درباره «خانه دختر» و داستان ملتهب اش
از جایی که فضای معما گونه ی فیلم آغاز می شود تلاش بیننده برای کسب رازمرگ بهار شدت می یابد ،چراهای گوناگونی به ذهن فشار می آورند چرا دختری در روز عروسی اش فوت میکند اما پدرش تمایلی برای گرفتن یک ختم باشکوه ندارد ؟چرا خانواده ی دختر آن اندازه که باید اندوهگین نیستند؟
برترین ها - ایمان عبدلی: حالا که خبر احتمال توقیف (خانه ی دختر) منتشر شده است نوشتن در مورد این فیلم سخت تر شده است ،فیلمی با فرمی بیشتر تلویزیونی تا سینمایی اما با داستان و فیلمنامه ای بکر که کمتر کسی تا امروز به خودش جرات ساختن چنین داستانی را داده است، اینکه سوژه ملتهب باشد از کسی مثل پرویز شهبازی بعید نیست او جامعه ی گیر کرده بین سنت و مدرنیته ی ایرانی را به خوبی میشناسد و با تنگناهایی که یک جوان در امروز ایران دچار آن خواهد شد به خوبی آشناست ،در آثاری مشابه (خانه دختر) بنا به ملتهب بودن سوژه ی فیلم ،توجه به مسایل فنی و کیفیت سینمایی به میزان زیادی کاهش می یابد، کما اینکه در روزهای جشنواره آنچه که باعث کنجکاوی مردم و ترغیب آنان برای تماشای فیلم شده بود بیشتر از آنکه مربوط به کارگردانی فیلم و یا کیفیت بازی های فیلم باشد مربوط به داستان آن بود .

شاه حسینی که بیشتراو را با آثار تلویزیونی اش میشناسیم موفق شده حامد بهداد را در نقشی که استعداد عصیان زیادی دارد کنترل کند و حرکات اگزجره ی او را در چهارچوب داستان قرار بدهد، از همین رو بازی بهداد کمی متفاوت نشان می دهد. دومین موفقیت کارگردان ایجاد تضاد در احساسات بیننده با استفاده از فضاسازی روز عروسی می باشد، ما با دو کاراکتر جوان فیلم با بازی (پگاه آهنگرانی و باران کوثری)در فضای روز عروسی دوست مشترکشان (رعنا آزادی ور) همراه می شویم ،خرید عروسی، نصب پرده ،فضای شاد ابتدای فیلم، دنیایی شاد و بی عیب و نقص را پیش رویمان می گذارد. در دقایقی که گمان می کنیم دلیل پرداخت چنین داستانی چیست؟ نقطه عطف و گره ی اساسی فیلم با خبر مرگ مشکوک عروس در روز عروسی اش اتفاق می افتد ،فیلم از این نقطه به بعد وارد ژانر معمایی می شود تا اواسط فیلم که دوباره تغییر فضا می دهد و این بار با اثری تلخ و گزنده و با انتقادات کمتر دیده شده ی اجتماعی مواجه ایم .

از جایی که فضای معما گونه ی فیلم آغاز می شود تلاش بیننده برای کسب رازمرگ بهار شدت می یابد ،چراهای گوناگونی به ذهن فشار می آورند چرا دختری در روز عروسی اش فوت میکند اما پدرش تمایلی برای گرفتن یک ختم باشکوه ندارد ؟چرا خانواده ی دختر آن اندازه که باید اندوهگین نیستند؟

واکنش نامزد او: منصور چرا انقدر بهت زده است؟ حالا غم مرگ بهار به کلی فراموش شده است و راز مرگ او مهمترین مساله ی داستان است، این روال با تمرکز داستانی که داستانک های فرعی و خرده روایتی ندارد ادامه پیدا می کند، فیلم خلوت شاه حسینی که به نظر تلاش شده تا حد زیادی بر فیلمنامه استوار باشد در نیمه های کار تغییر لحن می دهد ورود به دنیای اسرار مگوهای تاثیر گذار جامعه ی سنت زده تماشاچی را شوکه می کند،از همین نقطه به بعد فیلم حساسیت بر انگیز می شود مادر و خاله ی منصور با بازی رویاتیموریان و بهناز جعفری و با نشانه هایی مثل: دستکش تیموریان، نوع پوشش او و مقنعه ای که در فرمی کاملا مذهبی پیچیده شده، عروس را برای آزمایش بکارت در موقعیتی غافلگیرانه به مطب دکتر می برند و...

تقابل خانواده ای مذهبی که نیت خیر دارند با دختری شبه مدرن که دغدغه های دیگری دارد، زندگی منصور را که حاضر است دروغ بشنود اما هر چیزی را نشنود، در معرض فاجعه قرار می دهد، بهار که با نوع پوشش و طرز رفتارش درمی یابیم کمتر پایبند به مذهب است اخلاق را رعایت می کند و ما این را با نشانه در می یابیم، سکانسی که منصور قصد گرفتن دست های بهار را دارد و با امتناع او مواجه می شود و دلیل بهار مبنی بر نامحرم بودن آنها از جمله نشانه های موجز اما گویای فیلم است، به طوری کلی از بارزترین نکات فیلمنامه و کارگردانی نوع شخصیت پردازی سازندگان آن است. توجه کنید به دیالوگ های ردو بدل شده بین دوستان بهار که جشن عروسی تفکیک شده را به امل بودن خانواده ی داماد نسبت می دهند در اینجا هم شخصیت پگاه آهنگررانی پردازش شده و هم نشانه ای از دنیای داستانی فیلم را دریافت می کنیم.

فیلم( خانه ی دختر) همان طور که در نیمه ابتدایی می بینیم داستانی تصویری فارغ از قضاوت برای نشان دادن پس از فاجعه است، نشان دادن موقعیتی که تمام آدم ها در آن قصد خیر دارند اما آنچه که در عمل اتفاق می افتد الزاما خیر نیست ،حسرتی که با این فیلم می ماند: پرداخت تلویزیونی فیلم است ،البته عده ای هم با مرگ بهار بدین شکل اگر خودکشی را عامل مرگ بدانیم کنار نیامدند، مخالفان وقایع داستان را افراطی و خلاف واقع می دانستند حداقل در شهرهای بزرگ و جوامع بازتر، ،نکته ی قابل ذکر دیگر اینکه با توقیف و عدم نمایش چنین آثاری فقط و فقط زشتی ها را در پستو کرده ایم اما نمایش چنین آثاری که از ناگفته های اجتماع می گویند کمترین کارکردی که دارد تکانه ای است که افراد را دچار میکند خواه یک فرد عادی و یا یک مقام مسئول ،کاش شرایط به گونه ای پیش برود که خانه ی دختر در کنار خانه ی پدری نباشد.

شاه حسینی که بیشتراو را با آثار تلویزیونی اش میشناسیم موفق شده حامد بهداد را در نقشی که استعداد عصیان زیادی دارد کنترل کند و حرکات اگزجره ی او را در چهارچوب داستان قرار بدهد، از همین رو بازی بهداد کمی متفاوت نشان می دهد. دومین موفقیت کارگردان ایجاد تضاد در احساسات بیننده با استفاده از فضاسازی روز عروسی می باشد، ما با دو کاراکتر جوان فیلم با بازی (پگاه آهنگرانی و باران کوثری)در فضای روز عروسی دوست مشترکشان (رعنا آزادی ور) همراه می شویم ،خرید عروسی، نصب پرده ،فضای شاد ابتدای فیلم، دنیایی شاد و بی عیب و نقص را پیش رویمان می گذارد. در دقایقی که گمان می کنیم دلیل پرداخت چنین داستانی چیست؟ نقطه عطف و گره ی اساسی فیلم با خبر مرگ مشکوک عروس در روز عروسی اش اتفاق می افتد ،فیلم از این نقطه به بعد وارد ژانر معمایی می شود تا اواسط فیلم که دوباره تغییر فضا می دهد و این بار با اثری تلخ و گزنده و با انتقادات کمتر دیده شده ی اجتماعی مواجه ایم .

از جایی که فضای معما گونه ی فیلم آغاز می شود تلاش بیننده برای کسب رازمرگ بهار شدت می یابد ،چراهای گوناگونی به ذهن فشار می آورند چرا دختری در روز عروسی اش فوت میکند اما پدرش تمایلی برای گرفتن یک ختم باشکوه ندارد ؟چرا خانواده ی دختر آن اندازه که باید اندوهگین نیستند؟

واکنش نامزد او: منصور چرا انقدر بهت زده است؟ حالا غم مرگ بهار به کلی فراموش شده است و راز مرگ او مهمترین مساله ی داستان است، این روال با تمرکز داستانی که داستانک های فرعی و خرده روایتی ندارد ادامه پیدا می کند، فیلم خلوت شاه حسینی که به نظر تلاش شده تا حد زیادی بر فیلمنامه استوار باشد در نیمه های کار تغییر لحن می دهد ورود به دنیای اسرار مگوهای تاثیر گذار جامعه ی سنت زده تماشاچی را شوکه می کند،از همین نقطه به بعد فیلم حساسیت بر انگیز می شود مادر و خاله ی منصور با بازی رویاتیموریان و بهناز جعفری و با نشانه هایی مثل: دستکش تیموریان، نوع پوشش او و مقنعه ای که در فرمی کاملا مذهبی پیچیده شده، عروس را برای آزمایش بکارت در موقعیتی غافلگیرانه به مطب دکتر می برند و...

تقابل خانواده ای مذهبی که نیت خیر دارند با دختری شبه مدرن که دغدغه های دیگری دارد، زندگی منصور را که حاضر است دروغ بشنود اما هر چیزی را نشنود، در معرض فاجعه قرار می دهد، بهار که با نوع پوشش و طرز رفتارش درمی یابیم کمتر پایبند به مذهب است اخلاق را رعایت می کند و ما این را با نشانه در می یابیم، سکانسی که منصور قصد گرفتن دست های بهار را دارد و با امتناع او مواجه می شود و دلیل بهار مبنی بر نامحرم بودن آنها از جمله نشانه های موجز اما گویای فیلم است، به طوری کلی از بارزترین نکات فیلمنامه و کارگردانی نوع شخصیت پردازی سازندگان آن است. توجه کنید به دیالوگ های ردو بدل شده بین دوستان بهار که جشن عروسی تفکیک شده را به امل بودن خانواده ی داماد نسبت می دهند در اینجا هم شخصیت پگاه آهنگررانی پردازش شده و هم نشانه ای از دنیای داستانی فیلم را دریافت می کنیم.

تبلیغات متنی
-
احتمال وقوع طوفانِ گرد و خاک در تهران
-
بریتانیا: ما وارد رویارویی با ایران نخواهیم شد
-
ماجرای یک چوپان که پایگاه اسرائیل بیخ گوش ایران را لو داد
-
یک اظهارنظر تازه درباره وصل شدن اینترنت
-
واکنش ایران به ادعای ریختن نفت استخراجی به دریا
-
انفجار مهیب در اراک؛ یک منزل مسکونی تخریب شد
-
تصویری خاص از شهیدان حاجیزاده و تنگسیری
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
بهترین جراح فیستول در تهران + معرفی ۵ دکتر برتر و باتجربه
-
نظر پرواز همای درباره مقایسهاش با شکیرا!
-
تاریخ کنسرت معین در استانبول مشخص شد
-
اظهارات جنجالی یک نماینده درباره سلاح سری ایران
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
شناسایی اولین قورباغه درختی آبیرنگ در ایران
-
اینترنت ۵G بیخ گوش ایران فعال شد
-
احتمال وقوع طوفانِ گرد و خاک در تهران
-
ماجرای یک چوپان که پایگاه اسرائیل بیخ گوش ایران را لو داد
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
بیسیمچیمدیا: هدف مراد ویسی فقط درآمدزایی است
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
فارس: مولوی عبدالحمید همکار ترامپ و نتانیاهو شد
-
یک اسلایس پیتزا در فضای مجازی باعث درگیری شد
-
پاسخ به یک شایعه جنجالی درباره جزیره خارک
-
سرقت موتور کولرهای آبی با ترفندی حیرتانگیز!
-
بخشی از املاک علی کریمی توقیف شد
-
عرفان شکورزاده اعدام شد
-
انتقاد صریح از چند شرط عجیب تاج برای فیفا
-
سلام بر ایران ۱۴۰۵؛ یخچال ۲۸۰ میلیون، حقوق ۱۶ میلیون!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بهار نبود سمیرا بود خخخخ
بهار نه سمیرا.
بازی حامد بهداد افتضاحه من اصلا خوشم نمیاد
اول نقد شما رو خوندم....بعد با شوق فیلم رو دیدم. و منتظر یه داستان بکر بودم از ناگفته های جامعه که دغدغه مردم جامعه رو به تصویر بکشه. اما هیچکدوم اتفاق نیوفتاد!! هر چه هم که سعی میکردم بخش های سانسور شده رو تصور کنم و به فیلم اضافه کنم اما بازم اونی که باید میشد نشد!!! دریافت من پس از تماشای با دقت فیلم این هست که علی رغم توصیفات دلپذیر از این اثر البته مخصوصا بدون سانسور اون.. اما در خیلی از جاهای داستان خلاف چیزی که واقعا در جامعه وجود داره رو میبینیم!! و اتفاقا فیلم پر هست از قضاوت های نابجا....
این رو ازین بابت میگم که من هم از طبقه متوسط ، نیمه مذهبی و نیمه سنتی جامعه هستم. و مثلا نمیتونم بپذیرم که عروس و دامادی با رفتار و مسلک و مناسباتی که بین سمیرا و نامزدش هست و اتفاقا میبینیم که هیچکدوم چندان مذهبی هم نیستن...اما چطور صیغه همدیگر هم نیستن!!! و تا روز قبل از عروسی هم حتی دست همدیگه رو نگرفتن!!!! همین چیز به ظاهر ساده نشون میده که گاهی نویسنده های ما در یسری مسائل آشنایی حقیقی با عرف جامعه و مسائل رایج بین اقشار مختلف جامعه ندارند. به همین دلیل هست که 99 درصد داستان فیلم های ما تبدیل شده به استثناهایی که قرااار هست یروزی یه دردی رو ازین جامعه درمان کنه!!! اما دریغ که هنوز مهم ترین دغدغه های مردم منتظر زاویه دید درست و جدیدی از فیلمسازان هوشمندتری هست که قصد دارن برای این جامعه فیلم بسازند نه یک جامعه خیالی!!!!
از این فیلم هیچی نفهمیدم
به نطر من پدر خانواده بعد از مرگ همسرش یک ادم بی حس میشود (طبق گفته ی ستاره )
و در این خانه مردهای زیادی رفت و امد میکردند به چند دلیل
1-چون در دادگاه پدر از منصور میپرسد تو به این دختر دست زدی اگه زده باشی میفهمم کاره کیه
که میخواد بفهمه منصور قضیه رو میدونه یا نه
2- وقتی دختر ها از جلوی در اتاق رد میشوند می ایستند و چند ثانیه نگاه میکنند
3-اسم فیلم که به همین موضوع اشاره داره
4-و بنگاه داره که میگه میدونستم شما از جا میرید
5-و...