قصه کودکانه
تیتو مامان می شود
اسم من تیتو است. من یک خرگوش کوچولو هستم که یک خواهر و برادر دوقلوی کوچولوتر از خودم دارم. اسم خواهر و برادر من تیتی و تیباست.

سلام
اسم من تیتو است. من یک خرگوش کوچولو هستم که یک خواهر و برادر دوقلوی کوچولوتر از خودم دارم. اسم خواهر و برادر من تیتی و تیباست. ما 3 تا با مامان و بابا زندگی میکنیم و خانهمان لابهلای ریشههای یک درخت بزرگ است. همیشه صبح تا شب بابا میرود دنبال غذا و مامان توی خانه مواظب ماست. همیشه همهچیز مرتب است. اما امروز یک کمی با بقیه روزها فرق داشت.
صبح زود مامان ما را بیدار کرد و همه با هم صبحانه خوردیم. بعد بابا رفت دنبال غذا. دوقلوها شروع کردند به بازی. من هم رفتم توی آشپزخانه تا به مامان کمک کنم. یک دفعه چند بار پشت سر هم صدای زنگِ در آمد. من و مامان دویدیم دم در. کلاغ بود و آمده بود به مامان بگوید خاله را بردهاند بیمارستان، چون بچهاش دارد به دنیا میآید. مامان باید میرفت بيمارستان که به خاله کمک کند.
مامان به من گفت: تیتو جان، من باید سریع برم بیمارستان. کسی رو هم نمیتونم پیدا کنم که بیايد و مواظب شماها باشد. فکر میکنی بتونی مواظب خواهر و برادرت باشی؟
چند لحظه فکر کردم. اولش یککم ترسیدم اما نباید مامان رو نگران میکردم. گفتم: آره مامان.
پس قول بده به هیچ چیز خطرناکی دست نزنی. فقط با بچهها بازی کن و نگذار کار بدی بکنن تا من برگردم.
مامان رفت. من ماندم و دوقلوها. رفتم توی اتاق. تیتی و تیبا داشتند لگو بازی میکردند. میخواستند یک برج بلند بسازند. تیبا یک آجر میگذاشت، تیتی یک آجر دیگر میگذاشت روی آن یکی. داشتند بازی میکردند تا اینکه تیتی یک آجر گذاشت روی برج و یکهو تمام آن ریخت زمین. تیتی زد زیر گریه. من مثل مامان تیتی را بغل کردم تا آرام شود. اما تیتی آرام نمیشد. تیبا هم که گریه تیتی را دید شروع کرد به گریه کردن. دوتایی را بغل کردم و با آنها حرف زدم، اما فایدهای نداشت. فکر کردم برایشان برج درست کنم. تند تند لگوها را جمع کردم و یک برج به اندازه برج قبلی درست کردم. بچهها که برج را دیدند ساکت شدند، آمدند جلو و بازی را ادامه دادند. من هم یک دستمال برداشتم، اشکهایشان را پاک کردم و شروع کردم به خواندن کتاب داستانم.
کمی که گذشت، تیبا آمد، گوشه لباسم را گرفت و تکان داد. سرم را بلند کردم و دیدم دارد یخچال را نشان میدهد. فهمیدم گرسنه است. به ساعت نگاه کردم. 2 تا عقربه رفته بودند بالای بالا و وقت ناهار شده بود. اما هنوز مامان نیامده بود و من باید برای ناهار بچهها فکری میکردم. در یخچال را باز کردم. کمی خوراک هویج از دیشب توی یخچال مانده بود. اما کم بود و هیچکدام با آن سیر نمیشدیم. کمی هم کاهو توی یخچال بود. فکر کردم این دو را با هم قاطی کنم تا زیاد شود. 2 تا خیار هم بود. آنها را دادم به دوقلوها که تا وقتی ناهار آماده میشود، گرسنه نمانند. مشغول خوردن شدند. من هم یک صندلی برداشتم و گذاشتم زیر ظرفشویی. رفتم بالای آن و شروع کردم به شستن کاهو.
حالا باید کاهو را خرد میکردم. اما میدانستم مامان اجازه نمیدهد به چاقو دست بزنم. کاهو را با دست تکهتکه کردم و با خوراک هویج قاطی کردم. سفره را پهن کردم روی زمین و 3 تا بشقاب روی آن گذاشتم. خوراک را هم آوردم و گذاشتم وسط سفره و برای همه غذا کشیدم. دوقلوها که تا حالا غذای اینطوری ندیده بودند به هم نگاه کردند. من سریع یک لقمه خوردم. خوشمزه شده بود. تیتی و تیبا هم هر کدام یک لقمه کوچولو خوردند. به هم نگاه کردند و خندیدند. معلوم بود خوششان آمده.
بچهها همه غذایشان را خوردند و شروع کردند به مالیدن چشمهایشان. وقت خوابشان بود. آنها را بردم و گذاشتم روی تختشان. تیتی نمیخواست بخوابد و تیبا بهانه مامان را میگرفت. فکر کردم مامان موقع خواب بچهها چهکار میکند. یادم آمد که برایشان قصه میگوید. من هم دویدم و کتاب قصهام را آوردم. به دوقلوها گفتم اگر ساکت باشند برایشان کتاب میخوانم. سریع سر جایشان دراز کشیدند و شروع کردم به خواندن کتاب. هنوز نصف کتاب را نخوانده بودم که دیدم هو دو خوابشان برده.
رفتم توی آشپزخانه و سفره را جمع کردم. خیلی خسته شده بودم و داشتم به مامان فکر میکردم که بدون اینکه خسته شود، هر روز این همه کار میکند. ناگهان صدای در آمد. مامان بود. نینی خاله به دنیا آمده بود و مامان سریع برگشته بود خانه. فکر کرده بود ما گشنه ماندهایم. برای مامان تعریف کردم که چطوری با بچهها بازی کردم تا گریه نکنند، بعد برایشان ناهار درست کردم و چطوری آنها را خواباندم. مامان من را بغل کرد و بوسید و گفت: «امروز کارت خیلی خوب بود. حالا دیگه میتونم بدون نگرانی خواهر و برادرت رو به تو بسپرم. تو میتونی درست مثل من مواظب اونها باشی.»
اختصاصی مجله اینترنتی برترین ها Bartarinha.ir
تبلیغات متنی
-
محسن یگانه علیه صداوسیما به سیم آخر زد
-
بازیگر پایتخت از حضور این خانم در جشنواره فجر شاکی شد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
وضعیت برگزاری کلاس تحصیلات تکمیلی در نیمسال دوم
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
علت تفاوت قیمت سکه و طلا چیست؟
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
درخواست یک چهره از احمدینژاد درباره ملاقات با اپستین!
-
جمله معنادار روی لباس چهره مشهور در جشنواره فجر
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
عمو فیتیلهای در اینستاگرام آرزوی مرگ کرد
-
حکم تاریخی کمیته اخلاق؛ ۱۹۰ سال محرومیت
-
قیمت دلار و طلا بعد از خبر مذاکرات پایین کشید
-
آقای گلزار این روزها یک دفعه نگرانتان شدیم!
-
کار استقلال با ستاره خارجیاش به شکایت میکشد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
درخواست یک چهره از احمدینژاد درباره ملاقات با اپستین!
-
جمله معنادار روی لباس چهره مشهور در جشنواره فجر
-
پیغام غیرمستقیم نتانیاهو درباره حمله ایران
-
پروازهای ایران به دو مقصد خارجی دوباره برقرار شد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
انگلیس علیه ایران وارد عمل شد
-
اقدام ترامپ درباره ایران، خسارت نجومی به بار آورد
-
بازداشت ۳ نفر پس از جنجال پیرامون میرحسین موسوی
-
چرخش ۱۸۰ درجهای وزارت خارجه نسبت به خبر مذاکرات!
-
جزئیات جدید از گفتوگوی احتمالی ایران و آمریکا
-
سند دیدار جفری اپستین و احمدینژاد لو رفت!
-
واکنش ایران به اخبار خروج اورانیوم غنیشده از کشور
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
جزئیات طرح جدید افزایش حقوق کارمندان
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل


نظر کاربران
عالی است
خيلي خيلي عالي هست