا 15سال رسیده است. میدانید اگر به جوانان یاد ندهیم و ندانند که «ایدز» چیست و چه میشود؟ هر یک مبتلا در طول زندگیاش میتواند 10 نفر را مبتلا کند. میشویم آفریقای جنوبی؛ آنجا صبح معلم به مدرسه نمیآید میگویند «ایدز» داشت؛ سخنران در جلسه حاضر نمیشود میفهمند از «ایدز» مرده... آنجا از هر سهنفر یکنفر مبتلاست.»
مجری برنامه برای یکی از بچهها لیوان آبی آورد. به حضار گفت: نگاه کنید. آب را نصفه خورد و مجری هم بقیه آب را خورد.
«دستدادن، دستزدن به نانی که یک فرد مبتلا به «ایدز» به آن دست زده، از یک لیوان آبخوردن، از یک سرویس بهداشتی استفادهکردن، بوسیدن، نیش حشرات، بغلکردن یک بیمار «ایدز»ی، شما را به این بیماری مبتلا نمیکند؛ اینها تنها تصورات غلطی است که در جامعه ریشه دوانده است؛ تصوراتی که برای یک بیمار مبتلا از خود بیماری هم بدتر است.»
... ظاهرش مسنتر از بقیه است. نگاهی به بقیه میکند؛ صدایش را صاف میکند. میگوید ۱۲سال است مبتلا است. شوهرش چهارسال پیش فوت شده. دو پسر دارد. عروس هم دارد. گریهاش میگیرد. میگوید باید محکم باشم. من پناه خانوادهام هستم... هر کس فهمید به من و فرزندانم پشت کرد. روحیهام را باخته بودم اما حالا در انجمن همه ما روحیه داریم.
... خودش ۱۲سال است مبتلا است؛ از دخترش زهرا میگوید؛ حالا ۱۰سالش است. از شوهرش که در زندان بوده و تزریق میکرده است، مبتلا شده و بعد هم از او جدا شده است، میگوید: «بنزین ریختم روی خودم تا آتش بگیرم و از این درد و انگ نسوزم. اما دلم برای دخترم سوخت.» زهرا حالا مدرسه میرود. با همان کمکهزینه موسسه احیای ارزشها به درسش میرسد. میگوید زهرا باورش نمیشد که یک روز پایش به مدرسه برسد اما مشاوران مدرسه مدیر را قانع کردند. بلند میگوید: «معدل زهرا ۷۵/۱۹ است.» صدای تشویقها بالا میرود. میگوید: «دختر دارو نمیخورد. میترسید حالا که در انجمن همه میدانند او «ایدز» دارد بلایی سرش آورند اما وقتی از راه میرسید همه او را بغل میکردند.» میبوسیدند. هیچ نگفت: اما معلوم بود نگران آینده فرزندش است...
«در بیشتر کشورهای آلودهشده به «ایدز» ۱۵تا۲۰درصد کودکان، یک یا هر دو والدین خود را بر اثر ابتلا به «ایدز» از دست دادهاند. کمتر از ۱۰درصد کودکان یتیم حاصل از بیماری «ایدز» از حمایت اجتماعی برخوردارند. یتیمان «ایدز» مورد تبعیض هستند و باید خود زندگیشان را اداره کنند. از نظر روحی و روانی مضطرب هستند. کمتر به آموزش و تحصیل دسترسی دارند و اغلب از مراقبتهای بهداشتی محرومند. سادهترین نیازهای عاطفی آنها در حد بغلکردن هم گاهی رد شده است در حالی که آنها هیچکس را مریض نمیکنند. در شعار کودکان یتیم نوشته شده: من «ایدز» دارم، منو هم بغل کنید، من شما رو مریض نمیکنم.
این جلسه در یکی از مجموعههای فرهنگی شهرداری منطقه ۱۱ تهران برگزار شد. صندلیهای بسیاری خالی مانده بود. بعضی از اعضای انجمن آن روز را مرخصی بدون حقوق گرفته بودند تا خودشان را به جامعه نشان دهند و فرصتی فراهم شود که حداقل عدهای دست از انگزدن بردارند. اما صندلیهای بسیاری خالی مانده بود. باورشان نمیشد که آنها که قول مساعد داده بودند پا پس کشیدند و حتی برای آگاهیبخشی هم یاریشان نمیدهند. مدیر انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی (احیای ارزشها) گلایهمند بود.
خسرو منصوریان که ۱۷ سال است در این انجمن تلاش میکند از نامهربانی مسوولان هیچ نگفت. فقط گفت: هیچ پولی نمیخواهیم. از سازمان و نهاد و ارگانی نمیخواهیم کمک مالی کنند. از بهزیستی یا کمیتهامداد امامخمینی پول نمیخواهیم بلکه از آنها فرصت میخواهیم تا امکان اطلاعرسانی در جامعه را پیدا کنیم. او نگران بیاطلاعی بود که جامعه در آن غوطهور شده است. از آن روز میترسید که شبیه آفریقا شویم. از کوه یخی که پرده نمایش مرکز بود و عظمت کوه یخ را نشان نمیداد، میترسید. میگفت: کلید این قفل آگاهیدادن به جامعه است وگرنه در همین نزدیکی، هر روز فرشتهها در سکوتی دلانگیز قربانی میشوند.
تبلیغات متنی
-
هشدار مهم درباره پیامدهای روانی حوادث اخیر
-
شکار پهپاد پنهانکار روی عرشه ناو هواپیمابر
-
شهرآوردی برای درمان بیخوابی؛ توپچیها فینالیست شدند
-
بیانیه اتحادیه عرب درباره جنگ احتمالی در ایران
-
اینترنت هنوز به شرایط عادی بازنگشته است
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
گلزن پرسپولیس، تنها نامزد مایکل برای بوندسلیگا!
-
تصویری از ملاقات وینیسیوس و کیم کارداشیان در پاریس!
-
بگذارید هنرمندان از درد مردم حرف بزنند
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
دعوت رسمی نتانیاهو از آذربایجان خبرساز شد
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
ستاره پرسپولیسی یاغی شد!
-
دانشمندان راز بازگشت جوانی را کشف کردند
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
روسیه برای یکسره شدن توافق ایران و آمریکا بسته پیشنهادی داد
-
ارتباط ایران با پهپاد ارسالی بر فراز ناو آمریکا قطع شد
-
گزارشی از احتمال انتقال پیام رهبر انقلاب به پوتین توسط لاریجانی
-
مالزی نفتکشهای توقیفی منتسب به ایران را آزاد کرد
-
سکوت هادی چوپان درباره وقایع اخیر شکست
-
نتانیاهو پیش از آغاز مذاکرات، درباره ایران به آمریکا هشدار داد
-
پیغام کاخ سفید درباره مذاکرات بعد از تنش ساعات پیش
-
ایران با کشور همسایه وارد یک معامله عجیب شد
-
یک روایت از علت درخواست ایران برای تغییر محل مذاکره
-
پیغام تلخ علی نصیریان به مردم در تولد ۹۱ سالگیاش
-
علی شمخانی خبر داد: جنگ حتمی است
-
ناو هواپیمابر آمریکا مدعی سرنگونی یک پهپاد ایرانی شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر