۲۸ سال بعد از مرد آفتابی؛ وقتی کمدی هنوز قهرمان داشت
شاید مهمترین دلیل ماندگاری «مرد آفتابی» این باشد که به مخاطب احترام میگذاشت. فیلمی که بدون شوخیهای سخیف، بدون اتکا به حاشیه و بدون اغراق، توانست هم مردم را بخنداند و هم از رفاقت، وفاداری و مرام حرف بزند.
برترینها: ۲۸ سال از روزی میگذرد که «مرد آفتابی» به کارگردانی همایون اسعدیان، چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۷۷ روی پرده سینماهای ایران رفت. فیلمی که در سینماهایی مانند بلوار، آفریقا، آسیا، فردوسی، تیسفون و قیام اکران شد و در پایان سال با جذب ۸۰۱ هزار تماشاگر و فروش ۱۸۷ میلیون تومانی، نام خود را در میان ۱۰ فیلم پرفروش سال ۱۳۷۷ ثبت کرد.
«مرد آفتابی» امروز شاید به اندازه برخی آثار کمدی دهه هفتاد در حافظه جمعی زنده نباشد، اما مرور دوباره آن یادآور دورهای است که سینمای کمدی ایران هنوز بر پایه فیلمنامه، شخصیتپردازی و قصه پیش میرفت؛ نه شوخیهای دمدستی، نه کمدیهای آپارتمانی و نه بازی با حواشی فضای مجازی. فیلم همایون اسعدیان در همان سالها تلاش کرد یک قهرمان مردمی خلق کند؛ شخصیتی که بیش از آنکه عاشق باشد، رفیق بود و همین رفاقت موتور محرک تمام داستان میشد.
نوستالژی دهه هفتاد؛ زمانی که کمدی قصه داشت
فیلم، داستان اکبر (اکبر عبدی) و حمید (حمید جبلی) را روایت میکند؛ دو دوست قدیمی که برای کار و ساختن آیندهای بهتر راهی ژاپن میشوند. اما زندگی در غربت مطابق انتظارشان پیش نمیرود و آنها ناخواسته وارد ماجراهایی پرتنش میشوند؛ از درگیری با خلافکاران گرفته تا مسابقه بوکسی که سرنوشت هر دو را تغییر میدهد. در تمام این مسیر، اکبر حاضر است برای نجات دوستش هر هزینهای بدهد. حتی اگر صورتش زیر مشتهای حریف کبود شود یا تا مرز مرگ پیش برود. پایان مسابقه بوکس، با چهره خونین و ورمکرده اکبر، یکی از ماندگارترین تصاویر کمدی دهه هفتاد را ساخت؛ جایی که قهرمان فیلم بر خلاف قواعد مرسوم (شکست همه رقبا) با وفاداری به رفیقش پیروز میشود. همین نگاه باعث شد «مرد آفتابی» به نوعی ادامه سنت قهرمانان فیلمفارسی باشد؛ قهرمانهایی که زور بازو داشتند اما مهمتر از آن، مرام و معرفت داشتند.
تماشای «مرد آفتابی» بعد از نزدیک به سه دهه، بیش از هر چیز حسرتی برای کمدی امروز به جا میگذارد. فیلم متعلق به دورهای است که آثار طنز، علاوه بر خنداندن، شخصیت میساختند و قصه تعریف میکردند. همایون اسعدیان در این فیلم، از دل یک موقعیت ساده، روایتی خلق میکند که هم لحظات کمیک دارد، هم صحنههای احساسی و هم قهرمانی که مخاطب میتواند با او همذاتپنداری کند. به همین دلیل است که «مرد آفتابی» هنوز هم برای بسیاری از علاقهمندان سینمای دهه هفتاد، اثری دوستداشتنی محسوب میشود.
سرنوشت بازیگران؛ از بیماری تا مهاجرت
اکبر عبدی در سالهای اخیر بیش از آنکه با نقشهای تازه دیده شود، با اخبار مربوط به وضعیت جسمانیاش خبرساز بوده است. او سالهاست که حضورش در سینما بسیار محدود شده، اما همچنان یکی از مهمترین کمدینهای تاریخ سینمای ایران در دهههای 60 و 70 به شمار میرود. حمید جبلی، زوج دوستداشتنی اکبر عبدی در «مرد آفتابی»، سالهاست از بازیگری فاصله گرفته است. او که با آثاری چون «کلاهقرمزی»، «مادر» و خواب سفید» در ذهن مخاطبان ماندگار شده، ترجیح داده زندگی آرامتری داشته باشد و دیگر علاقهای به حضور مداوم مقابل دوربین نشان نداده است. فاطمه معتمدآریا نیز طی سالهای اخیر و پس از اتخاذ مواضع متفاوت به فرانسه مهاجرت کرده و به نوعی از جریان رسمی سینمای ایران کاملا دور مانده است. رضا بابک، یکی از چهرههای خاطرهساز سینما و تلویزیون، این روزها کمکارتر از همیشه است. او بیشتر در محافل فرهنگی و هنری حضور دارد. غلامحسین لطفی نیز مثل رضا بابک سالهاست فعالیت پررنگی در سینما و تلویزیون ندارد. مهری ودادیان و فاطمه طاهری نیز دیگر در میان ما نیستند.

«مرد آفتابی»؛ یادگار روزهای خوب کمدی ایران
شاید مهمترین دلیل ماندگاری «مرد آفتابی» این باشد که به مخاطب احترام میگذاشت. حالا که ۲۸ سال از اکران آن گذشته، مرور دوباره «مرد آفتابی» یادآوری دورانیست که کمدی ایرانی هنوز برای ساختن قهرمان، نوشتن فیلمنامه و خلق شخصیت وقت میگذاشت؛ دورانی که خنده، حاصل قصه بود و فیلمنامه از تکرار شوخیهای مصرفی حذر میکرد. شاید به همین دلیل است که بسیاری هنوز هم این فیلم را یکی از کمدیهای شریف و خاطرهانگیز دهه هفتاد میدانند.
ارسال نظر