با مرد نوشابهای ایران آشنا شوید +عکس
مرد نوشابهای ۷ سالی است که لب به هیچ غذایی نزده است. از زمانی که نوشابه وارد زندگیاش شده، دور آشامیدنیها و نوشیدنیهای دیگر خط قرمز کشیده است. او در شبانهروز تنها ۴ ساعت میخوابد و در سن ۵۴ سالگی وارد دانشگاه شده است.
همشهری: مرد نوشابهای ۷ سالی است که لب به هیچ غذایی نزده است. از زمانی که نوشابه وارد زندگیاش شده، دور آشامیدنیها و نوشیدنیهای دیگر خط قرمز کشیده است. او در شبانهروز تنها ۴ ساعت میخوابد و در سن ۵۴ سالگی وارد دانشگاه شده است.
غلامرضا اردشیری مدتهاست که مزه هیچ غذایی را نچشیده است. میگوید نهتنها در زندگیاش احساس گرسنگی نمیکند بلکه اگر کسی را در حال خوردن غذا ببیند، حالش بد میشود. خودش نمیداند چرا و به چه دلیل این مشکل برایش رخ داده است اما از وضعیت موجود، زیاد هم ناراحت نیست.
اما اولین بار چرا و به چه دلیل، مرد میانسال به سراغ نوشابه رفت و چه شد که روز و شبش با نوشابه عجین شد؟
کار اصلیاش تعمیرات فایبرگلاس است. زندگی آبرومندی دارد و دو دخترش را راهی دانشگاه کرده است اما اتفاقی که برای او رخ داده نه به کارش مربوط است و نه به زندگیاش.
غلامرضا اردشیری میگوید: «زندگیام عادی بود مثل تمام مردم دیگر. هرگز هم تصورش را نمیکردم که چنین بلایی سرم بیاید. نه تصادفی رخ داد که اثرات ناشی از آن باشد و نه شوکی به من وارد شد. واقعا هنوز هم پی به علت این اتفاق نبردهام و این مهمترین سوالی است که در زندگیام همیشه با آن مواجه هستم، اینکه چرا فقط میتوانم نوشابه بخورم.»
او ادامه میدهد: «یکی از روزهای خرداد ۸۶ بود. آن شب، مثل همه شبها به خواب رفتم و نیمههای شب بیدار شدم. حس عجیبی داشتم. احساس میکردم چیزی مثل مو داخل دهانم است. حس میکردم که سر این مو داخل دهانم است و انتهایش داخل معدهام. هر کاری میکردم این مو را خارج کنم امکانپذیر نبود. مو مثل یک سیم بکسل داخل گلویم قرار داشت و حس خفگی به من دست داده بود. آنقدر محکم و سفت بود که نمیدانستم چهکار باید انجام دهم. نمیتوانم آن را واقعا توصیف کنم اما حسش دیوانهکننده بود. فردای آن روز، راهی دکتر شدم. به سراغ هر دکتری که فکرش را بکنید رفتم. هر کسی یک دکتری را معرفی میکرد و دکترها هم که نمیتوانستند بیماریام را تشخیص دهند مرا به همکار دیگرشان معرفی میکردند. صبح تا شب یا در مطب دکتر بودم یا بیمارستان، اما هیچ کسی نمیتوانست بیماریام را تشخیص دهد. مویی داخل دهانم نبود اما حس بودن این مو، دیوانهکننده بود. برای رهایی از این حس، به سراغ هر دکتری که فکرش را بکنید رفتم تا اینکه یک متخصص کلیه و خون گفت بهتر است پیش روانپزشک بروی و دکتری را به من معرفی کرد.»
قرصهای سکتهآور
مرد میانسال که از حسی که به او دست داده بود به تنگ آمده بود، آدرس دکتر روانپزشک را گرفت و راهی مطب او شد.
او میگوید: «دکتر قرصهایی به من داد که هر شب باید آنها را استفاده میکردم و به من گفت اگر قرصها سازگار با بدنت نبود، آنها را مصرف نکن. خوردن این قرصها حالم را خیلی بد کرد و مثل افرادی بودم که سکته کردهاند. نصف صورتم فلج شده بود و آب دهانم میریخت. حس مو از بین رفت اما حالم به طرز وحشتناکی بد شده بود.»
اردشیری چارهای نداشت جز ترک قرصهایی که دکتر متخصص آنها را تجویز کرده بود. در همان زمان بود که احساس تشنگی زیاد باعث شد تا برای رفع عطش به سراغ نوشابه برود.
میگوید: «تیرماه همان سال، وقتی قرصها را کنار گذاشتم، احساس تشنگی شدیدی داشتم و دلم نوشابه میخواست. وقتی اولین لیوان نوشابه را خوردم، حس کردم که این اولین باری است که چنین خوراکی خوشمزهای را میخورم. حس آرامش و انرژی به من دست داد. بعد از آن زندگیام با خوردن نوشابه ادامه یافت.»
غذا ممنوع!!!
مرد نوشابهای میگوید: «از تیر سال ۸۶ تا الان هیچ غذایی نخوردهام جز نوشابه. روزی ۳ بطری بزرگ نوشابه مصرف میکنم. برای من غذا معنایی ندارد و اصلا احساس گرسنگی به من دست نمیدهد. وقتی میبینم یک نفر در حال خوردن غذاست احساس تهوع به من دست میدهد و حالم بد میشود. خانوادهام خیلی مراعات مرا میکنند و مدتهاست که دیگر جلوی من غذا نمیخورند.»
بعد از آن، نوشابه با زندگی مرد میانسال همراه شد. حالا دیگر هیچ چیز هوس نمیکند و تنها چیزی که او را شارژ و سر حال نگه میدارد مصرف نوشابه آن هم از نوع گازدارش است. میگوید: «مصرف نوشابه هیچ تاثیر بدی در زندگیام نگذاشته است. البته از زمانی که شروع به خوردن نوشابه کردم ۳۲ کیلو وزن کم کردهام. سال ۸۶ وزنم ۱۰۵ کیلو بود و الان ۷۳ کیلو هستم. اما یک سالی است که وزنم هیچ تغییری نکرده است. این تغییر وزن هم هیچ اثری بر سلامتیام نگذاشته و من مشکلی ندارم. همانطور که میدانید خوردن نوشابه مضرات زیادی دارد، حتی باعث پوکی استخوان یا زخم معده میشود، اما من آزمایشات کامل دادهام، از آندوسکوپی گرفته تا آزمایشات خیلی جزئی ولی در حال حاضر که خوشبختانه هیچ مشکلی ندارم و مصرف نوشابه تاثیر منفی روی من نگذاشته است.»

مرد نوشابهای ادامه میدهد: «یکسری مزایا هم برای من داشته است. مثلا وقتی یک ساعت کار میکنم احساس خستگی زیادی به من دست میدهد و نمیتوانم به کارم ادامه دهم ولی نوشیدن یک لیوان نوشابه گازدار آنچنان خستگیام را بر طرف میکند که انگار بهترین غذاها را خوردهام. بعد از آن چنان شارژ میشوم که میتوانم کلی کار کنم.»
مرد نوشابهای ۷ سالی است که لب به هیچ غذایی نزده است. از زمانی که نوشابه وارد زندگیاش شده، دور آشامیدنیها و نوشیدنیهای دیگر خط قرمز کشیده است.
میگوید: «در طول زندگیام تنها چیزی که میخورم نوشابه است. در طول یک هفته، شاید یکسوم استکان آب بخورم. چای هم خیلی کم و اگر هم مصرف کنم هفتهای یک استکان آن هم خیلی غلیظ.»
رگی که خشک شده
از زمانی که غلامرضا با این مشکل مواجه شد به سراغ دکترهای زیادی رفت اما هیچ کدام از آنها نتوانستند علت این بیماری را تشخیص دهند و تنها یک پزشک گفت رگی از مغز به بدن متصل است که حس گرسنگی را اعلام میکند. این رگ در بدن شما خشک شده است، به همین دلیل احساس گرسنگی ندارید.
اما اعتیاد به نوشابه و فرار از غذا، تنها مشکلی نیست که مرد ۵۸ ساله با آن مواجه است. اواخر سال ۸۹ بود که متوجه شد کلیه سمت راستش از کار افتاده و بدنش کلیه را پس میزند.
مرد میانسال مجددا راهی دکتر شد و در رابطه با علت بیماری کلیویاش سوالاتی کرد: «آزمایشات زیادی دادم و در نهایت دکترها که علت این بیماری را متوجه نشده بودند، تشخیص عجیبی دادند. آنها گفتند کلیهات پودر شده! و پودر شدن کلیه سه علت دارد، هپاتیت، ایدز یا سرطان مغز استخوان. با این حساب من باید یکی از این سه بیماری را داشته باشم. برای مشخص شدن این موضوع آزمایشات مربوطه را دادم اما پاسخ تمامی آزمایشات منفی بود. کلیهام بدون آنکه هیچ بیماری خاصی داشته باشم از بین رفت و در حال حاضر کلیه سمت راستم را به طور کل از دست دادهام و دارم با کلیه چپم زندگی میکنم. البته این را هم بگویم که از دو سال پیش سنگ کلیه داشتم که همان زمان این بیماری را درمان کردم و الان هم نمیدانم که بیماری کلیوی من اصلا ربطی به خوردن نوشابه دارد یا نه.»
۴ ساعت خواب
غلامرضا اردشیری یک مشکل بزرگ دیگر هم دارد و آن هم کمخوابی است. از زمانی که به نوشابه اعتیاد پیدا کرد، خوابش هم کم شد و در شبانهروز تنها ۴ ساعت میخوابد؛ از ۳ شب تا ۷ صبح. میگوید: «شبها وقتی همه خواب هستند من بیدارم و اصلا خواب به چشمهایم نمیآید. حس بیخوابی من درست مثل حس بیخوابی در روز است. خانوادهام با این موضوع کنار آمدهاند و من هم مشکلی با آن ندارم. شبها تلویزیون نگاه میکنم و جدول حل میکنم. استاد حل جدول شدهام و یک مجله جدول را یک روز و نیمه، تمام میکنم آن هم به صورت کامل و صحیح. البته باز هم نمیدانم که این کمخوابیام به خوردن نوشابه ربط دارد یا نه.»
مرد میانسال زمانی که دید ساعتهای عمرش به بطالت میگذرد و بیشتر از افراد دیگر زمان دارد، تصمیم جدیدی گرفت: «بعد از مدتی، زمانی که دیدم وقتم به بطالت میگذرد تصمیم جدیدی گرفتم. به پیشنهاد بچههایم تصمیم گرفتم به دانشگاه بروم. من دیپلم داشتم و به خاطر علاقه بسیاری که به رشته حقوق داشتم در دانشگاه علمی - کاربردی شماره دو گچساران مشغول به تحصیل شدم و چند ماه قبل، با مدرک لیسانس فارغالتحصیل شدم.»
او ادامه میدهد: «زمانی که وارد دانشگاه شدم میدانستم که از مدرکم نمیتوانم استفاده کنم. سن من خیلی زیاد است و کسی به آدمی در این سن کار نمیدهد، آن هم بدون تجربه کاری! اما چون درس خواندن را خیلی دوست داشتم، این تصمیم را گرفتم. الان هم خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده است. بعضی اوقات از من میپرسند که خوردن نوشابه یا بیخوابی روی ذهنت تاثیر نگذاشته و حافظهات را کم نکرده که پاسخ من منفی است. نوشابه نه روی ذهن و حافظهام و نه روی جسم من اثر منفی نداشته و هنوز هم نمیدانم که چرا چنین اتفاقی رخ داده است.»
زندگی غلامرضا اردشیری این روزها در حالی ادامه دارد که او همچنان به خوردن غذا هیچ علاقهای ندارد و همه خوراکیاش را نوشابه تشکیل میدهد. میگوید همه آرزویم این است که بفهمم چرا این اتفاق برایم افتاد و جز نوشابه، خوراکی دیگری نمیتوانم بخورم.
غلامرضا اردشیری مدتهاست که مزه هیچ غذایی را نچشیده است. میگوید نهتنها در زندگیاش احساس گرسنگی نمیکند بلکه اگر کسی را در حال خوردن غذا ببیند، حالش بد میشود. خودش نمیداند چرا و به چه دلیل این مشکل برایش رخ داده است اما از وضعیت موجود، زیاد هم ناراحت نیست.
اما اولین بار چرا و به چه دلیل، مرد میانسال به سراغ نوشابه رفت و چه شد که روز و شبش با نوشابه عجین شد؟
کار اصلیاش تعمیرات فایبرگلاس است. زندگی آبرومندی دارد و دو دخترش را راهی دانشگاه کرده است اما اتفاقی که برای او رخ داده نه به کارش مربوط است و نه به زندگیاش.
غلامرضا اردشیری میگوید: «زندگیام عادی بود مثل تمام مردم دیگر. هرگز هم تصورش را نمیکردم که چنین بلایی سرم بیاید. نه تصادفی رخ داد که اثرات ناشی از آن باشد و نه شوکی به من وارد شد. واقعا هنوز هم پی به علت این اتفاق نبردهام و این مهمترین سوالی است که در زندگیام همیشه با آن مواجه هستم، اینکه چرا فقط میتوانم نوشابه بخورم.»
او ادامه میدهد: «یکی از روزهای خرداد ۸۶ بود. آن شب، مثل همه شبها به خواب رفتم و نیمههای شب بیدار شدم. حس عجیبی داشتم. احساس میکردم چیزی مثل مو داخل دهانم است. حس میکردم که سر این مو داخل دهانم است و انتهایش داخل معدهام. هر کاری میکردم این مو را خارج کنم امکانپذیر نبود. مو مثل یک سیم بکسل داخل گلویم قرار داشت و حس خفگی به من دست داده بود. آنقدر محکم و سفت بود که نمیدانستم چهکار باید انجام دهم. نمیتوانم آن را واقعا توصیف کنم اما حسش دیوانهکننده بود. فردای آن روز، راهی دکتر شدم. به سراغ هر دکتری که فکرش را بکنید رفتم. هر کسی یک دکتری را معرفی میکرد و دکترها هم که نمیتوانستند بیماریام را تشخیص دهند مرا به همکار دیگرشان معرفی میکردند. صبح تا شب یا در مطب دکتر بودم یا بیمارستان، اما هیچ کسی نمیتوانست بیماریام را تشخیص دهد. مویی داخل دهانم نبود اما حس بودن این مو، دیوانهکننده بود. برای رهایی از این حس، به سراغ هر دکتری که فکرش را بکنید رفتم تا اینکه یک متخصص کلیه و خون گفت بهتر است پیش روانپزشک بروی و دکتری را به من معرفی کرد.»
قرصهای سکتهآور
مرد میانسال که از حسی که به او دست داده بود به تنگ آمده بود، آدرس دکتر روانپزشک را گرفت و راهی مطب او شد.
او میگوید: «دکتر قرصهایی به من داد که هر شب باید آنها را استفاده میکردم و به من گفت اگر قرصها سازگار با بدنت نبود، آنها را مصرف نکن. خوردن این قرصها حالم را خیلی بد کرد و مثل افرادی بودم که سکته کردهاند. نصف صورتم فلج شده بود و آب دهانم میریخت. حس مو از بین رفت اما حالم به طرز وحشتناکی بد شده بود.»
اردشیری چارهای نداشت جز ترک قرصهایی که دکتر متخصص آنها را تجویز کرده بود. در همان زمان بود که احساس تشنگی زیاد باعث شد تا برای رفع عطش به سراغ نوشابه برود.
میگوید: «تیرماه همان سال، وقتی قرصها را کنار گذاشتم، احساس تشنگی شدیدی داشتم و دلم نوشابه میخواست. وقتی اولین لیوان نوشابه را خوردم، حس کردم که این اولین باری است که چنین خوراکی خوشمزهای را میخورم. حس آرامش و انرژی به من دست داد. بعد از آن زندگیام با خوردن نوشابه ادامه یافت.»
غذا ممنوع!!!
مرد نوشابهای میگوید: «از تیر سال ۸۶ تا الان هیچ غذایی نخوردهام جز نوشابه. روزی ۳ بطری بزرگ نوشابه مصرف میکنم. برای من غذا معنایی ندارد و اصلا احساس گرسنگی به من دست نمیدهد. وقتی میبینم یک نفر در حال خوردن غذاست احساس تهوع به من دست میدهد و حالم بد میشود. خانوادهام خیلی مراعات مرا میکنند و مدتهاست که دیگر جلوی من غذا نمیخورند.»
بعد از آن، نوشابه با زندگی مرد میانسال همراه شد. حالا دیگر هیچ چیز هوس نمیکند و تنها چیزی که او را شارژ و سر حال نگه میدارد مصرف نوشابه آن هم از نوع گازدارش است. میگوید: «مصرف نوشابه هیچ تاثیر بدی در زندگیام نگذاشته است. البته از زمانی که شروع به خوردن نوشابه کردم ۳۲ کیلو وزن کم کردهام. سال ۸۶ وزنم ۱۰۵ کیلو بود و الان ۷۳ کیلو هستم. اما یک سالی است که وزنم هیچ تغییری نکرده است. این تغییر وزن هم هیچ اثری بر سلامتیام نگذاشته و من مشکلی ندارم. همانطور که میدانید خوردن نوشابه مضرات زیادی دارد، حتی باعث پوکی استخوان یا زخم معده میشود، اما من آزمایشات کامل دادهام، از آندوسکوپی گرفته تا آزمایشات خیلی جزئی ولی در حال حاضر که خوشبختانه هیچ مشکلی ندارم و مصرف نوشابه تاثیر منفی روی من نگذاشته است.»

مرد نوشابهای ادامه میدهد: «یکسری مزایا هم برای من داشته است. مثلا وقتی یک ساعت کار میکنم احساس خستگی زیادی به من دست میدهد و نمیتوانم به کارم ادامه دهم ولی نوشیدن یک لیوان نوشابه گازدار آنچنان خستگیام را بر طرف میکند که انگار بهترین غذاها را خوردهام. بعد از آن چنان شارژ میشوم که میتوانم کلی کار کنم.»
مرد نوشابهای ۷ سالی است که لب به هیچ غذایی نزده است. از زمانی که نوشابه وارد زندگیاش شده، دور آشامیدنیها و نوشیدنیهای دیگر خط قرمز کشیده است.
میگوید: «در طول زندگیام تنها چیزی که میخورم نوشابه است. در طول یک هفته، شاید یکسوم استکان آب بخورم. چای هم خیلی کم و اگر هم مصرف کنم هفتهای یک استکان آن هم خیلی غلیظ.»
رگی که خشک شده
از زمانی که غلامرضا با این مشکل مواجه شد به سراغ دکترهای زیادی رفت اما هیچ کدام از آنها نتوانستند علت این بیماری را تشخیص دهند و تنها یک پزشک گفت رگی از مغز به بدن متصل است که حس گرسنگی را اعلام میکند. این رگ در بدن شما خشک شده است، به همین دلیل احساس گرسنگی ندارید.
اما اعتیاد به نوشابه و فرار از غذا، تنها مشکلی نیست که مرد ۵۸ ساله با آن مواجه است. اواخر سال ۸۹ بود که متوجه شد کلیه سمت راستش از کار افتاده و بدنش کلیه را پس میزند.
مرد میانسال مجددا راهی دکتر شد و در رابطه با علت بیماری کلیویاش سوالاتی کرد: «آزمایشات زیادی دادم و در نهایت دکترها که علت این بیماری را متوجه نشده بودند، تشخیص عجیبی دادند. آنها گفتند کلیهات پودر شده! و پودر شدن کلیه سه علت دارد، هپاتیت، ایدز یا سرطان مغز استخوان. با این حساب من باید یکی از این سه بیماری را داشته باشم. برای مشخص شدن این موضوع آزمایشات مربوطه را دادم اما پاسخ تمامی آزمایشات منفی بود. کلیهام بدون آنکه هیچ بیماری خاصی داشته باشم از بین رفت و در حال حاضر کلیه سمت راستم را به طور کل از دست دادهام و دارم با کلیه چپم زندگی میکنم. البته این را هم بگویم که از دو سال پیش سنگ کلیه داشتم که همان زمان این بیماری را درمان کردم و الان هم نمیدانم که بیماری کلیوی من اصلا ربطی به خوردن نوشابه دارد یا نه.»
