۱۶۰۴۷۳۷
۵ نظر
۴۵۰۰
۵ نظر
۴۵۰۰
پ

غربت خاکسپاری اسما پس از آن که تصاویرش پخش شد

هفته گذشته خبرهای زیادی درباره یک کانال تلگرامی، جامعه را تحت تأثیر قرار داد؛ کانالی که عکس‌های شخصی زنان و برخی مردان را با افتراهای متعدد منتشر کرده بود و در ازای پاک‌کردن آن تصاویر، درخواست پول و رمزارز داشت.

برترین‌ها: فضای مجازی بار دیگر روی تاریک خود را نشان داد. در روزهای اخیر، انتشار تصاویری از زنان در برخی کانال‌های تلگرامی و اخاذی از قربانیان نگرانی‌های زیادی را درباره پیامدهای این اتفاق ایجاد کرده است. همزمان، روزنامه شرق در شماره امروز خود روایتی تلخ از خودکشی یک دختر ۱۶ ساله اهل لرستان را به قلم نیلوفر حامدی منتشر کرده؛ دختری که بنا بر این گزارش، پس از گرفتار شدن در دام اخاذی تلگرامی و تحمل فشارهای سنگین اجتماعی، به زندگی خود پایان داد. 

15

در این گزارش آمده: خبر که دهان به دهان پیچید، زندگی برایش سخت شد. به خانه رفیقش رفت. دوش گرفت، لباس‌های نو پوشید. از مادر دوستش دو عدد آلو گرفت و خورد، میزبانانش را در آغوش کشید و رفت. اگرچه «قرار بود برگردد»، اما دوشنبه‌شب، آن‌قدر در پارک نزدیک خانه نشست تا آثار شیمیایی کار خودش را با بدنش کرد. اول از حال رفت و کمی بعد، در گرگ‌ و میش شب، جان از بدنش خارج شد. تازه صبح سه‌شنبه پیکرش را در پارکی نزدیک خانه پیدا کردند. اسما همان «روله» زنان فامیل، با سختی بزرگ شده بود، تازه قرار بود به کلاس دوازدهم برود و به گفته دوستانش، قلبی به کوچکی گنجشک داشت، به زندگی‌اش پایان داد و داغی شد بر دل همه. به‌‌ویژه برای دوستانش که همه آن یک‌ ساعت مراسم خاک‌سپاری در قبرستان خضر را برایش کل کشیدند و شیون کردند. جز «اسما» که فقط 16 سال داشت، نام دو دختر دیگر هم در رسانه‌ها منتشر شده است؛ «رها.ب» و «ریحانه.گ». می‌گویند چند دختر دیگر هم اقدام به خودکشی کرده‌اند و حالا در بیمارستان بستری‌اند. جان‌هایی تحت خطر که به دلیل انتشار چند تصویر شخصی در یک کانال تلگرامی، زندگی‌شان به این نقطه رسید.

خودکشی سه دختر و چندین مورد بستری

هفته گذشته خبرهای زیادی درباره یک کانال تلگرامی، جامعه را تحت تأثیر قرار داد؛ کانالی که عکس‌های شخصی زنان و برخی مردان را با افتراهای متعدد منتشر کرده بود و در ازای پاک‌کردن آن تصاویر، درخواست پول و رمزارز داشت. اخاذی در روز روشن و با داده‌های مردم انجام شد. رسانه‌ها خیلی زود سراغ این پرونده رفتند و مشخص شد این ماجرا مدتی است آغاز شده. در چندین شهر و استان سابقه داشته و وقتی به لرستان رسید، اوضاع بغرنج‌تر شد. بعد از گذشت حدود 48 ساعت، دادستانی لرستان خبر از بازداشت سه نفر از گردانندگان این کانال داد. در ادامه این خبر آمده بود یک نفر دیگر هم در تعقیب است. تا به این لحظه البته خبر تکمیلی مرتبط با نفر چهارم این پرونده منتشر نشده است.

photo2026-07-1518-34-51-2-6a57a83d4d5a6f1e7d62bde9

خبر تلخ‌تر اینکه این هیاهو در همین‌جا ختم نشد. خبر خودکشی چندین دختر در لرستان و به‌دنبال این ماجرا، تلخی آن را بیشتر کرد. «اسما.ج»، «رها.ب» و «ریحانه.گ»، سه نامی هستند که تا به این لحظه اسامی آنها در رسانه‌های مختلف منتشر شده است؛ دختران کم‌سن‌و‌سالی که تصاویرشان با عناوینی توهین‌آمیز در این کانال تلگرامی منتشر شده بود. پنجشنبه گذشته 25 تیرماه، مراسم خاک‌سپاری «اسما» در قبرستان خضر برگزار شد. از دو دختر دیگر خبر جدیدتری نیست و همچنین گفته می‌شود چند دختر نیز اقدام به خودکشی کرده بودند که خوشبختانه حالا در بیمارستان بستری‌اند و وضعیت جسمی آنها تحت کنترل است. فریبرز حدادی، وکیل پایه‌یک دادگستری که وکالت 15 نفر از شاکیان این پرونده را بر عهده گرفته است نیز با تأیید خبر خودکشی اسما پیش‌تر به «شرق» گفته بود این تصمیمات، تحت‌ تأثیر نگرانی‌های خانوادگی از مفهوم «آبرو» گرفته می‌شود.

خاکسپاری خلوت و دور از شهر مادری

25 تیرماه، قبرستان خضر خرم‌آباد، میزبان اندک سوگوارانی بود که برای «اسما» دور هم جمع شده بودند تا بدن دختری 16ساله را به خاک بسپارند؛ قبرستانی در دامنه کوه و کمی دورتر از شهر. «ح» که اهل خرم‌آباد است و در هفته گذشته از نزدیک با حواشی و اخبار تلخ این ماجرا عجین بوده، از آن روز و مراسم می‌گوید: «قبرستان خضر در دامنه کوه است. مسیری را با ماشین کرایه رفتیم و بعد پیاده شدیم تا سربالایی را خودمان طی کنیم. من و دوستم باهم بودیم. عزادار دختری که شبیه به خودمان بود و سن کمتری هم داشت. قبرستان خیلی خلوت بود و همین هم ما را متعجب کرده بود. مراسم ما لرها به این شکل است که وقتی می‎‌نویسند فلان ساعت، فلان ‌جا، همیشه خیلی شلوغ می‌شود، اما این مراسم خیلی خلوت بود. آن‌قدر که ما در مسیر بالارفتن از تپه قبرستان، از چند نفر دیگری که کنار ما حرکت می‌کردند پرسیدیم آیا شما هم برای مراسم الف.ج آمده‌اید؟ که آنها هم تأیید کردند و اتفاقا آنها هم از خلوت‌بودن قبرستان متعجب بودند. ناگهان یکی از آن زنان به همراهش گفت: «این خانواده اهل الشترند و چرا در همانجا خاکش نکردند؟». موضوعی که در ادامه متوجه شدیم برای سایرین هم جای تعجب داشت. جمعیت حدودا 30 نفر بود و این عدد برای مراسم خاک‌سپاری لرها واقعا کم است. ضمن اینکه چهره‌ها بیش از اینکه ماتم‌زده باشد، بهت‌زده بود. به نظرم هرکسی که در آنجا حضور داشت حس می‌کرد این خلوتی، کاملا خودخواسته است».

تعجب آنها زمانی بیشتر شد که فهمیدند برای این جان ازدست‌رفته، مراسم ناهاری هم برگزار نمی‌شود: «این اتفاق ساده‌ای نیست چون در رسم ما لرها، مراسم ناهار بعد از خاک‌سپاری خیلی اهمیت دارد. یعنی محال است لرها از آن بگذرند و وقتی خانواده‌ای این مراسم را برگزار نمی‌کند، معنای زیادی پشت تصمیمشان نهفته است. همیشه هم مداح در مراسم و پشت میکروفن چندین‌بار اعلام می‌کند هیچ میهمانی از مراسم ناهار جا نماند. این‌بار اما مدام چندین مرتبه پشت میکروفن تأکید کرد هیچ‌گونه مراسمی در خانه صاحب‌عزا برگزار نمی‌شود و عزا همین‌جا به پایان می‌رسد. مداح حداقل 15 بار این جمله را اعلام کرد و گفت مراسم اربعین این دختر نوجوان هم با اعلامیه به اطلاع همه خواهد رسید. برای من که در این فرهنگ زندگی می‌‌کنم تا حدی روشن است که چنین تصمیمی از کجا می‌آید. برای خانواده‌ای که خودکشی را مساوی با آبروریزی می‌داند، مراسم‌گرفتن هم علی‌السویه محسوب می‌شود. کل مراسم هم فقط یک ساعت زمان برد. یعنی ساعت 9:30 شروع شد و قبل از 10:30 به پایان رسید. شاید برخی تصور کنند اینها عادی است اما برای ما لرها آن‌قدر ساده‌گرفتن مراسم خاک‌سپاری، آن هم برای یک نوجوان 16ساله سابقه نداشته است». اجرای مویه‌های لری در ستایش عزیز ازدست‌رفته هم بسیار رایج است، ولی برای این دختر، نه مداح حرف خاصی زد و نه عزاداران آن‌چنان که باید حق مطلب جوان ازدست‌رفته را ادا کردند: «مراسم لرها این‌طور است که برخی از صاحبان عزا به غسالخانه می‌روند و عده‌ای دیگر نزدیک خاک می‌مانند و شیون می‌کنند. اما هیچ صفی کنار قبر شکل نگرفت. همین موضوع هم دوباره عامل تعجب شده بود. درگیر فضا بودیم که ناگهان صدای زنی را شنیدم. سیاه‌پوش و با فاصله از قبر ایستاد بود و با گریه و زاری می‌گفت: «طفل معصوم ایقه فشار اوئردن، ایقه فشار عصبی وش وارد بی که خوشه کشت». یعنی اینقدر به این دختر فشار عصبی واردکردن که آخر خودش را کشت. کمی آن‌طرف‌تر هم دو نفر زیر بغل مادر دختر را گرفته بودند. از سوی دیگر هم جسم بی‌جان دختر، پیچیده در چادر مشکی روی شانه مردان به سمت قبر می‌آمد؛ مردانی که هیچ اثری از اندوه و سوگ در صورت و چشم‌هایشان دیده نمی‌شد. در آن میان، زنی که بعدتر مشخص شد از فامیل پدری‌ اسما بوده زیر لب زمزمه کرد: «روله و بدبختی کلین بیَم»، یعنی این بچه رو با بدبختی بزرگ کردند».

اسما خواسته بود برایش استوری بگذاریم

«الف»، دختر دیگری که در این مراسم حضور داشت، می‌گوید اگرچه رفتار سیاه‌پوشان بزرگسال این مراسم چندان قرابتی با عزا نداشت، اما دوستان اسما برایش سنگ‌تمام گذاشتند: «یک دسته حدودا هشت‌نفره با شیون و کل‌کشیدن‌های فراوان به سمت قبر می‌آمدند تا بالاخره نشان واقعی عزاداران این مراسم دیده شود. با اینکه اسما برادر داشت، اما نمی‌شد در میان مردان آنها را یافت؛ بس که هیچ نشانی از عزاداری در میان مردان دیده نمی‌شد. دوستان او اما آن‌قدر شیون می‌کردند و کل می‌کشیدند که با اینکه او خواهری نداشت، به نظر می‌رسید تمام آن جمع هشت 9نفره، خواهرانش هستند». به گفته «ح» وقتی بدن اسما را در خاک می‌گذاشتند تمام این دختران جوری کل می‌کشیدند که هر لحظه نفس‌شان قطع می‌شد. دوباره نفسی می‌گرفتند و ادامه می‌دادند. شال‌های مشکی را بالای سرشان می‌چرخاندند، اگرچه حق این دختر دستار قرمز بود جای این شال عزا. گریه و شیون می‌کردند و انگار می‌خواستند به بدن بی‌جان دوستشان بگویند تنها نیست. حتی وقتی چند نفر به آنها تشر زدند که ساکت باشند یا اینکه فیلم نگیرند، توجهی به حرف‌ها نشان نمی‌دادند. یکی از آن دختران در پاسخ به زنی که گفت: «اسما به خاطر همین فیلم‌ها جانش را از دست داد»، گفت: «به ما سپرده بود هر وقت مُرد برایش استوری بگذاریم».

photo2026-07-1519-07-21-6a57ac704d5a6f1e7d62be11

سکوت مادر بر سر مزار دختر

عزاداری مادر اما متفاوت بود؛ سکوت او جزء قاب‌های تلخ آن روز بود: «ما در لرستان رسمی داریم با نام «بوزدن». این‌گونه است که قبل از ترک قبرستان، یک بار مردان و یک بار زنان دور خاک جمع می‌شوند و به نوعی با عزیزشان خداحافظی می‌کنند. در جمع مردان به‌سختی می‌شد حتی پنج مرد با چشمان خیس دید. اما مادرش که سر قبر رفت خیلی فضا عجیب شد. یک کلمه حرف نمی‌زد. گریه نمی‌کرد و فقط سکوت کرده بود. حتی وقتی خواستند به او آب بدهند، آن‌قدر محکم لب‌هایش را به هم چسبانده بود که یک قطره آب نخورد. وقتی زیر بغلش را گرفتند که او را ببرند، مقاومت کرد و در نهایت خودش را محکم روی قبر دخترش انداخت و همان لحظه بود که شیون زنان دیگر هم بلند شد. این زن انگار با سکوتش برای دخترش عزاداری می‌کرد». او لب برچیده بود و با چشمان مات و مبهوتش، فقط به خاک دخترش می‌نگریست: «هیچ حرفی نمی‌زد. حتی شیون نمی‌کرد. اطرافیانش از او خواستند گریه کند اما توجهی نمی‌کرد. یکی از زنان آن حوالی یک مشت خاک برداشت و روی سر مادر ریخت. این کار در فرهنگ ما برای تسلای خانواده عزادار انجام می‌شود. دختری از دوستان اسما هم با خاک گل درست کرد و می‌گذاشت روی سر و سینه‌اش؛ تصویری که مقابل چشم ما شکل گرفت، تصویر زنانی بود که انگار گاهی با سکوت و گاهی با شیون، غم و خشمشان را فریاد می‌زدند».

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

نظر کاربران

  • مریم

    امیدوارم کسانی که این کار را کردن در ملا عام اعدام بشن

  • مریم

    چرا هیچ وقت نظرات من را انتشار نمی دین ؟؟؟؟

  • ناشناس

    روحش در آرامش..تاوان سنگین یک اشتباه

  • ناشناس

    کی وقت کردن اینقدر پست و پلید و بیشرف بشن که با آبروی یک دختر معصوم بازی کنند
    وقت کثیفشون را اینطور باید پر میکردن که به آبرو و جان عزیز برسه ؟
    ننگ ابدی بر شما فرومایگان تاریخ با آب زمزم هم پاک نمیشه

  • ناشناس

    لعنت به هرچی آبرو و پدر و برادر و فامیل بی عقله که یه دختر از ترس باید خودش رو بکشه

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج