۸ فرمان موفقیت در فروش
بیشتر مردم تمایلی به انجام دادن کارهای سخت که فروش را ساده میکنند، ندارند.
مدیر سبز : بیشتر مردم تمایلی به انجام دادن کارهای سخت که فروش را ساده میکنند، ندارند.
۱. تفکر: فروش در ذهن شماست
طرز فکر شما که رویکرد فروش شما را شکل میدهد، بیشتر از هر بخش فرایند فروش تعیین کنندهی پیامد فروش است. چهارچوب ذهنی و طرز فکر دوستانه، متبسم، مشتاق، با اعتماد، مثبت، خوداتکا، مهربان و آماده بدون تشویش همه در ذهن شماست که به جیب شما ختم میشود.
احتمالا بارها با این تفکرات وارد مکالمات فروش شدهاید که «این یک قرار ملاقات خوب نیست، این فروش احتمالا صورت نمیگیرد.» یا حالت برعکس با خود فکر میکنید «او یک مشتری بالقوهی خوب است. آنان به کالای من نیاز دارند. کالای مرا دوست دارند و مرا نیز دوست دارند. در این حالت حتما فروش روی میدهد.»
تفکر دربارهی آنچه میخواهید، به خودباوری شما بستگی دارد و خودباوری شما بر مبنای آمادگی شماست. داشتن آمادگی کامل بر اساس خواستههای مشتریان نوعی اطمینان به خود ایجاد میکند.
اقدام: پیش از قرار ملاقات بعدی خود بنویسید که چه چیز خوبی روی می أهد، چه انتظاری دارید که پیامد مثبت وجود داشته باشد و در پایان مکالمه بنویسید که چه کاری میتوانستید برای بهتر کردن آن انجام دهید.
۲. باور: یک سیستم اعتقادی سه بخشی ایجاد کنید که نفوذناپذیر باشد
خودتان، محصول و شرکت فعال در آن را باور داشته باشید وگرنه فروش نخواهید کرد. سیستم اعتقادی شما تعیین کنندهی سرنوشت شماست؛ نه فقط در فرایند فروش، بلکه در حرفه شما.
اغلب شنیدهاید که نخستین چیزی که به فروش میرود، خود فروشنده است و این که مشتری شما را پیش از خدمت، محصول و شرکت شما میخرد. برای اینکه چنین مسئلهای روی دهد باید خودتان را باور داشته باشید. این خودباوری در شور و هیجان هنگام عرضه، زمانی که در تلاش برای انتقال پیام خود، متعهد کردن مشتری و وادار کردن او برای خرید از خود هستید، آشکار خواهد شد. این خودباوری در اشتیاق و اعتمادبهنفس شما نمایان خواهد شد.
اقدام: ۳ پرسش را با چرا بنویسید. چرا شرکتم را باور دارم؟ چرا محصول و خدماتم را باورد دارم؟ چرا خودم را باور دارم؟
برای اینکه در باورها تخصص پیدا کنید، هر بار که مشتری را ملاقات میکنید از او بپرسید که چرا شما، محصول و شرکت شما را باور دارد و در ادامه بپرسید دلیل خریدش از شما چیست؟
۳. تعهد: یک رابطه یا تعهد شخصی را توسعه دهید یا اینکه گفتگوی فروش (خرید) را شروع نکنید
از اصل یادگیری پیشاپیش استفاده کنید. مشتری بالقوهای که به گفته های شما علاقه مند میباشد را به چنگ آورید و بگذارید به شما وفادار باقی بماند.
با پرسیدن آنان را درگیر کنید. تلاش کنید در آنان تبسم ایجاد کنید، دوستی ایجاد کنید تا حدودی تماس برقرار کنید و اگر همهی این ها امکان پذیر است، رابطه ایجاد کنید. مشتری از همان لحظهای که وارد میشود و فرایند فروش را شروع میکنید، درباره شما قضاوت میکند. یک ضربالمثل قدیمی میگوید: « وقتی تمام امور برابرند، مردم دوست دارند از دوستان خرید کنند. وقتی تمام امور نابرابرند، باز هم دوست دارند از دوستان خرید کنند».
در یک فضای آرام تعهد و تماس در میان افراد به صورت دوستانه برقرار میشود. شما نمیتوانید مشخص کنید که طرف دیگر چگونه دوستانه رفتار خواهد کرد، اما ۱۰۰ درصد روی خودتان کنترل دارید.
اقدام: درباره آخرین فروشهای خود فکر کنید. بنویسید که چطور آن فروشةا شروع شدند. آیا دوستانه بودند؟ آیا هنگام شروع جلسه ی فروش، احساس راحتی داشتید؟ هر تماس تلفنی یا تماس فروش را با گفتکوی غیر رسمی اما معنیدار شروع کنید.
۴. کشف: مردم برای نیازهای خود خرید میکنند، نه نیازهای شما
نخست نیازهای آنان را پیدا کنیدعلت خرید مردم بسیار ارزشمندتر از «نحوهی خرید آنان است». «آنچه قصد فروش دارید» را بر اساس خواسته های خرید مشتریان بشناسید، نه بر اساس نیازهای فروش خود. مردم میخواهند بدانند چطور میتوانند تولید کنند، سود ببرند و موفق باشند. نه یک مشت حرف بی ارزش درباره ی شما.
بهترین بخش درباره یافتن «دلایل خرید» مشتریان شما این است که به طور کامل شما را از آنچه رقبایتان برای فروش انجام میدهند، متفاوت سازد.
۵. پرسش: پرسشهای اشتباه به پاسخهای اشتباه منتهی میگردند
- پرسشها قلب فروش به شمار میروند. پرسشها فرایند فروش را به فرایند خرید تبدیل میکنند.
- پرسشها حقایق و انگیزههای خرید را روشن میکنند.
- پرسشهایی را بپرسید که باعث شود مشتری بالقوه درباره خودش فکر کند و پاسخی مطابق میل شما بگوید. پرسش ةای شما باید هوشمندانه و متفاوت از پرسشهای رقبا باشد، زیرا شما (به طرز ناخوشایندی) با رقبایتان قیاس خواهید شد و بدتر از همه، مشتریان بالقوه شما خسته و بیانگیزهتر خواهند شد.
اقدام: در مکالمه فروش بعدی خود ۱۰ پرسش بزرگ داشته باشید، اطلاعات بیشتری در مورد مشتری بدست آورید و ایدههای ارزشمندی را که مشتریان میتوانند از آنها سود ببرند، کسب کنید.
اگر این کارها را بکنید، پرسشهایتان را بپرسید، گفتگوی ارزشمند ایجاد کنید و آنان را درگیر کنید، در پایان «سفارش» مال شما خواهد بود.
مهارت در پرسیدن را زمانی خوب ارزیابی کنید که مشتری بالقوه میگوید « پرسش بسیار عالی بود، قبلا هیچکس این را از من نپرسیده بود».
۶. پذیرش: وقتی فروشی صورت نمیگیرد، ببینید قصور از طرف چه کسی بوده است
اگر مشتریان شما را به خاطر قیمت نپذیرفته اند، این تقصیر از طرف چه کسی است، تگر تلفن شما را پاسخ نمیدهند، تقصیر کیست؟ اگر تصمیم گرفتهاند از رقیب بخرند، تقصیر کیست؟ شما.
خود را سرزنش نکنید، مسؤلیت آن را بپذیرید و از آن درس بگیرید. به جای سرزنش کردن، چرا فکر کردن را امتحان نمیکنید؟ و پس از تفکر، نوشتن را؟ درباره کاری فکر کنید که میتوانستید برای چیزی یا فردی که آن را سرزنش میکنید انجام دهید. آیا قادر به جلوگیری از آن بودید؟ آیا میتوانید دفعه بعد، نتیجهای متفاوت ایجاد کنید؟
۷. سود: برای ایجاد رابطه بفروشید، نه برای کمیسیون
برای کمک به مشتریان خود بفروشید. به آنان کمک کنید تا بسازند، پیروز شوند، تولید کنند و سود ببرند؛ بدین ترتیب شما نیز فروش خواهید کرد. کسب درآمد نیز شما را به مشتریان وفاداری می رساند که شما را به دیگران ترجیح دادهاند و حاضرند به شما تاییدیه هایی به خاطر ارزش بهتر بدهند.
اگر مشتریانی وفادار، روابطی خوب و مسیری کامل داشته باشید، فروشها میتوانند قابل پیشبینی باشند. اما اگر مسیر شما خالی یا ناقص باشد و تنها یک یا دو مشتری خوب در پایان دورهی فروش داشته باشید و «قصد شما انجام گرفتن فروش باشد». تضادی بین نیازهای شما و نیازهای مشتریان ایجاد میگردد. اگر مشتریان شما را به عنوان « یک نیازمند به آن» مشاهده کنند، کمی عقب نشینی میکنند. حس ریاکاری چیزی است که از سوءاستفاده و دلهره سرچشمه میگیرد.
اقدام: به ارقام خود نگاه کنید و ببینید برای تولید به چه چیزی نیاز دارید. حال برگردید و ۱۰ فروش آخر خود را بازبینی کنید.
۸. اثبات: یک تاییدیه از صدها محصول فروش ارزشمندتر است
این تاییدیه یک مدرک واقعی از آنچه شما هستید و آنچه انجام میدهید، میباشد. تاییدیهها میتوانند یک میلیون بار بهتر از بهترین فروشندگان دنیا بر ایرادها غلبه کنند.؛ به ویژه تاییدیههای صوتی و ویدئویی.
تاییدیههای شواهدی هستند که نشان میدهند شما همان کسی که میگویید هستید یا نه؛ و این که محصول و خدمات شما به همان شکلی که میگویید عمل میکند یا نه. تاییدیه های تصویری حامیان فروش هستند و اگر به درستی استفاده شوند، نوعی سلاح فروش انبوه به شمار میروند.
اقدام: یک دوربین ویدئو تهیه کنید(شاید از قبل یکی داشته باشید)، به ۵ نفر از بهترین مشتریان خود زنگ بزنید و بگویید دوست دارید آنان را ملاقات کنید. در طول ملاقات، از آنان بخواهید برای چند دقیقه دربارهی دلیل این که شما را انتخاب کردهاند یا چرا محصول و خدمات شما را تنخاب کرده اند صحبت کنند.
۱. تفکر: فروش در ذهن شماست
طرز فکر شما که رویکرد فروش شما را شکل میدهد، بیشتر از هر بخش فرایند فروش تعیین کنندهی پیامد فروش است. چهارچوب ذهنی و طرز فکر دوستانه، متبسم، مشتاق، با اعتماد، مثبت، خوداتکا، مهربان و آماده بدون تشویش همه در ذهن شماست که به جیب شما ختم میشود.
احتمالا بارها با این تفکرات وارد مکالمات فروش شدهاید که «این یک قرار ملاقات خوب نیست، این فروش احتمالا صورت نمیگیرد.» یا حالت برعکس با خود فکر میکنید «او یک مشتری بالقوهی خوب است. آنان به کالای من نیاز دارند. کالای مرا دوست دارند و مرا نیز دوست دارند. در این حالت حتما فروش روی میدهد.»
تفکر دربارهی آنچه میخواهید، به خودباوری شما بستگی دارد و خودباوری شما بر مبنای آمادگی شماست. داشتن آمادگی کامل بر اساس خواستههای مشتریان نوعی اطمینان به خود ایجاد میکند.
اقدام: پیش از قرار ملاقات بعدی خود بنویسید که چه چیز خوبی روی می أهد، چه انتظاری دارید که پیامد مثبت وجود داشته باشد و در پایان مکالمه بنویسید که چه کاری میتوانستید برای بهتر کردن آن انجام دهید.
۲. باور: یک سیستم اعتقادی سه بخشی ایجاد کنید که نفوذناپذیر باشد
خودتان، محصول و شرکت فعال در آن را باور داشته باشید وگرنه فروش نخواهید کرد. سیستم اعتقادی شما تعیین کنندهی سرنوشت شماست؛ نه فقط در فرایند فروش، بلکه در حرفه شما.
اغلب شنیدهاید که نخستین چیزی که به فروش میرود، خود فروشنده است و این که مشتری شما را پیش از خدمت، محصول و شرکت شما میخرد. برای اینکه چنین مسئلهای روی دهد باید خودتان را باور داشته باشید. این خودباوری در شور و هیجان هنگام عرضه، زمانی که در تلاش برای انتقال پیام خود، متعهد کردن مشتری و وادار کردن او برای خرید از خود هستید، آشکار خواهد شد. این خودباوری در اشتیاق و اعتمادبهنفس شما نمایان خواهد شد.
اقدام: ۳ پرسش را با چرا بنویسید. چرا شرکتم را باور دارم؟ چرا محصول و خدماتم را باورد دارم؟ چرا خودم را باور دارم؟
برای اینکه در باورها تخصص پیدا کنید، هر بار که مشتری را ملاقات میکنید از او بپرسید که چرا شما، محصول و شرکت شما را باور دارد و در ادامه بپرسید دلیل خریدش از شما چیست؟
۳. تعهد: یک رابطه یا تعهد شخصی را توسعه دهید یا اینکه گفتگوی فروش (خرید) را شروع نکنید
از اصل یادگیری پیشاپیش استفاده کنید. مشتری بالقوهای که به گفته های شما علاقه مند میباشد را به چنگ آورید و بگذارید به شما وفادار باقی بماند.
با پرسیدن آنان را درگیر کنید. تلاش کنید در آنان تبسم ایجاد کنید، دوستی ایجاد کنید تا حدودی تماس برقرار کنید و اگر همهی این ها امکان پذیر است، رابطه ایجاد کنید. مشتری از همان لحظهای که وارد میشود و فرایند فروش را شروع میکنید، درباره شما قضاوت میکند. یک ضربالمثل قدیمی میگوید: « وقتی تمام امور برابرند، مردم دوست دارند از دوستان خرید کنند. وقتی تمام امور نابرابرند، باز هم دوست دارند از دوستان خرید کنند».
در یک فضای آرام تعهد و تماس در میان افراد به صورت دوستانه برقرار میشود. شما نمیتوانید مشخص کنید که طرف دیگر چگونه دوستانه رفتار خواهد کرد، اما ۱۰۰ درصد روی خودتان کنترل دارید.
اقدام: درباره آخرین فروشهای خود فکر کنید. بنویسید که چطور آن فروشةا شروع شدند. آیا دوستانه بودند؟ آیا هنگام شروع جلسه ی فروش، احساس راحتی داشتید؟ هر تماس تلفنی یا تماس فروش را با گفتکوی غیر رسمی اما معنیدار شروع کنید.
۴. کشف: مردم برای نیازهای خود خرید میکنند، نه نیازهای شما
نخست نیازهای آنان را پیدا کنیدعلت خرید مردم بسیار ارزشمندتر از «نحوهی خرید آنان است». «آنچه قصد فروش دارید» را بر اساس خواسته های خرید مشتریان بشناسید، نه بر اساس نیازهای فروش خود. مردم میخواهند بدانند چطور میتوانند تولید کنند، سود ببرند و موفق باشند. نه یک مشت حرف بی ارزش درباره ی شما.
بهترین بخش درباره یافتن «دلایل خرید» مشتریان شما این است که به طور کامل شما را از آنچه رقبایتان برای فروش انجام میدهند، متفاوت سازد.
۵. پرسش: پرسشهای اشتباه به پاسخهای اشتباه منتهی میگردند
- پرسشها قلب فروش به شمار میروند. پرسشها فرایند فروش را به فرایند خرید تبدیل میکنند.
- پرسشها حقایق و انگیزههای خرید را روشن میکنند.
- پرسشهایی را بپرسید که باعث شود مشتری بالقوه درباره خودش فکر کند و پاسخی مطابق میل شما بگوید. پرسش ةای شما باید هوشمندانه و متفاوت از پرسشهای رقبا باشد، زیرا شما (به طرز ناخوشایندی) با رقبایتان قیاس خواهید شد و بدتر از همه، مشتریان بالقوه شما خسته و بیانگیزهتر خواهند شد.
اقدام: در مکالمه فروش بعدی خود ۱۰ پرسش بزرگ داشته باشید، اطلاعات بیشتری در مورد مشتری بدست آورید و ایدههای ارزشمندی را که مشتریان میتوانند از آنها سود ببرند، کسب کنید.
اگر این کارها را بکنید، پرسشهایتان را بپرسید، گفتگوی ارزشمند ایجاد کنید و آنان را درگیر کنید، در پایان «سفارش» مال شما خواهد بود.
مهارت در پرسیدن را زمانی خوب ارزیابی کنید که مشتری بالقوه میگوید « پرسش بسیار عالی بود، قبلا هیچکس این را از من نپرسیده بود».
۶. پذیرش: وقتی فروشی صورت نمیگیرد، ببینید قصور از طرف چه کسی بوده است
اگر مشتریان شما را به خاطر قیمت نپذیرفته اند، این تقصیر از طرف چه کسی است، تگر تلفن شما را پاسخ نمیدهند، تقصیر کیست؟ اگر تصمیم گرفتهاند از رقیب بخرند، تقصیر کیست؟ شما.
خود را سرزنش نکنید، مسؤلیت آن را بپذیرید و از آن درس بگیرید. به جای سرزنش کردن، چرا فکر کردن را امتحان نمیکنید؟ و پس از تفکر، نوشتن را؟ درباره کاری فکر کنید که میتوانستید برای چیزی یا فردی که آن را سرزنش میکنید انجام دهید. آیا قادر به جلوگیری از آن بودید؟ آیا میتوانید دفعه بعد، نتیجهای متفاوت ایجاد کنید؟
۷. سود: برای ایجاد رابطه بفروشید، نه برای کمیسیون
برای کمک به مشتریان خود بفروشید. به آنان کمک کنید تا بسازند، پیروز شوند، تولید کنند و سود ببرند؛ بدین ترتیب شما نیز فروش خواهید کرد. کسب درآمد نیز شما را به مشتریان وفاداری می رساند که شما را به دیگران ترجیح دادهاند و حاضرند به شما تاییدیه هایی به خاطر ارزش بهتر بدهند.
اگر مشتریانی وفادار، روابطی خوب و مسیری کامل داشته باشید، فروشها میتوانند قابل پیشبینی باشند. اما اگر مسیر شما خالی یا ناقص باشد و تنها یک یا دو مشتری خوب در پایان دورهی فروش داشته باشید و «قصد شما انجام گرفتن فروش باشد». تضادی بین نیازهای شما و نیازهای مشتریان ایجاد میگردد. اگر مشتریان شما را به عنوان « یک نیازمند به آن» مشاهده کنند، کمی عقب نشینی میکنند. حس ریاکاری چیزی است که از سوءاستفاده و دلهره سرچشمه میگیرد.
اقدام: به ارقام خود نگاه کنید و ببینید برای تولید به چه چیزی نیاز دارید. حال برگردید و ۱۰ فروش آخر خود را بازبینی کنید.
۸. اثبات: یک تاییدیه از صدها محصول فروش ارزشمندتر است
این تاییدیه یک مدرک واقعی از آنچه شما هستید و آنچه انجام میدهید، میباشد. تاییدیهها میتوانند یک میلیون بار بهتر از بهترین فروشندگان دنیا بر ایرادها غلبه کنند.؛ به ویژه تاییدیههای صوتی و ویدئویی.
تاییدیههای شواهدی هستند که نشان میدهند شما همان کسی که میگویید هستید یا نه؛ و این که محصول و خدمات شما به همان شکلی که میگویید عمل میکند یا نه. تاییدیه های تصویری حامیان فروش هستند و اگر به درستی استفاده شوند، نوعی سلاح فروش انبوه به شمار میروند.
اقدام: یک دوربین ویدئو تهیه کنید(شاید از قبل یکی داشته باشید)، به ۵ نفر از بهترین مشتریان خود زنگ بزنید و بگویید دوست دارید آنان را ملاقات کنید. در طول ملاقات، از آنان بخواهید برای چند دقیقه دربارهی دلیل این که شما را انتخاب کردهاند یا چرا محصول و خدمات شما را تنخاب کرده اند صحبت کنند.
تبلیغات متنی
-
بازگشت قلیزاده و لخ پوزنان به میز مذاکره
-
افزایش قیمت نقره در سایه بنبست مذاکرات
-
اقدام طالبان که میتواند چهره ایران را تغییر دهد
-
سکانسی از سریال جدید شبکه سه پر سروصدا شد
-
آغوش گرم رونالدو و بنزما در دربی ریاض
-
دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران بازداشت شد
-
ترامپ از توافق خوب با ایران حرف زد
-
۵ شرط ایران برای ورود به دور دوم مذاکرات با آمریکا
-
واکنش تند کاسیاس به بازگشت مورینیو به رئال
-
تهران دقایقی پیش شاهد طوفان و زلزله بود
-
اکبر عبدی در آیسییو بستری شد
-
آمریکا خواستار حذف پاکستان از مذاکرات ایران شد
-
مشکل استقلال با بازیکن عجیب و غریب حل شد
-
تصمیم تازه ایلان ماسک که توجه ایرانیها را جلب کرد
-
قیمت نان افزایش پیدا کرد؟
-
اقدام طالبان که میتواند چهره ایران را تغییر دهد
-
ترامپ از توافق خوب با ایران حرف زد
-
تهران دقایقی پیش شاهد طوفان و زلزله بود
-
اکبر عبدی در آیسییو بستری شد
-
آمریکا خواستار حذف پاکستان از مذاکرات ایران شد
-
تصمیم تازه ایلان ماسک که توجه ایرانیها را جلب کرد
-
بیانیه سنتکام درباره عملیات ناو آبراهام لینکلن علیه ایران
-
جمله جنجالی «جمع کنید از ایران بروید» در تلویزیون تکرار شد!
-
تصویر پربازدید از فروش اینترنت پرو در کنار خیابان!
-
جمله کوتاه روبیو درباره هدف از جنگ با ایران
-
کویت، سفیر ایران را احضار کرد
-
بازگرداندن نفتکش غیرایرانی از خط محاصره آمریکا
-
ادعای ترامپ درباره تصمیم ایران برای توقف غنیسازی
-
آموزش دانشآموزان به منزل معلمان منتقل شده!
-
جایزه میلیون دلاری آمریکا برای اختلال در سیستم مالی سپاه
-
پاسخ وزیر ارتباطات درباره زمان وصل شدن اینترنت
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
تصاویر املاک توقیفشده خبرنگار اینترنشنال منتشر شد
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
مجری صداوسیما: به افغانستان و سوریه مهاجرت کنید!
-
قطع دو پای مدل معروف به دلیل یک بیماری مرموز
-
سارا کنعانی در خلوتترین روزهای اینستاگرام مشهور شد
-
دو خبر و یک تحلیل که پیشبینی جنگ را ساده میکند
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
یک اسلایس پیتزا در فضای مجازی باعث درگیری شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
وقتی پسر رئیسجمهور نسخه قرض کردن از فامیل میپیچید!
-
توییت تند و تیز قالیباف با چاشنی تهدید!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

ارسال نظر