مردی که به خاطر عشق از هند تا اروپا را رکاب زد!
داستان واقعی یک عشق دیوانهوار هندی
او میگوید که مردم افغانستان هندی متوجه میشدند، اما وقتی که به ایران آمد در ارتباط برقرار کردن دچار مشکل شد. او میگوید: "باز هم هنر به کمکم آمد. فکر میکنم که عشق زبانی جهانشمول است و مردم همه آن را میفهمند."
وبسایت فرادید: پیکِی ماهاناندیا، هنرمند هندی، در یک عصر زمستانی سال ۱۹۷۵ در دهلی با شارلوت وون شِدوین آشنا شد. شدوین از او خواسته بود که پرترهاش را بکشد.

شارلوت و پی کی اولین بار در سال ۱۹۷۵ در دهلی با هم آشنا شدند
به گزارش بیبیسی، آنچه که پس از آن اتفاق افتاد، سفری حماسی با دوچرخه، از هند به اروپا بود که تنها به انگیزۀ عشق صورت گرفت.
خانم وون شدوین برای گردشگری به هند آمده بود که در یکی از محلات دهلی آقای ماهاناندیا را دید.
او طراح سیاه قلم مشهوری بود و در رسانههای محلی نامی به هم زده بود.
توجه شارلوت به تبلیغ پی کی که ادعا میکرد ظرف 10 دقیقه پرتره میکشد جلب شد و کنجکاو شد.
اما نتیجۀ کار باب دلش نبود و تصمیم گرفت تا فردا برای پرترهای دیگر نزد پی کی بازگردد.

آقای ماهاناندیا طراحی مشهور بود
متاسفانه، پرترۀ روز بعد هم چندان خوب از کار در نیامد.
آقای ماهاناندیا در دفاع از خود میگوید که هنگام کشیدن پرترۀ شارلوت، به خاطر پیشبینیای که مادرش چندین سال قبل انجام داده بود، حواسش پرت بوده است.
زمانی که پی کی در روستایی که در ایالت اوریسا، در شرق هند، یک بچه مدرسهای بود، اغلب به خاطر دالیت بودنش، مورد تمسخر و تبعیض از سوی دانشآموزان مدرسه قرار میگرفت. در نظام اجتماعی طبقاتی هند، دالیتها پایینترین طبقه محسوب میشوند.

چندین روزنامه در مورد پی کی گزارش چاپ کرده بودند
هر وقت که احساس ناراحتی میکرد، مادرش به او میگفت که طبق طالعش، روزی با زنی ازدواج خواهد کرد که "برج فلکیاش تاروس است و از سرزمینی دوردست خواهد آمد، اهل موسیقی است و صاحب یک جنگل است."
وقتی که پی کی خانم وون شدین را دید، بلافاصله پیشبینیهای مادرش را به خاطر آورد و از او پرسید که آیا جنگل دارد؟
خانم وون شدین که خانوادهاش از اشراف زادگان سوئدی هستند، جواب داد که صاحب یک جنگل است و همچنین گفت که نه تنها "اهل موسیقی است" (او به نواختن پیانو علاقه داشت)، که برج فلکیاش نیز تاروس است.
ماهاناندیا میگوید: "صدایی درونی به من میگفت که خودش است. در اولین ملاقاتمان مثل آهنربا جذب یکدیگر شدیم. عشق در نگاه نخست بود. هنوز هم نمیدانم که چه چیز باعث شد آن سوالها را از او بپرسم و برای چای دعوتش کنم. فکر میکردم که به پلیس شکایت خواهد کرد."
اما واکنش شارلوت کاملاً برخلاف انتظار ماهاناندیا بود.

شارلوت عاشق نواحی روستایی هند بود
خانم وون شدین میگیود: "به نظرم مردی صادق میرسید و دوست داشتم بدانم که چرا آن سوالها را از من پرسیده."
بعد از چند گفتگو، شارلوت پذیرفت که به همراه او به دیدن اوریسا بروند.
اولین بنایی که شارلوت در آنجا دید، معبد مشهور کنارک بود.
او میگوید: "وقتی که پیکی کنارک را به من نشان داد احساساتی شدم. من عکسی از این معبد را به صورت قاب شده در اتاق خوابگاهم در لندن داشتم، اما به هیچ وجه نمیدانستم که آن عکس مربوط به چه جایی است. و حالا در مقابل آن ایستاده بود."
آن دو عاشق یکدیگر شدند و پس از چند روز از روستای پیکی به دهلی برگشتند.

پیکی حتی پرترۀ سیاستمدارانی نظیر بی دی جاتی رییس جمهور وقت را هم کشیده بود
پیکی میگوید: "او وقتی که برای اولین بار با پدرم ملاقات کرد ساری پوشیده بود. با تایید پدر و خانواده، طبق رسوم قبیله ازدواج کردیم."
خانم وون شدین به همراه دوستانش، از سوئد با گذر از مسیر مشهور هیپیها - که از اروپا، ترکیه، ایران، افغانستان و پاکستان میگذشت- در مدت 22 روز به هند رسیده بود.
او به هنگام بازگشت از پیکی خداحافظی کرد، اما از او قول گرفت که خود را به شهرش در سوئد برساند. محل زندگی شارلوت در سوئد، شهر بوراس بود.
بیش از یک سال گذشت و آن دو از طریق نامه همچنان با هم ارتباط داشتند.
با این وجود، ماهاناندیا پول لازم برای خرید بلیت هواپیما را نداشت.
در نتیچه، هر چه را که داشت فروخت، یک دوچرخه خرید و از مسیر هیپیها رهسپار سوئد شد.

افغانستان آرام و زیبا
سفر او از 22 ژانویۀ 1977 آغاز شد و هر روز حدود 70 کیلومتر رکاب میزد.
پیکی میگوید: "هنر به نجاتم آمد. من پرترۀ مردم را میکشیدم و بعضیها به من پول میدادند و بعضی دیگر غذا و جای خواب."
آقای ماهاناندیا به یاد دارد که جهان در دهۀ 1970 بسیار متفاوت با امروز بوده است. برای مثال، او برای ورود به اغلب کشورهای مسیر نیازی به ویزا نداشته است.

او با کشیدن پرترۀ مردم در افغانستان خرج سفرش را درمیآورد
او میگوید: "افغانستان بسیار متفاوت بود. آرام و زیبا بود. مردم عاشق هنر بودند. و بخشهای بزرگی از کشور خالی از سکنه بود."
او میگوید که مردم افغانستان هندی متوجه میشدند، اما وقتی که به ایران آمد در ارتباط برقرار کردن دچار مشکل شد.
او میگوید: "باز هم هنر به کمکم آمد. فکر میکنم که عشق زبانی جهانشمول است و مردم همه آن را میفهمند."

در آن زمان در افغانستان در مسیر هیپیها اقامتگاههایی وجود داشت
"آن دوران، دوران متفاوتی بود. فکر میکنم که آن موقعها مردم وقت آزاد بیشتری داشتند که ماجراجویی مثل من را سرگرم کنند."
اما آیا زمانی بود که احساس خستگی کند؟
پاسخ میدهد: "بله، خیلی وقتها. پاهایم درد میگرفت. اما با هیجان دیدن شارلوت و دیدن جاهای جدید به راهم ادامه میدادم."
او بالاخره در 28 می، از طریق استانبول و وین به اروپا رسید و از آنجا به وسیلۀ قطار به گوتنبرگ رفت.

بعد از چند شوک فرهنگی و فائق آمدن بر دشواریهای راضی کردن پدر و مادر خانم وون شدین، پی کی و شارلوت سرانجام رسماً در سوئد ازدواج کردند.
پی کی میگوید: "من هیچ تصوری از فرهنگ اروپایی نداشتم. همه چیز برایم جدید بود، اما او قدم به قدم مرا حمایت کرد. فقط میتوانم بگویم که او شخصیتی خاص است. من هنوز هم به اندازۀ سال ۱۹۷۵ عاشقش هستم."
پی کی امروز ۶۴ ساله است و با شارلوت و دو فرزندشان در سوئد زندگی میکنند. او هنوز هم به هنر اشتغال دارد.

پی کی و شارلوت
اما میگوید که هنوز نمیفهمد که چرا مردم فکر میکنند که با دوچرخه به اروپا رفتن کار بزرگی است.
او میگوید: "من کاری را کردم که باید میکردم. من پولی نداشتم اما باید او را میدیدم. برای عشقم رکاب زدم، اما هیچ وقت عاشق رکاب زدن نبودم، به همین راحتی."

شارلوت و پی کی اولین بار در سال ۱۹۷۵ در دهلی با هم آشنا شدند
خانم وون شدوین برای گردشگری به هند آمده بود که در یکی از محلات دهلی آقای ماهاناندیا را دید.
او طراح سیاه قلم مشهوری بود و در رسانههای محلی نامی به هم زده بود.
توجه شارلوت به تبلیغ پی کی که ادعا میکرد ظرف 10 دقیقه پرتره میکشد جلب شد و کنجکاو شد.
اما نتیجۀ کار باب دلش نبود و تصمیم گرفت تا فردا برای پرترهای دیگر نزد پی کی بازگردد.

آقای ماهاناندیا طراحی مشهور بود
آقای ماهاناندیا در دفاع از خود میگوید که هنگام کشیدن پرترۀ شارلوت، به خاطر پیشبینیای که مادرش چندین سال قبل انجام داده بود، حواسش پرت بوده است.
زمانی که پی کی در روستایی که در ایالت اوریسا، در شرق هند، یک بچه مدرسهای بود، اغلب به خاطر دالیت بودنش، مورد تمسخر و تبعیض از سوی دانشآموزان مدرسه قرار میگرفت. در نظام اجتماعی طبقاتی هند، دالیتها پایینترین طبقه محسوب میشوند.

چندین روزنامه در مورد پی کی گزارش چاپ کرده بودند
وقتی که پی کی خانم وون شدین را دید، بلافاصله پیشبینیهای مادرش را به خاطر آورد و از او پرسید که آیا جنگل دارد؟
خانم وون شدین که خانوادهاش از اشراف زادگان سوئدی هستند، جواب داد که صاحب یک جنگل است و همچنین گفت که نه تنها "اهل موسیقی است" (او به نواختن پیانو علاقه داشت)، که برج فلکیاش نیز تاروس است.
ماهاناندیا میگوید: "صدایی درونی به من میگفت که خودش است. در اولین ملاقاتمان مثل آهنربا جذب یکدیگر شدیم. عشق در نگاه نخست بود. هنوز هم نمیدانم که چه چیز باعث شد آن سوالها را از او بپرسم و برای چای دعوتش کنم. فکر میکردم که به پلیس شکایت خواهد کرد."
اما واکنش شارلوت کاملاً برخلاف انتظار ماهاناندیا بود.

شارلوت عاشق نواحی روستایی هند بود
بعد از چند گفتگو، شارلوت پذیرفت که به همراه او به دیدن اوریسا بروند.
اولین بنایی که شارلوت در آنجا دید، معبد مشهور کنارک بود.
او میگوید: "وقتی که پیکی کنارک را به من نشان داد احساساتی شدم. من عکسی از این معبد را به صورت قاب شده در اتاق خوابگاهم در لندن داشتم، اما به هیچ وجه نمیدانستم که آن عکس مربوط به چه جایی است. و حالا در مقابل آن ایستاده بود."
آن دو عاشق یکدیگر شدند و پس از چند روز از روستای پیکی به دهلی برگشتند.

پیکی حتی پرترۀ سیاستمدارانی نظیر بی دی جاتی رییس جمهور وقت را هم کشیده بود
خانم وون شدین به همراه دوستانش، از سوئد با گذر از مسیر مشهور هیپیها - که از اروپا، ترکیه، ایران، افغانستان و پاکستان میگذشت- در مدت 22 روز به هند رسیده بود.
او به هنگام بازگشت از پیکی خداحافظی کرد، اما از او قول گرفت که خود را به شهرش در سوئد برساند. محل زندگی شارلوت در سوئد، شهر بوراس بود.
بیش از یک سال گذشت و آن دو از طریق نامه همچنان با هم ارتباط داشتند.
با این وجود، ماهاناندیا پول لازم برای خرید بلیت هواپیما را نداشت.
در نتیچه، هر چه را که داشت فروخت، یک دوچرخه خرید و از مسیر هیپیها رهسپار سوئد شد.

افغانستان آرام و زیبا
پیکی میگوید: "هنر به نجاتم آمد. من پرترۀ مردم را میکشیدم و بعضیها به من پول میدادند و بعضی دیگر غذا و جای خواب."
آقای ماهاناندیا به یاد دارد که جهان در دهۀ 1970 بسیار متفاوت با امروز بوده است. برای مثال، او برای ورود به اغلب کشورهای مسیر نیازی به ویزا نداشته است.

او با کشیدن پرترۀ مردم در افغانستان خرج سفرش را درمیآورد
او میگوید که مردم افغانستان هندی متوجه میشدند، اما وقتی که به ایران آمد در ارتباط برقرار کردن دچار مشکل شد.
او میگوید: "باز هم هنر به کمکم آمد. فکر میکنم که عشق زبانی جهانشمول است و مردم همه آن را میفهمند."

در آن زمان در افغانستان در مسیر هیپیها اقامتگاههایی وجود داشت
اما آیا زمانی بود که احساس خستگی کند؟
پاسخ میدهد: "بله، خیلی وقتها. پاهایم درد میگرفت. اما با هیجان دیدن شارلوت و دیدن جاهای جدید به راهم ادامه میدادم."
او بالاخره در 28 می، از طریق استانبول و وین به اروپا رسید و از آنجا به وسیلۀ قطار به گوتنبرگ رفت.

بعد از چند شوک فرهنگی و فائق آمدن بر دشواریهای راضی کردن پدر و مادر خانم وون شدین، پی کی و شارلوت سرانجام رسماً در سوئد ازدواج کردند.
پی کی میگوید: "من هیچ تصوری از فرهنگ اروپایی نداشتم. همه چیز برایم جدید بود، اما او قدم به قدم مرا حمایت کرد. فقط میتوانم بگویم که او شخصیتی خاص است. من هنوز هم به اندازۀ سال ۱۹۷۵ عاشقش هستم."
پی کی امروز ۶۴ ساله است و با شارلوت و دو فرزندشان در سوئد زندگی میکنند. او هنوز هم به هنر اشتغال دارد.

پی کی و شارلوت
او میگوید: "من کاری را کردم که باید میکردم. من پولی نداشتم اما باید او را میدیدم. برای عشقم رکاب زدم، اما هیچ وقت عاشق رکاب زدن نبودم، به همین راحتی."
تبلیغات متنی
-
این ارز دیجیتال از فهرست ۱۰ دارایی بزرگ خارج شد
-
گوترش: سازمان ملل در خطر فروپاشی قرار دارد
-
بازیگر زن مشهور درگذشت
-
انتشار اسناد جدید از ردپای ترامپ در پروندۀ اپستین
-
عوارض زیاد نشستن پشت میز
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
اقدام آمریکا علیه فرمانده سپاه گیلان
-
عکس دیدار مقام آمریکایی با حامی ایران در عراق
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
اصرار مدیرعامل ایران خودرو بر افزایش چند باره قیمت
-
قتل جوان معتاد با لگد در کمپ ترک اعتیاد
-
حمله هوایی شدید اسرائیل به لبنان
-
اضافه شدن نام کشتیگیران ایران در تورنمنت کرواسی
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
پیشبینی درباره زمان حمله احتمالی ترامپ به ایران
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیام فوری نماینده رهبر انقلاب درباره شرایط جنگ
-
رقم قرارداد خرید جدید پرسپولیس فاش شد
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
پایان سکوت حسن روحانی با یک جمله معنادار
-
آمریکا، بابک زنجانی و شش مقام سپاه را تحریم کرد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
عالی بود!
يه مرد متفاوت
پاسخ ها
يه زن متفاوت !!
مرسی
کاش بازم از این مطلبا بزارید
عشق حلقه مفقوده زندگی جوانان ما هست نه پول!
چقدر عالی بود ممنون از مطلب زیبایتان کاش هنوز هم اون چیزی که مردم رو بهم پیوند میده عشق باشه
خییییلی باحال بود