فرهاد هواخواه:
من بیماری «جمع کردن ماشین» دارم!
«فرهاد هواخواه» یک عشق ماشین واقعی است، تعمیرکاری که برای جمع کردن یک کلکسیون ۱۵۰۰ تایی از ماکتهای کوچک ماشین ۴۰ سال زحمت کشیده و خرج دهها میلیونی کرده است.
مجله مهر: «فرهاد هواخواه» یک عشق ماشین واقعی است، تعمیرکاری که برای جمع کردن یک کلکسیون ۱۵۰۰ تایی از ماکتهای کوچک ماشین ۴۰ سال زحمت کشیده و خرج دهها میلیونی کرده است.
بسیاری از پسربچه ها در همه جای دنیا از همان روزهای آغازین زندگی ماشین باز می شوند و هنگام حرکت دادن اسباب بازی هایشان صدای موتورش را در می آورند. این عشق و علاقه وقتی به دوران نوجوانی می رسد تبدیل به خرید و چسباندن پوسترهای ماشین های مدل بالا و حفظ کردن مشخصات موتورشان می شود. «فرهاد هواخواه» هم از آن آدمهایی است که عشق ماشین بودنش از دوران کودکی شروع شد و تا الان که ۵۲ سال دارد پررنگ تر از قبل ادامه دارد. عشقی که او را به مکانیکی کشاند و حالا او را تبدیل به یک کلکسیون دار حرفه ای ماکت ماشین کرده است تا به گفته خودش این ۱۵۰۰ ماشین کوچک مثل جانش باشد.

ماشین های من اسباب بازی نیستند
آقای هواخواه متولد ۱۳۴۲ در شهرستان بجنورد است. قبل تر مکانیک ماشین های سنگین بوده و از وقتی کمرش را عمل کرده کارش کنار گذاشته و باهمسرش یک مغازه فروش لباس بچه دارد. از ۱۰ سالگی چشمش به این مدل از ماشین ها افتاده هوس جمع کردنشان به سرش زده و تا الان که ۵۲ سال دارد به این درد دچار است. مشوق این موضوع هم برادرش بوده است. چون از همان دوران از آبادان، کویت و ابوظبی برایش اینطور ماشین ها را می آورده است. آقای هواخواه هیچ خوشش نمی آید که به این ماشین ها اسباب بازی بگوییم و در این باره توضیح مفصلی به ما می دهد: « من واقعا اسباب بازی جمع نمی کنم. همه این ها ماکت های واقعی و اورجینال است. اسباب بازی پلاستیک دارد. اما این ها همگی فلزی است و توسط کمپانی های معتبر دنیا عین ماشین های واقعی ساخته شده است. هرکدام هم جعبه و شناسنامه مخصوص به خودش را دارد و مثل تلفن همراه خرید و فروش آنها بدون جمعیه امکان پذیر نیست. مثلا من یک اتوبوس دارم که در دنیا ۷۷۰ تا از آن وجود دارد که طبق شماره سریالی که دست من است. شماره ۳۵۰ اتوبوس من است.»
هیچ کس همچین کلکسیونی در جهان ندارد
قیمت ماشین های آقای هواخواه از ۵۰ هزارتومان شروع می شود و تا یک میلیون و هشتصدهزارتومان ادامه دارد. گران ترین ماشین آقای هواخواه هم یک «رولز رویس» است. با اینکه این ماشین ها قیمت های کمی ندارد ولی انگار نمی تواند از قید خریدشان بگذرد: « از همان دوران بچگی که شروع به جمع کردن ماشین ها کردم هنوز مرتب و تمیز آنها را نگه داشتم. اصلا فکر نمی کنم چنین کلکسیونی در دنیا وجود داشته باشد. چون معمولا ماکت های قدیمی را بچه ها بازی کردند و خرابش کرده اند اما من همه را نگه داشته ام. آن دوران همیشه پول توجیبی هایم را جمع می کردم تا از این ماکت ها بخرم. الان هم که از خانمم پول توجیبی می گیرم (خنده) باز این ماشین ها می خرم. واقعا مریضی جمع کردنشان را دارم خدا نصیب کسی نکند. وقتی دچارش می شوی دیگر نمی توانی خودت را رها کنی.»

گمرک پول ماشین ها را از من گرفت!
در کلکسیون آقای هواخواه هر نوع ماشینی وجود دارد. حتی ماشین هایی که در خیابان های کشورخودمان می بینیم: « من ماشین ارتش، نیروی انتظامی، مینی بوس بنز و پراید را هم دارم. خیلی دوست داشتم پیکان را هم داشته باشم ولی مدلی که برای پیکان زده بودند اصلا خوب نبود. بسیاری از کسانی که این ماشین ها را می بینند آنقدر ذوق زده می شوند که دست و پایشان را گم می کنند. من می توانم بگویم از همه ماشین هایی که بیرون وجود دارد، نمونه کوچکش را در خانه ام دارم.» آخرین بار آقای هوخواه سه ماکت ماشین از ترکیه خرید که هنگام وارد کردنش به کشور یک اتفاق جالب افتاد: « وقتی می خواستم وارد کشور کنم. هنگام چک کردن بارها گمرک نگذاشت که آنها را بیاورم. گفت این ها خرید لوکس حساب می شوند و باید پولش را به گمرک پرداخت کنید. هرچه گفتم این ها ماشین اسباب بازی هستند. قبول نکردند. گفتم آدم باید برای وارد کردن ماشین بزرگ پول گمرک بدهد بعد آن وقت برای ماکت ماشین هم پول گمرک بدهد خنده دارد نیست؟ قبول نکردند و ۲۰۰ هزارتومان جریمه ام کردند. بعد که پول ها را پرداخت کردم اجازه ورود دادند. جالب اینجاست که آن همه لباس بچه آورده بودم کسی به آنها گیر نداد.»
۷۰ میلیون تومان برای خرید پیشنهاد دادند، ولی نمی فروشم
در خانه آقای هواخواه و همسرش یک اتاق مخصوص نگهداری از ماشین ها وجود دارد که همه اهالی خانه موظفند که حواسشان را حسابی جمع کنند تا به ماشین ها آسیبی نرسد: « من دزدگیری روی آنها نصب نکرده ام. اما واقعا به جانم وصل هستند. اگر یک روزی آنها را بدزدند حتما سکته می کنم. چون دیگر این ها از حالت کلکسیون بیرون آمده اند و کم کم تبدیل به یک گنجینه و عتیقه شده اند. چون توی آنها ماکت های ۴۰ ساله هم وجود دارد. تا حالا خیلی ها پیشنهاد داده اند که با قیمت های مختلفی از ۴۰ تا ۷۰ میلیون این کلکسیون را به آنها بفروشم. ولی اصلا نمی توانم به حرفشان فکر هم کنم. من دانه دانه این ماشین ها را با ذوق و زحمت زیادی خریده ام. لحظه خرید هرکدام شان خوب یادم می آید. همه شان را نو و مرتب نگه داشته ام. حتی توی جعبه شان نوشته که دستمال رویش نکشید. با سشوار خاک آنها را بگیرید من همه را رعایت کرده ام.»

انگار مریضی جمع کردن ماکت ماشین دارم
ماشین آقای هواخواه یک روآ ساده است و چون موتورش پیکان است این ماشین را دوست دارد. آقای کلسیونر حسابی عشق پیکان است و زمانی که کار مکانیکی انجام می داد مکانیک این ماشین نوستالژیک بوده است. وقتی می پرسیم این عشق و علاقه عجیب و غریب واکنش های منفی دوستان و خانواده را به همراه داشته است یا نه، می گوید: «چرا غر نزنند وقتی یک میلیون و ۶۰۰ هزارتومان پول بی زبان را به یک قطعه ماشین می دهم. ولی خانمم آنقدر مهربان و خوب است که با این موضوع کنار آمده است و تحمل می کند. باور کنید این کارواقعا یک نوع مریضی است. دخترم ولی عاشق این ماشین هاست معمولا دخترها با ماشین کاری ندارند و عروسک دوست دارند اما دخترم خیلی دوستشان دارد. گاهی اوقات این ماشین ها را در طبیعت قرار می دهم و طوری عکس از موتور و بدنه شان می گیرم که وقتی به کسی نشان می دهم باور نمی کنند که این ماشین ها ماکت است. فکر می کنند خالی می بندم. من واقعا عاشق این ماشین ها هستم. اصلا یک طوری است که انگار مریضی جمع کردنشان را دارم خدا نصیب هیچ کس نکند!»

گاهی عذاب وجدان می گیرم
خریدن این ماشین ها بدون عذاب وجدان هم نیست. اما خب گویا نمی توان برای این علاقه کاری کرد. «از کارم عذاب وجدان دارم بالاخره خانه ام کرایه ای است. اما این عشق لامصب پایش را روی عذاب وجدان آدم می گذارد. من قمارباز نیستم که گناه داشته باشد. من ماکت بازم. کافی است عشق این کار به جانتان بیفتد. از بقیه هم بروید بپرسید همین را به شما می گویند. بارها شده خانمم تا ساعت ۹ شب در جایی منتظر من بماند. ولی چون من مشغول حرف زدن درباره ماشین هستم اصلا یادم رفته و تلفنش را هم جواب نداده ام. فکر می کنم این بیماری تا آخر عمر با من باشد.»
بسیاری از پسربچه ها در همه جای دنیا از همان روزهای آغازین زندگی ماشین باز می شوند و هنگام حرکت دادن اسباب بازی هایشان صدای موتورش را در می آورند. این عشق و علاقه وقتی به دوران نوجوانی می رسد تبدیل به خرید و چسباندن پوسترهای ماشین های مدل بالا و حفظ کردن مشخصات موتورشان می شود. «فرهاد هواخواه» هم از آن آدمهایی است که عشق ماشین بودنش از دوران کودکی شروع شد و تا الان که ۵۲ سال دارد پررنگ تر از قبل ادامه دارد. عشقی که او را به مکانیکی کشاند و حالا او را تبدیل به یک کلکسیون دار حرفه ای ماکت ماشین کرده است تا به گفته خودش این ۱۵۰۰ ماشین کوچک مثل جانش باشد.

ماشین های من اسباب بازی نیستند
آقای هواخواه متولد ۱۳۴۲ در شهرستان بجنورد است. قبل تر مکانیک ماشین های سنگین بوده و از وقتی کمرش را عمل کرده کارش کنار گذاشته و باهمسرش یک مغازه فروش لباس بچه دارد. از ۱۰ سالگی چشمش به این مدل از ماشین ها افتاده هوس جمع کردنشان به سرش زده و تا الان که ۵۲ سال دارد به این درد دچار است. مشوق این موضوع هم برادرش بوده است. چون از همان دوران از آبادان، کویت و ابوظبی برایش اینطور ماشین ها را می آورده است. آقای هواخواه هیچ خوشش نمی آید که به این ماشین ها اسباب بازی بگوییم و در این باره توضیح مفصلی به ما می دهد: « من واقعا اسباب بازی جمع نمی کنم. همه این ها ماکت های واقعی و اورجینال است. اسباب بازی پلاستیک دارد. اما این ها همگی فلزی است و توسط کمپانی های معتبر دنیا عین ماشین های واقعی ساخته شده است. هرکدام هم جعبه و شناسنامه مخصوص به خودش را دارد و مثل تلفن همراه خرید و فروش آنها بدون جمعیه امکان پذیر نیست. مثلا من یک اتوبوس دارم که در دنیا ۷۷۰ تا از آن وجود دارد که طبق شماره سریالی که دست من است. شماره ۳۵۰ اتوبوس من است.»
هیچ کس همچین کلکسیونی در جهان ندارد
قیمت ماشین های آقای هواخواه از ۵۰ هزارتومان شروع می شود و تا یک میلیون و هشتصدهزارتومان ادامه دارد. گران ترین ماشین آقای هواخواه هم یک «رولز رویس» است. با اینکه این ماشین ها قیمت های کمی ندارد ولی انگار نمی تواند از قید خریدشان بگذرد: « از همان دوران بچگی که شروع به جمع کردن ماشین ها کردم هنوز مرتب و تمیز آنها را نگه داشتم. اصلا فکر نمی کنم چنین کلکسیونی در دنیا وجود داشته باشد. چون معمولا ماکت های قدیمی را بچه ها بازی کردند و خرابش کرده اند اما من همه را نگه داشته ام. آن دوران همیشه پول توجیبی هایم را جمع می کردم تا از این ماکت ها بخرم. الان هم که از خانمم پول توجیبی می گیرم (خنده) باز این ماشین ها می خرم. واقعا مریضی جمع کردنشان را دارم خدا نصیب کسی نکند. وقتی دچارش می شوی دیگر نمی توانی خودت را رها کنی.»

گمرک پول ماشین ها را از من گرفت!
در کلکسیون آقای هواخواه هر نوع ماشینی وجود دارد. حتی ماشین هایی که در خیابان های کشورخودمان می بینیم: « من ماشین ارتش، نیروی انتظامی، مینی بوس بنز و پراید را هم دارم. خیلی دوست داشتم پیکان را هم داشته باشم ولی مدلی که برای پیکان زده بودند اصلا خوب نبود. بسیاری از کسانی که این ماشین ها را می بینند آنقدر ذوق زده می شوند که دست و پایشان را گم می کنند. من می توانم بگویم از همه ماشین هایی که بیرون وجود دارد، نمونه کوچکش را در خانه ام دارم.» آخرین بار آقای هوخواه سه ماکت ماشین از ترکیه خرید که هنگام وارد کردنش به کشور یک اتفاق جالب افتاد: « وقتی می خواستم وارد کشور کنم. هنگام چک کردن بارها گمرک نگذاشت که آنها را بیاورم. گفت این ها خرید لوکس حساب می شوند و باید پولش را به گمرک پرداخت کنید. هرچه گفتم این ها ماشین اسباب بازی هستند. قبول نکردند. گفتم آدم باید برای وارد کردن ماشین بزرگ پول گمرک بدهد بعد آن وقت برای ماکت ماشین هم پول گمرک بدهد خنده دارد نیست؟ قبول نکردند و ۲۰۰ هزارتومان جریمه ام کردند. بعد که پول ها را پرداخت کردم اجازه ورود دادند. جالب اینجاست که آن همه لباس بچه آورده بودم کسی به آنها گیر نداد.»
۷۰ میلیون تومان برای خرید پیشنهاد دادند، ولی نمی فروشم
در خانه آقای هواخواه و همسرش یک اتاق مخصوص نگهداری از ماشین ها وجود دارد که همه اهالی خانه موظفند که حواسشان را حسابی جمع کنند تا به ماشین ها آسیبی نرسد: « من دزدگیری روی آنها نصب نکرده ام. اما واقعا به جانم وصل هستند. اگر یک روزی آنها را بدزدند حتما سکته می کنم. چون دیگر این ها از حالت کلکسیون بیرون آمده اند و کم کم تبدیل به یک گنجینه و عتیقه شده اند. چون توی آنها ماکت های ۴۰ ساله هم وجود دارد. تا حالا خیلی ها پیشنهاد داده اند که با قیمت های مختلفی از ۴۰ تا ۷۰ میلیون این کلکسیون را به آنها بفروشم. ولی اصلا نمی توانم به حرفشان فکر هم کنم. من دانه دانه این ماشین ها را با ذوق و زحمت زیادی خریده ام. لحظه خرید هرکدام شان خوب یادم می آید. همه شان را نو و مرتب نگه داشته ام. حتی توی جعبه شان نوشته که دستمال رویش نکشید. با سشوار خاک آنها را بگیرید من همه را رعایت کرده ام.»

انگار مریضی جمع کردن ماکت ماشین دارم
ماشین آقای هواخواه یک روآ ساده است و چون موتورش پیکان است این ماشین را دوست دارد. آقای کلسیونر حسابی عشق پیکان است و زمانی که کار مکانیکی انجام می داد مکانیک این ماشین نوستالژیک بوده است. وقتی می پرسیم این عشق و علاقه عجیب و غریب واکنش های منفی دوستان و خانواده را به همراه داشته است یا نه، می گوید: «چرا غر نزنند وقتی یک میلیون و ۶۰۰ هزارتومان پول بی زبان را به یک قطعه ماشین می دهم. ولی خانمم آنقدر مهربان و خوب است که با این موضوع کنار آمده است و تحمل می کند. باور کنید این کارواقعا یک نوع مریضی است. دخترم ولی عاشق این ماشین هاست معمولا دخترها با ماشین کاری ندارند و عروسک دوست دارند اما دخترم خیلی دوستشان دارد. گاهی اوقات این ماشین ها را در طبیعت قرار می دهم و طوری عکس از موتور و بدنه شان می گیرم که وقتی به کسی نشان می دهم باور نمی کنند که این ماشین ها ماکت است. فکر می کنند خالی می بندم. من واقعا عاشق این ماشین ها هستم. اصلا یک طوری است که انگار مریضی جمع کردنشان را دارم خدا نصیب هیچ کس نکند!»

گاهی عذاب وجدان می گیرم
خریدن این ماشین ها بدون عذاب وجدان هم نیست. اما خب گویا نمی توان برای این علاقه کاری کرد. «از کارم عذاب وجدان دارم بالاخره خانه ام کرایه ای است. اما این عشق لامصب پایش را روی عذاب وجدان آدم می گذارد. من قمارباز نیستم که گناه داشته باشد. من ماکت بازم. کافی است عشق این کار به جانتان بیفتد. از بقیه هم بروید بپرسید همین را به شما می گویند. بارها شده خانمم تا ساعت ۹ شب در جایی منتظر من بماند. ولی چون من مشغول حرف زدن درباره ماشین هستم اصلا یادم رفته و تلفنش را هم جواب نداده ام. فکر می کنم این بیماری تا آخر عمر با من باشد.»
تبلیغات متنی
-
لبخند معنادار قلعهنویی در مراسم قرعهکشی امشب
-
اسرائیل پایگاه نظامی مخفی در عراق ایجاد کرد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
امیرحسین آکادمی گوگوش درگذشت
-
پیشنهاد عجیب و تازه وزارت نیرو درباره مصرف آب
-
حریفان ایران در جام ملتهای آسیا مشخص شدند
-
کشف پیکر دو فرد غرقشده در سد بوطاهری هندیجان
-
آخرین مهلت ثبتنام ارشد بدون آزمون اعلام شد
-
جاده چالوس یکطرفه شد
-
ادعای ترامپ در مورد تمایل ایران برای رسیدن به توافق
-
تصویر جالب از ماشین لوکس فریبرز عربنیا بعد از ۲۶سال
-
ماجرای برداشت غیرقانونی چند بانک از حساب مردم
-
مشاور سابق ترامپ: پنتاگون «پروژه آزادی» را خراب کرد
-
قلعهنویی در کنار آرنولد ژست گرفت
-
کلاس اولیهای امسال متولدین چه سالی هستند؟
-
لبخند معنادار قلعهنویی در مراسم قرعهکشی امشب
-
اسرائیل پایگاه نظامی مخفی در عراق ایجاد کرد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
پیشنهاد عجیب و تازه وزارت نیرو درباره مصرف آب
-
حریفان ایران در جام ملتهای آسیا مشخص شدند
-
ماجرای برداشت غیرقانونی چند بانک از حساب مردم
-
با اقدام AFC سه تیم ایران مسافر آسیا شدند
-
توصیه عجیب خیابانی درباره سرویس بهداشتی وسط بحث فوتبالی!
-
تورم روغن در روزهای اخیر رکورد شکست!
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
امارات برای جانشینی ایران در جام جهانی دندان تیز کرد!
-
مادر یزدی بهصورت طبیعی صاحب پنجقلو شد!
-
اقدام عجیب خبرگزاری فارس در موضوع اینترنت
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
اولین واکنش اسرائیل به انفجار اسکله بهمن قشم
-
انتقاد تند و تیز زیدآبادی از آنان که دیشب خوشحالی کردند
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
پسر خاله ی منم تو خونه اش کلکسیون ماشین داره
گفت خود دادی به ما دل حافظا
ما محصل بر کسی نگماشتیم
دوست داشتن و عشق حقیقی همینه. باید براش هزینه بدی و تلاش کنی. هر قدمی که برای این عشقتون برداشتین، قابل احترام و ستایشه. هیچ عذاب وجدانی هم نداره.
به راه بادیه رفتن، به از نشستن باطل
که گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم
دست مریزاد
من یک مزدا مدل پایین دارم که در هیچ کلکسیونی ندیده ام آیا شما نمونه اش رو دارید؟