شاید «تا رهایی» خوب نباشد اما «سقوط آزاد» شاهکار بود
روناک یونسی: من ناتاشا نیستم!
بسیاری معتقدند که روناک یونسی بعد از سریال رستگاران انتخاب های خوبی نداشته، به خصوص سریال های سقوط آزاد و تارهایی که اخیرا با بازی او روی آنتن رفته اند، این بازیگر در این گفت وگو با به دفاع از کارهایش پرداخته است.
هفت صبح : بسیاری معتقدند که روناک یونسی بعد از سریال رستگاران انتخاب های خوبی نداشته، به خصوص سریال های سقوط آزاد و تارهایی که اخیرا با بازی او روی آنتن رفته اند، این بازیگر در این گفت وگو با به دفاع از کارهایش پرداخته است.
روناک یونسی که ابتدا با فیلم «گرگ و میش» قاسم جعفری وارد عرصه بازیگری شد، با دو سریال موفق و پرمخاطب «گل های گرمسیری» و «رستگاران»، در تلویزیون مورد توجه مخاطبان قرار گرفت اما در چند سال اخیر سریال «خانه بی پرنده» و فیلم سینمایی ۱۸- او چندان نتوانست به اندازه کارهای قبلی اش مخاطبان را راضی کند تا اینکه امسال در هفته نیروی انتظامی شاهد پخش سریالی پلیسی با نام «سقوط آزاد» از این بازیگر بودیم: سریالی که با وجود سر و صدای فراوانی که به پا کرد، با حواشی بسیاری رو به رو شد. یونسی و دیگر بازیگران آن سریال، در آن مقطع ترجیح دادند در مقابل انتقاد رسانه ها نسبت به کارشان سکوت کنند و درباره علت حضورشان در این کار مطلبی به زبان نیاورند.
حالا با پخش سریال «تا رهایی» با بازی این بازیگر از شبکه یک، فرصت خوبی دست داده تا سراغ یونسی برویم و گفت و گویی با او انجام دهیم. البته گفت و گوی ما با یونسی چندان هم بی حاشیه نیست و او از همان ابتدایی مصاحبه، از روزنامه «هفت صبح» و خیلی از رسانه های دیگر به دلیل مقایسه او با ناتاشا در سریال خواب و بیدار گله می کند، درباره باندهای به قول خودش مافیایی بازیگری در سینما اطلاعاتی به ما می دهد و از سریال سقوط آزاد و نقش خودش در آن هم به شدت دفاع می کند. در ادامه متن کامل گفت و گوی ما با او را بخوانید.
*در یکی از مصاحبه های تان بعد از سریال «رستگاران» گفته بودید دوست ندارید در کارهای معمولی یا تکراری بازی کنید. سریال «تا رهایی» چه ویژگی بارزی داشت که شما را وسوسه کرد در آن بازی کنید؟
یکی از دلایل موافقت من برای حضور در این سریال، قانع شدنم از طرف گروه کارگردانی و تولید بود. البته خیلی به نتیجه مثبت ینرسیدیم ولی شرایط به گونه ای شد که با اینکه خیلی راغب نبودم در این کار بازی کنم ولی حضور در آن را پذیرفتم. اینجا هم به جرات و صراحت می گویم که این کار در کارنامه کاری ام از آن دسته کارهایی است که خودم از انجام آن راضی نیستم. البته کلیت سریال را کار ندارم، منظورم نقش و کاراکتر خودم در این سریال است. فکر می کنم الان هم نمی شود درمورد کار خیلی صحبت کرد چون اگر این سریال زمان خودش پخش می شد شاید می توانستیم با دید متفاوت تری به آن نگاه کنیم. فکر می کنم با شرایط متفاوتی که الان وجود دارد و جایگاه متفاوتی که در بازیگری پیدا کرده ام خیلی درست نباشد که درمورد آن کار اظهارنظر خاص یا قضاوتی داشته باشم.
*یعنی اگر سریال های دیگر شما هم در تلویزیون با تاخیر چند ساله برای پخش موجه می شدند ما شما بازهم مثل همین سریال با آنها برخورد می کردید؟
نه. من از تمام کارهایی که در تلویزیون انجام داده ام؛ از «گل های گرمسیری» گرفته تا «رستگاران» و حتی «خانه بی پرنده» و «سقوط آزاد» همیشه راضی بوده و هستم چون تمام آنها را با علاقه و فکر انتخاب کرده ام و همان گونه هم که قبلا گفته بودم در هیچ یک از این سریال ها نقش تکراری یا معمولی بازی نکرده ام. در این سریال، کمی از لحاظ بازیگری محدود بودم. دلیلش را هم نمی دانم ولی از آن جهت که در این سریال، نقش دختر یک خانواده مذهبی را دارم، امکان انجام بعضی کارها برایم میسر نیست. در حالی که در «رستگاران» اصلا به این شکل نبود. همان موقع این مسئله خیلی اذیتم می کرد و حتی خیلی هم دلسرد شدم و شاید به همین دلیل هم الان چنین نظری درباره آن سریال دارم. البته برخلاف خیلی دوستان که در چنین مواقعی کلا کاری که انجام داده اند را تکذیب می کنند، من این سریال را جزو کارنامه کاری ام می دانم فقط اگر این سریال در زمان حال به من پیشنهاد می شد آن را انتخاب نمی کردم.
*اتفاق جالبی که برای شما افتاده این است که مخاطب در کمتر از دو ماه دور روناک یونسی را در دو کار متفاوت می بیند؛ «سقوط آزاد» که امسال تولید شد و «تارهایی» که محصول چند سال پیش است. خودتان فکر می کنید از زمان بازی در «تا رهایی» تا به حال چقدر از نظر بازیگری پیشرفت داشته اید؟
یک حس و حالی همیشه در تم بازیگری من ثابت بوده. فکر می کنم الان نسبت به چند سال پیش فقط کمی پخته تر شده. من نه تحصیلات آکادمیک دارم و نه خیلی در این زمینه کتاب خوانده ام ولی همیشه سعی کرده ام از آدم هایی که قبولشان دارم و در کارهای مختلف همراهم بوده اند کسب تجربه کنم. همیشه براساس حس و حالی که نقش به من می دهد در کاری بازی می کنم، به همین دلیل خیلی متفاوت تر از زمانی که در «گرگ و میش» بودم بازی نمی کنم. فقط تجربه های این چند سال کمک بیشتری به بهتر درآوردن آن حس و حال کرده است. همیشه در بازیگری معتقد بودم که باید با نقشی که بازی می کنم زندگی کنم. اگر بتوانم به خوبی با آن ارتباط برقرار کنم و در کش کنم آن وقت مخاطب هم آن را باور می کند و به خوبی با آن ارتباط برقرار می کند.
*شما بازیگری را با فیلم سینمایی «گرگ و میش» آغاز کرده اید و بعد به تلویزیون آمدید. معمولا باتوجه به تفاوتی که مردم میان جایگاه سینما و تلویزیون قائل می شوند این مسئله را برای یک بازیگر افت کاری می دانند. خودتان فکر می کنید این از ضعف روناک یونسی بوده که نتوانسته در سینما بماند و به سمت تلویزیون کشیده شده؟ هرچند در تلویزیون با دو کار پرمخاطب توانستید مخاطبان تلویزیون را جذب کنید.
به نظرم زمان این گونه صحبت ها گذشته است. الان خیلی از بازیگران سینما در تلویزیون بازی می کنند. به جرات می گویم که در حال حاضر در تلویزیون کارهایی ساخته می شود که از لحاظ ساختار و مفهوم خیلی برتر از بعضی کارهای سینمایی هستند. الان فیلم هایی در سینما ساخته می شود که حتی بیست دقیقه هم نمی تواند مخاطب را در سالن نگه دارد ولی سریال هایی هم ساخته می شود که ۵۰ قسمت مخاطب را با خودش می کشاند. آن تفاوتی که شما می گویید وجود ندارد، چندتا فیلم برایتان مثال بزنم که بزرگترین و محبوب ترین سوپراستارهای سینما در آنها بازی می کنند ولی نیم فروشد؟
الان دیگر دوره سوپراستار سالاری گذشته، مخاطب خیلی باهوش تر از گذشته شده و کمتر گول اسم ها را در سینما می خورد. الان مخاطب دنبال قصه خوب است و برایش مهم نیست که چه مدیومی باشد. به همین دلیل هم الان هیچ تفاوتی نمی کند که بازیگر در کدام مدیوم کار کند، مهم این است که کاری که می کند خوب باشد. مردم هم او را در هر مدیومی می پذیرند و برایش جایگاه خوبی در ذهن خود درنظر می گیرند. ضمن اینکه من همین الان دو کار در سینما آماده اکران دارم و برای دو کار جدید هم قرارداد بستم و فقط در این بین حاضر نشدم کارهای ضعیف سینمایی که پیشنهاد می شد را قبول کنم.
*این حرف شما به این مفهوم است که از پنج سال پیش تا امروز هیچ کار سینمایی خوب و قابل قبولی به شما پیشنهاد نشده که بتواند کیفیت وکمیت همزمان کارنامه کاری شما را بالاتر ببرد؟
بله دقیقا. چون سینمای ما یک سینمای مافیایی است. سینمایی است که در آن همه در یک دایره بسته همدیگر را به کارهای مختلف پاس می دهند. کسانی هستند که سر هر کاری می روند فقط یک عده بازیگر خاص را با خودشان می برند. تیتراژ فیلم ها را نگاه کنید تا حرف های من را بهتر متوجه شوید. هرکجا اسم آقای فلانی هست اسم فلان بازیگر آقا وخانم هم دیده می شود. این وسط برای بازیگرانی مثل من که با کلی انگیزه به این عرصه آمده ایم ولی عضو هیچ باندی نیستیم و پشتوانه ای نداریم جایی وجود ندارد.
*خب پس برای شما هم مهم است که کارهای سینمایی بیشتری داشته باشید.
نه. حضور در یک کار خوب خیلی مهم تر است. حتی اگر کارنامه ام در سینما و تلویزیون همیشه همین قدر محدود کوچک باشد باز هم به هر قیمتی هر کاری را بازی نخواهم کرد و حتی اگر سینما و لتویزیون دیگر کار خوبی نداشته باشد که من بازی کنم راهم را به سمت تئاتر کج می کنم. من بازیگرم، دوست دارم بازی کنم، عشق سوپراستار شدن هم ندارم، خدا را شکر درآمدم هم وابسته به بازیگری نیست که بخواهم به هر قیمتی در هر کاری بازی کنم، حتی تحصیلاتم هم در یک رشته دیگر است و می توانم از آن کسب درآمد کنم و به صراحت می گویم اگر کار خوبی در سینما و تلویزیون وجود نداشت اصلا برایم مهم نیست که دیگر بازی هم نکنم چون هیچ وابستگی و تعلق خاطری به هیچ کدام از این دو مدیوم ندارم. شما در تلویزیون هم نگاه کنید، بعد از سریال رستگاران چند کار خوب ساخته شده که بخواهم حسرت حضور در آنها را داشته باشم؟
*اگر همه این حرف هایی که می زنید را قبول کنیم حضورتان در سریال «موج و صخره» که یک کار نوروزی، کمدی و کاملا متفاوت با سلیقه و نظر شما درمورد کارهایی که بازی می کنید است کاملا غیرقابل توجیه می شود.
«موج و صخره» یک کار کاملا دوستانه بود. دوستان در شرایطی که کارشان روی آنتن در حال پخش بود و با مشکلاتی مواجه شده بودند این کار را به من پیشنهاد دادند و من درحالی که در کیش سر یک پروژه دیگر بودم به دلیل احترام زیادی که برای تهیه کننده این کار قائل بودم و طی صحبت هایی که با کارگردان و تهیه کننده انجام دادم قبول کردم به آنها کمک کنم.
*خب این مسئله با آن سخت گیری که درباره اش صحبت کردید اصلا جور درنمی آید.
نه. مگر قرار بود «موج و صخره» به اندازه «رستگاران» دیده شود که من بخواهم به همان اندازه برایش سخت گیری کنم.
*مسلما سریال های عید دست کمی از سریال های ۹۰شبی ندارند و اگر مخاطبانشان بیشتر نباشد قطعا کمتر هم نیست.
ولی فکر می کنم «موج و صخره» انتخاب اشتباهی نبوده است. من هنوز هم سر حرفم درمورد سخت گیری برای انتخاب کارهایم هستم ولی مگر قرار است همه کارهای کارنامه کاری یک بازیگر از یک درجه اعتبار و اهمیت برخوردار باشد؟ من با سخت گیری هایی که کردم تا اینجا هم توانسته ام خودم را نگه دارم وگرنه معلوم نبود در چه کارهایی بازی می کردم. کارهایی که مسلما کمیت کارنامه کاری من را خیلی بالاتر می برد و از نظر مالی هم وضع بسیار بهتری پیدا می کردم ولی این وسط کیفیت کارهایم به شدت افت می کرد.
*کمی در مورد سریال پر حرف و حدیث «سقوط آزاد» که قبل از مصاحبه گفته بودید به شدت از آن دفاع می کنید صحبت کنیم. در جواب یکی از سوالات گفتید با هر نقش، زندگی آن را درک می کنید تا بتوانید تصویر دقیقی از آن به مخاطب ارائه دهید. این رسیدن به نقشفمسلمان زمان می برد. آن گونه که همه می دانند با این که نقش بسیار مهم و متفاوتی داشتید وقت چندانی در این سریال برای تان وجود نداشت. باتوجه به این مسئله چطور خودتان را به شخصیت «مانا» نزدیک کردید؟
این تایم کمی که شما می گویید مربوط به زمان تصویربرداری کار است والا من دومین بازیگری بودم که به کار اضافه شدم و حدود یک ماه در پیش تولید فرصت داشتم.
*طبق گفته نویسنده و کارگردان، متن فیلم نامه این سریال بارها بازنویسی شده و حتی بعضی سکانس ها تغییر کرده است. این مسئله قاعدتا باعث می شود که بیشتر توانایی نزدیک شدن به کلیت این شخصیت را داشته باشید نه جزئیات آن را. این مسئله مشکل ساز نبود؟
درمورد آگاهی از کلیت نقش حرف شما درست است ولی در همین نمای کلی دقیقا می دانستم که چه کاره است، قرار است چه کار کند، به کجا برود و چگونه رفتار کند و همین برای من کافی بود.
*یک دهه پیش رویا نونهالی با بازی در نقش «ناتاشا» در سریال خواب و بیدار یک شمایل جدید از زن های خلافکار را به مخاطب معرفی کرد. در این یک دهه ما هیچ نمونه مشابه دیگری از آن نوع نقش پیدا نکردیم تا اینکه تیزرهای سریال سقوط آزاد پخش و قسمت هایی از بازی شما دیده شد. با توجه به بعضی شباهت های شما با آن نقش نمی تردسیدید مردم با همان پس زمینه ای که از ناتاشا داشته اند شما را هم قضاوت کنند؟
من فکر می کنم روزنامه ها و مجلات این توقع را ایجاد کردند وگرنه مردم اصلا منتظر دیدن یک شبه ناتاشا یا تکرار آن نبودند. یک سری شیطنت ها در تیترها و مطالب که کمی هم روزنامه خودتان در آن سهیم است باعث شد ذهن مردم به سمت دیدن یک ناتاشای جدید منحرف شود. شخصیت من تنها شباهتش با ناتاشا این بود که زنی خلافکار و خطرناک است. چرا باید این دو نفر که دو دنیای کاملا متفاوت از هم دارند با هم مقایسه شوند.
ما در همان تایم کم که به اعتقادم علیرضا امینی توانست به شکل شاهکاری گلیم کار را از آب درآورد تمام تلاش مان را کردیم که این شخصیت متفاوت از کار درآید. من در این سریال یک سری کارهایی کردم که هیچ زن منفی در تلویزیون تا به حال نتوانسته بود آن کارها را انجام دهد. حرکات من در این سریال کاملا نسبت به ناتاشا متفاوت و جدید بود ولی بازهم در اجرا یک سری محدودیت ها برای اجرای آن کارها به وجود آمد چون یک کاراکتر زن بودم. مانا طبق فیلمنامه خیلی کارهای دیگر باید انجام می داد که نتوانست انجام دهد.
*خب نکته دقیقا همین است که شما با علم به اینکه این کاراکتر بنا به دلایل و محدودیت های کاملا مشخصی که در تلویزیون وجود دارد نمی تواند خیلی کارها را باتوجه به زن بودنش انجام دهد و با آگاهی بر همین محدودیت ها بازی در این نقش را قبول کردی.
من هم می گویم باتوجه به همین محدودیت ها یک سری کارهایی در این سریال کردم که هیچ زنی قبلا در تلویزیون نتوانسته بود آن را انجام دهد. این برای من به عنوان یک بازیگر خیلی مهم بود. کدام زنی در تلویزیون تا به حال موتورسواری کرده یا در سریالی صحنه تک تیراندازی داشته یا حتی از بالای یک ساختمان پایین پریده است؟
*یعنی همین نوآوری نقش و کارهایی که از آن یاد می کنید برای قبول این نقش از طرف شما کافی بود و اینکه شخصیت مانا چقدر پخته و نزدیک به واقعیت باشد و در درجه دوم اهمیت قرار داشت؟ چون این چیزهایی که می گویید تقریبا حس و حال ذوق کردن شما به عنوان یک بازیگر برای انجام کارهای عجیب و غریب را می رساند.
نه این ذوق نیست... البته ذوق هم هست. چرا نباشد؟ کدام بازیگر قبل از روناک یونسی توانسته این کارها را انجام دهد؟ این ها تجربه هستند. من این تجربه کردن را دوست داشتم. حالا اگر کسی فکر می کند که من فقط به خاطر چند حرکت اکشن حضور در این کار را پذیرفتم به خودش و تفکرش مربوط است. هیچ وقت هم دوست نداشتم شخص دیگری را تکرار کنم حتی اگر آن شخص بهترین تصویر از نقشی که آن را بازی می کنم ارائه داده باشد. من کار خودم را می کنم و انرژی و توانی که حس می کنم نقش احتیاج دارد را در زمان فیلمبرداری خرج می کنم.
*اما مسئله این جاست که شخصیت ناتاشا در یک دهه پیش کاملا با زمان مناسب و فیلمنامه کامل و مشخص و طبق یک مسیر از پیش برنامه ریزی شده طراحی و بازی شده درحالی که در سقوط آزاد، شما با محدودیت های زیادی از جمله زمان، تغییرات مکرر فیلمنامه و ممیزی روی نقشی که بازی می کنید مواجه بودید و این مسلما روی اجرای نقش شما تاثیر می گذارد. با این حال شما فشار تفکر مردم روی خودتان برای نشان دادن یک زن منفی کاملا متفاوت نسبت به ۱۰ سال پیش را احساس می کردید؟
نه. چون باز هم می گویم وقتی برای اولین بار فیلنامه را خواندم اصلا شباهتی بین «مانا» و «ناتاشا» نه در کاری که قرار است انجام دهد، نه در کنش و واکنش هایی که در طول داستان با آن مواجه است و نه حتی در رفتارهای شخصی اش ندیدم. من هم همان زمانی که فیلمنامه را می خواندم مثل شما از وجود یک شخصیت دیگری به نام ناتاشا خبر داشتم به همیند لیل خیلی روی این مسئله ریز شدم که این شباهت هایی که شما می گویید وجود نداشته باشد و واقعا هم وجود نداشت. مانا یک شبه کماندو و یک نظامی کاملا حرفه ای بود که اصلا برای اهداف آن سازمانی که برایش کار می کرد تربیت شده بود. تا اینجا هم خیلی تفاوت با آن ناتاشایی که شما و دیگر دوستان از آن دم می زنید و من را با آن مقایسه می کنید که به اعتقاد خودم اصلا مقایسه درستی نیست، متفاوت بود و به همین دلیل هم پذیرفتم که در این نقش بازی کنم.
*همه این ها مربوط به گذشته بود. الان سقوط آزاد پخش شده و واکنش هایی هم که از طرف مردم و منتقدان نسبت به آن صورت گرفته کاملا مشخص است. شما به عنوان بازیگر چقدر از نتیجه کار راضی هستید؟
درمورد واکنش ها باید بگویم که خیلی از نقدها غرض ورزانه و ناجوانمردانه بود. سایت... و روزنامه... (خانم یونسی اصرار داشتند که نام سایت و روزنامه در این مصاحبه آورده شود که به احترام دوستان مطبوعاتی از آوردن نام این رسانه ها خودداری کردیم) نقدهایی برای کار نوشتند که به نظرم بیشتر احساسات، موضع گیری ها و لج بازی های کودکانه و شخصی یک آدم بود نه یک نقد منصفانه و همه جانبه نسبت به یک کار. درمورد همه بازیگران بیشتر از اینکه بازی ها را نقد کنند چیزهای نامربوط دیگری را بیان کردند که به نظرم بیشتر قصد تخریب در کار بوده تا نقد سالم یک سریال.
من نمی گویم کار ما خالی از عیب و ایراد بوده، هیچ کس هم نگفت سریال فوق العاده ای ساخته شده و ما هم این را قبول داریم ولی نقدهایی وجو داشت که هم اشکالات را گفته بودند و هم نقاط ضعف را و من هم به عنوان بازیگر آنها را قبول کرده ام. قرار نیست که اگر نقدی به ما می شود حتما به به و چه چه باشد ولی باید در کنار ضعف های کار نقاط مثبت کار هم دیده شود که متاسفانه در خیلی از نقدها این قسمت اصلا لحاظ نشده بود. درمورد خودم هم باید بگویم که کاملا کار و نقشی که در آن بازی کرده ام را دوست دارم و با افتخار آن را در کارنامه کاری ام می گذارم.
*فکر می کنید اگر قرار باشد دوباره این سریال را با زمان کافی و فرصت بیشتر بسازند و شما هم در آن بازی کنید چقدر نتیجه کار با چیزی که دو ماه پیش از تلویزیون پخش شد فرق خواهد کرد؟
خیلی زیاد متفاوت خواهد بود. شاید نزدیک به ۵۰ درصد. ما بیشترین ضربه را در هنگام تدوین و صداگذاری خوردیم. خبر دارم که سریال تا کمتر از ۱۰ دقیقه مانده به پخش به تلویزیون می رسید و حتی یک روز هم به علت نرسیدن پخش نشد ما حتی زمان برای ساخت موسیقی نداشتیم و مجبور شدیم انتخاب موسیقی کنیم. با یک شرایط خیلی سخت کار ساخته شد. حتی بعضی جاها فکر می کنم تدوین به معنای واقعی انجام نشد چون بعدا دیدم که بعضی پلان هایی از من وجود دارد که خیلی بهتر از آن چیزی بوده که در تلویزیون پخش شده و همه این ها به دلیل همان وقت کمی بود که همه از آن خبر داریم و در این زمینه هم کاملا به گروه کارگردانی و تولید حق می دهم چون از فشار یکه تحمل می کردند کاملا مطلع هستم.
حتی معتقدم اگر همین کار دوباره هم ساخته نشود بلکه یک تدون دقیق روی آن انجام شود نتیجه بسیار متفاوت تری به وجود خواهد آمد. در نهایت امیدوارم مردم و منتقدان این کار و حتی کارهایی مثل این کار که در فشارهای شدید و استرس های فراوان ساخته می شود را کمی منصفانه تر و با آگاهی بیشتر از شرایط قضاوت و بررسی کنند تا هم عوامل خستگی کار به تن شان نماند و هم برای کارهای بعدی تجربه های بیشتر و مفیدتری کسب کنند.
روناک یونسی که ابتدا با فیلم «گرگ و میش» قاسم جعفری وارد عرصه بازیگری شد، با دو سریال موفق و پرمخاطب «گل های گرمسیری» و «رستگاران»، در تلویزیون مورد توجه مخاطبان قرار گرفت اما در چند سال اخیر سریال «خانه بی پرنده» و فیلم سینمایی ۱۸- او چندان نتوانست به اندازه کارهای قبلی اش مخاطبان را راضی کند تا اینکه امسال در هفته نیروی انتظامی شاهد پخش سریالی پلیسی با نام «سقوط آزاد» از این بازیگر بودیم: سریالی که با وجود سر و صدای فراوانی که به پا کرد، با حواشی بسیاری رو به رو شد. یونسی و دیگر بازیگران آن سریال، در آن مقطع ترجیح دادند در مقابل انتقاد رسانه ها نسبت به کارشان سکوت کنند و درباره علت حضورشان در این کار مطلبی به زبان نیاورند.
حالا با پخش سریال «تا رهایی» با بازی این بازیگر از شبکه یک، فرصت خوبی دست داده تا سراغ یونسی برویم و گفت و گویی با او انجام دهیم. البته گفت و گوی ما با یونسی چندان هم بی حاشیه نیست و او از همان ابتدایی مصاحبه، از روزنامه «هفت صبح» و خیلی از رسانه های دیگر به دلیل مقایسه او با ناتاشا در سریال خواب و بیدار گله می کند، درباره باندهای به قول خودش مافیایی بازیگری در سینما اطلاعاتی به ما می دهد و از سریال سقوط آزاد و نقش خودش در آن هم به شدت دفاع می کند. در ادامه متن کامل گفت و گوی ما با او را بخوانید.
*در یکی از مصاحبه های تان بعد از سریال «رستگاران» گفته بودید دوست ندارید در کارهای معمولی یا تکراری بازی کنید. سریال «تا رهایی» چه ویژگی بارزی داشت که شما را وسوسه کرد در آن بازی کنید؟
یکی از دلایل موافقت من برای حضور در این سریال، قانع شدنم از طرف گروه کارگردانی و تولید بود. البته خیلی به نتیجه مثبت ینرسیدیم ولی شرایط به گونه ای شد که با اینکه خیلی راغب نبودم در این کار بازی کنم ولی حضور در آن را پذیرفتم. اینجا هم به جرات و صراحت می گویم که این کار در کارنامه کاری ام از آن دسته کارهایی است که خودم از انجام آن راضی نیستم. البته کلیت سریال را کار ندارم، منظورم نقش و کاراکتر خودم در این سریال است. فکر می کنم الان هم نمی شود درمورد کار خیلی صحبت کرد چون اگر این سریال زمان خودش پخش می شد شاید می توانستیم با دید متفاوت تری به آن نگاه کنیم. فکر می کنم با شرایط متفاوتی که الان وجود دارد و جایگاه متفاوتی که در بازیگری پیدا کرده ام خیلی درست نباشد که درمورد آن کار اظهارنظر خاص یا قضاوتی داشته باشم.
*یعنی اگر سریال های دیگر شما هم در تلویزیون با تاخیر چند ساله برای پخش موجه می شدند ما شما بازهم مثل همین سریال با آنها برخورد می کردید؟
نه. من از تمام کارهایی که در تلویزیون انجام داده ام؛ از «گل های گرمسیری» گرفته تا «رستگاران» و حتی «خانه بی پرنده» و «سقوط آزاد» همیشه راضی بوده و هستم چون تمام آنها را با علاقه و فکر انتخاب کرده ام و همان گونه هم که قبلا گفته بودم در هیچ یک از این سریال ها نقش تکراری یا معمولی بازی نکرده ام. در این سریال، کمی از لحاظ بازیگری محدود بودم. دلیلش را هم نمی دانم ولی از آن جهت که در این سریال، نقش دختر یک خانواده مذهبی را دارم، امکان انجام بعضی کارها برایم میسر نیست. در حالی که در «رستگاران» اصلا به این شکل نبود. همان موقع این مسئله خیلی اذیتم می کرد و حتی خیلی هم دلسرد شدم و شاید به همین دلیل هم الان چنین نظری درباره آن سریال دارم. البته برخلاف خیلی دوستان که در چنین مواقعی کلا کاری که انجام داده اند را تکذیب می کنند، من این سریال را جزو کارنامه کاری ام می دانم فقط اگر این سریال در زمان حال به من پیشنهاد می شد آن را انتخاب نمی کردم.
*اتفاق جالبی که برای شما افتاده این است که مخاطب در کمتر از دو ماه دور روناک یونسی را در دو کار متفاوت می بیند؛ «سقوط آزاد» که امسال تولید شد و «تارهایی» که محصول چند سال پیش است. خودتان فکر می کنید از زمان بازی در «تا رهایی» تا به حال چقدر از نظر بازیگری پیشرفت داشته اید؟
یک حس و حالی همیشه در تم بازیگری من ثابت بوده. فکر می کنم الان نسبت به چند سال پیش فقط کمی پخته تر شده. من نه تحصیلات آکادمیک دارم و نه خیلی در این زمینه کتاب خوانده ام ولی همیشه سعی کرده ام از آدم هایی که قبولشان دارم و در کارهای مختلف همراهم بوده اند کسب تجربه کنم. همیشه براساس حس و حالی که نقش به من می دهد در کاری بازی می کنم، به همین دلیل خیلی متفاوت تر از زمانی که در «گرگ و میش» بودم بازی نمی کنم. فقط تجربه های این چند سال کمک بیشتری به بهتر درآوردن آن حس و حال کرده است. همیشه در بازیگری معتقد بودم که باید با نقشی که بازی می کنم زندگی کنم. اگر بتوانم به خوبی با آن ارتباط برقرار کنم و در کش کنم آن وقت مخاطب هم آن را باور می کند و به خوبی با آن ارتباط برقرار می کند.
*شما بازیگری را با فیلم سینمایی «گرگ و میش» آغاز کرده اید و بعد به تلویزیون آمدید. معمولا باتوجه به تفاوتی که مردم میان جایگاه سینما و تلویزیون قائل می شوند این مسئله را برای یک بازیگر افت کاری می دانند. خودتان فکر می کنید این از ضعف روناک یونسی بوده که نتوانسته در سینما بماند و به سمت تلویزیون کشیده شده؟ هرچند در تلویزیون با دو کار پرمخاطب توانستید مخاطبان تلویزیون را جذب کنید.
به نظرم زمان این گونه صحبت ها گذشته است. الان خیلی از بازیگران سینما در تلویزیون بازی می کنند. به جرات می گویم که در حال حاضر در تلویزیون کارهایی ساخته می شود که از لحاظ ساختار و مفهوم خیلی برتر از بعضی کارهای سینمایی هستند. الان فیلم هایی در سینما ساخته می شود که حتی بیست دقیقه هم نمی تواند مخاطب را در سالن نگه دارد ولی سریال هایی هم ساخته می شود که ۵۰ قسمت مخاطب را با خودش می کشاند. آن تفاوتی که شما می گویید وجود ندارد، چندتا فیلم برایتان مثال بزنم که بزرگترین و محبوب ترین سوپراستارهای سینما در آنها بازی می کنند ولی نیم فروشد؟
الان دیگر دوره سوپراستار سالاری گذشته، مخاطب خیلی باهوش تر از گذشته شده و کمتر گول اسم ها را در سینما می خورد. الان مخاطب دنبال قصه خوب است و برایش مهم نیست که چه مدیومی باشد. به همین دلیل هم الان هیچ تفاوتی نمی کند که بازیگر در کدام مدیوم کار کند، مهم این است که کاری که می کند خوب باشد. مردم هم او را در هر مدیومی می پذیرند و برایش جایگاه خوبی در ذهن خود درنظر می گیرند. ضمن اینکه من همین الان دو کار در سینما آماده اکران دارم و برای دو کار جدید هم قرارداد بستم و فقط در این بین حاضر نشدم کارهای ضعیف سینمایی که پیشنهاد می شد را قبول کنم.
*این حرف شما به این مفهوم است که از پنج سال پیش تا امروز هیچ کار سینمایی خوب و قابل قبولی به شما پیشنهاد نشده که بتواند کیفیت وکمیت همزمان کارنامه کاری شما را بالاتر ببرد؟
بله دقیقا. چون سینمای ما یک سینمای مافیایی است. سینمایی است که در آن همه در یک دایره بسته همدیگر را به کارهای مختلف پاس می دهند. کسانی هستند که سر هر کاری می روند فقط یک عده بازیگر خاص را با خودشان می برند. تیتراژ فیلم ها را نگاه کنید تا حرف های من را بهتر متوجه شوید. هرکجا اسم آقای فلانی هست اسم فلان بازیگر آقا وخانم هم دیده می شود. این وسط برای بازیگرانی مثل من که با کلی انگیزه به این عرصه آمده ایم ولی عضو هیچ باندی نیستیم و پشتوانه ای نداریم جایی وجود ندارد.
*خب پس برای شما هم مهم است که کارهای سینمایی بیشتری داشته باشید.
نه. حضور در یک کار خوب خیلی مهم تر است. حتی اگر کارنامه ام در سینما و تلویزیون همیشه همین قدر محدود کوچک باشد باز هم به هر قیمتی هر کاری را بازی نخواهم کرد و حتی اگر سینما و لتویزیون دیگر کار خوبی نداشته باشد که من بازی کنم راهم را به سمت تئاتر کج می کنم. من بازیگرم، دوست دارم بازی کنم، عشق سوپراستار شدن هم ندارم، خدا را شکر درآمدم هم وابسته به بازیگری نیست که بخواهم به هر قیمتی در هر کاری بازی کنم، حتی تحصیلاتم هم در یک رشته دیگر است و می توانم از آن کسب درآمد کنم و به صراحت می گویم اگر کار خوبی در سینما و تلویزیون وجود نداشت اصلا برایم مهم نیست که دیگر بازی هم نکنم چون هیچ وابستگی و تعلق خاطری به هیچ کدام از این دو مدیوم ندارم. شما در تلویزیون هم نگاه کنید، بعد از سریال رستگاران چند کار خوب ساخته شده که بخواهم حسرت حضور در آنها را داشته باشم؟
*اگر همه این حرف هایی که می زنید را قبول کنیم حضورتان در سریال «موج و صخره» که یک کار نوروزی، کمدی و کاملا متفاوت با سلیقه و نظر شما درمورد کارهایی که بازی می کنید است کاملا غیرقابل توجیه می شود.
«موج و صخره» یک کار کاملا دوستانه بود. دوستان در شرایطی که کارشان روی آنتن در حال پخش بود و با مشکلاتی مواجه شده بودند این کار را به من پیشنهاد دادند و من درحالی که در کیش سر یک پروژه دیگر بودم به دلیل احترام زیادی که برای تهیه کننده این کار قائل بودم و طی صحبت هایی که با کارگردان و تهیه کننده انجام دادم قبول کردم به آنها کمک کنم.
*خب این مسئله با آن سخت گیری که درباره اش صحبت کردید اصلا جور درنمی آید.
نه. مگر قرار بود «موج و صخره» به اندازه «رستگاران» دیده شود که من بخواهم به همان اندازه برایش سخت گیری کنم.
*مسلما سریال های عید دست کمی از سریال های ۹۰شبی ندارند و اگر مخاطبانشان بیشتر نباشد قطعا کمتر هم نیست.
ولی فکر می کنم «موج و صخره» انتخاب اشتباهی نبوده است. من هنوز هم سر حرفم درمورد سخت گیری برای انتخاب کارهایم هستم ولی مگر قرار است همه کارهای کارنامه کاری یک بازیگر از یک درجه اعتبار و اهمیت برخوردار باشد؟ من با سخت گیری هایی که کردم تا اینجا هم توانسته ام خودم را نگه دارم وگرنه معلوم نبود در چه کارهایی بازی می کردم. کارهایی که مسلما کمیت کارنامه کاری من را خیلی بالاتر می برد و از نظر مالی هم وضع بسیار بهتری پیدا می کردم ولی این وسط کیفیت کارهایم به شدت افت می کرد.
*کمی در مورد سریال پر حرف و حدیث «سقوط آزاد» که قبل از مصاحبه گفته بودید به شدت از آن دفاع می کنید صحبت کنیم. در جواب یکی از سوالات گفتید با هر نقش، زندگی آن را درک می کنید تا بتوانید تصویر دقیقی از آن به مخاطب ارائه دهید. این رسیدن به نقشفمسلمان زمان می برد. آن گونه که همه می دانند با این که نقش بسیار مهم و متفاوتی داشتید وقت چندانی در این سریال برای تان وجود نداشت. باتوجه به این مسئله چطور خودتان را به شخصیت «مانا» نزدیک کردید؟
این تایم کمی که شما می گویید مربوط به زمان تصویربرداری کار است والا من دومین بازیگری بودم که به کار اضافه شدم و حدود یک ماه در پیش تولید فرصت داشتم.
*طبق گفته نویسنده و کارگردان، متن فیلم نامه این سریال بارها بازنویسی شده و حتی بعضی سکانس ها تغییر کرده است. این مسئله قاعدتا باعث می شود که بیشتر توانایی نزدیک شدن به کلیت این شخصیت را داشته باشید نه جزئیات آن را. این مسئله مشکل ساز نبود؟
درمورد آگاهی از کلیت نقش حرف شما درست است ولی در همین نمای کلی دقیقا می دانستم که چه کاره است، قرار است چه کار کند، به کجا برود و چگونه رفتار کند و همین برای من کافی بود.
*یک دهه پیش رویا نونهالی با بازی در نقش «ناتاشا» در سریال خواب و بیدار یک شمایل جدید از زن های خلافکار را به مخاطب معرفی کرد. در این یک دهه ما هیچ نمونه مشابه دیگری از آن نوع نقش پیدا نکردیم تا اینکه تیزرهای سریال سقوط آزاد پخش و قسمت هایی از بازی شما دیده شد. با توجه به بعضی شباهت های شما با آن نقش نمی تردسیدید مردم با همان پس زمینه ای که از ناتاشا داشته اند شما را هم قضاوت کنند؟
من فکر می کنم روزنامه ها و مجلات این توقع را ایجاد کردند وگرنه مردم اصلا منتظر دیدن یک شبه ناتاشا یا تکرار آن نبودند. یک سری شیطنت ها در تیترها و مطالب که کمی هم روزنامه خودتان در آن سهیم است باعث شد ذهن مردم به سمت دیدن یک ناتاشای جدید منحرف شود. شخصیت من تنها شباهتش با ناتاشا این بود که زنی خلافکار و خطرناک است. چرا باید این دو نفر که دو دنیای کاملا متفاوت از هم دارند با هم مقایسه شوند.
ما در همان تایم کم که به اعتقادم علیرضا امینی توانست به شکل شاهکاری گلیم کار را از آب درآورد تمام تلاش مان را کردیم که این شخصیت متفاوت از کار درآید. من در این سریال یک سری کارهایی کردم که هیچ زن منفی در تلویزیون تا به حال نتوانسته بود آن کارها را انجام دهد. حرکات من در این سریال کاملا نسبت به ناتاشا متفاوت و جدید بود ولی بازهم در اجرا یک سری محدودیت ها برای اجرای آن کارها به وجود آمد چون یک کاراکتر زن بودم. مانا طبق فیلمنامه خیلی کارهای دیگر باید انجام می داد که نتوانست انجام دهد.
*خب نکته دقیقا همین است که شما با علم به اینکه این کاراکتر بنا به دلایل و محدودیت های کاملا مشخصی که در تلویزیون وجود دارد نمی تواند خیلی کارها را باتوجه به زن بودنش انجام دهد و با آگاهی بر همین محدودیت ها بازی در این نقش را قبول کردی.
من هم می گویم باتوجه به همین محدودیت ها یک سری کارهایی در این سریال کردم که هیچ زنی قبلا در تلویزیون نتوانسته بود آن را انجام دهد. این برای من به عنوان یک بازیگر خیلی مهم بود. کدام زنی در تلویزیون تا به حال موتورسواری کرده یا در سریالی صحنه تک تیراندازی داشته یا حتی از بالای یک ساختمان پایین پریده است؟
*یعنی همین نوآوری نقش و کارهایی که از آن یاد می کنید برای قبول این نقش از طرف شما کافی بود و اینکه شخصیت مانا چقدر پخته و نزدیک به واقعیت باشد و در درجه دوم اهمیت قرار داشت؟ چون این چیزهایی که می گویید تقریبا حس و حال ذوق کردن شما به عنوان یک بازیگر برای انجام کارهای عجیب و غریب را می رساند.
نه این ذوق نیست... البته ذوق هم هست. چرا نباشد؟ کدام بازیگر قبل از روناک یونسی توانسته این کارها را انجام دهد؟ این ها تجربه هستند. من این تجربه کردن را دوست داشتم. حالا اگر کسی فکر می کند که من فقط به خاطر چند حرکت اکشن حضور در این کار را پذیرفتم به خودش و تفکرش مربوط است. هیچ وقت هم دوست نداشتم شخص دیگری را تکرار کنم حتی اگر آن شخص بهترین تصویر از نقشی که آن را بازی می کنم ارائه داده باشد. من کار خودم را می کنم و انرژی و توانی که حس می کنم نقش احتیاج دارد را در زمان فیلمبرداری خرج می کنم.
*اما مسئله این جاست که شخصیت ناتاشا در یک دهه پیش کاملا با زمان مناسب و فیلمنامه کامل و مشخص و طبق یک مسیر از پیش برنامه ریزی شده طراحی و بازی شده درحالی که در سقوط آزاد، شما با محدودیت های زیادی از جمله زمان، تغییرات مکرر فیلمنامه و ممیزی روی نقشی که بازی می کنید مواجه بودید و این مسلما روی اجرای نقش شما تاثیر می گذارد. با این حال شما فشار تفکر مردم روی خودتان برای نشان دادن یک زن منفی کاملا متفاوت نسبت به ۱۰ سال پیش را احساس می کردید؟
نه. چون باز هم می گویم وقتی برای اولین بار فیلنامه را خواندم اصلا شباهتی بین «مانا» و «ناتاشا» نه در کاری که قرار است انجام دهد، نه در کنش و واکنش هایی که در طول داستان با آن مواجه است و نه حتی در رفتارهای شخصی اش ندیدم. من هم همان زمانی که فیلمنامه را می خواندم مثل شما از وجود یک شخصیت دیگری به نام ناتاشا خبر داشتم به همیند لیل خیلی روی این مسئله ریز شدم که این شباهت هایی که شما می گویید وجود نداشته باشد و واقعا هم وجود نداشت. مانا یک شبه کماندو و یک نظامی کاملا حرفه ای بود که اصلا برای اهداف آن سازمانی که برایش کار می کرد تربیت شده بود. تا اینجا هم خیلی تفاوت با آن ناتاشایی که شما و دیگر دوستان از آن دم می زنید و من را با آن مقایسه می کنید که به اعتقاد خودم اصلا مقایسه درستی نیست، متفاوت بود و به همین دلیل هم پذیرفتم که در این نقش بازی کنم.
*همه این ها مربوط به گذشته بود. الان سقوط آزاد پخش شده و واکنش هایی هم که از طرف مردم و منتقدان نسبت به آن صورت گرفته کاملا مشخص است. شما به عنوان بازیگر چقدر از نتیجه کار راضی هستید؟
درمورد واکنش ها باید بگویم که خیلی از نقدها غرض ورزانه و ناجوانمردانه بود. سایت... و روزنامه... (خانم یونسی اصرار داشتند که نام سایت و روزنامه در این مصاحبه آورده شود که به احترام دوستان مطبوعاتی از آوردن نام این رسانه ها خودداری کردیم) نقدهایی برای کار نوشتند که به نظرم بیشتر احساسات، موضع گیری ها و لج بازی های کودکانه و شخصی یک آدم بود نه یک نقد منصفانه و همه جانبه نسبت به یک کار. درمورد همه بازیگران بیشتر از اینکه بازی ها را نقد کنند چیزهای نامربوط دیگری را بیان کردند که به نظرم بیشتر قصد تخریب در کار بوده تا نقد سالم یک سریال.
من نمی گویم کار ما خالی از عیب و ایراد بوده، هیچ کس هم نگفت سریال فوق العاده ای ساخته شده و ما هم این را قبول داریم ولی نقدهایی وجو داشت که هم اشکالات را گفته بودند و هم نقاط ضعف را و من هم به عنوان بازیگر آنها را قبول کرده ام. قرار نیست که اگر نقدی به ما می شود حتما به به و چه چه باشد ولی باید در کنار ضعف های کار نقاط مثبت کار هم دیده شود که متاسفانه در خیلی از نقدها این قسمت اصلا لحاظ نشده بود. درمورد خودم هم باید بگویم که کاملا کار و نقشی که در آن بازی کرده ام را دوست دارم و با افتخار آن را در کارنامه کاری ام می گذارم.
*فکر می کنید اگر قرار باشد دوباره این سریال را با زمان کافی و فرصت بیشتر بسازند و شما هم در آن بازی کنید چقدر نتیجه کار با چیزی که دو ماه پیش از تلویزیون پخش شد فرق خواهد کرد؟
خیلی زیاد متفاوت خواهد بود. شاید نزدیک به ۵۰ درصد. ما بیشترین ضربه را در هنگام تدوین و صداگذاری خوردیم. خبر دارم که سریال تا کمتر از ۱۰ دقیقه مانده به پخش به تلویزیون می رسید و حتی یک روز هم به علت نرسیدن پخش نشد ما حتی زمان برای ساخت موسیقی نداشتیم و مجبور شدیم انتخاب موسیقی کنیم. با یک شرایط خیلی سخت کار ساخته شد. حتی بعضی جاها فکر می کنم تدوین به معنای واقعی انجام نشد چون بعدا دیدم که بعضی پلان هایی از من وجود دارد که خیلی بهتر از آن چیزی بوده که در تلویزیون پخش شده و همه این ها به دلیل همان وقت کمی بود که همه از آن خبر داریم و در این زمینه هم کاملا به گروه کارگردانی و تولید حق می دهم چون از فشار یکه تحمل می کردند کاملا مطلع هستم.
حتی معتقدم اگر همین کار دوباره هم ساخته نشود بلکه یک تدون دقیق روی آن انجام شود نتیجه بسیار متفاوت تری به وجود خواهد آمد. در نهایت امیدوارم مردم و منتقدان این کار و حتی کارهایی مثل این کار که در فشارهای شدید و استرس های فراوان ساخته می شود را کمی منصفانه تر و با آگاهی بیشتر از شرایط قضاوت و بررسی کنند تا هم عوامل خستگی کار به تن شان نماند و هم برای کارهای بعدی تجربه های بیشتر و مفیدتری کسب کنند.
تبلیغات متنی
-
خودش و دخترش؛ خانوادهای که خیلی در خبرها حضور دارند
-
این روش خرید فیترشکن در ایران رواج یافته است
-
تصمیمی که دانشجوها را به حاشیه راند
-
تصاویر قایق انتحاری مخصوص زدن ناو هواپیمابر
-
قتل همسر و مادر زن به خاطر سه میلیارد طلا
-
افشاگری معاون پزشکیان از تأخیر در اتصال اینترنت
-
پیشبینی هوای تهران طی ۲ روز آینده
-
ترامپ چارچوب توافق احتمالی با ایران را اعلام کرد
-
احسان کرمی و گلشیفته فراهانی هر دو اپوزیسیوناند، اما این کجا و آن کجا!
-
تلفات استقلال در نقل و انتقالات زمستانی!
-
روایت جنجالی از سرنوشت دانشآموزان در حوادث اخیر
-
برای آنها که در عزای عزیزانشان خستگیناپذیر میرقصند
-
عصبانیت کیهان از دیدار معاون پزشکیان با زنان زندانی حوادث اخیر
-
آیا این میوه، فشار و چربی خون را کاهش میدهد؟
-
کیتهای فصل بعد بارسلونا لو رفت!
-
خودش و دخترش؛ خانوادهای که خیلی در خبرها حضور دارند
-
پیشبینی هوای تهران طی ۲ روز آینده
-
ترامپ چارچوب توافق احتمالی با ایران را اعلام کرد
-
برای آنها که در عزای عزیزانشان خستگیناپذیر میرقصند
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
خبر مربوط به عقبنشینی لینکلن کار ایرانیها بود!
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
فرهیختگان: بهترین زمان حمله آمریکا، الان بود
-
واکنش رسمی عربستان به خبر حمایت از حمله به ایران
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
فرود هواپیمای مرموز روسی در تهران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل




نظر کاربران
مصاحبه این خانم از خود راضی ام گذاشتن میخواد...حیـــــــــــــــــف واقعااا...............................من موندم چطور به این سوالا جواب داده هر مصاحبه ما ازش خوندیم در جواب سوالاش گفته جوابش به شما مربوط نیست...
پاسخ ها
سارا باهات موافقم
درسته خیلی مغروره ولی بازیش بدک نیس اما مث اینه ک فک میکنه از دماغ فیل افتاده سارا جون باهات موافقم