طنز؛ قاتل بروسلی حالت عادی نداشت
بچه همسایه بالایی ما از دیوار راست بالا میرفت و مزاحم خلوت و استراحت گربهها میشد. کلا یک جا بند نبود و تا ۱۵ سالگی، مادرش همه جا او را دنبال خود میکشید، مبادا برود و خرابی به بار بیاورد. درس خواندنش هم به این شکل بود که....
مهرشاد مرتضوى در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
* بچه همسایه بالایی ما از دیوار راست بالا میرفت و مزاحم خلوت و استراحت گربهها میشد. کلا یک جا بند نبود و تا ۱۵ سالگی، مادرش همه جا او را دنبال خود میکشید، مبادا برود و خرابی به بار بیاورد. درس خواندنش هم به این شکل بود که ظهر از مدرسه میآمد، مادرش میگفت: «ناهارترو بخور بشین سر درست». ناهارش را میخورد و میرفت سراغ بازی. مادرش میگفت: «برو درسترو بخون دیگه!» جواب میداد: «یه خورده بازی کنم، بعدش کارتون ببینم، بعد یه مقدار دیگه بازی کنم خستگی جلوی تلویزیون نشستن بپره، بعدشم سریال افسانه شجاعان داره، شامرو که خوردم اگه خوابم نمیاومد درس ميخونم».
بعدها همین بچه همسایه عضو شورای شهر شد و چهار سال افسانه شجاعان تماشا کرد و با این و آن عکس گرفت و داد کشید و وسط شورا مسابقه مشتزنی راه انداخت؛ تازه آخر چهارسال که جلسههای شورا تمام شده بود، دید خوابش نمیآید و نامه داد برای استیضاح شهرداری که یک هفته بعد کارش تمام میشد!
* بچه همسایه روبهرویی اهل شاخ و شانه کشیدن بود. از همان هفت سالگی ادعا میکرد که خودش قاتل بروسلی است و راکی را در سه حرکت مغلوب کرده. در مدرسه با همه دعوا میکرد و نصف حیاط که سیاه و کبود میشدند، سر و کله یکی از مسئولان مدرسه پیدا میشد و او مظلوم یک گوشه مینشست و دوستانش هم میزدند تخت سینهاش و میگفتند: «شجاعت! شجاعت!» آن مسئول مدرسه میآمد سروقتش که چرا فلانی را زدی؟ میگفت من نزدم. آن یکی را چرا زدی؟ من نزدم. خلاصه از زیر بار سه چهار نفر در میرفت، دیگر تعداد که زیاد میشد، دوستانش پشتش در میآمدند و میگفتند: «تو حالت عادی نبوده. شما ببخشین».
بچه همسایه روبهرویی بعدها ۲۰ روز رفت زندان و تا ۲۰ سال خاطره دلاوریهایش را برای همه تعریف کرد. هر بار هم کاری میکرد که هیچ توجیهی برایش نبود، دوستانش میگفتند: «تو حالت عادی نبوده».
* پسر همسایه پایینی هیچ کاری نمیکرد. همین مسیر خانه تا مدرسه را هم برایش سرویس گرفته بودند. عصرها که توی کوچه بازی میکردیم، با دمپایی می نشست لب پله خانهها و لبخند میزد. یک بار هم نشد با ما بازی کند. هی میگفتیم: «پاشو یهخورده بازی کن، خشک میشیا اینطوری». اما همچنان لبخند میزد. معلم ورزش مدرسه میگفت: «به جز لبخند زدن و تکون دادن عضلات صورت، بقیه عضلاتتم باید تکون بخورنا. پاشو یه حرکتی کن!» اما گوش نمیداد و کار خودش را میکرد. مدیر مدرسه پدرش را میخواست و میگفت: «این بچه شما اصلا تحرک نداره. پس فردا هزارتا مشکل براش بهوجود میاد». اما پدرش هم لبخند میزد و میگفت: «نترسین طوریش نمیشه. ژن خوب داره!» بعدها هم پسر همسایه پایینی کار خاصی نکرد. فقط نشست و ژن خوبش را گذاشت بانک و سودش را گرفت و زندگیاش از این رو به آن رو شد.
پس نتیجه میگیریم که همه بچههای آن محله برای خودشان کسی شدند، وسطشان فقط من طنزنویس و مفلوک باقی ماندم!
* بچه همسایه بالایی ما از دیوار راست بالا میرفت و مزاحم خلوت و استراحت گربهها میشد. کلا یک جا بند نبود و تا ۱۵ سالگی، مادرش همه جا او را دنبال خود میکشید، مبادا برود و خرابی به بار بیاورد. درس خواندنش هم به این شکل بود که ظهر از مدرسه میآمد، مادرش میگفت: «ناهارترو بخور بشین سر درست». ناهارش را میخورد و میرفت سراغ بازی. مادرش میگفت: «برو درسترو بخون دیگه!» جواب میداد: «یه خورده بازی کنم، بعدش کارتون ببینم، بعد یه مقدار دیگه بازی کنم خستگی جلوی تلویزیون نشستن بپره، بعدشم سریال افسانه شجاعان داره، شامرو که خوردم اگه خوابم نمیاومد درس ميخونم».
بعدها همین بچه همسایه عضو شورای شهر شد و چهار سال افسانه شجاعان تماشا کرد و با این و آن عکس گرفت و داد کشید و وسط شورا مسابقه مشتزنی راه انداخت؛ تازه آخر چهارسال که جلسههای شورا تمام شده بود، دید خوابش نمیآید و نامه داد برای استیضاح شهرداری که یک هفته بعد کارش تمام میشد!
* بچه همسایه روبهرویی اهل شاخ و شانه کشیدن بود. از همان هفت سالگی ادعا میکرد که خودش قاتل بروسلی است و راکی را در سه حرکت مغلوب کرده. در مدرسه با همه دعوا میکرد و نصف حیاط که سیاه و کبود میشدند، سر و کله یکی از مسئولان مدرسه پیدا میشد و او مظلوم یک گوشه مینشست و دوستانش هم میزدند تخت سینهاش و میگفتند: «شجاعت! شجاعت!» آن مسئول مدرسه میآمد سروقتش که چرا فلانی را زدی؟ میگفت من نزدم. آن یکی را چرا زدی؟ من نزدم. خلاصه از زیر بار سه چهار نفر در میرفت، دیگر تعداد که زیاد میشد، دوستانش پشتش در میآمدند و میگفتند: «تو حالت عادی نبوده. شما ببخشین».
بچه همسایه روبهرویی بعدها ۲۰ روز رفت زندان و تا ۲۰ سال خاطره دلاوریهایش را برای همه تعریف کرد. هر بار هم کاری میکرد که هیچ توجیهی برایش نبود، دوستانش میگفتند: «تو حالت عادی نبوده».
* پسر همسایه پایینی هیچ کاری نمیکرد. همین مسیر خانه تا مدرسه را هم برایش سرویس گرفته بودند. عصرها که توی کوچه بازی میکردیم، با دمپایی می نشست لب پله خانهها و لبخند میزد. یک بار هم نشد با ما بازی کند. هی میگفتیم: «پاشو یهخورده بازی کن، خشک میشیا اینطوری». اما همچنان لبخند میزد. معلم ورزش مدرسه میگفت: «به جز لبخند زدن و تکون دادن عضلات صورت، بقیه عضلاتتم باید تکون بخورنا. پاشو یه حرکتی کن!» اما گوش نمیداد و کار خودش را میکرد. مدیر مدرسه پدرش را میخواست و میگفت: «این بچه شما اصلا تحرک نداره. پس فردا هزارتا مشکل براش بهوجود میاد». اما پدرش هم لبخند میزد و میگفت: «نترسین طوریش نمیشه. ژن خوب داره!» بعدها هم پسر همسایه پایینی کار خاصی نکرد. فقط نشست و ژن خوبش را گذاشت بانک و سودش را گرفت و زندگیاش از این رو به آن رو شد.
پس نتیجه میگیریم که همه بچههای آن محله برای خودشان کسی شدند، وسطشان فقط من طنزنویس و مفلوک باقی ماندم!
تبلیغات متنی
-
اشتباه جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ دوازدهروزه
-
رضا شکاری چرا از لیست پرسپولیس خط خورد؟
-
طرح ضرغامی برای تغییر کاربری سفارت آمریکا در تهران
-
یار فالوور | دریافت روزانه ۱۵۰ فالوور رایگان اینستاگرام
-
ادعای انگلیس درباره «حادثه» در تنگه هرمز
-
تکلیف بازاریان رشت پس از حوادث اخیر مشخص شد
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
حمله ساپینتو به بازیکنان استقلال پس از دیدار با پیکان
-
سنگتمام تاج و رفقا علیه تیم ملی زنان
-
تانک ۷۰۰، شاسیبلند آفرودی که به زودی به ایران میآید
-
استقلال بازیکن جدید به خدمت گرفت
-
ملیپوش جوان واترپلوی ایران درگذشت
-
فعالیت پردیس سینمایی نیایشمال متوقف شد
-
ترکیب پرسپولیس مقابل چادرملو اعلام شد
-
بهترین صندوق های سرمایه گذاری در بورس ۱۴۰۴
-
طرح ضرغامی برای تغییر کاربری سفارت آمریکا در تهران
-
ادعای انگلیس درباره «حادثه» در تنگه هرمز
-
افزایش نرخ ارز در بودجه سال آینده اعلام شد
-
الناز ملک با گریم گوگوش، همه را خاطرخواه خود کرد!
-
شروط جدید و جنجالی فرانسه برای مذاکرات با ایران
-
خبر شوکهکننده درباره خط تولید شربت تریاک
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
تهران تمام سفرای عضو اتحادیه اروپا را احضار کرد
-
تاکتیک ترامپ برای دور زدن اروپا در ارتباط با ایران
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
نورا هاشمی پاسخ الناز ملک و منوچهر هادی را داد
-
احتمال موافقت ایران با انتقال اورانیومها به روسیه
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
عکس بازار جنتآباد قبل از حادثه آتشسوزی
-
جزئیات جدید از مذاکرات ایران و آمریکا در ترکیه
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
جدول لیگ برتر بعد از شکست استقلال
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
-
سارا منجزیپور: باید از فولاد باشیم تا دوام بیاوریم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر