نخستین جهانگرد ایرانی کیست؟
گرد پیری کاملا در چهره اش به وضوح مشخص است، اما همچنان سرحال و سرزنده است و به مانند نام خانوادگی اش، «امیدوار»، امید به زندگی دارد و با خاطرات شیرین گذشته اش زندگی می کند، عیسی امیدوار متولد ۱۳۰۸ بچه دروازه دولاب تهرون... سال های پیش به همراه برادرش عبدا... که دوسال از و کوچک تر بود؛ چهره های بین المللی بودند، آنها طی مدت ۱۰ سال به خیلی از نقاط دنیا رفتند.
مجله خانواده سبز: گرد پیری کاملا در چهره اش به وضوح مشخص است، اما همچنان سرحال و سرزنده است و به مانند نام خانوادگی اش، «امیدوار»، امید به زندگی دارد و با خاطرات شیرین گذشته اش زندگی می کند، عیسی امیدوار متولد 1308 بچه دروازه دولاب تهرون... سال های پیش به همراه برادرش عبدا... که دوسال از و کوچک تر بود؛ چهره های بین المللی بودند، آنها طی مدت 10 سال به خیلی از نقاط دنیا رفتند.
سفری که از سال 1333 آغاز و تا 1343 ادامه یافت، «جرات و هیجان» خصلی اصلی آنها بود وگرنه این سفر به سرانجام نمی رسید، به سراغ «عیسی» رفتیم، برادری که در ایران است و در سن 85 سالگی خواستیم که حرف هایی برای مان بزند که در کتابش ننوشته است.
سفرنامه «برادران امیدوار» بارها تجدید چاپ شد... اگر هم دوست داشتید می تواند در تهران، مجموعه سعدآباد، به موزه برادران امیدوار بروید و از نزدیک با ما با ماحصل سفر آنان آشنا شوید... چند روز پیش با عیسی امیدوار صحبت کوتاهی انجام دادیم.
برادران امیدوار در سال هایی که جهانگردی با دشواری های بسیاری همراه بود، اقدام به سفر به دور دنیا می کنند، به همین خاطر آنها نخستین جهانگردان ایرانی، نخستین مسافران آسیایی قطب جنوب و قطب شمال لقب گرفته اند.
به عنوان اولی پرسش: بگویید ایده اولیه سفر از کجا آمد و چه شد که تصمیم گرفتید این سفر پرماجرا را آغاز کنید؟
- زندگی تحقیقی من و برادرم عبدا... بر می گردد به دوران نوجوانی و تشویق خانواده، در نوجوانی وارد باشگاه کوهنوردی شدم و آنجا سازمان کوهنوردی را به اتفاق چند تن دیگر تشکیل دادیم، سفرهای داخلی ام کم کم شروع شد و تمام قله های ایران را زیرپا گذاشتم و صعود کردم و خیلی از غارهایی را که در ایران شناخته نشده بود به اتفاق دوستانم کشف کردیم و اشیاء و ابزاری که داخل این غارها بود را با خودمان جمع آوری کردیم و تحویل سازمان کوهنوردی و غارنوردی دادیم. در اواسط دهه بیست زندگی مان بودیم که تحقیق را برای آغاز سفرمان شروع کردیم و پس از سه سال تحقیق در سال ۱۳۳۳ سفرمان با موتور آغاز شد و سه سال آخر سفر را با اتومبیلی که کشور فرانسه به ما اهدا کرد گذراندیم و توانستیم در ده سال ۹۹ کشور جهان و پنج قاره را ببینیم.
این روزهای برادران امیدوار چگونه می گذرد؟
- برادرم عبدا... سال هاست که ساکن شیلی است مدیر یکی از بزرگ ترین تولیدکننده های فیلم های بلند است و دو پسر دارد. من هم هنوز تحقیق می کنم و در سفر هستم. به تازگی فرانسه بودم و این روزها در حال جمع آوری مطالبی درباره پیدایش انسان ها هستم. این تحقیق بسیار مفصل است و تجربه های سفرهایم را در نقاط مختلف سرزمین های دور می نویسم مثلا اسکیموها که در بین شان ۷-۶ ماه با شرایط بسیار سخت اقلیمی یعنی ۶۰ تا ۶۵ درجه زیر صفر در زمستان زندگی کردیم و مخالف آنجا، در آمازون برزیل ۸-۷ ماه در بین عقب افتاده ترین انسان ها روی زمین بودیم و با این که چطور انسان به قاره آمریکا راه پیدا کرد، یا قاره استرالیا که انسانی در آنجا وجود نداشت و چگونه به زمان حال خود رسید...
چرا با موتور سفر کردید؟
- سفر با موتور؛ با وجود سختی های زیادی که داشت اما وسیله ای بود که با آن می توانستیم به کوره راه ها دست پیدا کنیم و وسیله ای قابل حمل بود و راحت در قایق جا می گرفت، گاهی برای ورود به جزایر موتورمان را داخل قایق های ماهیگیری بزرگ قرار می دادیم.
ایده موزه برادران امیدوار از سمت شما مطرح شد یا سازمان میراث فرهنگی؟
- ایده موزه از مسئولین میراث فرهنگی بود. خدا را شکر از موزه استقبال خوبی شده و توریست های بسیاری از موزه ما دیدن می کنند.
کمی از موزه بگویید، این موزه چه جذابیتی دارد که باعث استقبال مردم و توریست ها شده است؟
- در این موزه عکس های مان از سفر به دوردنیا، اتومبیلی که سه سال آخر سفر، همراه ما بود، تعدادی صنایع دستی مختلف جهان و آلبومی از امضاهای سران کشورها وجوددارد، همچنین کتاب سفرنامه ما را علاقه مندان در این موزه می توانند تهیه کنند.
سفرهای شما در زمان خودش سر و صدای زیادی کرد و حتی فیلم تان هم از سینما پخش شد کمی در این باره بگویید؟
- آن زمان بیش از ۲ شبکه تلویزیونی نبود که من و برادرم پس از اتمام سفرمان در تلویزیون برنامه داشتیم و کتاب سفرنامه مان نیز منتشر شد که آن زمان به مبلغ ۱۵۰ تومان به فروش می رفت و ۱۰۰۰۰ نسخه از آن چاپ شد و در حال حاضر هم به چاپ هتفم رسیده و به زبان اسپانیولی و انگلیسی هم ترجمه شده است. فیلم سفر من و برادرم در سینما برای اولین بار ۴۴ سال پیش به نمایش گذاشته شد و مردم برای دیدن این فیلم تا چند خیابان صف می بستند. یادش بخیر...
گفتید که مدتی در منطقه آمازون بودید چطور در آمازون خطرناک، سر کردید؟
- آمازون منطقه ای است چند برابر مساحت ایران، جنگل در آنجا بسیار فشرده است و درهم پیچیده... تنها راه ارتباطی رودخانه ها هستند مثل رگ در بدن انسان و آب مثل رگ در آمازون جریان دارد... ما مدت ۷-۶ ماه بین چند قبیله آمازونی که هنوز انسان سفیدپوستی را ندیده بودند زندگی کردیم.
من و برادرم برای ورود به حریم آنها با هدایایی می رفتیم و از قبل توسط یک بومی آن منطقه که باربر ما بود هدایا را می فرستادیم. هدایایی مثل پارچه های رنگارنگ و گل بوته دار، شانه سر، کبریت، ۵۰ کیلو نمک چون نمک برای شان ضروری بود زیرا در آن محل نمک وجود نداشت و همچنین آینه، به یاد دارم زمانی که آینه برای شان بردیم برای اولین بار به صورت واضح، خودشان را دیدند چون تا قبل از آن آینه شان آب رودخانه بود و این گونه بود که ما در آمازون خطرناک مدتی ماندیم. چون آنها با ما دوست شده بودند...
در این سفر چند بار تا مرز مرگ رفتید؟
- بسیار... به یاد دارم با اسکیموها سفر می کردیم... در عقب سورتمه نشسته بودم و مرد اسکیمو هم جلوی سورتمه نشسته بود و ۹ قلاده سگ هم سورتمه را می کشید، ناگهان طوفان شدیدی در گرفت و بورانی شد که نمی شد مسیر را دید، اما سگ ها چون جهت یابی قوی دارند مسیر را می رفتند، در همان حین دستکشی که دستم بود افتاد و من به دنبالش رفتم تا پیدایش کنم اما سورتمه، برادرم و مرد اسکیمو را ندیدم، انگار محو شده بودند، طوفان هر لحظه بیشتر می شد، سر جایم میخکوب شدم و پس از ۱۰ دقیقه آنها پیدایم کردند. بله، مرگ را دیدم، بارها دیدم...
یکی از خاطرات سفر را که تا به حال مطرح نکرده اید برای مان بگویید؟
- در این خاطره هم تا مرز مرگ رفتیم اما خداوند نجات مان داد، از ریاض به طرف مکه مکرمه درحرکت بودیم که در صحرا طوفان شن گرفت و اتومبیل مان زیر شن ها دفن شد و هیچ کس نبود کمک مان کند، سرانجام پس از شش روز کاروانی که از آنجا کوچ می کردند ما را دیدند و نجات مان دادند.
سفری که از سال 1333 آغاز و تا 1343 ادامه یافت، «جرات و هیجان» خصلی اصلی آنها بود وگرنه این سفر به سرانجام نمی رسید، به سراغ «عیسی» رفتیم، برادری که در ایران است و در سن 85 سالگی خواستیم که حرف هایی برای مان بزند که در کتابش ننوشته است.
سفرنامه «برادران امیدوار» بارها تجدید چاپ شد... اگر هم دوست داشتید می تواند در تهران، مجموعه سعدآباد، به موزه برادران امیدوار بروید و از نزدیک با ما با ماحصل سفر آنان آشنا شوید... چند روز پیش با عیسی امیدوار صحبت کوتاهی انجام دادیم.
برادران امیدوار در سال هایی که جهانگردی با دشواری های بسیاری همراه بود، اقدام به سفر به دور دنیا می کنند، به همین خاطر آنها نخستین جهانگردان ایرانی، نخستین مسافران آسیایی قطب جنوب و قطب شمال لقب گرفته اند.
به عنوان اولی پرسش: بگویید ایده اولیه سفر از کجا آمد و چه شد که تصمیم گرفتید این سفر پرماجرا را آغاز کنید؟
- زندگی تحقیقی من و برادرم عبدا... بر می گردد به دوران نوجوانی و تشویق خانواده، در نوجوانی وارد باشگاه کوهنوردی شدم و آنجا سازمان کوهنوردی را به اتفاق چند تن دیگر تشکیل دادیم، سفرهای داخلی ام کم کم شروع شد و تمام قله های ایران را زیرپا گذاشتم و صعود کردم و خیلی از غارهایی را که در ایران شناخته نشده بود به اتفاق دوستانم کشف کردیم و اشیاء و ابزاری که داخل این غارها بود را با خودمان جمع آوری کردیم و تحویل سازمان کوهنوردی و غارنوردی دادیم. در اواسط دهه بیست زندگی مان بودیم که تحقیق را برای آغاز سفرمان شروع کردیم و پس از سه سال تحقیق در سال ۱۳۳۳ سفرمان با موتور آغاز شد و سه سال آخر سفر را با اتومبیلی که کشور فرانسه به ما اهدا کرد گذراندیم و توانستیم در ده سال ۹۹ کشور جهان و پنج قاره را ببینیم.
