خانم گودرزی، مهاجرت برای ما آنقدر هم گوگولی نیست!
این روند نشان میدهد که زیر پوست این جابهجاییها، نوعی اقتصاد پنهان نیز در جریان است؛ اقتصادی که برخلاف ظاهر جذاب و «گوگولی» آن، چالشهای زیادی دارد. مهاجرت ناگهانی تنها در شرایطی امکانپذیر است که فرد از تمکن مالی قابلتوجهی برخوردار باشد.
برترینها: برخی از بازیگران طی سالهای اخیر با گلایه از شلوغی تهران یا فضای پرازدحام آن، راهی شهرهای کوچکتر شدهاند. برای مثال، پیام دهکردی به گیلان رفته و نانوایی راه انداخته است. امیرحسین صدیق به بومهن مهاجرت کرده، بابک حمیدیان و همسرش مینا ساداتی به مازندران رفتهاند و حسن معجونی نیز به رشت مهاجرت کرده است. عباس جمشیدیفر هم ظاهراً در شمال زندگی میکند. به هر حال، برخی سلبریتیها نشان میدهند که فضای تهران برای بخشی از آنها به محیطی غیرقابلتحمل تبدیل شده است. از طرف دیگر، در اینستاگرام فضایی شکل گرفته که برخی زوجهای جوان، مهاجرت به شهرهای شمالی را بهعنوان ابزاری برای دیدهشدن و کسب شهرت دنبال میکنند؛ مقصدی که معمولاً گیلان است؛ از ماسال گرفته تا رشت و مناطق مختلف دیگر.

این روند نشان میدهد که زیر پوست این جابهجاییها، نوعی اقتصاد پنهان نیز در جریان است؛ اقتصادی که برخلاف ظاهر جذاب و «گوگولی» آن، چالشهای زیادی دارد. مهاجرت ناگهانی تنها در شرایطی امکانپذیر است که فرد از تمکن مالی قابلتوجهی برخوردار باشد. به همین دلیل، اگر کسی امروز قصد مهاجرت به این مناطق را داشته باشد، با قیمتهای بسیار بالای زمین و هزینههای سنگین زندگی مواجه میشود.
وقتی فردی مانند فاطمه گودرزی اخیرا از رسیدگی به مرغ و خروسهایش در روستا صحبت میکند، مشخص است که پشت این سبک زندگی، سرمایه قابلتوجهی هزینه شده است. در مقابل، افرادی که از توان مالی کافی برخوردار نیستند، معمولاً امکان تجربه چنین مهاجرتی با کیفیت مطلوب را ندارند و شاید ترجیح دهند همچنان در شلوغی تهران زندگی کنند. به همین دلیل، به نظر میرسد بخشی از تصویرسازیهای اینستاگرامی درباره مهاجرت به شمال، بیش از آنکه تمام واقعیت این سبک زندگی را نشان دهد، تحت تأثیر فضای تبلیغاتی و نمایشی شبکههای اجتماعی قرار گرفته است.
حالا بررسی برخی تصاویر از منزل شخصی او در خارج از تهران نشان میدهد که با اینکه او از بیامکاناتی این لوکیشن صحبت کرده بود اما پروژه اجرای کلبه چوبی نسبتا لوکس و روف گاردن در روستا شاید فاصله معناداری با حرفهای او داشته باشد. اجرای یک کلبه چوبی همراه با طراحی و ساخت روف گاردن، به دلیل استفاده از متریال باکیفیت، نیاز به اجرای تخصصی و جزئیات معماری خاص، هزینه قابل توجهی دارد. در حال حاضر ساخت یک کلبه چوبی استاندارد به همراه فضای سبز روی بام، تجهیزات آبیاری، نورپردازی، کفسازی و المانهای دکوراتیو میتواند به سرمایهای چند میلیاردی نیاز داشته باشد. برآورد اولیه نشان میدهد هزینه اجرای چنین پروژهای بسته به ابعاد، نوع چوب، کیفیت تجهیزات و سطح طراحی، نزدیک به سه میلیارد تومان یا حتی بیشتر خواهد بود.
یا مثلا یک زوج جوان بلاگر که تصمیم گرفتند زندگی شلوغ شهری را کنار بگذارند و از تهران به یک ماسال مهاجرت کنند، تصاویر بازسازی خانه رؤیایی خود را منتشر کردند؛ تصاویری که بیشتر شبیه کارتپستالهای روستایی و قابهای آرامشبخش هستند. این خانه قدیمی با تغییرات اساسی، ترکیب چوب، نورپردازی گرم، فضای سبز و طراحی مینیمال، حالوهوایی کاملاً متفاوت پیدا کرده است. اما پشت این قابهای زیبا، هزینه قابل توجهی هم وجود دارد. طبق برآوردها، بازسازی چنین خانهای با این سطح از تغییرات، کیفیت متریال و اجرای جزئیات، حدود ۶ میلیارد تومان هزینه داشته است؛ مبلغی که شاید در نگاه اول برای رسیدن به یک زندگی آرام روستایی در پس یک تصمیم ناگهانی کمی عجیب بنظر برسد.



در نهایت، داشتن آرامش فقط به فرم و ادا خلاصه نمیشود؛ گاهی برای ساختن یک سبک زندگی متفاوت، علاوه بر ایده و انگیزه، به سرمایه قابل توجهی هم نیاز است. مگر نه همه ما آرامش را دوست داریم خانم گودرزی و کسی از این ازدحام و هیاهو - که صدالبته بخشی از آن به ضعف مدیریت شهری تهران برمیگردد - راضی نیست. شما از این ناراحتید که مثلاً در خانه نمیشد سگ را زیاد نگه داشت یا اینکه هنگام پارک کردن با مشکلات همه آدمهای این شهر روبهرو بودید. ما هم به عنوان شهروند، از برخی ابعاد زندگی شهری اصلاً رضایت خاطر نداریم؛ چون کیفیت زندگی، در وهله نخست و باز هم به دلایلی که خودتان بهتر میدانید، آنچنان که باید و شاید نیست. اما در نهایت، آنقدر هم سرمایه بلااستفاده نداریم که یک شب تصمیم بگیریم مهاجرت کنیم و فردایش با مرغ و خروسهایمان سرگرم شویم!
نظر کاربران
بنظرم یه شکایت علیه خانم گودرزی ثبت کنید، و حق ملت مظلوم رو از حلقومش بکشید بیرون!