یکی از دلایل عدم محبوبیت تیم ملی، این موضوع است
مردم باید تیم ملی را مال خودشان، از جنس خودشان، از تار و پود خودشان بدانند که دوستش داشته باشند. اگر میبینید این اتفاق رخ نداده، به مثالهایی از همین دست توجه کنید. شاید به نتیجه رسیدید!
ورزش مدیا: سر در آوردن از این که چرا خیلی از مردم این تیم ملی را آنقدرها دوست ندارند، چندان پیچیده نیست. یکی از بیشمار دلایلش، همین تصمیمی است که اخیرا در مورد مهدی قائدی و الهیار صیادمنش اتخاذ شده.

قاندی با وجود این که در لیست جامجهانی قرار داشت، حالا از تیم ملی کنار گذاشته شده. دلایل این موضوع به هیچوجه فنی نیست و دستیار خوشخدمت امیر قلعهنویی یعنی سعید الهویی هم ابایی از عنوان کردن این مساله ندارد. اشاره کادرفنی تیم ملی به مصاحبهای است که از قائدی در یک پلتفرم منتشر شد و او در آن از استراماچونی و فرهاد مجیدی به عنوان بهترین مربیان دوران بازیاش نام برد. این یعنی چون به ساحت امیرخان جسارت شده و یک نفر او را «بهترین» ندانسته، حقش نیست در تیم ملی عضویت داشته باشد. چه کسی در جهان میتواند چنین چیزی را باور کند؟ در چنین شرایطی آیا بیراه است که به این تیم لقب «میلی» بدهند؟ اصلا معنای میلی همین است دیگر. ژنرال میلش نکشیده رعیت نافرمان را دعوت کند. عجب!
داستان صیادمنش هم کم و بیش مشابه است. او در فرمی خیرهکننده قرار دارد و فصل را خیلی خوب در لهستان شروع کرده، اما دعوتش نکردهاند و کادرفنی هم اشاره صریحی به دلایل موضوع نمیکند. با این حال خبرگزاریهای دولتی و جریان رسمی مثل فارس و تسنیم، عقیده دارند خالکوبی و نیز استوری صیادمنش بعد از اتفاقات دیماه یکی از دلایل دعوت نشدن او به تیم ملی بوده است. خب این چه ربطی به فوتبال دارد؟ مگر میشود بابت اتفاقات دیماه غمگین نبود؟ مگر قرار نبوده تیم ملی چتری به بزرگی همه «ملت» داشته باشد و هر کسی را با هر عقیده و باوری، به صرف شایسته بودن از نظر فنی زیر خودش جمع کند؟ پس چرا اینطور سلیقهای عمل میشود و مهاجمی که از نظر فوتبالی حقش است به تیم ملی دعوت شود، به همین راحتی کنار گذاشته میشود؟ فکر نمیکنید همین یک «ضد تبلیغ» بزرگ برای تیم و تصمیمگیرندگان آن است؟
اصل اول و آخر؛ مردم باید تیم ملی را مال خودشان، از جنس خودشان، از تار و پود خودشان بدانند که دوستش داشته باشند. اگر میبینید این اتفاق رخ نداده، به مثالهایی از همین دست توجه کنید. شاید به نتیجه رسیدید!
ارسال نظر