پرستارش هستید یا عاشقش؟!
تمام روز توی فکرتان چرخ می زند؟ تک تک رفتارهایش برایتان معنا دارد و حاضرید همه زندگی و وجودتان را برای شاد شدنش قربانی کنید؟
ماهنامه همشهری تندرستی: تمام روز توی فکرتان چرخ می زند؟ تک تک رفتارهایش برایتان معنا دارد و حاضرید همه زندگی و وجودتان را برای شاد شدنش قربانی کنید؟ می ترسید دلش با شما نباشد و از روزی که جایش در زندگی تان خالی باشد، وحشت دارید؟ حتی اگر همه این جمله ها، در مورد احساسی که امروز دارید درست باشد، باز هم نمی توانید اسمتان را عاشق بگذارید. حتی اگر دلتان از دوری اش بترکد و بودن با او رویای روز و شبتان باشد، باز هم ممکن است تا تبدیل شدن به یک عاشق واقعی فاصله زیادی داشته باشید. خواندن این مطلب به شما کمک می کند تا هر احساسی را عشق خطاب نکنید و با میان برهای ساختن رابطه عاشقانه آشنا شوید.

دوستش دارید یا عاشقش هستید؟
وقتی می بینیدش، قلبتان تند می زند؟ دیگر چه؟ وقتی کنارش می نشینید، زمان متوقف می شود و با هر لبخندش، ساعت ها و روزها پرانرژی می مانید؟ نکند عاشقش هستید؟ دست خودتان نیست؛ عاشق شدن یک رفتار غیرارادی است که همه ما کم و بیش تجربه اش می کنیم. وقتی عاشق می شویم، می خواهیم با کسی که به او دل بسته ایم، همراه شویم، با او ازدواج کنیم و در کنارش باشیم. وقتی احساس خوش عاشقی را در کنار فردی که عاشقمان است تجربه می کنیم، تمام وجودمان غرق شادی می شود؛ اما اگر پایمان به عشقی یک طرفه بازشده باشد، احساس بدبختی می کنیم.
وقتی که عاشق می شویم، وجودمان پر از انرژی و در عین حال آرامش می شود و با هر لبخند، تایید یا حتی هر لحظه حضور او در کنارمان، این احساسات تشدید می شوند. دوست داشتن با عاشق بودن فرق می کند. وقتی کسی را دوست داریم، بهترین چیز را برایش می خواهیم و از بودن در کنارش لذت می بریم. در این حالت هم احساساتمان با آن فرد گره خورده، اما شدت این اتفاق، کمتر از زمانی است که عاشق کسی می شویم. احساس خوبی که عاشق شدن نصیبمان می کند، همه قدرتمان را از بین می برد و ما را به زانو در می آورد.
پاسبانش هستید یا عاشقش؟
وقتی از شما دور می شود، آرامش را با خودش می برد؟ دلتان می خواهد همه جا کنارش باشید و حتی در سرش هم خانه کنید و از افکارش سر دربیاورید؟ همیشه نگرانید که بی خبری تان از بخشی از واقعیت ها به ضررتان تمام شود؟ نکند عشق را با احساس دیگری اشتباه گرفته اید؟ خیلی وقت ها، آدم هایی که احساس ناامنی را همیشه با خود یدک می کشند، به کسی که احساس می کنند به او نیاز دارند، دل می بندند.
این نیاز آن قدر قدرتمند است که اشتیاق عمیقی را در فرد ایجاد می کند، اما جنس این اشتیاق و میل، از آن جنسی نیست که عاشق ها تجربه می کنند. این احساس رابطه را به سمتی می برد که نیاز فرد به کنترل کردن را برآورده کند. نیاز به کنترل کردن، با خودش حسادت و حتی خشم را می آورد، اما فرد کنترل گر، تمام تلاشش را می کند تا به دیگران ثابت کند که این رفتارها حاصل عشق است. درواقع رابطه برای این آدم ها، به معنای لذت مالک فکر دیگری بودن است، نه لذت همراه شدن با او.

رقیبش هستید یا عاشقش؟
حاضر نیستید وقت و انرژی ای را که می تواند به شما اختصاص دهد، خرج چیزی دیگری کند؟ از خانواده و دوستانش گرفته تا حتی هنر و درسی که به آن می پردازد، همه را رقیب خود می دانید و هرچه بیشتر درگیرشان شود، حساسیت شما هم بیشتر می شود؟ نکند به جای تبدیل شدن به یک عاشق، به فردی حسود بدل شده اید؟
خیلی ها معتقدند که حسادت همراه عشق می آید. آن ها حتی پا را فراتر می گذارند و می گویند اگر حسود نباشید، حتما عاشق نیستید و به تعبیر خودشان اگر روی او حساس نباشید، دوستش ندارید! اما واقعیت این است که حسادت از عشق نمی آید، بلکه به خاطر ناامنی ایجاد می شود. اینکه شما عاشق فرد مقابلتان هستید یا نه و چقدر به او عشق می ورزید، ربطی به میزان حسادتی که شما در رابطه شما وجود موج می زند، ندارد.
خیلی از آدم های کنترل گر، پای حسادت را به رابطه ای که خودشان عاشقانه تعبیرش می کنند، باز می کنند؛ اما حقیقت این است که عشق در دنیای این آدم ها جایی ندارد و احساس ناامنی و ترس از تنها ماندن آن ها را به سمت چنین رفتارها و واکنش هایی هل می دهد. وقتی خودتان را سزاوار دوست داشته شدن نمی بینید، همیشه نگرانید که هر چیز یا فرد دیگری از شما ارزشمندتر شود و جایتان را در زندگی کسی که عاشقش هستید، بگیرد.
پرستارش هستید یا عاشقش؟
همه فکر و ذکرتان مراقبت از او شده؟ زندگی تان را وقفش کرده اید و هر وقت و هرجا که بخواهد حاضر می شوید تا مبادا به او سخت بگذرد؟ پیشرفت خودتان برایتان مهم نیست و دوست دارید همه عواملی را که برای پیشرفت کردن نیاز دارد، برایش فراهم کنید؟ نکند به جای عاشق به یک پرستار تبدیل شده باشید؟ خیلی ها به دنبال زندگی کردن با کسی می گردند که بتوانند از او مراقبت کنند.
با مراقبت کردن از دیگران به این آدم ها احساس خوشایند مهم بودن دست می دهد و این موضوع که دیگران خود را نیازمندشان ببینند و احساس کنند بدون این مراقبت کننده ها زندگی برایشان ناممکن است، به آن ها آرامش می دهد.
این آدم ها، نیاز دارند که در چشم دیگران به عنوان یک نجات دهنده دیده شوند و آدم های دیگر هم فکر می کنند این ناجی ها، عاشق های فداکار و سخت کوشی هستند، اما درواقع، عشق هیچ جایی در زندگی آن ها ندارد. این آدم های مهرطلب تصور می کنند اگر مثل یک امدادگر یا مادر رفتار کنند، ارزشمند شمرده می شوند. اما اگر دیگران را به خود محتاج و نیازمند نکنند، تنها می مانند.

قربانی اش هستید یا عاشقش؟
مهم نیست اکنون و امروز به شما و او چه می گذرد؟ همیشه نگران فردایی هستید که قرار است بیاید؟ فردایی که ممکن است در آن دیگر دوستتان نداشته باشد و جایی در زندگی اش نداشته باشید؟ هر کاری می کنید تا به خودتان عشقش را ثابت کنید؟ نکند به جای عاشق به یک قربانی تبدیل شده باشید؟ برای آدم های عاشق، بودن در کنار کسی که دوستش دارند و لذت بردن از همراهی او کافی است؛ اما آدم هایی که احساس امنیت نمی کنند، چه در روزهای تنهایی و چه در زمانی که به یک رابطه به ظاهر عاشقانه وارد شده اند، مدام با ترس از دست دادن و تنها ماندن، ناامیدی و سرخوردگی درگیر هستند.
آن ها مدام در حال طرح کردن آزمون هایی هستند که به خود و دیگران ثابت کنند کسی دوستشان می دارد و تا ابد در کنارشان می ماند. این آدم ها همیشه می ترسند با از دست دادن یک نفر تا ابد تنها بمانند و شانس دیگری برای پیدا کردن نیمه گمشده شان نداشته باشند.
در کمینش هستید یا عاشقش؟
خوب می دانید که بدون داشتن او در زندگی تان، مسیر پیشرفتتان طولانی و سخت می شود؟ فکر می کنید اگر این فرصت را از دست بدهید، هیچ وقت به جایی نمی رسید و نمی توانید آرزوهایتان را محقق کنید؟ نکند به جای عاشق شدن برای او دام پهن کرده اید؟ دل بستن به آدم های معروف، جذاب، قدرتمند و ثروتمند را نباید با عشق اشتباه گرفت. خیلی از کسانی که برای برقراری ارتباط با این آدم ها به هر دری می زنند، عاشق نیستند؛ آن ها آدم هایی با عزت نفس پایین هستند که می خواهند با پیدا کردن چنین نیمه گم شده ای، خلاهایشان را پر کنند.
برای آن ها شریک زندگی، به معنای شریک عاطفی و همراه نیست، بلکه کسی است که باید جاهای خالی زندگی شان را پر کند و کمبودهایشان را جبران کند؛ اما واقعیت این است که معشوق، نیمه گمشده ای نیست که ضعف های عاشق را جبران کند و کمبودهایش را از بین ببرد.

دوستش دارید یا عاشقش هستید؟
وقتی می بینیدش، قلبتان تند می زند؟ دیگر چه؟ وقتی کنارش می نشینید، زمان متوقف می شود و با هر لبخندش، ساعت ها و روزها پرانرژی می مانید؟ نکند عاشقش هستید؟ دست خودتان نیست؛ عاشق شدن یک رفتار غیرارادی است که همه ما کم و بیش تجربه اش می کنیم. وقتی عاشق می شویم، می خواهیم با کسی که به او دل بسته ایم، همراه شویم، با او ازدواج کنیم و در کنارش باشیم. وقتی احساس خوش عاشقی را در کنار فردی که عاشقمان است تجربه می کنیم، تمام وجودمان غرق شادی می شود؛ اما اگر پایمان به عشقی یک طرفه بازشده باشد، احساس بدبختی می کنیم.
وقتی که عاشق می شویم، وجودمان پر از انرژی و در عین حال آرامش می شود و با هر لبخند، تایید یا حتی هر لحظه حضور او در کنارمان، این احساسات تشدید می شوند. دوست داشتن با عاشق بودن فرق می کند. وقتی کسی را دوست داریم، بهترین چیز را برایش می خواهیم و از بودن در کنارش لذت می بریم. در این حالت هم احساساتمان با آن فرد گره خورده، اما شدت این اتفاق، کمتر از زمانی است که عاشق کسی می شویم. احساس خوبی که عاشق شدن نصیبمان می کند، همه قدرتمان را از بین می برد و ما را به زانو در می آورد.
پاسبانش هستید یا عاشقش؟
وقتی از شما دور می شود، آرامش را با خودش می برد؟ دلتان می خواهد همه جا کنارش باشید و حتی در سرش هم خانه کنید و از افکارش سر دربیاورید؟ همیشه نگرانید که بی خبری تان از بخشی از واقعیت ها به ضررتان تمام شود؟ نکند عشق را با احساس دیگری اشتباه گرفته اید؟ خیلی وقت ها، آدم هایی که احساس ناامنی را همیشه با خود یدک می کشند، به کسی که احساس می کنند به او نیاز دارند، دل می بندند.
این نیاز آن قدر قدرتمند است که اشتیاق عمیقی را در فرد ایجاد می کند، اما جنس این اشتیاق و میل، از آن جنسی نیست که عاشق ها تجربه می کنند. این احساس رابطه را به سمتی می برد که نیاز فرد به کنترل کردن را برآورده کند. نیاز به کنترل کردن، با خودش حسادت و حتی خشم را می آورد، اما فرد کنترل گر، تمام تلاشش را می کند تا به دیگران ثابت کند که این رفتارها حاصل عشق است. درواقع رابطه برای این آدم ها، به معنای لذت مالک فکر دیگری بودن است، نه لذت همراه شدن با او.

رقیبش هستید یا عاشقش؟
حاضر نیستید وقت و انرژی ای را که می تواند به شما اختصاص دهد، خرج چیزی دیگری کند؟ از خانواده و دوستانش گرفته تا حتی هنر و درسی که به آن می پردازد، همه را رقیب خود می دانید و هرچه بیشتر درگیرشان شود، حساسیت شما هم بیشتر می شود؟ نکند به جای تبدیل شدن به یک عاشق، به فردی حسود بدل شده اید؟
خیلی ها معتقدند که حسادت همراه عشق می آید. آن ها حتی پا را فراتر می گذارند و می گویند اگر حسود نباشید، حتما عاشق نیستید و به تعبیر خودشان اگر روی او حساس نباشید، دوستش ندارید! اما واقعیت این است که حسادت از عشق نمی آید، بلکه به خاطر ناامنی ایجاد می شود. اینکه شما عاشق فرد مقابلتان هستید یا نه و چقدر به او عشق می ورزید، ربطی به میزان حسادتی که شما در رابطه شما وجود موج می زند، ندارد.
خیلی از آدم های کنترل گر، پای حسادت را به رابطه ای که خودشان عاشقانه تعبیرش می کنند، باز می کنند؛ اما حقیقت این است که عشق در دنیای این آدم ها جایی ندارد و احساس ناامنی و ترس از تنها ماندن آن ها را به سمت چنین رفتارها و واکنش هایی هل می دهد. وقتی خودتان را سزاوار دوست داشته شدن نمی بینید، همیشه نگرانید که هر چیز یا فرد دیگری از شما ارزشمندتر شود و جایتان را در زندگی کسی که عاشقش هستید، بگیرد.
پرستارش هستید یا عاشقش؟
همه فکر و ذکرتان مراقبت از او شده؟ زندگی تان را وقفش کرده اید و هر وقت و هرجا که بخواهد حاضر می شوید تا مبادا به او سخت بگذرد؟ پیشرفت خودتان برایتان مهم نیست و دوست دارید همه عواملی را که برای پیشرفت کردن نیاز دارد، برایش فراهم کنید؟ نکند به جای عاشق به یک پرستار تبدیل شده باشید؟ خیلی ها به دنبال زندگی کردن با کسی می گردند که بتوانند از او مراقبت کنند.
با مراقبت کردن از دیگران به این آدم ها احساس خوشایند مهم بودن دست می دهد و این موضوع که دیگران خود را نیازمندشان ببینند و احساس کنند بدون این مراقبت کننده ها زندگی برایشان ناممکن است، به آن ها آرامش می دهد.
این آدم ها، نیاز دارند که در چشم دیگران به عنوان یک نجات دهنده دیده شوند و آدم های دیگر هم فکر می کنند این ناجی ها، عاشق های فداکار و سخت کوشی هستند، اما درواقع، عشق هیچ جایی در زندگی آن ها ندارد. این آدم های مهرطلب تصور می کنند اگر مثل یک امدادگر یا مادر رفتار کنند، ارزشمند شمرده می شوند. اما اگر دیگران را به خود محتاج و نیازمند نکنند، تنها می مانند.

قربانی اش هستید یا عاشقش؟
مهم نیست اکنون و امروز به شما و او چه می گذرد؟ همیشه نگران فردایی هستید که قرار است بیاید؟ فردایی که ممکن است در آن دیگر دوستتان نداشته باشد و جایی در زندگی اش نداشته باشید؟ هر کاری می کنید تا به خودتان عشقش را ثابت کنید؟ نکند به جای عاشق به یک قربانی تبدیل شده باشید؟ برای آدم های عاشق، بودن در کنار کسی که دوستش دارند و لذت بردن از همراهی او کافی است؛ اما آدم هایی که احساس امنیت نمی کنند، چه در روزهای تنهایی و چه در زمانی که به یک رابطه به ظاهر عاشقانه وارد شده اند، مدام با ترس از دست دادن و تنها ماندن، ناامیدی و سرخوردگی درگیر هستند.
آن ها مدام در حال طرح کردن آزمون هایی هستند که به خود و دیگران ثابت کنند کسی دوستشان می دارد و تا ابد در کنارشان می ماند. این آدم ها همیشه می ترسند با از دست دادن یک نفر تا ابد تنها بمانند و شانس دیگری برای پیدا کردن نیمه گمشده شان نداشته باشند.
در کمینش هستید یا عاشقش؟
خوب می دانید که بدون داشتن او در زندگی تان، مسیر پیشرفتتان طولانی و سخت می شود؟ فکر می کنید اگر این فرصت را از دست بدهید، هیچ وقت به جایی نمی رسید و نمی توانید آرزوهایتان را محقق کنید؟ نکند به جای عاشق شدن برای او دام پهن کرده اید؟ دل بستن به آدم های معروف، جذاب، قدرتمند و ثروتمند را نباید با عشق اشتباه گرفت. خیلی از کسانی که برای برقراری ارتباط با این آدم ها به هر دری می زنند، عاشق نیستند؛ آن ها آدم هایی با عزت نفس پایین هستند که می خواهند با پیدا کردن چنین نیمه گم شده ای، خلاهایشان را پر کنند.
برای آن ها شریک زندگی، به معنای شریک عاطفی و همراه نیست، بلکه کسی است که باید جاهای خالی زندگی شان را پر کند و کمبودهایشان را جبران کند؛ اما واقعیت این است که معشوق، نیمه گمشده ای نیست که ضعف های عاشق را جبران کند و کمبودهایش را از بین ببرد.
تبلیغات متنی
-
فال روزانه سهشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
خطر بزرگ هانتا ویروس بیخ گوش آمریکا و جامجهانی
-
تمایل ترامپ برای ماجراجویی دوباره علیه ایران
-
قول حردانی به میثاقی و مردم:۴ امتیاز میگیریم
-
چرت زدن ترامپ در جلسه ساعاتی پیش کاخ سفید
-
محسن رضایی: امارات با پول ایران ساخته شد
-
ماجرای فروش گوشت گراز وحشی در یک قصابی!
-
ایران، هواپیماهای خود را به پاکستان و افغانستان فرستاد؟
-
میثاقی یاد و خاطره بیرانوند و دانشگاه را زنده کرد
-
سه بازیکن تیم ملی، میثاقی را به مرز انفجار رساندند!
-
رونمایی از شاسیبلند پرچمدار جدید پژو
-
تور ساپینتو روی ۲ ستاره استقلال پهن شد!
-
درب فوتبال ایران در سال ۱۴۰۵ تخته میشود!
-
هشدار تکاندهنده سازمان ملل درباره محاصره تنگه هرمز
-
مخالف اعظم مجلس: من در صداوسیما ممنوعالتصویر هستم!
-
تمایل ترامپ برای ماجراجویی دوباره علیه ایران
-
ایران، هواپیماهای خود را به پاکستان و افغانستان فرستاد؟
-
میثاقی یاد و خاطره بیرانوند و دانشگاه را زنده کرد
-
سه بازیکن تیم ملی، میثاقی را به مرز انفجار رساندند!
-
پاسخ وزیر ارتباطات درباره زمان وصل شدن اینترنت
-
دلایل فنی ایران برای دریافت عوارض در تنگه هرمز
-
عصبانیت ترامپ از مطالبه غرامت توسط ایران
-
توییت تند و تیز قالیباف با چاشنی تهدید!
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
ایمان معماریان آزاد شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
اظهارات تازه واشنگتن درباره مذاکرات با ایران
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
افشین: وقتی اینترنت بسته بود هم ترورها ادامه داشت
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
خبر مهم آکسیوس از قدم بعدی ترامپ درباره ایران
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
ترامپ: من بهترین برنامه تاریخ را برای ایران دارم
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
این چه کار زشتی است که با علی دایی میکنید؟
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
جالب بود .مرسی