ذکر شیخنا و مولانا میتیکومان (قدس ا... روحه العزیز)
آن پیرمرد ساکت کمحرف، آن ریش و سبیلش چون برف، آن مجری عدالت، آن مظهر شجاعت، آن شیفته خدمت، آن بلند همت، آن ابرو قشنگ مهربان، آن مسئول مبارزه با فسادهای نجومی آن زمان، آن مراد تسوکه و کایکو و «اون دختره» که اسم نداشت، آنکه هر...
حسام حیدری در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
آن پیرمرد ساکت کمحرف، آن ریش و سبیلش چون برف، آن مجری عدالت، آن مظهر شجاعت، آن شیفته خدمت، آن بلند همت، آن ابرو قشنگ مهربان، آن مسئول مبارزه با فسادهای نجومی آن زمان، آن مراد تسوکه و کایکو و «اون دختره» که اسم نداشت، آنکه هر جا رفت همه را کرد بازداشت، آن باخبر از روابط پنهانی، آن همیشه در سفرهای استانی، آن دارای نشان، شیخنا و مولانا مامور مخصوص حاکم بزرگ میتیکومان (هل تعمرون الروبهرو با چه کسی؟) احترام بگذارید.
از پایهگذاران جاپون نوین بود و در جامه مبدل از شهری به شهر دیگر میشد و حاکمان زورگو را توبیخ میکرد و داد مظلومان میستاند و با محرومان عکس میگرفت و از رویش کارتون میساخت.
نقل است که همیشه آخر داستان خود کلانتر دستش با دزدها در یک کاسه بود و چشمش برق میزد و به رییس کومان میگفت: «ای بدجنس، حالا که فهمیدی باید بمیری» و تا میخواست با خنجر به او حمله کردن، تسوکه با شمشیر از وسط دو نیمش میکرد و هپیاند میشد.
در منزلت مقام او گویند که ۴۰ قسمت با همان جلیقه وکلاه قرمز بازی کرد و هیچ به جامه دنیوی توجه نداشت و مدام برنج شفته قلمبه شده میخورد و پای پیاده سفر میکرد و گیاهخوارها، وجیکومان صدایش میکردند.
و او را مریدان فراوان بود. اول تسوکه که بچه خوشتيپ جمع بود و چتریهایش را روی چشمش میریخت و ضربه نهایی میزد و جمعی از دختران دبیرستانی بر او کراش داشتند و دیوم کایکو که از خوبهای بدنسازی بود و سوسیس و کالباس زیاد میزد و همیشه دستمال قدرتش را گم میکرد و بعدها در کرجِ توکیو باشگاه زدو سیوم آن دختره که در نسخه صداوسیمای ما در عقد رسمی تسوکه بود و لال بود و فقط به کارهای منزل مشغول بود ولی در نسخه جاپونی، خاله صدایش میکردند و کرامات بسیار داشت و بعد از آن سگارو که «ماشاا... بچه فجیعی بود» و از دیوار راست بالا میرفت و تخس بود و بعد از آن زمبه که از کاراتهکاهای سبک شیتوریو بود و مائیگری را نیکو میزد و در محل «زمبه پاطلا» صدایش میکردند از منقبت و مقامی که در این حرفه داشت.
در منزلت رییس کومان گویند که پدری مهربان بود و برای تسوکه و کایکو هم پدر بود و هم مادر. و سوزن به چشمش زده بود آنها را بزرگ کرده بود. نقل است که تسوکه و سگارو نزدیک او بودند. داداش کایکو درآمد و پیراهنی چسب پوشیده بود و بازو نشان میداد. میتیکومان گفت: «این چه رفتن است؟» و زیر گوشش زد و چون تسوکه خواست نماینده مجلس شدن، دست او گرفت و گفت: «آبرویی که ۵۰ سال به دست آوردم بر باد ندهی. همیشه خاک پای مردم باش» و این از افضل جملات بود.
در خبر است که پس از ۳۰ سال خدمت لیست اموال خودش و مریدانش منتشر کرد و جز یک دستمال قدرت، دو راس اسب مدل ۷۱، یک دست کیمونو یادگار همسر سابقش چیزی نداشت. اعلیا... مقامه.
نقل است که بعضی از اصحاب از او وصیت خواستن. گفت: «دزد همیشه آن است که قیافهاش از همه زشتتر است و مال مردم خور آن است که شکمش چاقتر است و دندانش برق میزند و جای حساس کارتون همیشه آنجاست که قبلش تصویر سیاه میشود».
نقل است که بچههای دهه ۶۰ یک عمر هر روز صبح جمعه بعد از این کارتون جوگیر شدند و دستمال قدرت بستند و رفتند تو کوچه دعوا و مثل چی کتک خوردند ولی آدم نشدند و جمعه بعد باز هم رفتند. رحمها... علیهم اجمعین.
آن پیرمرد ساکت کمحرف، آن ریش و سبیلش چون برف، آن مجری عدالت، آن مظهر شجاعت، آن شیفته خدمت، آن بلند همت، آن ابرو قشنگ مهربان، آن مسئول مبارزه با فسادهای نجومی آن زمان، آن مراد تسوکه و کایکو و «اون دختره» که اسم نداشت، آنکه هر جا رفت همه را کرد بازداشت، آن باخبر از روابط پنهانی، آن همیشه در سفرهای استانی، آن دارای نشان، شیخنا و مولانا مامور مخصوص حاکم بزرگ میتیکومان (هل تعمرون الروبهرو با چه کسی؟) احترام بگذارید.
از پایهگذاران جاپون نوین بود و در جامه مبدل از شهری به شهر دیگر میشد و حاکمان زورگو را توبیخ میکرد و داد مظلومان میستاند و با محرومان عکس میگرفت و از رویش کارتون میساخت.
نقل است که همیشه آخر داستان خود کلانتر دستش با دزدها در یک کاسه بود و چشمش برق میزد و به رییس کومان میگفت: «ای بدجنس، حالا که فهمیدی باید بمیری» و تا میخواست با خنجر به او حمله کردن، تسوکه با شمشیر از وسط دو نیمش میکرد و هپیاند میشد.
در منزلت مقام او گویند که ۴۰ قسمت با همان جلیقه وکلاه قرمز بازی کرد و هیچ به جامه دنیوی توجه نداشت و مدام برنج شفته قلمبه شده میخورد و پای پیاده سفر میکرد و گیاهخوارها، وجیکومان صدایش میکردند.
و او را مریدان فراوان بود. اول تسوکه که بچه خوشتيپ جمع بود و چتریهایش را روی چشمش میریخت و ضربه نهایی میزد و جمعی از دختران دبیرستانی بر او کراش داشتند و دیوم کایکو که از خوبهای بدنسازی بود و سوسیس و کالباس زیاد میزد و همیشه دستمال قدرتش را گم میکرد و بعدها در کرجِ توکیو باشگاه زدو سیوم آن دختره که در نسخه صداوسیمای ما در عقد رسمی تسوکه بود و لال بود و فقط به کارهای منزل مشغول بود ولی در نسخه جاپونی، خاله صدایش میکردند و کرامات بسیار داشت و بعد از آن سگارو که «ماشاا... بچه فجیعی بود» و از دیوار راست بالا میرفت و تخس بود و بعد از آن زمبه که از کاراتهکاهای سبک شیتوریو بود و مائیگری را نیکو میزد و در محل «زمبه پاطلا» صدایش میکردند از منقبت و مقامی که در این حرفه داشت.
در منزلت رییس کومان گویند که پدری مهربان بود و برای تسوکه و کایکو هم پدر بود و هم مادر. و سوزن به چشمش زده بود آنها را بزرگ کرده بود. نقل است که تسوکه و سگارو نزدیک او بودند. داداش کایکو درآمد و پیراهنی چسب پوشیده بود و بازو نشان میداد. میتیکومان گفت: «این چه رفتن است؟» و زیر گوشش زد و چون تسوکه خواست نماینده مجلس شدن، دست او گرفت و گفت: «آبرویی که ۵۰ سال به دست آوردم بر باد ندهی. همیشه خاک پای مردم باش» و این از افضل جملات بود.
در خبر است که پس از ۳۰ سال خدمت لیست اموال خودش و مریدانش منتشر کرد و جز یک دستمال قدرت، دو راس اسب مدل ۷۱، یک دست کیمونو یادگار همسر سابقش چیزی نداشت. اعلیا... مقامه.
نقل است که بعضی از اصحاب از او وصیت خواستن. گفت: «دزد همیشه آن است که قیافهاش از همه زشتتر است و مال مردم خور آن است که شکمش چاقتر است و دندانش برق میزند و جای حساس کارتون همیشه آنجاست که قبلش تصویر سیاه میشود».
نقل است که بچههای دهه ۶۰ یک عمر هر روز صبح جمعه بعد از این کارتون جوگیر شدند و دستمال قدرت بستند و رفتند تو کوچه دعوا و مثل چی کتک خوردند ولی آدم نشدند و جمعه بعد باز هم رفتند. رحمها... علیهم اجمعین.
تبلیغات متنی
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استوری رویا جاویدنیا: اینجا حال همگی خراب است
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
فرهیختگان: آمریکا میخواهد نیروهای مسلح ما را خسته کند
-
ماجرای مرموز قتل تاجر لوازم یدکی خودرو
-
ترکیب احتمالی پرسپولیس برای بازی با چادرملو
-
بعد از یاسر آسانی، بند فسخ مدافع خارجی هم رو شد!
-
روزنامه جوان: موسوی و این ۱۷ نفر خائن هستند
-
وزیر دفاع آمریکا: ترامپ نمیخواهد کار به جنگ بکشد
-
فیبر بالا و کلسترول صفر را در این غذاها جستوجو کنید
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
۵ گزینه هلدینگ برای مدیرعاملی استقلال چه کسانی بودند؟
-
رامین رضاییان واقعا از نازون و آزادی ضعیفتر بود؟
-
کیهان: مذاکره، فریب است؛ فقط باید تهدید کنیم
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
عالییییییییییییییییی بودددددددددددددددددددد
اون دختره که اسم نداشت، "خواهر اوناتسو" بود.
این سبکتون گاهی مثل الان فوق العاده س. خیلی قشنگ بود.
ممنون جناب حسام حیدری.
ممنون واقعا جالب و درست بود