نقد ورزشی: از فوتبال تا کشتی فرنگی
مشکل کشتی نه فوتبال که بانیان و حامیان کشتی هستند، آنهایی که حوصله پرداختن به تاریخی پربار که خودشان به آن تعلق دارند را ندارند.
تماشا: حالا که تب کشتی همه را فرا گرفته، حالا که مدال های طلای حمید سوریان، قاسم رضایی و امید نوروزی در کشتی فرنگی معادلات المپیکی مان را بر هم زده و ایران را پرتاب کرده به بالای جدول، یادآوری درخشش کشتی فرنگی 1969 اجتناب ناپذیر شده.
سال 1969 در سایه دو حادثه ورزشی سال قبل تر آغاز شد. از یک سو قهرمانی فوتبال ایران در جام آسیایی 1968 (سال 1347) برابر اسرائیل در امجدیه که حال و هوا را ورزشی تر کرد و سپس مرگ ناگهانی غلامرضا تختی که سایه کشتی را گسترده تر ساخت. درازتر. زمانی که کشتی همانقدر اهمیت داشت که فوتبال.
زمانی که پخش های مستقیم تلویزیونی آغاز می شدند، نام ها با تصویر گره می خوردند. روزنامه ها و مجله ها هجوم می آوردند به ورزش با عکس. با خبر. گاهی با تحلیل، گاهی با جنجال ... زمانی که فوتبالی ها خواسته و ناخواسته به کشتی احساس نزدیکی می کردند، اخبار کشتی را با علاقه می خواندند، دنبال می کردند و خیلی هایشان طرفدار کشتی بودند.
حقیقت این بود آن روزها همانقدر میلان ارسگان، رئیس فیلا را می شناختیم که سر استنلی راس رئیس فیفا را. فتیله پیچ های سید عباسی همانقدر تماشایی بودند که دریل های اکبر افتخاری، تصویر عبدالله موحد همانقدر بزرگ روی جلد کیهان ورزشی چاپ شد که چهره حسن حبیبی به عنوان کاپیتان تیم ملی فوتبال.
در چنان قابی پس از درخشش پسران فوتبالی مان در جام آسیا انتظار درخشش کشتی گیرانمان در مسابقات قهرمانی جهان کشتی ۱۹۶۹ در ماردل پلاتا را می کشیدیم. در آرژانتین. با آن مسابقات نام «ماردل پلاتا» را یاد گرفتیم. یاد گرفتیم و تکرار کردیم. ترکیبی که خو آهنگ به نظر می رسید، می دانستیم کشتی گیرها از تهران به استانبول رفته اند و از استانبول به ماردل پلاتا. بیست هزار کیلومتر سفر.
ستاره های کشتی آزاد سرشناس بودند و پرزور. ابراهیم جوادی مدال طلا گرفت، محمد قربانی نقره، ابوطالب طالبی برنز، شمس الدین سید عباسی نقره، عبدالله موحد طلا ... کشتی گیران فرنگی را نمی شناختیم و وقتی دو مدال به چنگ آوردند حیرت زده شدیم. چیزی شبیه المپیک ۲۰۱۲. با آنها جمع مدال های مان رسید به هشت تا و در جدال نهایی ایستادیم پشت سر شوروی، در رتبه دوم جهان، بالاتر از آمریکا با اختلاف یک مدال.
تب کشتی فرنگی فزاینده شد. باز هم مثل المپیک ۲۰۱۲. دو ستاره کشتی فرنگی مان را شناختیم. نامشان را تکرار کردیم. چهره هایشان را به خاطر سپردیم. می دانستیم پیشی جستن بر روس ها چقدر دشوار بوده و کشتی گیران سوئد و فنلاند در رشته فرنگی تا چه حد استاد هستند.
فریادهای گیوه چی و ملاقاسمی سر آنها را تکرار می کردیم: «او را بتابون» یا «مراقب باش نتاباند» (هنوز هم تصور می کنم بهترین استفاده از فعل «تاباندن/ تابانیدن» در کشتی بوده). وزن ۴۸ کیلوگرم کشتی فرنگی. رحیم علی آبادی و مدال نقره. او حریف آرژانتینی اش را در دور اول ضربه فنی کرد، ژاپنی و روس را هم شکست داد و فقط مغلوب یک رومانیایی اعجوبه شد. با نتیجه عجثب ۱۳- یک. می گفتند پسر رومانیایی از دو دستش بسان شلاق استفاده می کرد. مثل کسی که مرکبی را به جلو می راند. وزن ۵۲ کیلوگرم. فیروز علیزاده و مدال طلا.
نخستین طلایی تاریخ کشتی فرنگی ایران. مردان کانادا، شوروی، کره و بلغار - به علاوه تساوی با حریف رومانیایی - برابر علیزاده زانو زدند. برابر اولین اولین های طلایی کشتی فرنگی ایران. رحیم علی آبادی محجوب بود. جمله «به امید حق پیروز می شوم» را تکرار می کرد. می دانستیم متولد ۱۳۲۲ اردبیل است. می دانستیم پدرش آرایشگاه کوچکی دارد، با هفت فرزند نکه رحیم دومی اش است. می دانستیم به تهران آمده بودند. به بازارچه سعادت.
می دانستیم رحیم پس از تحصیلات ابتدایی رفته بود سر کار تراشکاری. کمی بعد عکسش کنار دستگاه تراشکاری را هم چاپ کردند. در ۲۰ سالگی کشتی را جدی گرفته بود. یک سال بعد قهرمان وزن ۵۲ کیلوگرم شده بود. سال ۱۳۴۴ سکوی سوم آزاد این وزن را کسب کرده بود. پایش شکسته بود. رفته و بازگشته بود. با آن صورت استخوانی و موهای مجعد. با چهره ای آرام ولی سمج. مردی کم حرف ولی قوی.
علی آبادی سه سال بعد در المپیک مونیخ ۱۹۷۲ هم نقره گرفت. زندگی فیروز علیزاده پر تب و تاب تر بود. سخت تر. جانفرساتر از آنکه قهرمان المپیکی از دل آن درآید، ولی درآمده بود. می دانستیم دستفروش است. متولد ۱۳۲۵. می گفتند در بازار «جرز» دارد. یعنی در قسمتی از بین دو مغازه بساطش را پهن می کند. گفته بود در دوران کودکی پدر و مادرش را از دست داده و اداره کننده خواهران و برادرانش شده. می گفت «به سختی زندگجی می کنم». زندگی سخت ادامه یافت.
مدال طلا زندگی اش را رونق نبخشید ولی عشقش پایدار ماند. خیلی بعدها، پس از انقلاب که رنگرز در پاترا مدال طلای کشتی فرنگی گرفت او با موتور گازی اش راهی فرودگاه شد تا از رنگرز استقبال کند، تا در آغوشش بگیرد. تا تهنیت بگوید. او، اولین اولین های کشتی فرنگی در شهریور ۱۳۸۴ درگذشت. پس از تصادفی با همان موتور گازی. در بیمارستان ایرانشهر. می گفتند مدتی به هوش بود. می گفتند حرف می زد. فیروز علیزاده به شصت سال نرسید. نه نرسید. پیشکسوتان کشتی شرکت کننده در مجلس ترحیمش افتادند به جان هم. وقتی سید محمد خادم حقیقت را گفت علیزاده برای مداوای پای مصدومش نیازی به کمک نداشت.
چند نفری شامل بهارم مشتاقی و شاپور مقربی به او اعتراض کردند. اعتراض کردند و زمزمه شد اولین اولین های کشتی فرنگی نیاز داشت به دو میلیون تومان برای درمان - قهرمانی های فرنگی کاران در المپیک ۲۰۱۲ لندن زمینه ای نساخت تا ده ها گزارشگر و مجری و کارشناس چند کلمه از فیروز علیزاده بر زبان آورند، تا عکسش را نشان دهند تا راهی آرشیوها شوند. غبارروبی کنند از تاریخ.
از نخستین کسی که در کشتی فرنگی برای ایران طلا آورد. که بالا رفت. که آن روزها مثل امروز برگی زرین به تاریخ ورزش این مرز و بوم افزود. حقیقت این است مشکل کشتی نه فوتبال که بانیان و حامیان کشتی هستند، آنهایی که حوصله پرداختن به تاریخی پربار که خودشان به آن تعلق دارند را ندارند.
سال 1969 در سایه دو حادثه ورزشی سال قبل تر آغاز شد. از یک سو قهرمانی فوتبال ایران در جام آسیایی 1968 (سال 1347) برابر اسرائیل در امجدیه که حال و هوا را ورزشی تر کرد و سپس مرگ ناگهانی غلامرضا تختی که سایه کشتی را گسترده تر ساخت. درازتر. زمانی که کشتی همانقدر اهمیت داشت که فوتبال.
زمانی که پخش های مستقیم تلویزیونی آغاز می شدند، نام ها با تصویر گره می خوردند. روزنامه ها و مجله ها هجوم می آوردند به ورزش با عکس. با خبر. گاهی با تحلیل، گاهی با جنجال ... زمانی که فوتبالی ها خواسته و ناخواسته به کشتی احساس نزدیکی می کردند، اخبار کشتی را با علاقه می خواندند، دنبال می کردند و خیلی هایشان طرفدار کشتی بودند.
حقیقت این بود آن روزها همانقدر میلان ارسگان، رئیس فیلا را می شناختیم که سر استنلی راس رئیس فیفا را. فتیله پیچ های سید عباسی همانقدر تماشایی بودند که دریل های اکبر افتخاری، تصویر عبدالله موحد همانقدر بزرگ روی جلد کیهان ورزشی چاپ شد که چهره حسن حبیبی به عنوان کاپیتان تیم ملی فوتبال.
در چنان قابی پس از درخشش پسران فوتبالی مان در جام آسیا انتظار درخشش کشتی گیرانمان در مسابقات قهرمانی جهان کشتی ۱۹۶۹ در ماردل پلاتا را می کشیدیم. در آرژانتین. با آن مسابقات نام «ماردل پلاتا» را یاد گرفتیم. یاد گرفتیم و تکرار کردیم. ترکیبی که خو آهنگ به نظر می رسید، می دانستیم کشتی گیرها از تهران به استانبول رفته اند و از استانبول به ماردل پلاتا. بیست هزار کیلومتر سفر.
ستاره های کشتی آزاد سرشناس بودند و پرزور. ابراهیم جوادی مدال طلا گرفت، محمد قربانی نقره، ابوطالب طالبی برنز، شمس الدین سید عباسی نقره، عبدالله موحد طلا ... کشتی گیران فرنگی را نمی شناختیم و وقتی دو مدال به چنگ آوردند حیرت زده شدیم. چیزی شبیه المپیک ۲۰۱۲. با آنها جمع مدال های مان رسید به هشت تا و در جدال نهایی ایستادیم پشت سر شوروی، در رتبه دوم جهان، بالاتر از آمریکا با اختلاف یک مدال.
تب کشتی فرنگی فزاینده شد. باز هم مثل المپیک ۲۰۱۲. دو ستاره کشتی فرنگی مان را شناختیم. نامشان را تکرار کردیم. چهره هایشان را به خاطر سپردیم. می دانستیم پیشی جستن بر روس ها چقدر دشوار بوده و کشتی گیران سوئد و فنلاند در رشته فرنگی تا چه حد استاد هستند.
فریادهای گیوه چی و ملاقاسمی سر آنها را تکرار می کردیم: «او را بتابون» یا «مراقب باش نتاباند» (هنوز هم تصور می کنم بهترین استفاده از فعل «تاباندن/ تابانیدن» در کشتی بوده). وزن ۴۸ کیلوگرم کشتی فرنگی. رحیم علی آبادی و مدال نقره. او حریف آرژانتینی اش را در دور اول ضربه فنی کرد، ژاپنی و روس را هم شکست داد و فقط مغلوب یک رومانیایی اعجوبه شد. با نتیجه عجثب ۱۳- یک. می گفتند پسر رومانیایی از دو دستش بسان شلاق استفاده می کرد. مثل کسی که مرکبی را به جلو می راند. وزن ۵۲ کیلوگرم. فیروز علیزاده و مدال طلا.
نخستین طلایی تاریخ کشتی فرنگی ایران. مردان کانادا، شوروی، کره و بلغار - به علاوه تساوی با حریف رومانیایی - برابر علیزاده زانو زدند. برابر اولین اولین های طلایی کشتی فرنگی ایران. رحیم علی آبادی محجوب بود. جمله «به امید حق پیروز می شوم» را تکرار می کرد. می دانستیم متولد ۱۳۲۲ اردبیل است. می دانستیم پدرش آرایشگاه کوچکی دارد، با هفت فرزند نکه رحیم دومی اش است. می دانستیم به تهران آمده بودند. به بازارچه سعادت.
می دانستیم رحیم پس از تحصیلات ابتدایی رفته بود سر کار تراشکاری. کمی بعد عکسش کنار دستگاه تراشکاری را هم چاپ کردند. در ۲۰ سالگی کشتی را جدی گرفته بود. یک سال بعد قهرمان وزن ۵۲ کیلوگرم شده بود. سال ۱۳۴۴ سکوی سوم آزاد این وزن را کسب کرده بود. پایش شکسته بود. رفته و بازگشته بود. با آن صورت استخوانی و موهای مجعد. با چهره ای آرام ولی سمج. مردی کم حرف ولی قوی.
علی آبادی سه سال بعد در المپیک مونیخ ۱۹۷۲ هم نقره گرفت. زندگی فیروز علیزاده پر تب و تاب تر بود. سخت تر. جانفرساتر از آنکه قهرمان المپیکی از دل آن درآید، ولی درآمده بود. می دانستیم دستفروش است. متولد ۱۳۲۵. می گفتند در بازار «جرز» دارد. یعنی در قسمتی از بین دو مغازه بساطش را پهن می کند. گفته بود در دوران کودکی پدر و مادرش را از دست داده و اداره کننده خواهران و برادرانش شده. می گفت «به سختی زندگجی می کنم». زندگی سخت ادامه یافت.
مدال طلا زندگی اش را رونق نبخشید ولی عشقش پایدار ماند. خیلی بعدها، پس از انقلاب که رنگرز در پاترا مدال طلای کشتی فرنگی گرفت او با موتور گازی اش راهی فرودگاه شد تا از رنگرز استقبال کند، تا در آغوشش بگیرد. تا تهنیت بگوید. او، اولین اولین های کشتی فرنگی در شهریور ۱۳۸۴ درگذشت. پس از تصادفی با همان موتور گازی. در بیمارستان ایرانشهر. می گفتند مدتی به هوش بود. می گفتند حرف می زد. فیروز علیزاده به شصت سال نرسید. نه نرسید. پیشکسوتان کشتی شرکت کننده در مجلس ترحیمش افتادند به جان هم. وقتی سید محمد خادم حقیقت را گفت علیزاده برای مداوای پای مصدومش نیازی به کمک نداشت.
چند نفری شامل بهارم مشتاقی و شاپور مقربی به او اعتراض کردند. اعتراض کردند و زمزمه شد اولین اولین های کشتی فرنگی نیاز داشت به دو میلیون تومان برای درمان - قهرمانی های فرنگی کاران در المپیک ۲۰۱۲ لندن زمینه ای نساخت تا ده ها گزارشگر و مجری و کارشناس چند کلمه از فیروز علیزاده بر زبان آورند، تا عکسش را نشان دهند تا راهی آرشیوها شوند. غبارروبی کنند از تاریخ.
از نخستین کسی که در کشتی فرنگی برای ایران طلا آورد. که بالا رفت. که آن روزها مثل امروز برگی زرین به تاریخ ورزش این مرز و بوم افزود. حقیقت این است مشکل کشتی نه فوتبال که بانیان و حامیان کشتی هستند، آنهایی که حوصله پرداختن به تاریخی پربار که خودشان به آن تعلق دارند را ندارند.
تبلیغات متنی
-
یک اظهارنظر تازه درباره وصل شدن اینترنت
-
واکنش ایران به ادعای ریختن نفت استخراجی به دریا
-
انفجار مهیب در اراک؛ یک منزل مسکونی تخریب شد
-
تصویری خاص از شهیدان حاجیزاده و تنگسیری
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
بهترین جراح فیستول در تهران + معرفی ۵ دکتر برتر و باتجربه
-
نظر پرواز همای درباره مقایسهاش با شکیرا!
-
تاریخ کنسرت معین در استانبول مشخص شد
-
اظهارات جنجالی یک نماینده درباره سلاح سری ایران
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
شناسایی اولین قورباغه درختی آبیرنگ در ایران
-
اینترنت ۵G بیخ گوش ایران فعال شد
-
پیشبینی کارشناس صداوسیما از زمان شروع مجدد جنگ
-
تصاویری از اصابت ۲ پهپاد به کشتی کرهجنوبی
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
بیسیمچیمدیا: هدف مراد ویسی فقط درآمدزایی است
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
فارس: مولوی عبدالحمید همکار ترامپ و نتانیاهو شد
-
یک اسلایس پیتزا در فضای مجازی باعث درگیری شد
-
پاسخ به یک شایعه جنجالی درباره جزیره خارک
-
سرقت موتور کولرهای آبی با ترفندی حیرتانگیز!
-
بخشی از املاک علی کریمی توقیف شد
-
عرفان شکورزاده اعدام شد
-
انتقاد صریح از چند شرط عجیب تاج برای فیفا
-
سلام بر ایران ۱۴۰۵؛ یخچال ۲۸۰ میلیون، حقوق ۱۶ میلیون!
-
پشت پرده رایگان شدن بلیت مترو و اتوبوس لو رفت
-
خطر آن نماینده و آن مجری از ترامپ و نتانیاهو کمتر نیست!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل


نظر کاربران
جالب داستان.ولی شیوهی نگارش چرت!