خانههایی سرشار از زندگی
به خانههای ایرانی افتخار کنیم
هرازچندگاهی که دلم میگیرد، راهی محلههای قدیمی تهران میشوم؛ همان محلههایی که هنوز بوی زندگی میدهند، هنوز آب و رنگ دارند، پرچین دیوارهایشان کوتاه است و از پشت همین پرچینها میتوان جاری سبز زندگی را دید، لمس کرد و نفس کشید.
مجله منزل - شمیم آقازاده: هرازچندگاهی که دلم میگیرد، راهی محلههای قدیمی تهران میشوم؛ همان محلههایی که هنوز بوی زندگی میدهند، هنوز آب و رنگ دارند، پرچین دیوارهایشان کوتاه است و از پشت همین پرچینها میتوان جاری سبز زندگی را دید، لمس کرد و نفس کشید؛ همان محلههایی که نزدیک عید فرشها و گلیمها از سر دیوارهایش آویزان میشود؛ جایی که با آیفونهای تصویری بیگانه است و هنوز کلونها بر درها خودنمایی میکند.
دلم میخواهد یکی از این درها را پیدا کنم، جلو بروم کلون غریبکوب را بکوبم و منتظر شوم بلکه در باز شود و صاحبخانه من غریب در شهر خویش را بپذیرد و برای چند ساعت هم که شده بگذارد طعم زندگی واقعی را تجربه کنم. عجیب خستهام از دیوارهای بلند آپارتمانهای این شهر. دلم دوباره همان خانههای قدیمی را میخواهد. بگذار برایت بگویم که چرا باید به این خانهها افتخار کرد.
دلم میخواهد یکی از این درها را پیدا کنم، جلو بروم کلون غریبکوب را بکوبم و منتظر شوم بلکه در باز شود و صاحبخانه من غریب در شهر خویش را بپذیرد و برای چند ساعت هم که شده بگذارد طعم زندگی واقعی را تجربه کنم. عجیب خستهام از دیوارهای بلند آپارتمانهای این شهر. دلم دوباره همان خانههای قدیمی را میخواهد. بگذار برایت بگویم که چرا باید به این خانهها افتخار کرد.

درهای چوبی خوش قد و قامت
از کوچههای قدیمی گفتیم؛ همانهایی که پرچینهایشان کوتاه بود و بوی عشق میداد. تنها زینت این کوچههای قدیمی سوای دار و درختهای بیرونزده از سر دیوار، درهای چوبی قدیمیای بودند که ترکیبشان با دیوارهای خشتی و کاهگلی عجیب روحنواز و زیبا بود. این درها اولین برخورد ما با این خانههاست و از همان ابتدا ما را برای دیدن زیباییهای این خانهها و فلسفههایی که بند بند و جزء جزء این خانهها را دربرمیگرفت، آماده میکردند.

شنیدن صدای کوبه درهایم آرزوست
اولین فلسفهای که گفتیم مربوط میشود به همین کلونها و کوبههایی که برای زن و مرد متفاوت بود و حتی برای مسافر غریبی که از شهری دیگر میآمد، که به آن غریبکوب میگفتند. وقتی کسی از شهری دیگر میآمد و جایی برای ماندن نداشت، اولین کوبه غریبکوب را میکوفت به امید باز شدن در، درست همانند من که آرزوی کوبیدن این کلونها را به دوش انداختهام و وجب به وجب این شهر را میگردم. بهراستی این همه ارزش، احترام و فلسفه افتخار ندارد؟

هشتیهای ایرانی
اگر آنقدر خوشبخت باشی که این درهای چوبی به رویت باز شوند، در پشت درها هشتیها منتظرت هستند. هنوز راه داری تا محرم خانه شوی و اجازه داشته باشی کل خانه را ببینی. این هشتیها عموما فضاهایی هستند که نورشان را از باز شدن درها و دریچهای که عموما در سقفهای گنبدیشان تعبیه میشد به دست میآوردند. فلسفه وجودی این هشتیها این بود که در عین حفظ حریم خانه شان و شخصیت مهمانی که بر در خانه آمده هم حفظ شود؛ چیزی که این روزها عجیب جایش در خانهها خالی است. قضاوت را پای شما میگذارم، آیا نباید به این همه ذکاوت در طراحیهای این خانهها افتخار کرد؟

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وقتی محرم خانه شدی و اجازه پیدا کردی تا دالانها و دهلیزهای هشتی را رد کنی و به حیاط خانه برسی، درست همانجاست که بهشت واقعی را مییابی؛ حیاطی سراسر سرزندگی و زیبایی که دور تا دورش را درختان سرسبز و قد کشیده پر کرده است. در گوشهای از این حیاطها همیشه تختهای چوبیای قرار داشت که میتوانستی همه خستگی روزت را روی آنها به در کنی، پلههای آجری که تو را گاهی به سرداب خانه و گاهی به ایوان خانه میرساند و رویشان از گلدانهای سفالی پر بود. حوض وسط حیاط و ماهیهای قرمز همیشگی داخل آنها هم عضوهای جدانشدنی این حیاطهای زیبا بودند.
حوض، قلب فیروزهای خانههای قدیمی
حوضهایی که وسط خانههای قدیمی قرار داشت را به جرات میتوان قلب فیروزهای خانه نامید. همه ما به خوبی میدانیم عنصر آب تا چه اندازه در معماری سنتی ما مهم بوده و هست و این حوضها آینههای پاکی بودند که هم به خانهها صفا و صمیمیت می دادند و هم نیازهایشان را برطرف میکردند و روشنی به خانه میبخشیدند.

ایوانهای خانههای قدیمی
لختی که روی تخت چوبی کنار حیاط استراحت کردی و از گرمای اشعه خورشید که با جسارت تمام خود را از لابهلای شاخ و برگ در هم تنیده درختان روی تخت رسانده لذت بردی، پیشنهاد میکنم به ایوانخانه بروی. مگر میشود خانههای ایرانی را بدون ایوان تصور کرد؛ ایوانهایی که برای رسیدن به آنها مسیر گلکاری شده پلههای آجری را طی میکنی و قدم به آنها میگذاری که دیوارهایش با ارسیهای نازنین پوشیده شده و با برخورد نور خورشید به آن جشنوارهای از رنگها بر کف آن ایجاد شده است.
تنها میشود به این همه زیبایی خیره شد و حتی به چشمها هم فرصت پلک زدن نداد تا نکند ذرهای از این زیباییها از نظر دور بماند. میتوانی از آن بالا زیبایی حیاط را بیشتر ببینی اگر ارسیها به تو این اجازه را بدهند که چشم از آنها برداری.

ارسیهای دوستداشتنی
ارسیها زیباترین عناصر معماری ایرانی هستند. این عنصرهای زیبا جلوهای خاص و متفاوت به اتاقها و فضاهای داخلی خانه میبخشند؛ چراکه نور را به زیباترین شکل ممکن به داخل خانه میآورند. ارسیها عنصرهای جدانشدنی معماری ایرانی هستند و بعد از دیدن آنها تنها چیزی که به ذهنت میرسد، شعر زیبای استاد شفیعیکدکنی است:
تا کجا میبرد این نقش به دیوار مرا
تا بدانجا که فروماند چشم از دیدن و لب نیز زگفتار مرا
اتاقهای آینهکاری شده
وقتی پشت پنجرههای ارسی ایستادهای فکر میکنی که زیبایی این خانهها به همین جا ختم میشود. با خود فکر میکنی مگر میشود از این بیشتر زیبایی داشت در یک خانه اما اگر یکی از این پنجرههای ارسی را باز کنی تازه میفهمی هنوز حتی نیمی از شگفتیهای خانههای قدیمی را هم ندیدهای. شگفتی آنجاست که دیوارهای آینهکاری شده را ببینی. ببینی که چگونه نور و تصویر را به بازی گرفتهاند و هر تصویر را هزار تکه میکنند. ظرافت این آینهکاریها مبهوتت میکند و چنان عظمت و زیباییشان تو را دربرمیگیرد که حتی زبانت برای مدح، تحسین و ستایش هنرمندان این هنر از کار میافتد و در دل افتخار میکنی به تمام این زیباییها و اصالت هنرها.

مهمانخانههای قدیمی
فضاهای بیرونی خانههای قدیمی یک جور زیبایی و شگفتی داشتند و فضاهای داخلی آن هم یکجور و از هیچ کدامشان هم نمیشود بهسادگی رد شد. وقتی پا به فضاهای داخلی این خانهها میگذاری، میبینی تا چه اندازه همهچیز زیبا، ساده و بیآلایش است. مهمانخانه خانههای قدیمی عموما فضاهایی بودند که دور تا دورشان با پشتیها و تشکچههای زیبایی پر میشد و خبری از مبلمان رنگارنگ نبود. تنها همین پشتیها بودند که طرحها و نقشهایشان با یکدیگر فرق میکرد و همین طور پارچههای قلاببافی شده روی آنها.
فرشهای ایرانی، نمایانگر هنر و اصالت ایرانی
وسط مهمانخانهها با فرشهایی از جنس اصالت و هنر ناب ایرانی پر میشد. وقتی روی آنها مینشستی و به تار و پودشان دست میکشیدی حس غرور و افتخار وجودت را پر میکرد. حس میکردی کسی که این فرش را بافته در تکتک گرههای این فرش روحش را جا گذاشته؛ از بس که این فرشها زندهاند و به فضای خانه روح و جلا میبخشند.

مواد و مصالح ایرانی برای خانههای ایرانی
شاید هیچ متریالی مثل آجر نتواند زمین و رنگ و بوی خاک را برای ما زنده و حاضر سازد. آجر تنها مصالحی است که در هر گوشه معماری سنتی ما دیده میشود و در هر مکان به فراخور موقعیت و کاربری، شکلی نو به خود گرفته است. حضور گرم آجر در معماری و طراحی داخلی نهتنها رنگ نباخته است، بلکه در شکل و قالبهای متنوعتری رخنمایی میکند؛ کاشیهای فیروزهای هم که طنین عشق را در خانه برپا میکنند. خب، برای افتخار کردن به چنین چیزهایی مورد دیگری هم لازم است؟
آوای عشق در خانههای قدیمی با کاشیهای فیروزهای
لاجورد افق صبح نشابور و هری است
که در این کاشی کوچک متراکم شده است
میبرد جانب فرغانه و فرخار مرا
نقش اسلیمی آن طاقنماهای بلند
کاشیهای فیروزهای هم در خانههای قدیمی جایگاه ویژهای داشتند که نشان از اصالت هنر ایرانی داشت. این کاشیها با آن نقشهای زیبا و فریبندهشان گاه خطی خوش میشدند بر سر در خانه، گاه بر دل حوضها مینشستند و گاه بر بلندای گنبدها اما هر جا که بودند طنین عشق را در خانهها جاری میکردند.

اما زیباییهای این خانههای قدیمی به همین جا ختم نشده و حق مطلب هم در چند خط ادا نمیشود. میشود نوشت؛ میشود از خیلی از چیزهای دیگر، از سهدریها، از سردابها، از مطبخها، از سفرههای خاتمکاری شده، از ظرفهای لعابی سفالی و ... نوشت اما هرچه بنویسی کم است. هر چه بیشتر بنویسی بیشتر میفهمی که چقدر در برابر این همه زیبایی و اصالت و هنر، کوچک و حقیری که باید سر فرو آوری برای این همه هنر، زیبایی،اصالت و... .
از کوچههای قدیمی گفتیم؛ همانهایی که پرچینهایشان کوتاه بود و بوی عشق میداد. تنها زینت این کوچههای قدیمی سوای دار و درختهای بیرونزده از سر دیوار، درهای چوبی قدیمیای بودند که ترکیبشان با دیوارهای خشتی و کاهگلی عجیب روحنواز و زیبا بود. این درها اولین برخورد ما با این خانههاست و از همان ابتدا ما را برای دیدن زیباییهای این خانهها و فلسفههایی که بند بند و جزء جزء این خانهها را دربرمیگرفت، آماده میکردند.

شنیدن صدای کوبه درهایم آرزوست
اولین فلسفهای که گفتیم مربوط میشود به همین کلونها و کوبههایی که برای زن و مرد متفاوت بود و حتی برای مسافر غریبی که از شهری دیگر میآمد، که به آن غریبکوب میگفتند. وقتی کسی از شهری دیگر میآمد و جایی برای ماندن نداشت، اولین کوبه غریبکوب را میکوفت به امید باز شدن در، درست همانند من که آرزوی کوبیدن این کلونها را به دوش انداختهام و وجب به وجب این شهر را میگردم. بهراستی این همه ارزش، احترام و فلسفه افتخار ندارد؟

هشتیهای ایرانی
اگر آنقدر خوشبخت باشی که این درهای چوبی به رویت باز شوند، در پشت درها هشتیها منتظرت هستند. هنوز راه داری تا محرم خانه شوی و اجازه داشته باشی کل خانه را ببینی. این هشتیها عموما فضاهایی هستند که نورشان را از باز شدن درها و دریچهای که عموما در سقفهای گنبدیشان تعبیه میشد به دست میآوردند. فلسفه وجودی این هشتیها این بود که در عین حفظ حریم خانه شان و شخصیت مهمانی که بر در خانه آمده هم حفظ شود؛ چیزی که این روزها عجیب جایش در خانهها خالی است. قضاوت را پای شما میگذارم، آیا نباید به این همه ذکاوت در طراحیهای این خانهها افتخار کرد؟

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وقتی محرم خانه شدی و اجازه پیدا کردی تا دالانها و دهلیزهای هشتی را رد کنی و به حیاط خانه برسی، درست همانجاست که بهشت واقعی را مییابی؛ حیاطی سراسر سرزندگی و زیبایی که دور تا دورش را درختان سرسبز و قد کشیده پر کرده است. در گوشهای از این حیاطها همیشه تختهای چوبیای قرار داشت که میتوانستی همه خستگی روزت را روی آنها به در کنی، پلههای آجری که تو را گاهی به سرداب خانه و گاهی به ایوان خانه میرساند و رویشان از گلدانهای سفالی پر بود. حوض وسط حیاط و ماهیهای قرمز همیشگی داخل آنها هم عضوهای جدانشدنی این حیاطهای زیبا بودند.
حوض، قلب فیروزهای خانههای قدیمی
حوضهایی که وسط خانههای قدیمی قرار داشت را به جرات میتوان قلب فیروزهای خانه نامید. همه ما به خوبی میدانیم عنصر آب تا چه اندازه در معماری سنتی ما مهم بوده و هست و این حوضها آینههای پاکی بودند که هم به خانهها صفا و صمیمیت می دادند و هم نیازهایشان را برطرف میکردند و روشنی به خانه میبخشیدند.

ایوانهای خانههای قدیمی
لختی که روی تخت چوبی کنار حیاط استراحت کردی و از گرمای اشعه خورشید که با جسارت تمام خود را از لابهلای شاخ و برگ در هم تنیده درختان روی تخت رسانده لذت بردی، پیشنهاد میکنم به ایوانخانه بروی. مگر میشود خانههای ایرانی را بدون ایوان تصور کرد؛ ایوانهایی که برای رسیدن به آنها مسیر گلکاری شده پلههای آجری را طی میکنی و قدم به آنها میگذاری که دیوارهایش با ارسیهای نازنین پوشیده شده و با برخورد نور خورشید به آن جشنوارهای از رنگها بر کف آن ایجاد شده است.
تنها میشود به این همه زیبایی خیره شد و حتی به چشمها هم فرصت پلک زدن نداد تا نکند ذرهای از این زیباییها از نظر دور بماند. میتوانی از آن بالا زیبایی حیاط را بیشتر ببینی اگر ارسیها به تو این اجازه را بدهند که چشم از آنها برداری.

ارسیهای دوستداشتنی
ارسیها زیباترین عناصر معماری ایرانی هستند. این عنصرهای زیبا جلوهای خاص و متفاوت به اتاقها و فضاهای داخلی خانه میبخشند؛ چراکه نور را به زیباترین شکل ممکن به داخل خانه میآورند. ارسیها عنصرهای جدانشدنی معماری ایرانی هستند و بعد از دیدن آنها تنها چیزی که به ذهنت میرسد، شعر زیبای استاد شفیعیکدکنی است:
تا کجا میبرد این نقش به دیوار مرا
تا بدانجا که فروماند چشم از دیدن و لب نیز زگفتار مرا
اتاقهای آینهکاری شده
وقتی پشت پنجرههای ارسی ایستادهای فکر میکنی که زیبایی این خانهها به همین جا ختم میشود. با خود فکر میکنی مگر میشود از این بیشتر زیبایی داشت در یک خانه اما اگر یکی از این پنجرههای ارسی را باز کنی تازه میفهمی هنوز حتی نیمی از شگفتیهای خانههای قدیمی را هم ندیدهای. شگفتی آنجاست که دیوارهای آینهکاری شده را ببینی. ببینی که چگونه نور و تصویر را به بازی گرفتهاند و هر تصویر را هزار تکه میکنند. ظرافت این آینهکاریها مبهوتت میکند و چنان عظمت و زیباییشان تو را دربرمیگیرد که حتی زبانت برای مدح، تحسین و ستایش هنرمندان این هنر از کار میافتد و در دل افتخار میکنی به تمام این زیباییها و اصالت هنرها.

مهمانخانههای قدیمی
فضاهای بیرونی خانههای قدیمی یک جور زیبایی و شگفتی داشتند و فضاهای داخلی آن هم یکجور و از هیچ کدامشان هم نمیشود بهسادگی رد شد. وقتی پا به فضاهای داخلی این خانهها میگذاری، میبینی تا چه اندازه همهچیز زیبا، ساده و بیآلایش است. مهمانخانه خانههای قدیمی عموما فضاهایی بودند که دور تا دورشان با پشتیها و تشکچههای زیبایی پر میشد و خبری از مبلمان رنگارنگ نبود. تنها همین پشتیها بودند که طرحها و نقشهایشان با یکدیگر فرق میکرد و همین طور پارچههای قلاببافی شده روی آنها.
فرشهای ایرانی، نمایانگر هنر و اصالت ایرانی
وسط مهمانخانهها با فرشهایی از جنس اصالت و هنر ناب ایرانی پر میشد. وقتی روی آنها مینشستی و به تار و پودشان دست میکشیدی حس غرور و افتخار وجودت را پر میکرد. حس میکردی کسی که این فرش را بافته در تکتک گرههای این فرش روحش را جا گذاشته؛ از بس که این فرشها زندهاند و به فضای خانه روح و جلا میبخشند.

مواد و مصالح ایرانی برای خانههای ایرانی
شاید هیچ متریالی مثل آجر نتواند زمین و رنگ و بوی خاک را برای ما زنده و حاضر سازد. آجر تنها مصالحی است که در هر گوشه معماری سنتی ما دیده میشود و در هر مکان به فراخور موقعیت و کاربری، شکلی نو به خود گرفته است. حضور گرم آجر در معماری و طراحی داخلی نهتنها رنگ نباخته است، بلکه در شکل و قالبهای متنوعتری رخنمایی میکند؛ کاشیهای فیروزهای هم که طنین عشق را در خانه برپا میکنند. خب، برای افتخار کردن به چنین چیزهایی مورد دیگری هم لازم است؟
آوای عشق در خانههای قدیمی با کاشیهای فیروزهای
لاجورد افق صبح نشابور و هری است
که در این کاشی کوچک متراکم شده است
میبرد جانب فرغانه و فرخار مرا
نقش اسلیمی آن طاقنماهای بلند
کاشیهای فیروزهای هم در خانههای قدیمی جایگاه ویژهای داشتند که نشان از اصالت هنر ایرانی داشت. این کاشیها با آن نقشهای زیبا و فریبندهشان گاه خطی خوش میشدند بر سر در خانه، گاه بر دل حوضها مینشستند و گاه بر بلندای گنبدها اما هر جا که بودند طنین عشق را در خانهها جاری میکردند.

اما زیباییهای این خانههای قدیمی به همین جا ختم نشده و حق مطلب هم در چند خط ادا نمیشود. میشود نوشت؛ میشود از خیلی از چیزهای دیگر، از سهدریها، از سردابها، از مطبخها، از سفرههای خاتمکاری شده، از ظرفهای لعابی سفالی و ... نوشت اما هرچه بنویسی کم است. هر چه بیشتر بنویسی بیشتر میفهمی که چقدر در برابر این همه زیبایی و اصالت و هنر، کوچک و حقیری که باید سر فرو آوری برای این همه هنر، زیبایی،اصالت و... .
تبلیغات متنی
-
مستند «سرپوش»؛ روایت شجاعت یک روزنامهنگار در برابر قدرت
-
زمان پخش سریال هری پاتر مشخص شد
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
آخرین وضعیت پروازها و نوتام جدید
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
عراقچی: تغییر رژیم در ایران کاملاً یک خیال است
-
فعالیت پررنگ آمریکا در پایگاه شاهزاده سلطان عربستان
-
زندگی میرسعید و هانیه توسلی تحت تاثیر یک عقاب!
-
روایت روحانی از کنترل تنش با ترامپ در سال ۹۸
-
آمادگی ترامپ برای «نیروی ثبات بینالمللی» در غزه
-
زیبایی امروز قله دماوند چشمنواز شد
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
از مسیح تا میر؛ نگاهی به تمامی سازهای مخالف وضع موجود
-
راهنمای انصراف از شیوه دوم کالابرگ
-
جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۴؛ لیست کامل فیلمها + راهنمای خرید بلیط
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
عراقچی: تغییر رژیم در ایران کاملاً یک خیال است
-
از مسیح تا میر؛ نگاهی به تمامی سازهای مخالف وضع موجود
-
راهنمای انصراف از شیوه دوم کالابرگ
-
جنگنده قدرتمند ایران که F-۳۵ را به دردسر میاندازد
-
واکنش به خبر بازداشت برخی پزشکان در حوادث اخیر
-
پاکستان تردد مرزنشینان ایران را مشروط کرد
-
گزینه سورپرایزی پرسپولیس برای تقویت خط هافبک
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
تا این لحظه یک اسپانیایی در تهران کشته مُردهها دارد
-
درخواست رسول خادم برای آزادی علیرضا نجاتی
-
آمریکا ۶۶۰ میلیون تتر بابک زنجانی را توقیف کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
واکنش یحیی گلمحمدی به وقایع اخیر کشور
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
احکام برخی دستگیرشگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
ترامپ از تصمیم جدید خود درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
اقدام توجهبرانگیز ارتش همزمان با اخبار جنگ احتمالی
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
دلم رفت...
پاسخ ها
چه فرش خوشگلی...
افتخار که میکنیم ولی خونه های الان قد انباری های اون خونه ها هم نیس, معماری های مسخره که حتی اروپایی هم نیست فقط هدفش جور کردن چهار تا دیواره
ای کاش شهرهامون هنوز همین شکلی بودن، به جای یه مشت برجهای کوتوله و ساختمانهای کج و ماوج، همین سبک ایرانی در تمام کشور رایج بود، افسوس که ما ملت ایران همیشه دیر متوجه میشیم