طنز؛ خاطره بازی دهه ۶۰ی ها از مدرسه
متولدین دهه شصت خیلی قیافه می آیند که آره ما نسل بدبختی کشیده ای هستیم و از این حرف ها، اما فکر نکنم در بدبختی مدرسه رفتن به پای متولدین دهه چهل و پنجاه برسند که در دهه شصت به مدرسه می رفتند.
ماهنامه خط خطی:
محمود بهرامی: متولدین دهه شصت خیلی قیافه می آیند که آره ما نسل بدبختی کشیده ای هستیم و از این حرف ها، اما فکر نکنم در بدبختی مدرسه رفتن به پای متولدین دهه چهل و پنجاه برسند که در دهه شصت به مدرسه می رفتند. چرا؟ برای اینکه آن موقع دانش آموزی که از معلم کتک نخورده بود دانش آموز بهنجاری محسوب نمی شد. یکی از این دانش آموزها که در مدرسه تیکه ناجور بود من بودم. درسم خوب بود، شاگر اول ناحیه بودم، کتک نمی خوردم. این کلی باعث خجالت بود.
محمود بهرامی: متولدین دهه شصت خیلی قیافه می آیند که آره ما نسل بدبختی کشیده ای هستیم و از این حرف ها، اما فکر نکنم در بدبختی مدرسه رفتن به پای متولدین دهه چهل و پنجاه برسند که در دهه شصت به مدرسه می رفتند. چرا؟ برای اینکه آن موقع دانش آموزی که از معلم کتک نخورده بود دانش آموز بهنجاری محسوب نمی شد. یکی از این دانش آموزها که در مدرسه تیکه ناجور بود من بودم. درسم خوب بود، شاگر اول ناحیه بودم، کتک نمی خوردم. این کلی باعث خجالت بود.
مثل این بود که در دهه هفتاد به یکی بگویی بچه سوسول. البته اگر در دهه هفتاد به کسی می گفتی خر مشکلی نبود، برای اینکه دهه هفتاد دهه سلطنت خزها بود و شما می توانید این را از عکس های دهه هفتاد آدم های متشخص کنونی و مدل لباس و موهاشون در آن عکس ها به وضوح ببینید. البته اگر بتوانید یکی از آن عکس ها را پیدا کنید، آدم های متشخص کنونی حاضرند جان بدهند، ولی عکس های دهه هفتاد خود را رو نکنند.
در هر حال، کتک نخوردن من در مدرسه، کلی باعث خجالت بود، خصوصا ما یک معلم زبانی داشتیم که می آمد مثلا تکالیف رو چک می کرد و از نفر سمت راست میز اول، ردیف راست، چک و لگد می زد تا نفر سمت چپ میز اول، ردیف چپ. هر ردیف پنج میز بود یعنی کلا تو بیست و پنج تا سی دقیقه، سی نفر را چک و لگدی می کرد، غیر از من. چون من اشتباه نداشتم.
اون طفلی هایی هم که کتک می خوردند نه اینکه مشق هاشان را ننوشته باشند، بلکه فقط جواب ها را اشتباه نوشته بودند. آقا، ما یک خجالتی می کشیدیم از این بچه ها. این کار معلم ما شاید در دهه نود از سوی سازمان ملل جنایت علیه بشریت محسوب شود، اما وقتی ما مدرسه می رفتیم عین ثواب و دقت در آموزش بود. من می ماندم و وجدانی گناه آلود و نگاه بچه های مدرسه به یک آدم فروش و اون روز که حتما فوتبال بازی ام نمی دادند.
***
مجید دواچی: ما یک معلمی داشتیم که عیمقا معتقد بود چوب معلم گله، هر کی نخوره خله! البته چوب که می گویم شامل شیلنگ و خط کش و خودکار لای انگشت و کف دست ایشان هم می شد. از طرفی دیگر او اعتقاد داشت در طول سال های تدریسش هیچ وقت دانش آموز خل به پستش نخورده است، لذا همه ما مشمول الطاف خاصه ایشان شده و از این گل های دردناک نصیب و بهره داشتیم.
همیشه هم خاطرات مختلفی از دانش آموزان سابقش که الان دکتر و مهندس و وکیل و وزیر شده اند تعریف می کرد که وقتی اتفاقی او را در جایی می بینند می خواهند دستش را ببوسند چرا که معتقد بودند اگر چوب ایشان به سرشان می خورد به بیراهه می رفتند و موفقیت شغلی و اجتماعی کنونی خود را به دست نمی آوردند. ما البته در دلمان به خل و چلی این دکتر و مهندس ها و استدلال بی پایه شان می خندیدیم، ولی خوب جرات نداشتیم که این خنده را از دل به لب منتقل کنیم. شوخی نبود که، درد داشت آقاجان، درد دهه شصت!
***
مهرشاد مرتضوی: یه معلم ادبیات داشتیم که تو کارش خیلی وارد بود. مهمتر از اون، درسی که می داد رو خیلی دوست داشت و با انرژی و شور و حرارت تدریس می کرد. خلاصه اینقدر کاراکتر جذابی بود که بچه ها ناخودآگاه دوست داشتن یه شباهت هایی باهاش داشته باشن. منتها نمی دونم چرا همه رفتن سراغ یه خصوصیتش، اونم چیزی نبود جز سیگار کشیدن. الانم ماشالا همگی واسه خودشون دکتر و مهندس شدن و دارن ضمن سیگار کشیدن، کارشونم انجام میدن!
***
مهدی طوسی: یادم هست که دهه شصت پاک کن هایش هم خشن بود! خدا نکند که یک زمانی یک کلمه ای را اشتباه می نوشتی و تصمیم می گرفتی آن را پاک کنی؛ پاک کن مورد نظر نه تنها کلمه را پاک می کرد بلکه کاغذی که کلمه را روش نوشته بودی را هم از صفحه روزگار محو می کرد!
یک معلمی داشتیم که توی دهه شصت، از چیزی یا کسی که چیزی یا کسی را از صفحه روزگار محو می کرد متنفر بود و مقابلش می ایستاد. فکرش را بکنید که معلم ما با این منطق وقتی با صاحب چنین پاک کنی مواجه می شد چه کار می کرد؟!
یادم هست که یک بار حال و حوصله مشق نوشتن را نداشتم و ننوشتم، حکم ننوشتن مشق شب در دهه شصت کمتر از ناپدید شدن نبود. وقتی معلم مان از من علت را پرسید به دروغ گفتم: «آقا اجازه! پدربزرگم فوت کرده آقا!»
زمانی که دروغ من جلوی مادرم و معلم مان توی دفتر مدرسه رو شد، معلم مان رو کرد به مادرم و گفت: به فرزندتان افتخار کنید او در آینده رییس جمهور می شود!
***
پری سا شمس: در دوره راهنمایی، ناظمی داشتیم که هر روز، سر صف، ما را بو می کرد. اگر بوی عطر می دادیم، اخراج می شدیم. اگر بوی صابون و شامپو می دادیم، تذکر می گرفتیم. فقط بوی عرق آزاد بود. ناظممان جوراب هایمان را چک می کرد. جوراب سفید اخراج بود، جوراب قرمز، زرد و صورتی تذکر می گرفت و جوراب سیاه و سرمه ای آزاد بود.
ناظممان هر روز، کیفمان را می گشت. حکم دفترهایی با جلد عاشقانه اخراج بود، دفترهای فانتزی تذکر می گرفتند و دفترهای بدون جلد آزاد بود. آن مدرسه هزار و سیصد تا شاگرد دختر داشت که یاد می گرفتند پاکیزگی، شاد بودن و خوش سلیقه بودن جرم است. من کمتر از یک سال در آن مدرسه ماندم. اما خانم حاتمی آن قدر ماند و دختران بدبو و شلخته تحویل جامعه داد تا عاقبت مدرسه افتاد توی طرح و یک اتوبان وسط حیاطش زدند.
تبلیغات متنی
-
عربستانیها اسطوره رئال مادرید را پیچاندند!
-
قیمت دلار و طلا با خبر مذاکرات سقوط کرد
-
احتمال جلسه پزشکیان و ترامپ به پیشنهاد اردوغان
-
پزشکیان: هیچ دشمنی نمیتواند ما را به زانو درآورد
-
واکنش رسمی به خبر حذف ایران از جام جهانی
-
اقدام توجهبرانگیز ارتش همزمان با اخبار جنگ احتمالی
-
ساپینتو به کمیته انضباطی احضار میشود
-
تصمیم تازه اتحادیه اروپا درباره ایران در پی وقایع اخیر
-
قتل یک زن ایرانی در آمریکا جنجال به پا کرد
-
درخواست استقلال برای میزبانی در ورزشگاه آزادی!
-
جنگ احتمالی در ایران، بازار طلا را تکان داد
-
نیویورک تایمز: تهران به خواستههای ترامپ نه گفت!
-
احضار وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی به مجلس
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
رویترز: عراقچی فردا به ترکیه میرود
-
قیمت دلار و طلا با خبر مذاکرات سقوط کرد
-
احتمال جلسه پزشکیان و ترامپ به پیشنهاد اردوغان
-
واکنش رسمی به خبر حذف ایران از جام جهانی
-
تصمیم تازه اتحادیه اروپا درباره ایران در پی وقایع اخیر
-
قتل یک زن ایرانی در آمریکا جنجال به پا کرد
-
نیویورک تایمز: تهران به خواستههای ترامپ نه گفت!
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
سفر عراقچی به ترکیه، تتر را ۱۰هزار تومان کاهش داد!
-
آیا سناریوی ونزوئلا در ایران تکرارپذیر است؟
-
سایت ایرانخودرو بسته شد
-
پاسخ ترامپ به درخواست اردوغان درباره ایران
-
مقام ایرانی: تهران آماده تقابل نظامی با آمریکا است
-
جایی که گوشت را با قیمت «طلا» وزن میکنند!
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
وزارت بهداشت: مجروحان اعتراضات با نام جعلی مراجعه کنند
-
فرمانده سپاه: نزدیک ناو آمریکا شدیم و آنها ندیدند
-
زمان پرداخت «عیدی» بازنشستگان اعلام شد
-
بنسلمان به پزشکیان تضمین داد
-
رئیسزاده، درباره حکم قضایی پزشکان در حوادث اخیر توضیح داد
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
خبر فوری درباره احتمال اقدام پیشدستانه ایران علیه آمریکا
-
صابرین نیوز: آغاز احتمالی محاصره دریایی ایران از شنبه
-
روزنامه اطلاعات: حضور ناوهای آمریکا نمایشی است
-
مردم این ۲۰ استان منتظر بارش شدید برف و باران باشند
-
علت اصلی لغو حمله آمریکا به ایران فاش شد
-
از بین بردن جای زخم بخیه جراحی | بررسی بهترین روشهای علمی و پزشکی
-
خانه لیلا فروهر و فردین که در قلب یک ایران است
-
طرز تهیه کیک میوهای خانگی نرم و خوشمزه در چند مرحله
-
زیدآبادی: این همه فشار روانی برای ساکت کردن یک نگاه متفاوت برای چیست؟
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
عالی بود خصوصا مرتضوی و شمس
واقعا مدرسه من دورانی بود که الان هم اصلا دلم نمیخواد بهش برگردم ،چون هر روزش برام توام با استرس بود از دست این معلما، بر عکس دوره سربازی و دانشجویی که الان دلم برای هر دوشون خیلی تنگ شده (دهه 60 تی )
ما هم در دوره راهنمايي يه معلم علوم داشتيم كه يه بار امتحان گرفت از 35 نفر 30 نفر زير 10 گرفته بودن. گفتي هركي اسمشو ميخونم زير 10 گرفته بايد پايين كلاس. خلاصه نمرات همه رو كه خوند و كار تموم شد ديد تعداد بچه هايي كه زير 10 شدن زياده گفت من بخوام اينا رو كتك بزنم وقت كلاس گرفته ميشه اونايي كه بالاي 10 گرفتن رو كتك ميزنم. خلاصه كتك مفصلي به بالاي 10 يا داد. جالب اينجا بود يه مبصر داشتيم دوساله بود بيچاره تو اين درس براي يه بار هم كه شده بود بالاي 10 گرفته بود معلمه داشت كتكش ميزد ميگفت بگو غلط كردم بالاي 10 گرفتم اونم گريه ميكرد و ميگفت غلط كردم بالاي 10 گرفتم.
در بدبختی مدرسه رفتن به پای متولدین دهه چهل و پنجاه برسند که در دهه شصت به مدرسه می رفتند
گل گفتی ...
متن شمس جای بسی تامل دارد...
واقعا حرفای خانم شمس راسته؟؟؟؟؟؟
دردناکترین مسئله در رابطه با اموزش کشور، اینه که بسیاری از معلم ها و اساتید و مدیران و ... یکراست به قعر دوزخ میرند. کاری که این جماعت ما جوون های ما کردند و هنوز هم میکنند، با کار هیتلر و مدیرعامل سایپا برابری میکنه.