پزشکی که ۱۵ سال در جنگل زندگی کرد!
دندانپزشک صرب، ترجیح داد به جای بازگشت به کشورش ۱۵ سال در جنگلهای جمهوری چک زندگی کند.
خبرگزاری مهر: دندانپزشک صرب، ترجیح داد به جای بازگشت به کشورش ۱۵ سال در جنگلهای جمهوری چک زندگی کند.
الکساندر پریواتریک۵۰ ساله دندانپزشک صربی است که در شهر تِپلیک چک به عنوان جراح کار میکرده است، اما از آنجایی که اهالی صربستان نمیتوانند بدون داشتن مدارک قانونی در جمهوری چک کار کنند، الکساندر در دردسر افتاد و باید این کشور را ترک میکرد.

اما او در تصمیمی ناگهانی تمرین و کار را کنار میگذارد و به مدت ۱۵ سال در جنگلهای چک زندگی میکند و هر از گاهی به نزدیکترین شهر برای تهیه برخی مواد مورد نیاز سر زده است.
داستان عجیب زندگی او سرانجام توسط پیتر سیلوا یک پروفسور اهل چک کشف میشود که متوجه رفت و آمدهای روزانه او به شهر میشود.
پیتر سیلوا میگوید: هر روز در شهر مرد لاغری را میدیدم که کوله پشتی داشت و با عجله راه میرفت، وقتی با او صحبت کردم متوجه شدم با اینکه اهل صرب است، اما خیلی خوب به زبان چک صحبت میکند. همچنین شباهتی با بیخانمانهای دیگر نداشت و مشخصا دانش زیادی هم داشت. بعد از مدتی متوجه شدم که او دندانپزشک مشهوری بوده است.

سیلوا برای کمک به الکساندر به خانهاش در اعماق جنگل میرود و بیشتر از یک سال برای او غذا میبرده است و میبیند که الکساندر در جایی زندگی میکند که خیلی شبیه به خانه نیست، جایی بدون آب، الکتریسیته و حتی سقفی بالای سر.
در این دیدارها سیلوا با داستان زندگی الکساندر آشنا میشود و میفهمد که او ۹ سال قبل از صربستان همراه با مادرش به جمهوری چک نقل مکان کرده و در پارگ درسش را تمام کرده و در کالج نیز دندانپزشکی خوانده است.
او بعد از فارغالتحصیلی در بیمارستانی در پراگ کارش را شروع میکند، اما زمانیکه به تپلیک نقل مکان میکند، همه زندگیاش دستخوش تغییر میشود. بعد از مرگ مادرش، به دلیل نداشتن برخی مدارک خانهاش را از او میگیرند و به همین دلیل الکساندر مجبور میشود در جنگل زندگی کند.

در همین میان ناخواهریاش در صربستان تلاش میکرده او را مُرده معرفی کند تا بتواند به همه ارثیه پدرش دست پیدا کند، البته خوشبختانه این اتفاق نیفتاده و زمانی که سیلوا به سفارت صربستان درباره الکساندر اطلاعاتی میدهد و از آنها کمک میخواهد، میتوانند جلوی این قضیه را بگیرند.
بعد از سالها تلاش و سختی بالاخره الکساندر به همراه سیلوا به پراگ رفت و لحظات بسیاری احساسی نیز رقم خورد، به گفته سیلوا زندگی در جنگل اصلا برای الکساندر آسان نبوده و او سختیهای زیادی را در این چند سال متحمل شده است.
الکساندر در گفت و گویی درباره زندگیاش در جنگ توضیح میدهد: من برای سالهای زیادی در میان جنگل زندگی کردم، در طول روز مجبور بودم راه برم تا سربازهایی که میان جنگل رفت و آمد میکنند مرا نبینند، چون نمیدانستم چه واکنشی به حضور من در میان جنگل ممکن است نشان دهند. من روزانه بالای ۲۰ کیلومتر راه میرفتم و برای غذا خوردن هر چیزی که در جنگل پیدا میکردم را میخوردم و البته گاهی مردم هم به من چیزهایی را میدادند.

سیلوا در ادامه صحبتهای الکساندر میگوید: او آنجا را ترک کرده و میخواهد زندگی تازهای را شروع کند، مطمئنا این موضوع سادهای نخواهد بود و الکساندر زمان نیاز دارد تا با محیط اطراف ارتباط برقرار کند و حتی نحوه کار کردن با برخی ابزار را بیاموزد.
الکساندر حالا مکانی برای زندگی در پراگ دارد و اجازه استفاده از ارث پدرش را هم به ناخواهریاش داد. البته خودش درباره حرفه کاریاش کمی نگران است و میگوید: من مطمئن نیستم که بتوانم دوباره دندانپزشکی کنم، اما من باید کار کنم و بتوانم زنندگی خودم را داشته باشم و مدیون کسانی هستم که دراین راه به من کمک کردند تا بتوانم دوباره زندگی تازهای را شروع کنم.
الکساندر پریواتریک۵۰ ساله دندانپزشک صربی است که در شهر تِپلیک چک به عنوان جراح کار میکرده است، اما از آنجایی که اهالی صربستان نمیتوانند بدون داشتن مدارک قانونی در جمهوری چک کار کنند، الکساندر در دردسر افتاد و باید این کشور را ترک میکرد.

اما او در تصمیمی ناگهانی تمرین و کار را کنار میگذارد و به مدت ۱۵ سال در جنگلهای چک زندگی میکند و هر از گاهی به نزدیکترین شهر برای تهیه برخی مواد مورد نیاز سر زده است.
داستان عجیب زندگی او سرانجام توسط پیتر سیلوا یک پروفسور اهل چک کشف میشود که متوجه رفت و آمدهای روزانه او به شهر میشود.
پیتر سیلوا میگوید: هر روز در شهر مرد لاغری را میدیدم که کوله پشتی داشت و با عجله راه میرفت، وقتی با او صحبت کردم متوجه شدم با اینکه اهل صرب است، اما خیلی خوب به زبان چک صحبت میکند. همچنین شباهتی با بیخانمانهای دیگر نداشت و مشخصا دانش زیادی هم داشت. بعد از مدتی متوجه شدم که او دندانپزشک مشهوری بوده است.

سیلوا برای کمک به الکساندر به خانهاش در اعماق جنگل میرود و بیشتر از یک سال برای او غذا میبرده است و میبیند که الکساندر در جایی زندگی میکند که خیلی شبیه به خانه نیست، جایی بدون آب، الکتریسیته و حتی سقفی بالای سر.
در این دیدارها سیلوا با داستان زندگی الکساندر آشنا میشود و میفهمد که او ۹ سال قبل از صربستان همراه با مادرش به جمهوری چک نقل مکان کرده و در پارگ درسش را تمام کرده و در کالج نیز دندانپزشکی خوانده است.
او بعد از فارغالتحصیلی در بیمارستانی در پراگ کارش را شروع میکند، اما زمانیکه به تپلیک نقل مکان میکند، همه زندگیاش دستخوش تغییر میشود. بعد از مرگ مادرش، به دلیل نداشتن برخی مدارک خانهاش را از او میگیرند و به همین دلیل الکساندر مجبور میشود در جنگل زندگی کند.

در همین میان ناخواهریاش در صربستان تلاش میکرده او را مُرده معرفی کند تا بتواند به همه ارثیه پدرش دست پیدا کند، البته خوشبختانه این اتفاق نیفتاده و زمانی که سیلوا به سفارت صربستان درباره الکساندر اطلاعاتی میدهد و از آنها کمک میخواهد، میتوانند جلوی این قضیه را بگیرند.
بعد از سالها تلاش و سختی بالاخره الکساندر به همراه سیلوا به پراگ رفت و لحظات بسیاری احساسی نیز رقم خورد، به گفته سیلوا زندگی در جنگل اصلا برای الکساندر آسان نبوده و او سختیهای زیادی را در این چند سال متحمل شده است.
الکساندر در گفت و گویی درباره زندگیاش در جنگ توضیح میدهد: من برای سالهای زیادی در میان جنگل زندگی کردم، در طول روز مجبور بودم راه برم تا سربازهایی که میان جنگل رفت و آمد میکنند مرا نبینند، چون نمیدانستم چه واکنشی به حضور من در میان جنگل ممکن است نشان دهند. من روزانه بالای ۲۰ کیلومتر راه میرفتم و برای غذا خوردن هر چیزی که در جنگل پیدا میکردم را میخوردم و البته گاهی مردم هم به من چیزهایی را میدادند.

سیلوا در ادامه صحبتهای الکساندر میگوید: او آنجا را ترک کرده و میخواهد زندگی تازهای را شروع کند، مطمئنا این موضوع سادهای نخواهد بود و الکساندر زمان نیاز دارد تا با محیط اطراف ارتباط برقرار کند و حتی نحوه کار کردن با برخی ابزار را بیاموزد.
الکساندر حالا مکانی برای زندگی در پراگ دارد و اجازه استفاده از ارث پدرش را هم به ناخواهریاش داد. البته خودش درباره حرفه کاریاش کمی نگران است و میگوید: من مطمئن نیستم که بتوانم دوباره دندانپزشکی کنم، اما من باید کار کنم و بتوانم زنندگی خودم را داشته باشم و مدیون کسانی هستم که دراین راه به من کمک کردند تا بتوانم دوباره زندگی تازهای را شروع کنم.
تبلیغات متنی
-
سرنوشت تلخ قاتلی که از قصاص گریخت
-
هافبک استقلال به سیم آخر زد: شورش را درآوردید!
-
ثابتی: قوه قضاییه باید با روحانی برخورد کند
-
پروژه تازه ترامپ در آمریکا خبرساز شد
-
اولویت بعدی پرسپولیس در نقلوانتقالات
-
مهندس گوگل جاسوس چین از آب درآمد
-
شادی گل خاص طارمی بعد از حساسترین گل فصل
-
فال روزانه دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
سرباز سابق آمریکایی برای دفاع از ایران فرم پر کرد!
-
رشیدپور برای برکناری رئیس صداوسیما کارزار راه انداخت!
-
بزرگترین کارگاه تولید مشروب در تهران لو رفت!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
واکنش فارس به کنارهگیری دو لژیونر از تیمملی
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
بازیگر سریال ستایش از تلویزیون خداحافظی کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر