پشت پرده اپل
رازهای مدیریت سری ترین شرکت فناوری جهان
استیو برای اعلام حضورش در اپل احتیاج نداشت همیشه در راه روها و بخش های شرکت قدم بزند و خودنمایی کند. دفتر او هم مثل خیلی از مدیران عامل دیگر، بر روی بسیاری از کارکنان بسته بود اما شیوه مدیریت جابز طوری بود که گویی خون است در رگ اپل.
مجله خلاقیت: 24 آگوست 2011، روزی که استیو جابز از سمت مدیر ارشد اجرایی اپل کنار کشید، به جلسه هیات مدیره اپل آمد. به شدت مریض بود و به این نتیجه رسیده بود که دیگر زمانش رسیده که از سمتش کناره گیری کند و آن را به شخص دیگری بسپارد.
هر چند همان روز به عنوان رئیس هیات مدیره انتخاب شد و کارکنان، مشتریان و سرمایه گذاران اپل را امیدوار کردکه هنوز استیو جابز کبیر، به نوعی می تواندتاثیر شگرفش را بر اپل حفظ کند.
چیزی که جابز بیش از هر چیز دوست داشت، محصولات اپل بود. اگرچه آن روز آمده بود که رو در رو به مسوولان ارشد شرکت بگویدکه می خواهد کناره بگیرد اما می دانست که می تواندآخرین محصول اپل را ببیند. چند روز بیشتر به معرفی آخرین مدل آی فون نمانده بود که در آن قرار بود برای اولین بار نرم افزاری به نام Siri معرفی شود.
این نرم افزار در واقع به نوعی منشی شخصی با هوش مصنوعی محسوب می شود؛ چیزی مانند کامپیوتر HAL در فیلم «اودیسه فضایی» استنلی کوبریک که به سوال ها پاسخ می داد. این تلاش اپل در راستای این بود که به یکی از اهداف اولیه تولیدکامپیوتر، که خوداستیو جابز ۲۵ سال پیش یکی از بانیان و یاری دهندگان آن بود، دست یابند: کامپیوتر، برای بالا بردن کیفیت زندگی انسان ها.
در آن روز، اسکات فورستال، مدیر اجرایی ارشد نرم افزارهای تلفن همراه شرکت اپل، مشغول معرفی siri به هیات مدیره بود که ناگهان جابز وسط حرفش پرید: «زود باش اون تلفن را بده به من». او می خواست که خودشاین تکنولوژی تازه معرفی شده را آزمایش کند. فورستال که از ابتدای دوران شغلی اش در Next و سپس در اپل، برای جابز کار کرده بود، مردد ماند. او هم مهندسی بود باهوش، کاریزما و استعداد جابز اما نگرانی فورستال بیجا نبود: مزیت siri این بودکه صدای صاحب خود را تشخیص می داد و سریع خود را با آن تطبیق می داد. در واقع این نرم افزار به دستکش بسیبال می مانست که به شکل دستی که آن را می پوشد، درمی آید؛ این نرم افزار هم با صدای فورستال هماهنگ بود. فورستال به دلایل فراوانی، از جمله تندخویی جابز و اینکه هنوز محصول آماده نشده بود، مردد بود که گوشی را به جابز بدهد یا نه. او به مردی که هیچ گاه در زندگی اش محتاط نبوده، گفت: «احتیاط کن؛ گوشی را کاملا با صدای خودم وفق داده ام.»
طبق معمول جابز واکنشی نشان نداد و فقط صدایش را بلندتر کرد: «گوشی را رد کن بیاد.» صدا آنقدر تحکم آمیز بود که فورستال را مجبور کرد از پشت میز بلند شود و تلفن را به جابز بدهد. جابز که شخصا بر روند خرید شرکتی که تکنولوژی siri و تعیین جنسیت آن، یک صحنه خنده دار باشد که در یک جلسه مهم هیات مدیره ممکن است رخ دهد؛ اما وقتی جابز نمونه پیش تولید شده آی فون جدید را از کارمندانش گرفت، مسلما فورستال سراپا نگرانی بود. کتاب را با این داستان شروع کردم، چون نشان از اصولی داردکه اپل را اینگونه بزرگ و البته متفاوت با دیگر شرکت های بزرگی کرده است که به عنوان الگوهای مدیریت معرفی می شوند.
کمپانی اینچنین عظیم، بهترین نیروی انسانی اش را تنها به ساخت یک محصول کوچک اختصاص داده است؛ این محصول در نهایت اختفا بسط و گسترش داده شد و کارکرد تلفن و طراحی اش نشان از تمرکزی جنون آمیز بر کوچکترین جزئیات داشت. در انتظار عمومی هم مدیر اپل، خصایصی از خود نشان می داد که همه آن را خصوصیاتی منفی می شناسند: خودشیفتگی، دمدمی مزاجی و بی اعتنایی به نظر دیگران. اما واقعا در اپل، اینها خصوصیاتی منفی بودند؟ شیوه تجارت این شرکت و نحوه مدیریت گردانندگان آن، سال ها جلوتر از آن چیزهایی است که در مدارس تجارت آموزش داده می شود و برای فهم آن باید استانداردهای ذهن مان را عوض کنیم. شیوه کار آن سوالی ایجاد می کندکه فهم آن، دستیابی به دانشی مهم است: آیا موفقیت اپل، منحصر به فرد است یا شیوه ای است که تمامی شرکت های جهان باید از آن تبعیت کنند؟
یادمان باشد که آخرین فعالیت رسمی جابز در اپل، معرفی محصول جدید آی فون بود و یادمان باشدکه ۴ سال قبل از آن، جابز با معرفی این گوشی، گوشی های هوشمند را از نو تعریف کرد و بی مانندی خودو کمپانی اش را نشان داد. برای عرضه آی فون در سال ۲۰۰۷، او در واقع اپل را سروته کرد. تصویری که او از آی فون داشت، یک گوشی انقلابی بود که مزایای یک تلفن همراه هوشمند را با قابلیت های ذخیره موسیقی و پخش کننده آی پاد، ترکیب می کند. برای اطمینان از برتری بی چون و چرای این محصول در بازار، فشاری دو چندان وارد آورد که این تلفن همراه، ظاهری زیبا و سیستم عاملی کاربر پسند هم داشته باشد.
در آن موقع تیم آی فون زیاد قوی نبود و در نتیجه برای پیشبرد آن نیاز به آوردن اعضای دیگر کمپانی بود. در نتیجه، فشار بر گروه های دیگر اپل زیاد شد و خیلی از پروژه ها متوقف ماند؛ از جمله ارائه نرم افزار مکینتاش که آخرین سیستم عامل مک محسوب می شد. مهندسانی که در این پروژه کار می کردند همگی به آی فون و نوشتن کدهای نرم افزاری آن گمارده شدند.
در میان کارکنانی که برای پروژه انتخاب نشده بودند ناگهان بلوایی درگرفت چون کارتهای شناسایی الکترونیکی شان، به آنها اجازه ورود به قسمت طراحی و توسعه آی فون را نمی داد و پروژه حتی برای کارکنان شرکت، سری شده بود. همه محصولات اپل عالی است اما برخی از بقیه عالی تر است و تلاش زیادی برای تولید آن می شود. تولید آی فون به مانند یک لشگرکشی جنگی بود. حتما مهندسان اپل هم از اصطلاحات صحنه نبرد، هنگام انتخاب نیروها برای شروع تولید این محصول استفاده می کردند: سربازگیری. مدیرعامل های کمی در دنیا پیدا می شوند که قادرند از کارکنان خود بخواهند در روزهای تعطیل هم کار کنند، اما جابز یک استثنا بود و حتا تعطیلات سال نو هم کارکنان میال بودند برای پروژه حاضر شوند.
جابز فراتر از مدیرعادی بود. او در سال ۱۹۷۶ کمپانی را با شریکش، استیو ووزنیاکایجاد کرده بود؛ در دهه ۱۹۸۰ اپل را به اوج رساند اما در ۱۹۸۵ مدیرعاملی که خودش انتخابش کرده بود از اختیارات او کم کرد و او هم افسرده حال، شرکت را ترک کرد. ولی در ۱۹۹۷ چاره ای نبود که دوباره از او برای نجات شرکت استفاده کنند. تقریبا یک دهه بعد، اپل درخشانترین کمپانی در زمینه فناوری های زندگی روزمره شد و بی شک یک نفر شرکت را به این نقطه رسانده بود: استیو جابز.
استیو برای اعلام حضورش در اپل احتیاج نداشت همیشه در راه روها و بخش های شرکت قدم بزند و خودنمایی کند. دفتر او هم مثل خیلی از مدیران عامل دیگر، بر روی بسیاری از کارکنان بسته بود اما شیوه مدیریت جابز طوری بود که گویی خون است در رگ اپل. از هر کارمندی در اپل سوال کنید، مطمئنا او را دیده است که در کافه تریای ساختمان، خیلی خاکی و ساده نشسته و مشغول صحبت با مسوول طراحی یک بخش یا کارمندی جزء است. آنها او را رصد می کردند و می دیدند که وقتی با چند نفر متخصص رده بالا صحبت می کند همانقدراشتیاق دارد که وقتی برای یک جمع عادی حرف می زند و بنابراین از این اشتیاق، می توانستند درک کنند اپل به کدام جهت می رود.
البته جابز هم درخیلی از موارد غیرقابل دسترس بود و کارمندان رده پایین هیچ وقت نمی توانستند در جلسه ای با او شرکت کنند اما مطمئنا در اپل، همه بر این باور بودند که هر کاری که می کنند، هر چند کوچک، استیو آن را می بیند و برایش اهمیت دارد. او در هر کاری مهمی که اپل انجام می داد، ردپایی از خودش داشت.
در روزی که آی فون برای اولین بار معرفی شد جابز در اوج به نظر می رسید. او نبرد تجاری اش را برده بود و سرطان را شکست داده بود و به نظر می رسید تومور کبدش با موفقیت برداشته شده. او چندان درباره بیماری اش صحبت نمی کرد و فقط می گفت از آن نوع سرطان های کبد نیست که انسان را سریع می کشد. همانطور شلوار جین لی وایز، همان کفش های کتانی و همان ریش های فلفل نمکی؛ هیچ کدام نشانه ای از بیماری نشان نمی داد.
دو سال قبل پنجاه سالگی را رد کرده بود و آن روز در اوج بود. شرکتش صنعت موسیقی را، با ابداع آی پاد و آی تیونز، دوباره معنا کرده بود. جابز همان سال، پیکسار را به دیزنی با قیمت ۷/۵ میلیارد دلار فروخت که باعث شد بزرگترین سهامدار بزرگترین شرکت انیمیشن و فیلمسازی جهان شود و دیزنی مجبور شد او را عضو هیات مدیره کند. با این معامله ثروتش هم میلیاردها دلار بیشتر شد.
جابز این قابلیت را داشت که به شکلی غریزی دریابد تکنولوژی در آینده به کدام سو می رود اما ۴ سال پس از معرفی اولین گوشی آی فون، در روز معرفی مدل جدیدتر آن، وقتی آی فون به روز شده را در دست گرفت، این بار سوالی که ذهنش را مشغول کرده بود، از نرم افزار Siri نپرسید، چون مطمئن بود این بار فراتر از هوشمصنوعی آن است: «پس از رفتن من، کمپانی اپل به کدام سو می رود؟»
هر چند همان روز به عنوان رئیس هیات مدیره انتخاب شد و کارکنان، مشتریان و سرمایه گذاران اپل را امیدوار کردکه هنوز استیو جابز کبیر، به نوعی می تواندتاثیر شگرفش را بر اپل حفظ کند.
چیزی که جابز بیش از هر چیز دوست داشت، محصولات اپل بود. اگرچه آن روز آمده بود که رو در رو به مسوولان ارشد شرکت بگویدکه می خواهد کناره بگیرد اما می دانست که می تواندآخرین محصول اپل را ببیند. چند روز بیشتر به معرفی آخرین مدل آی فون نمانده بود که در آن قرار بود برای اولین بار نرم افزاری به نام Siri معرفی شود.
این نرم افزار در واقع به نوعی منشی شخصی با هوش مصنوعی محسوب می شود؛ چیزی مانند کامپیوتر HAL در فیلم «اودیسه فضایی» استنلی کوبریک که به سوال ها پاسخ می داد. این تلاش اپل در راستای این بود که به یکی از اهداف اولیه تولیدکامپیوتر، که خوداستیو جابز ۲۵ سال پیش یکی از بانیان و یاری دهندگان آن بود، دست یابند: کامپیوتر، برای بالا بردن کیفیت زندگی انسان ها.
در آن روز، اسکات فورستال، مدیر اجرایی ارشد نرم افزارهای تلفن همراه شرکت اپل، مشغول معرفی siri به هیات مدیره بود که ناگهان جابز وسط حرفش پرید: «زود باش اون تلفن را بده به من». او می خواست که خودشاین تکنولوژی تازه معرفی شده را آزمایش کند. فورستال که از ابتدای دوران شغلی اش در Next و سپس در اپل، برای جابز کار کرده بود، مردد ماند. او هم مهندسی بود باهوش، کاریزما و استعداد جابز اما نگرانی فورستال بیجا نبود: مزیت siri این بودکه صدای صاحب خود را تشخیص می داد و سریع خود را با آن تطبیق می داد. در واقع این نرم افزار به دستکش بسیبال می مانست که به شکل دستی که آن را می پوشد، درمی آید؛ این نرم افزار هم با صدای فورستال هماهنگ بود. فورستال به دلایل فراوانی، از جمله تندخویی جابز و اینکه هنوز محصول آماده نشده بود، مردد بود که گوشی را به جابز بدهد یا نه. او به مردی که هیچ گاه در زندگی اش محتاط نبوده، گفت: «احتیاط کن؛ گوشی را کاملا با صدای خودم وفق داده ام.»
طبق معمول جابز واکنشی نشان نداد و فقط صدایش را بلندتر کرد: «گوشی را رد کن بیاد.» صدا آنقدر تحکم آمیز بود که فورستال را مجبور کرد از پشت میز بلند شود و تلفن را به جابز بدهد. جابز که شخصا بر روند خرید شرکتی که تکنولوژی siri و تعیین جنسیت آن، یک صحنه خنده دار باشد که در یک جلسه مهم هیات مدیره ممکن است رخ دهد؛ اما وقتی جابز نمونه پیش تولید شده آی فون جدید را از کارمندانش گرفت، مسلما فورستال سراپا نگرانی بود. کتاب را با این داستان شروع کردم، چون نشان از اصولی داردکه اپل را اینگونه بزرگ و البته متفاوت با دیگر شرکت های بزرگی کرده است که به عنوان الگوهای مدیریت معرفی می شوند.
کمپانی اینچنین عظیم، بهترین نیروی انسانی اش را تنها به ساخت یک محصول کوچک اختصاص داده است؛ این محصول در نهایت اختفا بسط و گسترش داده شد و کارکرد تلفن و طراحی اش نشان از تمرکزی جنون آمیز بر کوچکترین جزئیات داشت. در انتظار عمومی هم مدیر اپل، خصایصی از خود نشان می داد که همه آن را خصوصیاتی منفی می شناسند: خودشیفتگی، دمدمی مزاجی و بی اعتنایی به نظر دیگران. اما واقعا در اپل، اینها خصوصیاتی منفی بودند؟ شیوه تجارت این شرکت و نحوه مدیریت گردانندگان آن، سال ها جلوتر از آن چیزهایی است که در مدارس تجارت آموزش داده می شود و برای فهم آن باید استانداردهای ذهن مان را عوض کنیم. شیوه کار آن سوالی ایجاد می کندکه فهم آن، دستیابی به دانشی مهم است: آیا موفقیت اپل، منحصر به فرد است یا شیوه ای است که تمامی شرکت های جهان باید از آن تبعیت کنند؟
یادمان باشد که آخرین فعالیت رسمی جابز در اپل، معرفی محصول جدید آی فون بود و یادمان باشدکه ۴ سال قبل از آن، جابز با معرفی این گوشی، گوشی های هوشمند را از نو تعریف کرد و بی مانندی خودو کمپانی اش را نشان داد. برای عرضه آی فون در سال ۲۰۰۷، او در واقع اپل را سروته کرد. تصویری که او از آی فون داشت، یک گوشی انقلابی بود که مزایای یک تلفن همراه هوشمند را با قابلیت های ذخیره موسیقی و پخش کننده آی پاد، ترکیب می کند. برای اطمینان از برتری بی چون و چرای این محصول در بازار، فشاری دو چندان وارد آورد که این تلفن همراه، ظاهری زیبا و سیستم عاملی کاربر پسند هم داشته باشد.
در آن موقع تیم آی فون زیاد قوی نبود و در نتیجه برای پیشبرد آن نیاز به آوردن اعضای دیگر کمپانی بود. در نتیجه، فشار بر گروه های دیگر اپل زیاد شد و خیلی از پروژه ها متوقف ماند؛ از جمله ارائه نرم افزار مکینتاش که آخرین سیستم عامل مک محسوب می شد. مهندسانی که در این پروژه کار می کردند همگی به آی فون و نوشتن کدهای نرم افزاری آن گمارده شدند.
در میان کارکنانی که برای پروژه انتخاب نشده بودند ناگهان بلوایی درگرفت چون کارتهای شناسایی الکترونیکی شان، به آنها اجازه ورود به قسمت طراحی و توسعه آی فون را نمی داد و پروژه حتی برای کارکنان شرکت، سری شده بود. همه محصولات اپل عالی است اما برخی از بقیه عالی تر است و تلاش زیادی برای تولید آن می شود. تولید آی فون به مانند یک لشگرکشی جنگی بود. حتما مهندسان اپل هم از اصطلاحات صحنه نبرد، هنگام انتخاب نیروها برای شروع تولید این محصول استفاده می کردند: سربازگیری. مدیرعامل های کمی در دنیا پیدا می شوند که قادرند از کارکنان خود بخواهند در روزهای تعطیل هم کار کنند، اما جابز یک استثنا بود و حتا تعطیلات سال نو هم کارکنان میال بودند برای پروژه حاضر شوند.
جابز فراتر از مدیرعادی بود. او در سال ۱۹۷۶ کمپانی را با شریکش، استیو ووزنیاکایجاد کرده بود؛ در دهه ۱۹۸۰ اپل را به اوج رساند اما در ۱۹۸۵ مدیرعاملی که خودش انتخابش کرده بود از اختیارات او کم کرد و او هم افسرده حال، شرکت را ترک کرد. ولی در ۱۹۹۷ چاره ای نبود که دوباره از او برای نجات شرکت استفاده کنند. تقریبا یک دهه بعد، اپل درخشانترین کمپانی در زمینه فناوری های زندگی روزمره شد و بی شک یک نفر شرکت را به این نقطه رسانده بود: استیو جابز.
استیو برای اعلام حضورش در اپل احتیاج نداشت همیشه در راه روها و بخش های شرکت قدم بزند و خودنمایی کند. دفتر او هم مثل خیلی از مدیران عامل دیگر، بر روی بسیاری از کارکنان بسته بود اما شیوه مدیریت جابز طوری بود که گویی خون است در رگ اپل. از هر کارمندی در اپل سوال کنید، مطمئنا او را دیده است که در کافه تریای ساختمان، خیلی خاکی و ساده نشسته و مشغول صحبت با مسوول طراحی یک بخش یا کارمندی جزء است. آنها او را رصد می کردند و می دیدند که وقتی با چند نفر متخصص رده بالا صحبت می کند همانقدراشتیاق دارد که وقتی برای یک جمع عادی حرف می زند و بنابراین از این اشتیاق، می توانستند درک کنند اپل به کدام جهت می رود.
البته جابز هم درخیلی از موارد غیرقابل دسترس بود و کارمندان رده پایین هیچ وقت نمی توانستند در جلسه ای با او شرکت کنند اما مطمئنا در اپل، همه بر این باور بودند که هر کاری که می کنند، هر چند کوچک، استیو آن را می بیند و برایش اهمیت دارد. او در هر کاری مهمی که اپل انجام می داد، ردپایی از خودش داشت.
در روزی که آی فون برای اولین بار معرفی شد جابز در اوج به نظر می رسید. او نبرد تجاری اش را برده بود و سرطان را شکست داده بود و به نظر می رسید تومور کبدش با موفقیت برداشته شده. او چندان درباره بیماری اش صحبت نمی کرد و فقط می گفت از آن نوع سرطان های کبد نیست که انسان را سریع می کشد. همانطور شلوار جین لی وایز، همان کفش های کتانی و همان ریش های فلفل نمکی؛ هیچ کدام نشانه ای از بیماری نشان نمی داد.
دو سال قبل پنجاه سالگی را رد کرده بود و آن روز در اوج بود. شرکتش صنعت موسیقی را، با ابداع آی پاد و آی تیونز، دوباره معنا کرده بود. جابز همان سال، پیکسار را به دیزنی با قیمت ۷/۵ میلیارد دلار فروخت که باعث شد بزرگترین سهامدار بزرگترین شرکت انیمیشن و فیلمسازی جهان شود و دیزنی مجبور شد او را عضو هیات مدیره کند. با این معامله ثروتش هم میلیاردها دلار بیشتر شد.
جابز این قابلیت را داشت که به شکلی غریزی دریابد تکنولوژی در آینده به کدام سو می رود اما ۴ سال پس از معرفی اولین گوشی آی فون، در روز معرفی مدل جدیدتر آن، وقتی آی فون به روز شده را در دست گرفت، این بار سوالی که ذهنش را مشغول کرده بود، از نرم افزار Siri نپرسید، چون مطمئن بود این بار فراتر از هوشمصنوعی آن است: «پس از رفتن من، کمپانی اپل به کدام سو می رود؟»
تبلیغات متنی
-
ترامپ: پوتین با خواسته من موافقت کرد
-
پاسخ صریح رئیسجمهور عراق به ترامپ
-
واکنش وزیر خارجه اسرائیل به اقدام اروپا علیه سپاه
-
دکلمه شعر پرویز پرستویی برای مادران داغدیده
-
گریم جالب علیرضا خمسه در فیلم بهرام بیضایی ۴۴ سال پیش
-
آخرین خرید زمستانی پرسپولیس مشخص شد
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
۵ پایگاه هوایی بزرگ آمریکا در سال ۲۰۲۶
-
کشف ۵۱ دستگاه گیرنده ماهواره استارلینک در مرز بانه
-
اظهارات کایا کالاس درباره تحرکات آمریکا در خاورمیانه
-
لاوروف: آماده ایفای نقش درباره موضوع هستهای هستیم
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رکوردزنی قیمت نفت در پی افزایش نگرانیها در خاورمیانه
-
بحران، دستپختی که تاجرنیا برای استقلال به جا گذاشت
-
واکنش وزیر خارجه اسرائیل به اقدام اروپا علیه سپاه
-
دکلمه شعر پرویز پرستویی برای مادران داغدیده
-
پزشکیان برای مذاکره با آمریکا شرط گذاشت
-
ریزش شدید طلا و بیتکوین در بازار جهانی
-
واکنش قالیباف به تهدید آمریکا علیه رهبر انقلاب
-
رقص هادی چوپان در تلویزیون حاشیهساز شد
-
ستاد کل نیروهای مسلح بیانیه داد
-
واکنش فوری ایران به اقدام خبرساز اتحادیه اروپا
-
اتحادیه اروپا سپاه را در فهرست سازمان تروریستی قرار داد
-
زمان اجرای مرحله دوم طرح کالابرگ اعلام شد
-
سفیر آلمان به وزارت خارجه احضار شد
-
ادعای اسرائیل: ترامپ به دنبال توافق با ایران است
-
رسایی: در ترکیه خبری نیست، خر داغ میکنند!
-
اتحادیه اروپا وزیر کشور را تحریم کرد
-
چند نکته توجهبرانگیز درباره اقدامات اخیر ترامپ
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل





ارسال نظر