۴ ساعت خواب
غلامرضا اردشیری یک مشکل بزرگ دیگر هم دارد و آن هم کمخوابی است. از زمانی که به نوشابه اعتیاد پیدا کرد، خوابش هم کم شد و در شبانهروز تنها ۴ ساعت میخوابد؛ از ۳ شب تا ۷ صبح. میگوید: «شبها وقتی همه خواب هستند من بیدارم و اصلا خواب به چشمهایم نمیآید. حس بیخوابی من درست مثل حس بیخوابی در روز است. خانوادهام با این موضوع کنار آمدهاند و من هم مشکلی با آن ندارم. شبها تلویزیون نگاه میکنم و جدول حل میکنم. استاد حل جدول شدهام و یک مجله جدول را یک روز و نیمه، تمام میکنم آن هم به صورت کامل و صحیح. البته باز هم نمیدانم که این کمخوابیام به خوردن نوشابه ربط دارد یا نه.»
مرد میانسال زمانی که دید ساعتهای عمرش به بطالت میگذرد و بیشتر از افراد دیگر زمان دارد، تصمیم جدیدی گرفت: «بعد از مدتی، زمانی که دیدم وقتم به بطالت میگذرد تصمیم جدیدی گرفتم. به پیشنهاد بچههایم تصمیم گرفتم به دانشگاه بروم. من دیپلم داشتم و به خاطر علاقه بسیاری که به رشته حقوق داشتم در دانشگاه علمی - کاربردی شماره دو گچساران مشغول به تحصیل شدم و چند ماه قبل، با مدرک لیسانس فارغالتحصیل شدم.»
او ادامه میدهد: «زمانی که وارد دانشگاه شدم میدانستم که از مدرکم نمیتوانم استفاده کنم. سن من خیلی زیاد است و کسی به آدمی در این سن کار نمیدهد، آن هم بدون تجربه کاری! اما چون درس خواندن را خیلی دوست داشتم، این تصمیم را گرفتم. الان هم خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده است. بعضی اوقات از من میپرسند که خوردن نوشابه یا بیخوابی روی ذهنت تاثیر نگذاشته و حافظهات را کم نکرده که پاسخ من منفی است. نوشابه نه روی ذهن و حافظهام و نه روی جسم من اثر منفی نداشته و هنوز هم نمیدانم که چرا چنین اتفاقی رخ داده است.»
زندگی غلامرضا اردشیری این روزها در حالی ادامه دارد که او همچنان به خوردن غذا هیچ علاقهای ندارد و همه خوراکیاش را نوشابه تشکیل میدهد. میگوید همه آرزویم این است که بفهمم چرا این اتفاق برایم افتاد و جز نوشابه، خوراکی دیگری نمیتوانم بخورم.
تبلیغات متنی
-
سفیر آلمان به وزارت امور خارجه احضار شد
-
برگزاری کارگاههای تخصصی فیبر نوری ایرانسل در استانها
-
نفس بازغی با انتشار یک استوری عزاداری کرد
-
استقلال قدر چیپ آسانی را ندانست
-
مجلس: با آمریکا سر غنیسازی توافق میکنیم
-
تنش غیرمنتظره میان ایتالیا با ایران بالا گرفت
-
تابلو نصب شده روی سر در یک آشفروشی در بازار خبرساز شد
-
پیغام تازه پزشکیان به آمریکا؛ آماده هستیم!
-
بهتاش پایتخت در غمگینترین وضعیتی که تا حالا ندیدید
-
تصاویری از دیدار لیدرهای باشگاه تراکتور با رهبر انقلاب
-
راهنمای کامل لیفت میدفیس بدون جراحی + بررسی مزایا و معایب
-
برای مداح معروف یزد قرار بازداشت صادر شد
-
قابهای متفاوت از جلسه امروز نمایندگان در مجلس
-
جانشین اسکوچیچ پنچری تراکتور را در لیگ نخبگان گرفت
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
-
سفیر آلمان به وزارت امور خارجه احضار شد
-
تنش غیرمنتظره میان ایتالیا با ایران بالا گرفت
-
برای مداح معروف یزد قرار بازداشت صادر شد
-
قابهای متفاوت از جلسه امروز نمایندگان در مجلس
-
جانشین اسکوچیچ پنچری تراکتور را در لیگ نخبگان گرفت
-
عراقچی از ایران برای ویتکاف سوغاتی برد!
-
ادعای وال استریت؛ توافق ایران و آمریکا ممکن است
-
سه قابی از ایران که در سال ۲۰۲۶ جهانی شد
-
عزاداری تلخ محمد خاکپور در چهلم جانباختگان دی ماه
-
گزارش اسرائیل از اقدام خبرساز سپاه همزمان با مذاکرات
-
تصاویر برگزاری مراسم چهلم جانباختگان دی ماه توسط دولت
-
اولین واکنش آمریکا به نتیجه مذاکرات امروز با ایران
-
عکس هادی چوپان از باشگاههای ورزشی حذف شد
-
ممیزی عجیب صداوسیما ناگهان لغو شد!
-
هزینه سفره افطار در رمضان ۱۴۰۴ هم باورنکردنی شد
-
آمریکا دو شرط را پذیرفت، ایران پای میز مذاکره رفت
-
پخش آهنگ شهرام صولتی در حضور عراقچی!
-
شبکه سه تلویزیون از احتمال آغاز جنگ جهانی خبر داد
-
مداح معروف مالیاتش را به دولتهای خارجی تقدیم کرد
-
توضیح قالیباف درباره بنزین ۶۰هزار تومانی در سال ۱۴۰۵
-
ادعای همکاری دستگاههای امنیتی ایران و جداییطلبان باسک
-
قالیباف در پاسخ به رسایی: من پیک جنابعالی هستم
-
احمدینژاد بعد از حواشی اخیر اطلاعیه صادر کرد
-
بنیفاطمه، از پاکتهای دریافتی مداحان میگوید
-
«قربان، طلا، سوسن و زیبا» در پشتصحنه سریال «سوجان»
-
پایان مذاکرات امروز ایران و آمریکا در ژنو
-
چهره «سوسن» در اتاق گریم سریال «سوجان»
-
مزارهای بدون سنگ؛ روایتی از چهلم نگین و مجید
-
زیپ شلوار عراقچی مساله برخی رسانهها شد
-
اقدام معنادار ایران در تنگه هرمز همزمان با مذاکرات
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
دقیقا یه نمونه ی خارجی همین قضیه هم هست که یه اقای میلیاردریه (به دلار ) که 8 ذرصد سهام کوکا کولا رم خریده و روزی 4تا بطری کوکا میخوره البته غذا هم میخوره 78 سالشه لینکشو پیدا کردم براتون میزارم
پاسخ ها
البته 8 درصد نه و هشتادو خورده ای درصد. اسم این شخصوارن بافته و میلیاردر آمریکاییه. همه چی میخوره منجمله روزی 4 بطری کوکاکولا. اونم شاید بخاطر تبلیغ برای کارخونه ای باشه که بزرگترین سهامدارشه.
من فککنم برترین ها یه قرار داد کلفت برای حمایت از نوشابه با کوکاکولا بسته
خدا شفا بده......
پیرمرد بیچاره :(
همین اتفاق برای یه دختر اروپایی افتاد، ولی نه با نوشابه، با پیتزا! اونم نه هر پیتزایی، فقط پیتزای گوجه!! غیر از اون به هر غذایی لب میزد بالا میاورد. میتونین تحقیق کنین.
آیا میدانید 2 سوم بدن انسان را نوشابه تشکیل داده است !
پاسخ ها
خیل با مزه بود. نمیدونم چرا واسه جوک ها هم منفی میدیم
با سلام وارزوی سلامتی برای همه بیبماران خصوصا جناب اردشیری .من نمیدونم ایشان تا الان چه کارهای دیگه ای انجام داده اند.ولی اگر تمایل دارند میخواهم مستقیما چندتا کار پیشنهاد کنم انجام بدهند شاید بخواست خدا نتیجه بگیرند.
پاسخ ها
انشالا...
منم نوشابه زیاد میخورم .نوشیدنی فقط نوشابه