طنز؛ عقاید یک مرده شور
سرصبح تا از سرویس پیاده شدیم دیدیم باز جلوی سالن آشوب است. معمولا امواتِ شیفت صبح زود، مُرده های کم سر و صدا و بی آزاری هستند. برای همین وقتی می بینیم خانواده یک مرحوم اول صبحی خیلی شیون می کنند، می فهمیم که خبری است.
ماهنامه خط خطی - علیرضا کاردار: سرصبح تا از سرویس پیاده شدیم دیدیم باز جلوی سالن آشوب است. معمولا امواتِ شیفت صبح زود، مُرده های کم سر و صدا و بی آزاری هستند. برای همین وقتی می بینیم خانواده یک مرحوم اول صبحی خیلی شیون می کنند، می فهمیم که خبری است. از در پشتی وارد شدیم. رفتم از اطلاعات پرسیدم، فهمیدم یک خانم جوان معروف خودکشی کرده و خانواده اش علاوه بر داغ فرزند، دوست سابقش را که به تازگی با او کات کرده بوده و سراغ دیگری رفته بوده را مسبب مرگ دخترشان می دانند.
خدا قسمت نکند، مرگ دردناکی است، مخصوصا اگر طرف اول چند تا قرص خورده باشد و جواب نگرفته باشد و بعد رگ زیر تتوی مچش را خراش داده باشد و نشود و بعد بخواهد با روسری خودش را خفه کند و نتواند و وقتی روی صندلی نشسته بوده و از خوش سلفی می گرفته، پایه صندلی بشکند و از پشت بخورد زمین و بمیرد. کاش مرجعی پیدا نشود که بخواهد دلیل فوتش را اعلام عمومی کند، هم آبروی مرحوم می رود و هم آبروی سایر همکارانش.
***
رفتیم لباس های کارمان را بپوشیم، چشمم به تلویزیون اتاق رییس افتاد که برنامه علمی پخش می کرد. یکی از مجری های معروف بود که چند وقتی خبری ازش نبود. کنجکاو شدم، ایستادم ببینم ایشان چه تخصصی در مسائل علمی و پزشکی دارد که دیدم دارد درباره زرشک با یکی از شرکت کننده ها شوخی می کند. خیالم راحت شد. همان که مردم را مسخره کند بهتر از این است که بخواهد مبحث علمی آموزش دهد. از تلویزیون بعید بود که یک برنامه به دردبخور و آموزنده نشان دهد، بالاخره یک جایش باید مهر استاندارد خودش را داشته باشد.

***
هنگام صبحانه همکارم گوشی به دست پیشم آمد و پرسید: «دوستت دارم، بیا اینجا... به خارجی چی میشه؟» گفتم: «ای کلک، رفتی تو کار مخ زدن بین المللی؟» گفت: «نه بابا، کار فرهنگی و سیاسی می کنم.» گفتم: «آن آقایی که با جملات عاشقانه کار سیاسی می کرد، رفته ها! معنی آن هم می شود آی لاو یو، کام هی یر»
چیزی تایپ کرد، و نشانم داد گفت: «همینجوری نوشته میشه؟» دیدم توی اینستاگرام است. پرسیدم: «ناقلا اینجا زیر عکس مردم داری با این جمله ها کار سیاسی فرهنگی می کنی؟ نکنه می خوای از جمعیت پلنگ های ایرانی حفاظت کنی؟» گوشی را نشانم داد و گفت: «نه داداش! جکِ تایتانیک یه عکس از دریاچه ارومیه گذاشته، دارم ازش تشکر می کنم و می گم ایران هم بیاد. در ضمن اون آقایی هم که با جملات عاشقانه کار سیاسی و فرهنگی می کرد و بیمار خنده هایش یودیم، داره بر می گرده!» و رفت. ای جک همان تایتانیک توی سق سیاه همکارم!
***
میتی را آوردند که تمام بدنش زخم و کبود و ریش ریش بود. خیلی ناراحت شدیم. خوب شد نوبت من نبود، با اینکه به دین این چیزها عادت کرده ام ولی به هر حال من هم انسانم، ناراحت می شوم. از همکارم پرسیدم چرا این طوری شده؟ گفت: «با همسرش یک اختلاف جزیی داشته، این بلا را سرش آوره.» گفتم: «شانس آورده که اختلافش جزیی بوده، اگر کار بالا می گرفت می خواست چه بلایی سرش بیاره؟! حالا اختلاف شون سر چی بوده؟» گفت: «لاتاری آمریکا. خانم بدون اجازه شوهرش تو لاتاری ثبت نام کرده بوده، می زنه و اسم شون درمیاد ولی این مرحوم رضایت نمی داده. این شده نتیجه اختلاف شون.»
خدا رحمتش کنه، حق داشت. اگر می رفتند و ترامپ رییس جمهور می شد نه دل ماندن داشتند و نه روی برگشتن. اگر هم می ماندند و بارش باران به مملکت برمی گرشت که وضعش از این هم ریش تر می شد. خوب شد راحت شد.

***
همکارم گفت: «شنیدی شهرام جزایری کلاس آموزشی و سمینار اقتصاد برگزار می کنه؟» همان طور که داشتم میت را پشت و رو می کردم گفتم: «جدی؟ پس خدا رحم کنه!» گفت: «چه اشکالی داره؟ دستش درد نکنه که علمش رو در اختیار هم میهنانش می گذاره.»
گفتم: «علم؟ علم مال پرفسور سمیعیه که از کنفرانس مغز و اعصاب تا مسابقه فوتبال و برنامه ترافیکی و میزگرد اقتصادی میاد و صحبت می کنه. این که تو می گی اسمش علم نیست، اسمش ترفنده»!
***
عصر داخل سرویس بر می گشتیم. در آینه می دیدم که راننده سرش توی گوشی است و می خندد. ترس برم داشت که نکند با این وضع رانندگی فردا دسته جمعی به جای این که بشوییم، شسته شویم! با صدای بلند پرسیدم: «آقای راننده جوک جدید داری؟» حواسش جمع شد و گفت: «نه... عکس جدید برام رسیده!» گفتم: «آهان، پس خصوصیه» گفت: «نه اتفاقا عکس خبریه. ولی خیلی باحاله!»
گفتم: «نکنه عکس لباس تیم ملی فوتبال رو برات فرستادن؟» گفت: «نه بابا! اون که از بس مردم اعتراض کردن منتفی شد» گفتم: «پس لابد عکس از حاشیه نمایشگاه کتاب یا فیش حقوقی کارمندهای بیمه است؟» گفت: «نه داداش، اونا که قدیمی شدن دیگه. عکس از سانسورهای تلویزیونه.» گفتم: «آهان. پس هنرنمایی های واحد آباژور صدا و سیما رو می بینی؟ بده ما هم شاهکارهای جدیدشون رو ببینیم!»
خدا قسمت نکند، مرگ دردناکی است، مخصوصا اگر طرف اول چند تا قرص خورده باشد و جواب نگرفته باشد و بعد رگ زیر تتوی مچش را خراش داده باشد و نشود و بعد بخواهد با روسری خودش را خفه کند و نتواند و وقتی روی صندلی نشسته بوده و از خوش سلفی می گرفته، پایه صندلی بشکند و از پشت بخورد زمین و بمیرد. کاش مرجعی پیدا نشود که بخواهد دلیل فوتش را اعلام عمومی کند، هم آبروی مرحوم می رود و هم آبروی سایر همکارانش.
***
رفتیم لباس های کارمان را بپوشیم، چشمم به تلویزیون اتاق رییس افتاد که برنامه علمی پخش می کرد. یکی از مجری های معروف بود که چند وقتی خبری ازش نبود. کنجکاو شدم، ایستادم ببینم ایشان چه تخصصی در مسائل علمی و پزشکی دارد که دیدم دارد درباره زرشک با یکی از شرکت کننده ها شوخی می کند. خیالم راحت شد. همان که مردم را مسخره کند بهتر از این است که بخواهد مبحث علمی آموزش دهد. از تلویزیون بعید بود که یک برنامه به دردبخور و آموزنده نشان دهد، بالاخره یک جایش باید مهر استاندارد خودش را داشته باشد.

هنگام صبحانه همکارم گوشی به دست پیشم آمد و پرسید: «دوستت دارم، بیا اینجا... به خارجی چی میشه؟» گفتم: «ای کلک، رفتی تو کار مخ زدن بین المللی؟» گفت: «نه بابا، کار فرهنگی و سیاسی می کنم.» گفتم: «آن آقایی که با جملات عاشقانه کار سیاسی می کرد، رفته ها! معنی آن هم می شود آی لاو یو، کام هی یر»
چیزی تایپ کرد، و نشانم داد گفت: «همینجوری نوشته میشه؟» دیدم توی اینستاگرام است. پرسیدم: «ناقلا اینجا زیر عکس مردم داری با این جمله ها کار سیاسی فرهنگی می کنی؟ نکنه می خوای از جمعیت پلنگ های ایرانی حفاظت کنی؟» گوشی را نشانم داد و گفت: «نه داداش! جکِ تایتانیک یه عکس از دریاچه ارومیه گذاشته، دارم ازش تشکر می کنم و می گم ایران هم بیاد. در ضمن اون آقایی هم که با جملات عاشقانه کار سیاسی و فرهنگی می کرد و بیمار خنده هایش یودیم، داره بر می گرده!» و رفت. ای جک همان تایتانیک توی سق سیاه همکارم!
***
میتی را آوردند که تمام بدنش زخم و کبود و ریش ریش بود. خیلی ناراحت شدیم. خوب شد نوبت من نبود، با اینکه به دین این چیزها عادت کرده ام ولی به هر حال من هم انسانم، ناراحت می شوم. از همکارم پرسیدم چرا این طوری شده؟ گفت: «با همسرش یک اختلاف جزیی داشته، این بلا را سرش آوره.» گفتم: «شانس آورده که اختلافش جزیی بوده، اگر کار بالا می گرفت می خواست چه بلایی سرش بیاره؟! حالا اختلاف شون سر چی بوده؟» گفت: «لاتاری آمریکا. خانم بدون اجازه شوهرش تو لاتاری ثبت نام کرده بوده، می زنه و اسم شون درمیاد ولی این مرحوم رضایت نمی داده. این شده نتیجه اختلاف شون.»
خدا رحمتش کنه، حق داشت. اگر می رفتند و ترامپ رییس جمهور می شد نه دل ماندن داشتند و نه روی برگشتن. اگر هم می ماندند و بارش باران به مملکت برمی گرشت که وضعش از این هم ریش تر می شد. خوب شد راحت شد.

همکارم گفت: «شنیدی شهرام جزایری کلاس آموزشی و سمینار اقتصاد برگزار می کنه؟» همان طور که داشتم میت را پشت و رو می کردم گفتم: «جدی؟ پس خدا رحم کنه!» گفت: «چه اشکالی داره؟ دستش درد نکنه که علمش رو در اختیار هم میهنانش می گذاره.»
گفتم: «علم؟ علم مال پرفسور سمیعیه که از کنفرانس مغز و اعصاب تا مسابقه فوتبال و برنامه ترافیکی و میزگرد اقتصادی میاد و صحبت می کنه. این که تو می گی اسمش علم نیست، اسمش ترفنده»!
***
عصر داخل سرویس بر می گشتیم. در آینه می دیدم که راننده سرش توی گوشی است و می خندد. ترس برم داشت که نکند با این وضع رانندگی فردا دسته جمعی به جای این که بشوییم، شسته شویم! با صدای بلند پرسیدم: «آقای راننده جوک جدید داری؟» حواسش جمع شد و گفت: «نه... عکس جدید برام رسیده!» گفتم: «آهان، پس خصوصیه» گفت: «نه اتفاقا عکس خبریه. ولی خیلی باحاله!»
گفتم: «نکنه عکس لباس تیم ملی فوتبال رو برات فرستادن؟» گفت: «نه بابا! اون که از بس مردم اعتراض کردن منتفی شد» گفتم: «پس لابد عکس از حاشیه نمایشگاه کتاب یا فیش حقوقی کارمندهای بیمه است؟» گفت: «نه داداش، اونا که قدیمی شدن دیگه. عکس از سانسورهای تلویزیونه.» گفتم: «آهان. پس هنرنمایی های واحد آباژور صدا و سیما رو می بینی؟ بده ما هم شاهکارهای جدیدشون رو ببینیم!»
تبلیغات متنی
-
سیتی در کورس قهرمانی ماند
-
فرمانده هوافضای سپاه: منتظر فرمان شلیک هستیم
-
این سریالهای معروف ایران را قبلاً خارجیها ساخته بودند!
-
نیروی دریایی سپاه پیغام هشدار صادر کرد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
دو میوه محبوب که شاید دیگر نتوانیم مزه آن را بچشیم!
-
متین ستوده: به همسرم گفتم برایم سیانور بگیر!
-
لبخند معنادار قلعهنویی در مراسم قرعهکشی امشب
-
اسرائیل پایگاه نظامی مخفی در عراق ایجاد کرد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
پیشنهاد عجیب و تازه وزارت نیرو درباره مصرف آب
-
حریفان ایران در جام ملتهای آسیا مشخص شدند
-
کشف پیکر دو فرد غرقشده در سد بوطاهری هندیجان
-
آخرین مهلت ثبتنام ارشد بدون آزمون اعلام شد
-
جاده چالوس یکطرفه شد
-
فرمانده هوافضای سپاه: منتظر فرمان شلیک هستیم
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
لبخند معنادار قلعهنویی در مراسم قرعهکشی امشب
-
اسرائیل پایگاه نظامی مخفی در عراق ایجاد کرد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
پیشنهاد عجیب و تازه وزارت نیرو درباره مصرف آب
-
حریفان ایران در جام ملتهای آسیا مشخص شدند
-
ماجرای برداشت غیرقانونی چند بانک از حساب مردم
-
با اقدام AFC سه تیم ایران مسافر آسیا شدند
-
توصیه عجیب خیابانی درباره سرویس بهداشتی وسط بحث فوتبالی!
-
تورم روغن در روزهای اخیر رکورد شکست!
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
امارات برای جانشینی ایران در جام جهانی دندان تیز کرد!
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
رونمایی از آهنگ رسمی جام جهانی ۲۰۲۶
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
سنتکام به صورت رسمی حملات به ایران را تأیید کرد
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
انتقاد تند و تیز زیدآبادی از آنان که دیشب خوشحالی کردند
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر