محض خنده (۲)
این چند آیتم همین جوری اند محض خنده، برای اینکه اخم هایتان را باز کنید، کمی بخندید و اگر خوش تان آمد برای رفیق تان پیامک بزنید تا او هم لذتش را ببرد، دلیل خاصی هم نمی خواهد، همین جوری محض خنده...
مجله یکشنبه: این چند آیتم همین جوری اند محض خنده، برای اینکه اخم هایتان را باز کنید، کمی بخندید و اگر خوش تان آمد برای رفیق تان پیامک بزنید تا او هم لذتش را ببرد، دلیل خاصی هم نمی خواهد، همین جوری محض خنده...
* اعتراف یک بنده خدا: وقتی که مضرات سیگار رو توی مجله خوندم خیلی ترسیدم و تصمیم گرفتم دیگه مجله نخونم!
* به بنده خدا میگن آرزوت چیه؟ میگه: آرزوم اینه دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم متاسفم!
* غضنفر ماشینشو میبره تعمیرگاه و به مکانیک میگه: میشه بوقشو درست کنی!؟
مکانیک یه نگاهی به ماشین می کنه، به غضنفر می گه: این جوری که من فهمیدم ترمزهای ماشین شما خرابه! بهش میگه: خب واسه همینه که می خوام بوقش رو درست کنم!
* بنده خدا کیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه، میگه آقا اینو برای ما تعمیر کن. طرف میگه: چه مشکلی داره؟ میگه: والا نمی دونم چرا چند روزه جالیوانی اش بیرون نمیاد!
* اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
اولی: نه حالا دیگه کار نمی کنم
* به بنده خدا میگن اگه آب نبود چی می شد؟ میگه شنا یاد نمی گرفتیم در نتیجه همه خفه می شدیم.
* زن و شوهری داشتن با هم دعوا می کردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود. باهات ازدواج کردم. زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
* ۳ تا عکس بردار زود برو شرکت داروگر. بابا قور قوری اخراج شده نیرو میگیرن.
* قانون پایستگی واحد: واحدها نه از بین می روند و نه پاس می شوند. بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال می یابند.
* بنده خدا بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش بهش گفت: اگه بخاطر یارانه ها نبود تا الان می کشتمت!
* بنده خدا میره کتابخونه، داد می زنه: آقا، یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه است... بنده خدا هم می گه: ببخشید... بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه...
* حالا که همه این لطیفه ها را خواندید، این یکی را هم بخوانید: پیری برای جمعی سخن می گفت. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن درمورد مساله ای مشابه ادامه می دهید؟ گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
* اعتراف یک بنده خدا: وقتی که مضرات سیگار رو توی مجله خوندم خیلی ترسیدم و تصمیم گرفتم دیگه مجله نخونم!
* به بنده خدا میگن آرزوت چیه؟ میگه: آرزوم اینه دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم متاسفم!
* غضنفر ماشینشو میبره تعمیرگاه و به مکانیک میگه: میشه بوقشو درست کنی!؟
مکانیک یه نگاهی به ماشین می کنه، به غضنفر می گه: این جوری که من فهمیدم ترمزهای ماشین شما خرابه! بهش میگه: خب واسه همینه که می خوام بوقش رو درست کنم!
* بنده خدا کیس کامپیوترش رو می بره تعمیرگاه، میگه آقا اینو برای ما تعمیر کن. طرف میگه: چه مشکلی داره؟ میگه: والا نمی دونم چرا چند روزه جالیوانی اش بیرون نمیاد!
* اولی: دکتر بهم گفته موقع کار کردن سیگار نکشم.
دومی: خوب شد، پس حالا دیگه سیگار نمی کشی.
اولی: نه حالا دیگه کار نمی کنم
* به بنده خدا میگن اگه آب نبود چی می شد؟ میگه شنا یاد نمی گرفتیم در نتیجه همه خفه می شدیم.
* زن و شوهری داشتن با هم دعوا می کردند، شوهر میگه: من فقط به خاطر اینکه بابات پولدار بود. باهات ازدواج کردم. زنه میگه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟
* ۳ تا عکس بردار زود برو شرکت داروگر. بابا قور قوری اخراج شده نیرو میگیرن.
* قانون پایستگی واحد: واحدها نه از بین می روند و نه پاس می شوند. بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال می یابند.
* بنده خدا بعد از دعوا و جر و بحث با خانمش بهش گفت: اگه بخاطر یارانه ها نبود تا الان می کشتمت!
* بنده خدا میره کتابخونه، داد می زنه: آقا، یه ساندویچ بدین با سس اضافه.
آقاهه بهش می گه: آقا! اینجا کتابخونه است... بنده خدا هم می گه: ببخشید... بعد یواش در گوش آقاهه می گه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه...
* حالا که همه این لطیفه ها را خواندید، این یکی را هم بخوانید: پیری برای جمعی سخن می گفت. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن درمورد مساله ای مشابه ادامه می دهید؟ گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
تبلیغات متنی
-
مصوبه گواهینامه موتور برای خانمها رسما بلاغ شد
-
توافق پوتین و بن سلمان بر سر یک موضوع مهم
-
تحرکات تازه و مشکوک آبراهام لینکلن در نزدیکی ایران
-
امروز در پرسپولیس، یک ستاره درخشان متولد شد
-
اقدام مخفیانه اسرائیل درباره جنگ احتمالی با ایران
-
خلاصه بازی پرسپولیس - چادرملو
-
برد مهم پرسپولیس با کشف جدید اوسمار
-
دستور عارف درباره آتشسوزی امروز در تهران
-
روایت آکسیوس از تردید ترامپ و مشاورانش درباره ایران
-
تست فرانسوی خوشمزه با عطر سیر و پنیر پارمسان
-
رفتار ویژه پدیده پرسپولیس در اکباتان
-
دستاورد پزشکان آمریکایی؛ چگونه یک بیمار ۴۸ ساعت بدون ریه زنده ماند؟
-
رونمایی از کراساوری که با نور خورشید شارژ میشود
-
افزایش حقوق نیروهای امنیت سایبری تا ۱۲۰ درصد
-
یک اروپایی خیال هواداران استقلال را راحت کرد
-
تحرکات تازه و مشکوک آبراهام لینکلن در نزدیکی ایران
-
امروز در پرسپولیس، یک ستاره درخشان متولد شد
-
اقدام مخفیانه اسرائیل درباره جنگ احتمالی با ایران
-
برد مهم پرسپولیس با کشف جدید اوسمار
-
رفتار ویژه پدیده پرسپولیس در اکباتان
-
افزایش حقوق نیروهای امنیت سایبری تا ۱۲۰ درصد
-
یک اروپایی خیال هواداران استقلال را راحت کرد
-
نامه تاج به شورای امنیت درباره بازیکنان بازداشتی
-
مشاور رهبری با آمریکا و اسرائیل اتمام حجت کرد
-
طرح ضرغامی برای تغییر کاربری سفارت آمریکا در تهران
-
ادعای انگلیس درباره «حادثه» در تنگه هرمز
-
افزایش نرخ ارز در بودجه سال آینده اعلام شد
-
الناز ملک با گریم گوگوش، همه را خاطرخواه خود کرد!
-
شروط جدید و جنجالی فرانسه برای مذاکرات با ایران
-
خبر شوکهکننده درباره خط تولید شربت تریاک
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
جدول لیگ برتر بعد از شکست استقلال
-
سارا منجزیپور: باید از فولاد باشیم تا دوام بیاوریم
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
هدف احتمالی ترامپ از «محاصره دریایی ایران» فاش شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل


نظر کاربران
ba maze bood mer30
بعضی از جک ها بی مزه بودند
اما این پند اخری خیلی خوب بود مرسی
دمت گرم. حالمون آوردی با اینکه تکراری بودن ولی خوشکل بود
kheyliiiiii ghadimi booooooood
فقط محض خنده قشنگ بود
جوک هاش که جالب نبود ، این پند آخری به نظر بهتر از بقیه بود .
بنده خدا میخواسته به بچش ریاضی یاد بده میگه اگه 10 تا سیب داشته باشی 9 تاشو من بخورم چند تا سیب واست میمونه میگه بابا تو که همه سیبامو خوردی خوب این یه دونه رو هم بخور سیب نخورده
پاسخ ها
khili chert bod
chi begam....khob bod....ama vaghean inroza inchiza mano nemikhandone...moshkel az mane na matalebe u...
عالی بود
پندش عالی بود
بابا اينجوري كه معلومه همه بچه ها بچه مثبت و پند پذيرن اي ول دمتون داغ پس منم يه پند بدم ببخشيد خيلي استقبال شد خوشم اومد.
برو كار ميكن مگو چيست كار
كه سرمايه جاودانيست كار
ببخشيد اگه كار پيدا نكردين، قديما كه پيدا ميشد اينجوري ميگفتن .
sarsabztarin khiyar taghdime to bad
پاسخ ها
hala chera khiar?????????????/
وای واقعا ازت ممنونم دریا جون میشه 5تا بدی ؟
هستی باحال بودخیلی باحال تر از جملات بالا
ببخشید مزاحم شدم خواستم بپرسم این جریان استخدام شرکت داروگر صحت داره اگه میشه مدارک لازمو کامل بنویسین.ممنون
غضنفر میکه میشه این سایت به این بزرگی دروغ بگه عزیزم
بعضیاش خیلی بی مزه بووووووود:(((((
واقعا عالی بود مخصوصا مطلب آخر.با محض خنده و دقت کردین وسوتی هاتون حال میکنم مطالبو میخونم و بلند میخندم هرکی صدامو میشنوه میگه چته دیوونهههههههههههههه شدی؟؟؟؟؟؟
این دروغو که میگی راسته
به نظر من جالب بودن حداقل واسه چند دقيقه لبخند زديم مرسي
محض خنده (7) رو خوندم کلی خندیدم . تو این نسخه خیلیاش تکراری بود برام و جالب اینکه مصداق نکته ی آخر که بهش اشاره کردید ... پند پیر . عمل به این توصیه ها تمرین میخواد . زنده باشید
می خواید ضد حال بنویسید زحمت نکشید لطفا خانم ها و آقایون .
مسخره ها
بعضیاشون جالبن مرسی
تشكر بابت اينكه لبخند رو به لب خيلي ها آوردين و فكر ميكنم رسالت اين جملات همين بود.
با قدرداني فراوان
mer30
سلام
اون پند اخري زندگيمو عوض كرد هزار بار ممنون
DASET VDARD NAKONE GHASHSANG BOOD HALAMO JA OVORD
نمیگم
biiiiiiiiiiiiiiiii maze o khonak
جملات اخر واقعا خردمندانه بود.
خيلي حال كردم.واقعا دارم از دل درد ميميرم.خيلي دوست دارم كسي كه اينو گذاشته رو باهاش حرف بزنم.فكر كنم اونجا كاملا غغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغششششششششششششششششششششششششششش كنم.مرسي از اين كه اينو گذاشتين
مممممممممممممممممرررررررررررررررررررررررررررررسسسسسسسسسسسسسسسسسيييييييييييييييييي
هر مطلبی که اندکی خنده بر لب های انسان جاری سازد در این وانفسا ی اندوه و افسردگی از هیاهوی پر آشوب دنیا غنیمت است.مطلب آخری هم عالی بود.من که بی نهایت سپاسگزرم عزیزان
دمت گرم .پند اخریه خیلی جالب بود
دستت درد نکنه خیلی جالب بود
دمت گرم خیلی باحال بود.هستی جکی که گفتی من تو دوران مدرسه ها شنیدم
kheyli bahaaaaaaaaaaal bod,akharesham ke terekond ;)
بچه ها مسخره ام نکنین ها ولی منطور اون پند آخر چی بووووووووووووود؟
کلی دلم باز شد.
*حالا که همه این لطیفه ها را خواندید، این یکی را هم بخوانید: پیری برای جمعی سخن می گفت. لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند. بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند. او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید. او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن درمورد مساله ای مشابه ادامه می دهید؟ گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید.
این خیل یجالب بود
مرسی عایییییی بود و کمی تکراری....
قشنگ بود میشه به جای کلمه ی بنده خدا از لره یا ترکه استفاده بکنید؟ من خودم یه رگم ترکن یه رگم لرن اصلا ناراحت نمیشم .حتما دارید با خودتون فکر می کنید دیگه چه شود خیلی فکر نکنید چون اسکل شدید!
مرسی قشنگ بود بخصوص سخن حکیمانه