گزارشی از جهنمی که صدام به پا کرد
پس از آنکه صدام در نبرد خلیج فارس از نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا شکست خورد و مجبور به عقب نشینی از کویت شد دستور داد نیروهای عراقی هنگام خروج از خاک این کشور چاه های نفت آن را به آتش بکشند؛ اقدامی که منطقه را در خطر یک فاجعه زیست محیطی قرار داد. شعله های آتش و دود که برای ماهها کویت را در "مخمصه" گرفتار کرده بود باعث شد عکاس مشهور برزیلی برای پوشش تصویری فاجعه به این کشور سفر کند.
وبسایت فرادید: پس از آنکه صدام در نبرد خلیج فارس از نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا شکست خورد و مجبور به عقب نشینی از کویت شد دستور داد نیروهای عراقی هنگام خروج از خاک این کشور چاه های نفت آن را به آتش بکشند؛ اقدامی که منطقه را در خطر یک فاجعه زیست محیطی قرار داد. شعله های آتش و دود که برای ماهها کویت را در "مخمصه" گرفتار کرده بود باعث شد عکاس مشهور برزیلی برای پوشش تصویری فاجعه به این کشور سفر کند.
اسفند سال ۱۳۶۹ شمسی ارتش عراق تحت فرمان صدام پس از آنکه ۷ ماه خاک کویت را تحت اشغال داشت مورد حمله نیروهای ائتلاف بین الملل به رهبری امریکا قرار گرفت. شدت حملات هوایی نیروهای ائتلاف علیه عراق که معادل ۱۲ بمب اتمی هیروشیما برآورد شده است باعث شد صدام دستور عقب نشینی صادر کند. با این حال او به نیروهایش فرمان داد هنگام عقب نشینی اماکن، تأسیسات و واحدهای بهرهبرداری نفت کویت را به طور گسترده تخریب کنند. به موجب این فرمان بیش از ۸۰۰ حلقه چاه نفت کویت به آتش کشیده شد که خاموش کردن آن ۸ ماه به طول انجامید.
در پی این آتش سوزی فاجعه بار که توجه جهانیان را به سوی خود جلب کرده بود"سباستیائو سالگادو" عکاس و نقاش مهشور برزیلی عازم کویت شد. او که با عکسهایش از فجایع انسانی و طبیعی و رخدادهای هولناک در تاریخ عکاسی معاصر شناخته شده است سعی کرد روایتی مستند از تلاش برای خاموش کردن آتش تهیه کند؛ آتشی که گفته می شود تاثیرات آن تا سال ها در منطقه باقی ماند.
سالگادو خود در ذیل عکس هایش وضعیت بحرانی که به چشم دیده و دشواری های که محارگران برای خاموش کردن آتش متحمل شده اند را شرح داده است.

سال ۱۹۹۱ در کویت بودم. اولین جنگ خلیج تازه به پایان رسیده بود اما در همه سو چاههای نفت در حال سوختن بود. برای ورود به خاک کویت باید به عربستان سعودی میرفتم و یک ماشین کرایه میکردم. شنیده بودم که برای گذشتن از مرز باید یک کارت شناسایی شبیه کارتهای نظامیان آمریکایی تهیه کنم، آن را سروته در دست بگیرم و تکان بدهم. البته کسی جلویم را نگرفت و من وارد کویت شدم.




احساس شگفتآوری که در کویت داشتم به حضور در یک سالن عظیم تئاتر شباهت داشت. چاههای نفت همه جا در حال سوختن بود.

سراسر آسمان با ابرهای بزرگی از دود سیاه پوشیده شده بود و گاهی تا روزها خبری از نور خورشید نبود. یک عکاس و یک روزنامهنگار در حین عبور از محدودهای که نفت رویش را پوشانده بود، بهدلیل آتشسوزی ناگهانی کشته شده بودند.

عکس بالا تک عکسی از مجموعه عکسهایی است که همراه یک گروه کانادایی متخصص آتشنشانی ـ که برای خاموش کردن چاههای سوزان نفت به اینجا آمده بودند ـ گرفتم. با این که فرو نشاندن آتش خیلی زمان برد، اما این مشکل اصلی آنها نبود؛ حتی بعدتر مجبور شدند آتش کوچکتری ایجاد کنند تا مانع جمع شدن دریاچهای از نفت در اطرافشان شوند.

سختترین کار برای آتشنشانان پوشاندن دهانه چاهها بود. سربازان صدام بشدت به دهانه چاهها آسیب زده بودند.

از آنجا که کویت در پایینترین نقطه از میدانهای نفتی خاورمیانه قرار دارد، فشار چاهها بسیار بالا بودو همین سبب میشد نفت با صدایی شبیه غرش یک موتور جت ۷۴۷ به بیرون فوران کند. همه چیز سیاه سیاه بود و شنیدن صدای افراد غیرممکن بود.

آتشنشانها هرچند درآمد بسیار بالایی داشتند، اما کارشان به غایت مشکل بود، طوری که بارها شاهد بودم که یکی در میانه کار روی زمین بنشیند و گریه کند.

کار در چنین شرایطی، فوقالعاده بود. یکی از لنزهایم در اثر حرارت تاب برداشت و تنها دو لنز ۳۵ میلیمتری و ۶۰ میلیمتری برایم باقی ماند. این باعث شد مجبور شوم همیشه در فاصلهای بسیار نزدیک به آتشنشانان کار کنم.

در نتیجه سراپایم از نفت پوشیده شده بود و خودم را به شدت در خطرات، محیط و زیبایی غریب کار دشواری که در پیش رویم اتفاق میافتاد شریک حس میکردم.

تنها راهی که میتوانستم کارم را پیش ببرم این بود که یک بطری دو لیتری بنزین و یک بسته دستمال کاغذی با خودم داشته باشم. کمی بنزین روی دستمال کاغذی میریختم و دستهایم، لنز و بدنه دوربین را با آن تمیز میکردم و دوباره وارد معرکه میشدم.

در نهایت، پس از روزهای بسیاری که با گروه گذراندم خودم را بخشی از تیم احساس میکردم. همه ما به دوستان بسیار نزدیکی تبدیل شدیم.

این تک عکس برایم اهمیت ویژهای دارد؛ عکسی فوقالعاده از دو نفر که در تلاش برای پوشاندن دهانه یک چاه هستند در حالی که هر دو از سر تا پا به نفت آغشتهاند و یکیشان مانند مجسمهای که با گذشت زمان سیاه شده ایستاده است. این عکس مرا به یاد تصاویر جنگ جهانی اول، در نور خاکستری میاندازد.
لحظهای که عکس را گرفتم میدانستم عکس خوبی خواهد شد. در همان حال بسیار ترسیده بودم و دهانم خشک شده بود. عصر آن روز وقتی به هتلم در شهر کویت برگشتم متوجه شدم فکم سفت شده و لثه هایم از شدت بر هم فشردن دندانها درد میکند. اما برای اینکه بتوانم آن عکسها را بگیرم لازم بود که آنجا باشم. میدانستم شاهد اتفاقات تاثیرگذار و خارقالعادهای هستم که دیگر تکرار نخواهند شد.
اسفند سال ۱۳۶۹ شمسی ارتش عراق تحت فرمان صدام پس از آنکه ۷ ماه خاک کویت را تحت اشغال داشت مورد حمله نیروهای ائتلاف بین الملل به رهبری امریکا قرار گرفت. شدت حملات هوایی نیروهای ائتلاف علیه عراق که معادل ۱۲ بمب اتمی هیروشیما برآورد شده است باعث شد صدام دستور عقب نشینی صادر کند. با این حال او به نیروهایش فرمان داد هنگام عقب نشینی اماکن، تأسیسات و واحدهای بهرهبرداری نفت کویت را به طور گسترده تخریب کنند. به موجب این فرمان بیش از ۸۰۰ حلقه چاه نفت کویت به آتش کشیده شد که خاموش کردن آن ۸ ماه به طول انجامید.
در پی این آتش سوزی فاجعه بار که توجه جهانیان را به سوی خود جلب کرده بود"سباستیائو سالگادو" عکاس و نقاش مهشور برزیلی عازم کویت شد. او که با عکسهایش از فجایع انسانی و طبیعی و رخدادهای هولناک در تاریخ عکاسی معاصر شناخته شده است سعی کرد روایتی مستند از تلاش برای خاموش کردن آتش تهیه کند؛ آتشی که گفته می شود تاثیرات آن تا سال ها در منطقه باقی ماند.
سالگادو خود در ذیل عکس هایش وضعیت بحرانی که به چشم دیده و دشواری های که محارگران برای خاموش کردن آتش متحمل شده اند را شرح داده است.

سال ۱۹۹۱ در کویت بودم. اولین جنگ خلیج تازه به پایان رسیده بود اما در همه سو چاههای نفت در حال سوختن بود. برای ورود به خاک کویت باید به عربستان سعودی میرفتم و یک ماشین کرایه میکردم. شنیده بودم که برای گذشتن از مرز باید یک کارت شناسایی شبیه کارتهای نظامیان آمریکایی تهیه کنم، آن را سروته در دست بگیرم و تکان بدهم. البته کسی جلویم را نگرفت و من وارد کویت شدم.




احساس شگفتآوری که در کویت داشتم به حضور در یک سالن عظیم تئاتر شباهت داشت. چاههای نفت همه جا در حال سوختن بود.

سراسر آسمان با ابرهای بزرگی از دود سیاه پوشیده شده بود و گاهی تا روزها خبری از نور خورشید نبود. یک عکاس و یک روزنامهنگار در حین عبور از محدودهای که نفت رویش را پوشانده بود، بهدلیل آتشسوزی ناگهانی کشته شده بودند.

عکس بالا تک عکسی از مجموعه عکسهایی است که همراه یک گروه کانادایی متخصص آتشنشانی ـ که برای خاموش کردن چاههای سوزان نفت به اینجا آمده بودند ـ گرفتم. با این که فرو نشاندن آتش خیلی زمان برد، اما این مشکل اصلی آنها نبود؛ حتی بعدتر مجبور شدند آتش کوچکتری ایجاد کنند تا مانع جمع شدن دریاچهای از نفت در اطرافشان شوند.

سختترین کار برای آتشنشانان پوشاندن دهانه چاهها بود. سربازان صدام بشدت به دهانه چاهها آسیب زده بودند.

از آنجا که کویت در پایینترین نقطه از میدانهای نفتی خاورمیانه قرار دارد، فشار چاهها بسیار بالا بودو همین سبب میشد نفت با صدایی شبیه غرش یک موتور جت ۷۴۷ به بیرون فوران کند. همه چیز سیاه سیاه بود و شنیدن صدای افراد غیرممکن بود.

آتشنشانها هرچند درآمد بسیار بالایی داشتند، اما کارشان به غایت مشکل بود، طوری که بارها شاهد بودم که یکی در میانه کار روی زمین بنشیند و گریه کند.

کار در چنین شرایطی، فوقالعاده بود. یکی از لنزهایم در اثر حرارت تاب برداشت و تنها دو لنز ۳۵ میلیمتری و ۶۰ میلیمتری برایم باقی ماند. این باعث شد مجبور شوم همیشه در فاصلهای بسیار نزدیک به آتشنشانان کار کنم.

در نتیجه سراپایم از نفت پوشیده شده بود و خودم را به شدت در خطرات، محیط و زیبایی غریب کار دشواری که در پیش رویم اتفاق میافتاد شریک حس میکردم.

تنها راهی که میتوانستم کارم را پیش ببرم این بود که یک بطری دو لیتری بنزین و یک بسته دستمال کاغذی با خودم داشته باشم. کمی بنزین روی دستمال کاغذی میریختم و دستهایم، لنز و بدنه دوربین را با آن تمیز میکردم و دوباره وارد معرکه میشدم.

در نهایت، پس از روزهای بسیاری که با گروه گذراندم خودم را بخشی از تیم احساس میکردم. همه ما به دوستان بسیار نزدیکی تبدیل شدیم.

این تک عکس برایم اهمیت ویژهای دارد؛ عکسی فوقالعاده از دو نفر که در تلاش برای پوشاندن دهانه یک چاه هستند در حالی که هر دو از سر تا پا به نفت آغشتهاند و یکیشان مانند مجسمهای که با گذشت زمان سیاه شده ایستاده است. این عکس مرا به یاد تصاویر جنگ جهانی اول، در نور خاکستری میاندازد.
لحظهای که عکس را گرفتم میدانستم عکس خوبی خواهد شد. در همان حال بسیار ترسیده بودم و دهانم خشک شده بود. عصر آن روز وقتی به هتلم در شهر کویت برگشتم متوجه شدم فکم سفت شده و لثه هایم از شدت بر هم فشردن دندانها درد میکند. اما برای اینکه بتوانم آن عکسها را بگیرم لازم بود که آنجا باشم. میدانستم شاهد اتفاقات تاثیرگذار و خارقالعادهای هستم که دیگر تکرار نخواهند شد.
تبلیغات متنی
-
یمن: پیامد حمله به ایران دامان همه را خواهد گرفت
-
بلژیک: ترامپ به دنبال بردهسازی اروپا است
-
الهلال بمب بزرگ فوتبال عربستان را منفجر کرد
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
واکنش عارف به افزایش قیمت خودسرانه ایرانخودرو
-
الناز ملک در جشنواره فجر: میدانم فحش میخورم!
-
نطق تازه ترکیه درباره حمله نظامی آمریکا به ایران
-
عکس توجهبرانگیز از منوچهر هادی در جشنواره فجر
-
قطع همکاری محترمانه پرسپولیس با یک عضو مشکوک
-
تماس ناگهانی فرانسه با قطر درباره ایران
-
طرز تهیه ترشی به با طعم عالی و خوشمزه
-
نکته توجهبرانگیز حامد لک درباره اشتباه صداوسیما
-
زمان پرداخت عیدی بازنشستگان مشخص شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
طرح جالب یک روزنامه برای جانباختگان حوادث دیماه
-
درخواست فوری برای برکناری رئیس صداوسیما
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
شروط عراقچی برای توافق با آمریکا اعلام شد
-
اقدام معنادار زننده سوپرگل این هفته لیگ برتر
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
مرگ بر صدام
با تشکر بسیار جالب بود