طنز؛ خرخر نکن لامصب
هیچ فکر نمیکردیم به همین راحتی، بعد از آنکه دشمن شدیم، دوست و رفیق صمیمی شویم. دشمن که نه اما خب وقتی کسی جوری خرخر میکند که بتواند با صدایش تختها را بلرزاند چه مواجهای میتوان داشت جز دشمنی؟ علیرضا اینطور بود.
مرتضی قدیمی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت:
هیچ فکر نمیکردیم به همین راحتی، بعد از آنکه دشمن شدیم، دوست و رفیق صمیمی شویم. دشمن که نه اما خب وقتی کسی جوری خرخر میکند که بتواند با صدایش تختها را بلرزاند چه مواجهای میتوان داشت جز دشمنی؟ علیرضا اینطور بود.
وارد آسایشگاه که شد کولهاش را گذاشت روی زمین و به تختها نگاه کرد. به شاهرخ که روی تخت اول سمت راست آسایشگاه با پوتین دراز کشیده بود و پاهایش را گذاشته بود روی لبه آهنی تخت نگاه کرد و پرسید کدوم تخت خالیه؟ شاهرخ بیآنکه نگاهش کند گفت طبقه سوم تخت چهارم همین ردیف. ساعت از پنج بعدازظهر گذشته بود و همه بیدار بودیم. هنوز حس و حال کندن خود از تخت بعد از چرت را نداشتیم و بهانهای هم برای بیرون رفتن از آسایشگاه در آن گرمایی که پهن شده بود آن بیرون. حالا نگاهمان به علیرضا بود که حتما بیش از ۱۰۰کیلو داشت.
هیچ فکر نمیکردیم به همین راحتی، بعد از آنکه دشمن شدیم، دوست و رفیق صمیمی شویم. دشمن که نه اما خب وقتی کسی جوری خرخر میکند که بتواند با صدایش تختها را بلرزاند چه مواجهای میتوان داشت جز دشمنی؟ علیرضا اینطور بود.
وارد آسایشگاه که شد کولهاش را گذاشت روی زمین و به تختها نگاه کرد. به شاهرخ که روی تخت اول سمت راست آسایشگاه با پوتین دراز کشیده بود و پاهایش را گذاشته بود روی لبه آهنی تخت نگاه کرد و پرسید کدوم تخت خالیه؟ شاهرخ بیآنکه نگاهش کند گفت طبقه سوم تخت چهارم همین ردیف. ساعت از پنج بعدازظهر گذشته بود و همه بیدار بودیم. هنوز حس و حال کندن خود از تخت بعد از چرت را نداشتیم و بهانهای هم برای بیرون رفتن از آسایشگاه در آن گرمایی که پهن شده بود آن بیرون. حالا نگاهمان به علیرضا بود که حتما بیش از ۱۰۰کیلو داشت.
بند کوله بزرگ و سنگینش را گرفت و بیآنکه بلندش کند، با خودش تا کنار تخت کشاند. از توی کوله، پتوی شتری خودش را درآورد و انداخت روی تخت و دو طرفش را صاف کرد تا همه جای تخت را بگیرد. حتما خیلی خسته بود که پوتینها را درآورد تا درست و حسابی تا آخر شب یا یکسره تا فردا بخوابد. دستش را به لبه فلزی طبقه دوم تخت گرفت و خودش را به طبقه سوم رساند. حتما به صدای جرجر تخت توجه نکرده بود یا شاید که خستگی نگذاشته بود بشنود که به محض رسیدن به آن بالا خودش را ول کرد روی تخت تا بعد ما بتکریم از خنده. روی آن تخت هیچکسی نمیخوابید و هیچ وقت، هم بیرون نبردند وقتی از چندجا شکسته بود. علیرضا همچنان چسبیده به تشک و تخت و بیتوجه به تختی که ویران شده بود به خوابش ادامه داد و طولی نکشید که صدا خرخرش بیشتر از صدای تخت بود لحظه ریزش.
بعد از ساعت ۱۲ هربار هرکدام از بچهها سراغش رفت و تکانش داد از خواب بیدار نشد و فقط تکانی خورد یا گفت اذیت نکن.
چارهای نبود و همه روی تختهایمان نشسته بودیم. شاهرخ که شب قبل نگهبان بود و کلافه خواب، پارچ نصفه پر از آب مانده از شام را برداشت و خالی کرد روی علیرضا.
دشمنی از همان لحظه شروع شد. با ترس از خواب بیدار شد و نشست روی تخت. بیآنکه چیزی بگوید لباسش را در آورد و با روی دیگر، خودش را خشک کرد و به شاهرخ نگاه کرد و گفت با من این کار را نکن. بعد گرفت و خوابید و دوباره خرخر شروع شد. کار سختی بود برای ما که همه، یک شب بخواب بودیم و شب بعد باید نگهبانی میدادیم همآسایشگاهی با کسی که آنجور خرخر میکرد. نگهبانی دادن و بیدار ماندن آن روز که شب را نخوابیده بودیم کار آسانی نبود وقتی افسر نگهبان ستوان سعیدی که از برداشتن اسلحه سرباز حواس پرت لذت میبرد و روانه بازداشتگاه کردش چراکه اسلحه ناموس سرباز است.
بعد از ساعت ۱۲ هربار هرکدام از بچهها سراغش رفت و تکانش داد از خواب بیدار نشد و فقط تکانی خورد یا گفت اذیت نکن.
چارهای نبود و همه روی تختهایمان نشسته بودیم. شاهرخ که شب قبل نگهبان بود و کلافه خواب، پارچ نصفه پر از آب مانده از شام را برداشت و خالی کرد روی علیرضا.
دشمنی از همان لحظه شروع شد. با ترس از خواب بیدار شد و نشست روی تخت. بیآنکه چیزی بگوید لباسش را در آورد و با روی دیگر، خودش را خشک کرد و به شاهرخ نگاه کرد و گفت با من این کار را نکن. بعد گرفت و خوابید و دوباره خرخر شروع شد. کار سختی بود برای ما که همه، یک شب بخواب بودیم و شب بعد باید نگهبانی میدادیم همآسایشگاهی با کسی که آنجور خرخر میکرد. نگهبانی دادن و بیدار ماندن آن روز که شب را نخوابیده بودیم کار آسانی نبود وقتی افسر نگهبان ستوان سعیدی که از برداشتن اسلحه سرباز حواس پرت لذت میبرد و روانه بازداشتگاه کردش چراکه اسلحه ناموس سرباز است.
به ناموس شاهرخ آسیب رسید تا وقتی پس فردا از بازداشتگاه بیرون آمد مستقیم سراغ علیرضا را گرفت و با کله گذاشت توی صورت تا دماغش بترکد و روانه بیمارستان شود. چند هفته بعد که با دماغ هنوز بانداژ برگشت دشمنیها تمام شده بود. مشکل تنفسش حل شده بود و دیگر خرخر نمیکرد. وقتی سراغ شاهرخ را گرفت تا هم تشکر کند و هم شاید که تلافی، غمگین شد گفتیم زندان است و حداقل به خاطر آن کله، سه ماه زندان. چقدر پیگیری کرد تا چند روز بعد شاهرخ از زندانی که قرار بود یک ماه باشد آزاد شد و آن سه ماه را هم توانست از بایگانی بیرون بکشد. روزی که شاهرخ به پادگان برگشت باورمان نمیشد آنطور در بغل علیرضا جا شود. علیرضا گفت خیلی دمت گرم. باورت نمیشود اما همین خرخر باعث شد هیچ کسی دوستم نداشته باشد و حالا میتوانم با خیال راحت بروم خواستگاری و از هیچ چیز نترسم.
تبلیغات متنی
-
درمان بیماریها با یک نوشیدنی محبوب!
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
پهپاد سپاه بالای سر ناو هواپیمابر آمریکا قرار گرفت
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر