روایتی مخوف از «کارخانه کوکاکولا»
چرا باید از «کوکاکولا» بترسیم؟
آیا کارخانه کوکاکولا به متخصصین تغذیه پول میدهد تا نتایج را وارونه نشان دهند؟ من از این مسئله شگفت زده نمیشوم، چرا که چیزهایی که در آنجا دیدم به اندازه کافی مرا وحشت زده کرده است.
وبسایت فرادید: آیا کارخانه کوکاکولا به متخصصین تغذیه پول میدهد تا نتایج را وارونه نشان دهند؟ من از این مسئله شگفت زده نمیشوم، چرا که چیزهایی که در آنجا دیدم به اندازه کافی مرا وحشت زده کرده است.
به گزارش ایندیپندنت، پسر نوجوانی را دیدم که به زور ۱۴ سالش میشد و قد متوسطی هم داشت. او لباسهای براق و زننده مدرسهاش را به تن داشت. صورتش هم به خاطر کار طاقت فرسای سرپا ایستادن سرخ شده بود. در دستش چه بود؟ یک بطری دو لیتری اسپرایت!

قساوت چون نوشابه گازداری که زیاد تکان داده شده، به همه جا پاشیده شده است. در پیگیریهای انجام شده توسط تایمز مشخص شده که کارخانه کوکاکولا سالانه میلیونها دلار خرج میکند تا یک حقیقت انکار ناپذیر را انکار کند.
صادقانه بگوییم، هر کسی که آنقدر ساده است که نتایج "پژوهشهای" مبنی بر عدم چاق کننده بودن نوشابههای گازدار را باور کند، احمقی بیش نیست. اما مشکل این نیست؛ مشکل کاری است که کارخانه کوکاکولا در روز روشن انجام میدهد و کسی خم به ابرو هم نمیآورد.
اولین کار درست و درمان من!
اولین کار "درست و درمان" در سال ۲۰۰۹ به من پیشنهاد شد اما انگار جواب گناهانم را پس میدادم. من با شرکت «کولا کولا اینترپرایز» کار میکردم که آن موقع بازوی بریتانیایی کارخانه کوکاکولا بود. من نماینده فروش بودم. یک ون پر از انواع نوشیدنیهای کوکاکولا دستم بود که با تمام آنها در بچگی خاطره داشتم (فانتا، اسپرایت، کاپری سان و انواع دیگر). من ون را روشن میکردم و آرام میرفتم و فقط میفروختم.
دو روز کافی بود تا تمام اشتیاقم نابود شود. در روز دوم با خودروی برچسب خوردهام نزدیک سومین فروشگاه شدم. اهدافم کاملا روشن بود: مشتری را بشناسم، مشتریهای آنها را بشناسم، هر چیزی که میخواهند را به آنها بفروشم و سپس چیزهایی که نیاز ندارند را هم به آنها بفروشم.
پمپ بنزین و یک بطری دو لیتری اسپرایت
وقتی به محوطه پمپ بنزین رسیدم، پسر نوجوانی را دیدم که به زور ۱۴ سالش میشد و قد متوسطی هم داشت. او لباسهای براق و زننده مدرسهاش را به تن داشت. صورتش هم به خاطر کار طاقت فرسای سرپا ایستادن سرخ شده بود. در دستش چه بود؟ یک بطری دو لیتری اسپرایت!
میزان شکر موجود در آن بطری ۱۳۶ گرم بود. این میزان برابر بود با ۱۴۴ درصد میزان نیاز روزانه بدنش! و اتفاقا من چهار بسته از آنها را در پشت ون داشتم که منتظر مشتری بودند.
من الهه چاقی شده بودم و از این لحاظ احساس ناخوشایندی داشتم. به همین منوال پیش رفتم. هر ماه هدفی جدید داشتم و دوست داشتم هر چه دارم را به تمام ۱۴۴ مشتریام بفروشم. هر نوشیدنی که به فروش میرفت، پیگیریهایش نیز انجام میشد. اگر یک مغازه نوشیدنیهای غیر از مارک کوکاکولا در یخچال خود نگه میداشت، احتمالا با نامههای تهدید آمیزی از سوی این شرکت مواجه میشد. مهم نبود چه اتفاقی میافتد، آنها باید همان کاری را انجام میدادند که کارخانه کوکاکولا به آنها دستور میدهد.
رد بول و نوشابههای انرژی زا
بالاخره سر و کله پسر طلایی کوکاکولا پیدا شد: نوشابه انرژی زا. پس از معرفی رد بول، این بخش سالانه با پیشرفت بسیار بالایی مواجه بود که هیچ نشانی از کند شدن نیز در آن دیده نمیشد.
در یک جلسه کاری تمام انواع جدید نوشیدنیهای حاوی کافئین و پر از قند به ما برای فروش معرفی شد: چهار نوع نوشابه گازدار مارک Relentless (بیرحم)، سه نوع نوشابه Monster (هیولا)، سه نوع نوشابه Powerade و برای مدت کوتاهی، نوشابههای انرژی زا در بطریهای کوچک که به «انرژی شات» معروف بودند.

هدف: کودکان
اهداف ما کاملا مشخص بودند؛ آنها کسی نبودند جز کودکان. به ما گفته شد که «جویا شوید که مدرسههای بزرگ منطقه شما در کجا قرار دارند. به مغازهدارها این نمودارها و آمارها را نشان دهید... بچههای عاشق اینجور محصولات هستند.»
یک بطری ۵۰۰ میلیلیتریِ نوشابه «مانتسر ریپر» حاوی ۴۷ درصد شکر و ۱۶۰ میلی گرم کافئین است. این رقم معادل یک فنجان و نیم قهوه و ده قاشق شکر است. فکرش را کنید که قرار بود ما این را دست دختر نوجوان شما بدهیم.
معلمها از این مسئله گلایه داشتند که دانشآموزان مدام به دلیل مصرف نوشابههای انرژی زا سر کلاس پرهیاهو بودند و در ادامه روز بیتحرک بودند. به همین دلیل بسیاری از مدارس مصرف نوشابههای انرژی زا را ممنوع کردند. کارخانه کوکاکولا نیز بالاجبار تمام دستگاههای اتوماتیک فروش محصولاتش را جمع کرد. واکنش آنها خیلی ساده بود: محصولاتت را خارج از مدارس بفروش؛ حالا بشین و تماشا کن! اینجا بود که «عصر غذا» آغاز شد.
پیشنهاد جدید به سرعت فراگیر شد. به ما گفته شد که در هر دکه روزنامه فروشی، ساندویچی و یا کافیشاپی سعی کنیم محصولاتمان را به هر چیزی از روزنامه گرفته تا سیب زمینی سرخ کرده ربط دهیم. ما محصولاتمان را به ازای قیمت پایینتر یا به عنوان جایگزین محصولات دیگر در فروشگاهها پیشنهاد میدادیم. کوکاکولا به شما میگوید که یک بطری ۵۰۰ میلیلیتری را باید در دو وعده مصرف کرد اما در کمال تعجب ما باید آن را برای یک ساندویچ بفروشیم.
تقلب کوکاکولا در المپیک لندن
فعالیت ما در دوران المپیک به شکل دیوانه واری بالا بود. ما به عنوان اسپانسر رسمی بازیهای المپیک، تعمدا پخش مراسم مشعل المپیک را به عقب انداختیم. مشکل از مشعل نبود؛ بیشتر این بود که چه میزان محصول در مسیر موجود بود.
من آن روزها در سوپرمارکتها مشغول به کار بودم و به من گفته شد که برای پیشنهاد ضعیفم در فروشگاه خردهفروشی بریتانیایی تسکو باید شرمسار باشم. قرار بود که ما مقدم مشعل المپیک را گرامی بداریم، اما تنها هدف کوکاکولا این بود که محصولاتش را به نمایش بگذارد.
من تلاش کردم تا مبانی اخلاقیام را از درون به چالش بکشم، اما تنها واکنشم یک پاسخ منفعلانه بود: «ما فقط داریم به مشتری یک گزینه ارائه میدهیم.» من حتی امروز هم با این مسئله مشکل دارم. با توجه به حجم تبلیغات، اسپانسرینگ و برندسازی، این مسئله دیگر ارائه یک گزینه ساده نیست!
ما با چهار سوپرمارکت زنجیرهای کار کردیم و هدفمان فروش محصولات کوکاکولا با پیتزا، با مرغ آبپز، با کاری و البته با کوکاکولای بیشتر بود. ما باید برای تمام فضاهای خالیِ موجود در فروشگاهها میجنگیدیم. هر چه بیشتر موفق بودیم، پول بیشتری هم به جیب میزدیم.
واقعیت کوکاکولا
کوکاکولا اصلا به مشتریانش اهمیت نمیدهد؛ تنها چیزی که کوکاکولا اهمیت میدهد این است که آنها را داشته باشد.
مردم حتی با کمی تحقیق هم موافق نیستند، چرا که مقالهها در ژورنالی چاپ میشوند و کسی هم آنها را نمیخواند. اما همین مردم از طریق برندسازی کوکاکولا سیلی محکمی میخورند.

البته ما خودمان به شرکتهایی مثل کوکاکولا اجازه میدهیم تا اسپانسر نهادهایی مثل فیفا، بازیهای المپیک و جام جهانی راگبی شوند، بیآنکه به تهدیدهای اخلاقیِ پشت سر این مسائل نیمنگاهی داشته باشیم.
ما میلیونها دلار پول خرج میکنیم تا دیابت بگیریم! ما تلاش میکنیم تا فعالیتهای فیزیکیمان را با نوشابههای گازدار گره بزنیم. تمام این حرفها خنده آور است، اما حقیقت دارند. بازاریابی آنها تخریبی است؛ گویی با کفشی میخ دار بر روی نجابت و سلامت جامعه میتازند، آنهم برای چند دلار بیشتر.
پول قدرت میآورد و کوکاکولا هم پول زیادی دارد. تنها کاری که ما میتوانیم انجام دهیم این است که آن را به آنها ندهیم.
راستی - اگر از طرفداران آب ویتامینه (از محصولات کوکاکولا) هستید و فکر میکنید برای سلامتیتان خوب است، خب شاید حقتان باشد یکبار زیر تیغ عمل جراحی قلب بروید.
به گزارش ایندیپندنت، پسر نوجوانی را دیدم که به زور ۱۴ سالش میشد و قد متوسطی هم داشت. او لباسهای براق و زننده مدرسهاش را به تن داشت. صورتش هم به خاطر کار طاقت فرسای سرپا ایستادن سرخ شده بود. در دستش چه بود؟ یک بطری دو لیتری اسپرایت!

قساوت چون نوشابه گازداری که زیاد تکان داده شده، به همه جا پاشیده شده است. در پیگیریهای انجام شده توسط تایمز مشخص شده که کارخانه کوکاکولا سالانه میلیونها دلار خرج میکند تا یک حقیقت انکار ناپذیر را انکار کند.
صادقانه بگوییم، هر کسی که آنقدر ساده است که نتایج "پژوهشهای" مبنی بر عدم چاق کننده بودن نوشابههای گازدار را باور کند، احمقی بیش نیست. اما مشکل این نیست؛ مشکل کاری است که کارخانه کوکاکولا در روز روشن انجام میدهد و کسی خم به ابرو هم نمیآورد.
اولین کار درست و درمان من!
اولین کار "درست و درمان" در سال ۲۰۰۹ به من پیشنهاد شد اما انگار جواب گناهانم را پس میدادم. من با شرکت «کولا کولا اینترپرایز» کار میکردم که آن موقع بازوی بریتانیایی کارخانه کوکاکولا بود. من نماینده فروش بودم. یک ون پر از انواع نوشیدنیهای کوکاکولا دستم بود که با تمام آنها در بچگی خاطره داشتم (فانتا، اسپرایت، کاپری سان و انواع دیگر). من ون را روشن میکردم و آرام میرفتم و فقط میفروختم.
دو روز کافی بود تا تمام اشتیاقم نابود شود. در روز دوم با خودروی برچسب خوردهام نزدیک سومین فروشگاه شدم. اهدافم کاملا روشن بود: مشتری را بشناسم، مشتریهای آنها را بشناسم، هر چیزی که میخواهند را به آنها بفروشم و سپس چیزهایی که نیاز ندارند را هم به آنها بفروشم.
پمپ بنزین و یک بطری دو لیتری اسپرایت
وقتی به محوطه پمپ بنزین رسیدم، پسر نوجوانی را دیدم که به زور ۱۴ سالش میشد و قد متوسطی هم داشت. او لباسهای براق و زننده مدرسهاش را به تن داشت. صورتش هم به خاطر کار طاقت فرسای سرپا ایستادن سرخ شده بود. در دستش چه بود؟ یک بطری دو لیتری اسپرایت!
میزان شکر موجود در آن بطری ۱۳۶ گرم بود. این میزان برابر بود با ۱۴۴ درصد میزان نیاز روزانه بدنش! و اتفاقا من چهار بسته از آنها را در پشت ون داشتم که منتظر مشتری بودند.
من الهه چاقی شده بودم و از این لحاظ احساس ناخوشایندی داشتم. به همین منوال پیش رفتم. هر ماه هدفی جدید داشتم و دوست داشتم هر چه دارم را به تمام ۱۴۴ مشتریام بفروشم. هر نوشیدنی که به فروش میرفت، پیگیریهایش نیز انجام میشد. اگر یک مغازه نوشیدنیهای غیر از مارک کوکاکولا در یخچال خود نگه میداشت، احتمالا با نامههای تهدید آمیزی از سوی این شرکت مواجه میشد. مهم نبود چه اتفاقی میافتد، آنها باید همان کاری را انجام میدادند که کارخانه کوکاکولا به آنها دستور میدهد.
رد بول و نوشابههای انرژی زا
بالاخره سر و کله پسر طلایی کوکاکولا پیدا شد: نوشابه انرژی زا. پس از معرفی رد بول، این بخش سالانه با پیشرفت بسیار بالایی مواجه بود که هیچ نشانی از کند شدن نیز در آن دیده نمیشد.
در یک جلسه کاری تمام انواع جدید نوشیدنیهای حاوی کافئین و پر از قند به ما برای فروش معرفی شد: چهار نوع نوشابه گازدار مارک Relentless (بیرحم)، سه نوع نوشابه Monster (هیولا)، سه نوع نوشابه Powerade و برای مدت کوتاهی، نوشابههای انرژی زا در بطریهای کوچک که به «انرژی شات» معروف بودند.

هدف: کودکان
اهداف ما کاملا مشخص بودند؛ آنها کسی نبودند جز کودکان. به ما گفته شد که «جویا شوید که مدرسههای بزرگ منطقه شما در کجا قرار دارند. به مغازهدارها این نمودارها و آمارها را نشان دهید... بچههای عاشق اینجور محصولات هستند.»
یک بطری ۵۰۰ میلیلیتریِ نوشابه «مانتسر ریپر» حاوی ۴۷ درصد شکر و ۱۶۰ میلی گرم کافئین است. این رقم معادل یک فنجان و نیم قهوه و ده قاشق شکر است. فکرش را کنید که قرار بود ما این را دست دختر نوجوان شما بدهیم.
معلمها از این مسئله گلایه داشتند که دانشآموزان مدام به دلیل مصرف نوشابههای انرژی زا سر کلاس پرهیاهو بودند و در ادامه روز بیتحرک بودند. به همین دلیل بسیاری از مدارس مصرف نوشابههای انرژی زا را ممنوع کردند. کارخانه کوکاکولا نیز بالاجبار تمام دستگاههای اتوماتیک فروش محصولاتش را جمع کرد. واکنش آنها خیلی ساده بود: محصولاتت را خارج از مدارس بفروش؛ حالا بشین و تماشا کن! اینجا بود که «عصر غذا» آغاز شد.
پیشنهاد جدید به سرعت فراگیر شد. به ما گفته شد که در هر دکه روزنامه فروشی، ساندویچی و یا کافیشاپی سعی کنیم محصولاتمان را به هر چیزی از روزنامه گرفته تا سیب زمینی سرخ کرده ربط دهیم. ما محصولاتمان را به ازای قیمت پایینتر یا به عنوان جایگزین محصولات دیگر در فروشگاهها پیشنهاد میدادیم. کوکاکولا به شما میگوید که یک بطری ۵۰۰ میلیلیتری را باید در دو وعده مصرف کرد اما در کمال تعجب ما باید آن را برای یک ساندویچ بفروشیم.
تقلب کوکاکولا در المپیک لندن
فعالیت ما در دوران المپیک به شکل دیوانه واری بالا بود. ما به عنوان اسپانسر رسمی بازیهای المپیک، تعمدا پخش مراسم مشعل المپیک را به عقب انداختیم. مشکل از مشعل نبود؛ بیشتر این بود که چه میزان محصول در مسیر موجود بود.
من آن روزها در سوپرمارکتها مشغول به کار بودم و به من گفته شد که برای پیشنهاد ضعیفم در فروشگاه خردهفروشی بریتانیایی تسکو باید شرمسار باشم. قرار بود که ما مقدم مشعل المپیک را گرامی بداریم، اما تنها هدف کوکاکولا این بود که محصولاتش را به نمایش بگذارد.
من تلاش کردم تا مبانی اخلاقیام را از درون به چالش بکشم، اما تنها واکنشم یک پاسخ منفعلانه بود: «ما فقط داریم به مشتری یک گزینه ارائه میدهیم.» من حتی امروز هم با این مسئله مشکل دارم. با توجه به حجم تبلیغات، اسپانسرینگ و برندسازی، این مسئله دیگر ارائه یک گزینه ساده نیست!
ما با چهار سوپرمارکت زنجیرهای کار کردیم و هدفمان فروش محصولات کوکاکولا با پیتزا، با مرغ آبپز، با کاری و البته با کوکاکولای بیشتر بود. ما باید برای تمام فضاهای خالیِ موجود در فروشگاهها میجنگیدیم. هر چه بیشتر موفق بودیم، پول بیشتری هم به جیب میزدیم.
واقعیت کوکاکولا
کوکاکولا اصلا به مشتریانش اهمیت نمیدهد؛ تنها چیزی که کوکاکولا اهمیت میدهد این است که آنها را داشته باشد.
مردم حتی با کمی تحقیق هم موافق نیستند، چرا که مقالهها در ژورنالی چاپ میشوند و کسی هم آنها را نمیخواند. اما همین مردم از طریق برندسازی کوکاکولا سیلی محکمی میخورند.

البته ما خودمان به شرکتهایی مثل کوکاکولا اجازه میدهیم تا اسپانسر نهادهایی مثل فیفا، بازیهای المپیک و جام جهانی راگبی شوند، بیآنکه به تهدیدهای اخلاقیِ پشت سر این مسائل نیمنگاهی داشته باشیم.
ما میلیونها دلار پول خرج میکنیم تا دیابت بگیریم! ما تلاش میکنیم تا فعالیتهای فیزیکیمان را با نوشابههای گازدار گره بزنیم. تمام این حرفها خنده آور است، اما حقیقت دارند. بازاریابی آنها تخریبی است؛ گویی با کفشی میخ دار بر روی نجابت و سلامت جامعه میتازند، آنهم برای چند دلار بیشتر.
پول قدرت میآورد و کوکاکولا هم پول زیادی دارد. تنها کاری که ما میتوانیم انجام دهیم این است که آن را به آنها ندهیم.
راستی - اگر از طرفداران آب ویتامینه (از محصولات کوکاکولا) هستید و فکر میکنید برای سلامتیتان خوب است، خب شاید حقتان باشد یکبار زیر تیغ عمل جراحی قلب بروید.
تبلیغات متنی
-
حال و روز تلخ و غمانگیز تازه عروس سینمای ایران
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
این اشتباه غذایی با تخممرغ، خطر مرگ را افزایش میدهد
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
دلنوشته تلخ صحرا اسدالهی در استوری جدیدش
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
ماجرای خبر محدودیت تردد کشتیهای ایران در بنادر امارات
-
دستیار رهبری: نظم جدیدی در راه است
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران شنبه ۱۱ بهمن
-
امام جمعه اهواز: ترامپ لاف میزند
-
استقلال خواهان خروج پرسپولیس از تهران شد!
-
پایان سکوت حسن روحانی با یک جمله معنادار
-
علی کریمی در آستانه بازگشت به لیگ برتر ایران
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران شنبه ۱۱ بهمن
-
پایان سکوت حسن روحانی با یک جمله معنادار
-
آمریکا، بابک زنجانی و شش مقام سپاه را تحریم کرد
-
تلگراف: تهدید نظامی ترامپ برای مذاکره است
-
رکورد اتصال ایرانیها به سایفون شکست!
-
مهر: انصراف برخی از بازیکنان تیم ملی دروغ است
-
ادعای داغ ویتکاف درباره تماس با ایران
-
تعجب رسانه نزدیک به سپاه از توییت تازه شمخانی!
-
اولین تصاویر از دیدار امروز عراقچی و اردوغان
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
سياستشون خيلي عجيبه اينكه ابرقدرتي مثل آمريكا غذاي هورموني به مردمش ميده و مردمش به صورت فجيعي چاقن اينكه همبرگر يك دلاري هم ميتوني پيدا كني ولي سالاد بالاي پنج دلار من كه هنوز پي به سياستشون نبردم و خودم هم دارم از محصولاتشون استفاده ميكنم و اميدوارم روزي برسه كه خودم و مردمم لب به اين نوشيدني سراسر ضرر نزنيم
مطلبتون واقعا عالی بود.