این روزهای برادران امیدوار چگونه می گذرد؟
- برادرم عبدا... سال هاست که ساکن شیلی است مدیر یکی از بزرگ ترین تولیدکننده های فیلم های بلند است و دو پسر دارد. من هم هنوز تحقیق می کنم و در سفر هستم. به تازگی فرانسه بودم و این روزها در حال جمع آوری مطالبی درباره پیدایش انسان ها هستم. این تحقیق بسیار مفصل است و تجربه های سفرهایم را در نقاط مختلف سرزمین های دور می نویسم مثلا اسکیموها که در بین شان ۷-۶ ماه با شرایط بسیار سخت اقلیمی یعنی ۶۰ تا ۶۵ درجه زیر صفر در زمستان زندگی کردیم و مخالف آنجا، در آمازون برزیل ۸-۷ ماه در بین عقب افتاده ترین انسان ها روی زمین بودیم و با این که چطور انسان به قاره آمریکا راه پیدا کرد، یا قاره استرالیا که انسانی در آنجا وجود نداشت و چگونه به زمان حال خود رسید...
چرا با موتور سفر کردید؟
- سفر با موتور؛ با وجود سختی های زیادی که داشت اما وسیله ای بود که با آن می توانستیم به کوره راه ها دست پیدا کنیم و وسیله ای قابل حمل بود و راحت در قایق جا می گرفت، گاهی برای ورود به جزایر موتورمان را داخل قایق های ماهیگیری بزرگ قرار می دادیم.
ایده موزه برادران امیدوار از سمت شما مطرح شد یا سازمان میراث فرهنگی؟
- ایده موزه از مسئولین میراث فرهنگی بود. خدا را شکر از موزه استقبال خوبی شده و توریست های بسیاری از موزه ما دیدن می کنند.
کمی از موزه بگویید، این موزه چه جذابیتی دارد که باعث استقبال مردم و توریست ها شده است؟
- در این موزه عکس های مان از سفر به دوردنیا، اتومبیلی که سه سال آخر سفر، همراه ما بود، تعدادی صنایع دستی مختلف جهان و آلبومی از امضاهای سران کشورها وجوددارد، همچنین کتاب سفرنامه ما را علاقه مندان در این موزه می توانند تهیه کنند.
سفرهای شما در زمان خودش سر و صدای زیادی کرد و حتی فیلم تان هم از سینما پخش شد کمی در این باره بگویید؟
- آن زمان بیش از ۲ شبکه تلویزیونی نبود که من و برادرم پس از اتمام سفرمان در تلویزیون برنامه داشتیم و کتاب سفرنامه مان نیز منتشر شد که آن زمان به مبلغ ۱۵۰ تومان به فروش می رفت و ۱۰۰۰۰ نسخه از آن چاپ شد و در حال حاضر هم به چاپ هتفم رسیده و به زبان اسپانیولی و انگلیسی هم ترجمه شده است. فیلم سفر من و برادرم در سینما برای اولین بار ۴۴ سال پیش به نمایش گذاشته شد و مردم برای دیدن این فیلم تا چند خیابان صف می بستند. یادش بخیر...
گفتید که مدتی در منطقه آمازون بودید چطور در آمازون خطرناک، سر کردید؟
- آمازون منطقه ای است چند برابر مساحت ایران، جنگل در آنجا بسیار فشرده است و درهم پیچیده... تنها راه ارتباطی رودخانه ها هستند مثل رگ در بدن انسان و آب مثل رگ در آمازون جریان دارد... ما مدت ۷-۶ ماه بین چند قبیله آمازونی که هنوز انسان سفیدپوستی را ندیده بودند زندگی کردیم.
من و برادرم برای ورود به حریم آنها با هدایایی می رفتیم و از قبل توسط یک بومی آن منطقه که باربر ما بود هدایا را می فرستادیم. هدایایی مثل پارچه های رنگارنگ و گل بوته دار، شانه سر، کبریت، ۵۰ کیلو نمک چون نمک برای شان ضروری بود زیرا در آن محل نمک وجود نداشت و همچنین آینه، به یاد دارم زمانی که آینه برای شان بردیم برای اولین بار به صورت واضح، خودشان را دیدند چون تا قبل از آن آینه شان آب رودخانه بود و این گونه بود که ما در آمازون خطرناک مدتی ماندیم. چون آنها با ما دوست شده بودند...
در این سفر چند بار تا مرز مرگ رفتید؟
- بسیار... به یاد دارم با اسکیموها سفر می کردیم... در عقب سورتمه نشسته بودم و مرد اسکیمو هم جلوی سورتمه نشسته بود و ۹ قلاده سگ هم سورتمه را می کشید، ناگهان طوفان شدیدی در گرفت و بورانی شد که نمی شد مسیر را دید، اما سگ ها چون جهت یابی قوی دارند مسیر را می رفتند، در همان حین دستکشی که دستم بود افتاد و من به دنبالش رفتم تا پیدایش کنم اما سورتمه، برادرم و مرد اسکیمو را ندیدم، انگار محو شده بودند، طوفان هر لحظه بیشتر می شد، سر جایم میخکوب شدم و پس از ۱۰ دقیقه آنها پیدایم کردند. بله، مرگ را دیدم، بارها دیدم...
یکی از خاطرات سفر را که تا به حال مطرح نکرده اید برای مان بگویید؟
- در این خاطره هم تا مرز مرگ رفتیم اما خداوند نجات مان داد، از ریاض به طرف مکه مکرمه درحرکت بودیم که در صحرا طوفان شن گرفت و اتومبیل مان زیر شن ها دفن شد و هیچ کس نبود کمک مان کند، سرانجام پس از شش روز کاروانی که از آنجا کوچ می کردند ما را دیدند و نجات مان دادند.
تبلیغات متنی
-
عکس وایرالشده از یک خانم ایرانی در تجمع پاریس
-
ریزش میلیونی صفحات رونالدو و مسی زلزله به راه انداخت!
-
اینترنت در ایران دوباره دچار افزایش اختلال شد
-
بالاخره یک تیم آفریقایی حاضر شد با ما بازی کند!
-
در مادرید بر سرِ نخواستن امباپه، ۳۰ میلیون نفر دعوا دارند!
-
تصاویری از بازگشت خواننده مشهور ایرانی روی استیج
-
اقدام ژیلا صادقی روی آنتن زنده جلب توجه کرد
-
لحظه شلیک موشک ایران به سمت ناو آمریکایی
-
هشدار عربی بقایی به کشورهای منطقه درباره اتفاقات دیشب
-
شنیده شدن صدای انفجار در امارات
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
ویدئویی از شلیک پدافند در آسمان غرب تهران
-
مصرف این قهوه برای سلامت مغز مفید است
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
نجات معجزهآسای کودک از زیر قطار در چین
-
ریزش میلیونی صفحات رونالدو و مسی زلزله به راه انداخت!
-
اینترنت در ایران دوباره دچار افزایش اختلال شد
-
بالاخره یک تیم آفریقایی حاضر شد با ما بازی کند!
-
لحظه شلیک موشک ایران به سمت ناو آمریکایی
-
شنیده شدن صدای انفجار در امارات
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
شنیده شدن صدای چند انفجار شدید در میناب
-
فاکسنیوز: آمریکا به قشم و بندرعباس حمله کرد
-
فعالیت شدید پدافند هوایی در غرب تهران
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
شلیک موشکهای ایران به سمت یک ناو آمریکایی
-
اولین واکنش اسرائیل به انفجار اسکله بهمن قشم
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
لحظه پیدا شدن پیکر نوه ۱۴ ماهه رهبر انقلاب
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
نخستین تصاویر از اسکله بهمن قشم
-
شیوع یک ویروس مرگبار، کل دنیا را ترسانده است!
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
شغل محبوب سالهای اخیر در آستانه ورشکستگی کامل
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
پخش تصاویری از جورجیا ملونی جنجالی شد
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
چند نشانه که میگوید این جنگ طولانی خواهد شد
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
-
پشت پرده تغییر ناگهانی در «پروژه آزادی» طی دو روز!
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
اولین واکنش اسرائیل به انفجار اسکله بهمن قشم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل





ارسال نظر