طنز؛ ۲۰ آمپول در یک روز!
بابام تعریف میکرد که «سه چهار ساله بودی، داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که یه خبر درباره واکسیناسیون گفت و یهو من و مادرت متوجه شدیم که هنوز واکسنهات رو بهت نزدیم... یه کم که تحقیق کردم فهمیدم مادرت پیروِ یه خرافات معتقده که واکسن زدن باعث میشه بچه در میانسالگی کچل بشه و در ادامه سرطان بگیره...
مهرداد نعیمی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
بابام تعریف میکرد که «سه چهار ساله بودی، داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که یه خبر درباره واکسیناسیون گفت و یهو من و مادرت متوجه شدیم که هنوز واکسنهات رو بهت نزدیم... یه کم که تحقیق کردم فهمیدم مادرت پیروِ یه خرافات معتقده که واکسن زدن باعث میشه بچه در میانسالگی کچل بشه و در ادامه سرطان بگیره... خیلی با مادرت کلنجار رفتم که آخه زن، برهان علمی بیار برای حرفت... همینجور گترهای که نمیشه نظریه داد... ولی خب حریف مادرت نمیشدم... تا اینکه یه روز که مادرت نبود تصمیم گرفتم دور از چشمِ اون ببرمت درمانگاه و تمام ۲۰ واکسن رو یهو بهت بزنم».
تصور کنید مهردادِ سه ساله اون روز چقدر داغون شده... بیست تا واکسن تو یه روز آخه؟ فکر کنم در کل دنیا فقط من و پسرِ آقای جف جفریز چنین تجربهای رو داشتن!
بابام اینجوری ادامه داد که: بعد از اینکه یهو بهت ۲۰ تا واکسن زدیم، رفتار و حرکاتت تغییر کرد. دیگه مثل قبل شیطون نبودی. دیگه بالا پایین نمیپریدی. از خودت صداهای عجیب درمیآوردی. مثلا میگفتی آوووووب میخوام، یه چیزی شبیه صداهای حامد همایون... چهرهات زرد شده بود. همهاش دراز کشیده بودی. تب داشتی... و من بالای سرت بال بال میزدم و مونده بودم که حالا جوابِ مادرت رو چی بدم؟ تا اینکه به ناگه یه نقشه عالی به ذهنم رسید، اینکه برم دم در ورودی وایسم و به محض ورود مادرت بهش بگم: ببین چه کردی با این بچه؟ چرا اینجوریه؟ چرا حواست نیست؟ اسم تو رو گذاشتن مادر؟
در واقع پسرم من اون روز یکی از بهترین دستپیش گرفتنهای بشر رو انجام دادم. نگو که جواب نمیده... نصف مشکلات مملکت همینجوری داره رفع و رجوع میشه... بعدشم برای اینکه مادرت جای واکسنهات رو نبینه، تو رو برداشتم و بردم خونه مادربزرگت و ازشون خواستم چند روز ازت نگهداری کنن. خلاصه مادرت هیچوقت متوجه کلکم نشد! پس همیشه حواست باشه دست پیش بگیری!
البته لازم به ذکره که نمیدونم اون ۲۰ واکسن در یک روز باعث شده یا چی، اما تو با همسن و سالات خیلی متفاوت بودی... مثلا بچه ۶ ساله داره تازه یاد میگیره تشکش رو خیس نکنه ولی تو داشتی دلایل افزایش طلاق در جامعه پست مدرن رو بررسی میکردی و زود به این نتیجه رسیدی که مهمترین رکن هر ازدواجی پوله! بهعبارت دیگه اگه لیلی رو میخوای باید بدونی که در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن، شرط اول قدم آنست که خر پول باشی. یعنی من و مادرت هر بار به تو گفتیم علم بهتر است یا ثروت؟ سریع جواب دادی ثروت... اصلا هم خجالت نمیکشیدی... و همیشه این دلیل رو میاوردی که شما به خود پول بگی بزرگترین آرزوت چیه میگه اینکه یه روزی پولدار شم و همه چیمرو بفروشم و برم خارج، پس نگید آرزوتون درجات علمی یا رسیدن به صلح جهانیه...
اما پسرم دقت کن که تو قرار نیست هیچوقت پولدار بشی... اینایی هم که میگن خواستن توانستن است خیلی حرف مفتی میزنن... مثلا الان تو با ۱۷۴ سانت قد چطوری میتونی بازیکن حرفهای بسکتبال بشی؟ یا تو با این قیافهات چطور ممکنه دلربایی کنی از زنها؟ نمیشه دیگه... تو باید اینرو ملکه ذهنت کنی که نه پول داری نه قیافه. پس قرار نیست آدم خوشبختی بشی... پس فقط سعی کن بدبخت نباشی.
حرفهای بابای من خیلی ادامه داشت اما من بقیهشرو ننوشتم چون تا همین جاشم متنم خیلی بدون ساختار شد. هی داره از این شاخه به اون شاخه میپره... خب پدر جان این چه وضع خاطره تعریف کردنه آخه؟
بابام تعریف میکرد که «سه چهار ساله بودی، داشتیم تلویزیون نگاه میکردیم که یه خبر درباره واکسیناسیون گفت و یهو من و مادرت متوجه شدیم که هنوز واکسنهات رو بهت نزدیم... یه کم که تحقیق کردم فهمیدم مادرت پیروِ یه خرافات معتقده که واکسن زدن باعث میشه بچه در میانسالگی کچل بشه و در ادامه سرطان بگیره... خیلی با مادرت کلنجار رفتم که آخه زن، برهان علمی بیار برای حرفت... همینجور گترهای که نمیشه نظریه داد... ولی خب حریف مادرت نمیشدم... تا اینکه یه روز که مادرت نبود تصمیم گرفتم دور از چشمِ اون ببرمت درمانگاه و تمام ۲۰ واکسن رو یهو بهت بزنم».
تصور کنید مهردادِ سه ساله اون روز چقدر داغون شده... بیست تا واکسن تو یه روز آخه؟ فکر کنم در کل دنیا فقط من و پسرِ آقای جف جفریز چنین تجربهای رو داشتن!
بابام اینجوری ادامه داد که: بعد از اینکه یهو بهت ۲۰ تا واکسن زدیم، رفتار و حرکاتت تغییر کرد. دیگه مثل قبل شیطون نبودی. دیگه بالا پایین نمیپریدی. از خودت صداهای عجیب درمیآوردی. مثلا میگفتی آوووووب میخوام، یه چیزی شبیه صداهای حامد همایون... چهرهات زرد شده بود. همهاش دراز کشیده بودی. تب داشتی... و من بالای سرت بال بال میزدم و مونده بودم که حالا جوابِ مادرت رو چی بدم؟ تا اینکه به ناگه یه نقشه عالی به ذهنم رسید، اینکه برم دم در ورودی وایسم و به محض ورود مادرت بهش بگم: ببین چه کردی با این بچه؟ چرا اینجوریه؟ چرا حواست نیست؟ اسم تو رو گذاشتن مادر؟
در واقع پسرم من اون روز یکی از بهترین دستپیش گرفتنهای بشر رو انجام دادم. نگو که جواب نمیده... نصف مشکلات مملکت همینجوری داره رفع و رجوع میشه... بعدشم برای اینکه مادرت جای واکسنهات رو نبینه، تو رو برداشتم و بردم خونه مادربزرگت و ازشون خواستم چند روز ازت نگهداری کنن. خلاصه مادرت هیچوقت متوجه کلکم نشد! پس همیشه حواست باشه دست پیش بگیری!
البته لازم به ذکره که نمیدونم اون ۲۰ واکسن در یک روز باعث شده یا چی، اما تو با همسن و سالات خیلی متفاوت بودی... مثلا بچه ۶ ساله داره تازه یاد میگیره تشکش رو خیس نکنه ولی تو داشتی دلایل افزایش طلاق در جامعه پست مدرن رو بررسی میکردی و زود به این نتیجه رسیدی که مهمترین رکن هر ازدواجی پوله! بهعبارت دیگه اگه لیلی رو میخوای باید بدونی که در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن، شرط اول قدم آنست که خر پول باشی. یعنی من و مادرت هر بار به تو گفتیم علم بهتر است یا ثروت؟ سریع جواب دادی ثروت... اصلا هم خجالت نمیکشیدی... و همیشه این دلیل رو میاوردی که شما به خود پول بگی بزرگترین آرزوت چیه میگه اینکه یه روزی پولدار شم و همه چیمرو بفروشم و برم خارج، پس نگید آرزوتون درجات علمی یا رسیدن به صلح جهانیه...
اما پسرم دقت کن که تو قرار نیست هیچوقت پولدار بشی... اینایی هم که میگن خواستن توانستن است خیلی حرف مفتی میزنن... مثلا الان تو با ۱۷۴ سانت قد چطوری میتونی بازیکن حرفهای بسکتبال بشی؟ یا تو با این قیافهات چطور ممکنه دلربایی کنی از زنها؟ نمیشه دیگه... تو باید اینرو ملکه ذهنت کنی که نه پول داری نه قیافه. پس قرار نیست آدم خوشبختی بشی... پس فقط سعی کن بدبخت نباشی.
حرفهای بابای من خیلی ادامه داشت اما من بقیهشرو ننوشتم چون تا همین جاشم متنم خیلی بدون ساختار شد. هی داره از این شاخه به اون شاخه میپره... خب پدر جان این چه وضع خاطره تعریف کردنه آخه؟
تبلیغات متنی
-
بارسلونا در ۱۸ دقیقه طوفانی رئال را آچمز کرد
-
جو زیبای استادیوم نوکمپ پیش از شروع الکلاسیکو
-
استوری پریسیمای سریال ستایش برای روز جهانی مادر
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
فرهاد مجیدی با تنفس مصنوعی مورایس برگشت!
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
تیپ متفاوت بازیگر سریال کلینیک رویا کنار دریا
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
ماکرون از یک ماموریت امنیتی با ایران حرف زد
-
چشمک توپچیها به قهرمانی با ضربه چکشی
-
اولین واکنش به خبر تاسیس پایگاه اسرائیل در عراق
-
صداوسیما: عدم ابلاغ قانون حجاب باعث جنگ شد!
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
جریمه طرح ترافیک مشخص شد
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
بارسلونا در ۱۸ دقیقه طوفانی رئال را آچمز کرد
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
صداوسیما: عدم ابلاغ قانون حجاب باعث جنگ شد!
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
گزارش سیانان از دستور رهبر انقلاب درباره مذاکره
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
اقدام عجیب خبرگزاری فارس در موضوع اینترنت
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
تقریبا استندآپ مجید افشاری رو برداشته نوشته این یعنی کاپی وما کاپی نمیخوایم