طنز؛ بادمجان و فسنجان
«بادمجان» و «فسنجان» را میشناسید؟ منظورم خورشتهای خوشرنگ و لعاب و خوشمزه سفره ایرانی نیست. هرکس که کمی با طنز آشنایی و الفت دارد، میداند که بادمجان و فسنجان دو یار ازجمع یاران و....
هرچند فکرش را که میکنم، میبینم توفیق نقش پررنگی در استحاله سفره ایرانی داشته است. از بس گیر داد به بادمجانها و فسنجانها، مردم را از بادمجان و خانه ملت و فسنجان و طعم ملس و ترش و شور و... زده کرد. همین شد که حالا یک شهروند ایرانی بیف استراگانف را بهتر از قرمهسبزی میشناسد و به جای اینکه سعی کند کلهاش بوی قرمهسبزی بگیرد، ترجیح میدهد بنشیند خانه زنگ بزند برایش یک غذای فوری و فوتی غربی بیاورند.
راستش را بخواهید اینها که گفتم به سفارش همان اتاق فرمان شهرونگ بود. دم گوشتان بگویم، خودم خیلی موافقشان نیستم. یعنی فکر میکنم ما نوه نتیجههای توفیق در شهرونگ و خط خطی و بیقانون و چلچراغ و... وظیفه داریم ذائقه این ملت را عوض کنیم. به حرف اتاق فرمان ما گوش ندهید. باور کنید هنوز، هم بادمجان درمملکت داریم و هم فسنجان. خوبش را هم داریم و اگر حواسمان پرت شود و مواظب خورد و خوراکمان نباشیم، ناغافل میبینیم شکممان آمده جلو و چاق و پروار شدهایم. نتیجه پروارشدن هم که معلوم است. قورت دادهشدن!
ارسال نظر