تو چقدر خود یارویی!
خاطره بازی با عمو خسرو به بهانه اکران آخرین فیلمش
اهمیت اکران فیلم «شب» پس از چند سال در این است که مرحوم خسرو شکیبایی در این فیلم بازی درخشانی داشته و یکی از آخرین فیلم هایش است و آخرین فیلم غیرتکراری و اکران نشده اوست که می بینیم.
تماشا : اهمیت اکران فیلم «شب» پس از چند سال در این است که مرحوم خسرو شکیبایی در این فیلم بازی درخشانی داشته و یکی از آخرین فیلم هایش است و آخرین فیلم غیرتکراری و اکران نشده اوست که می بینیم.
او در این فیلم رو به روی عزت انتظامی بازی کرده است. همین کافی است که خاطره بازها، اکران شب را دیدنی تر و مهم تر از حد یک اکران عمومی بدانند. زیرا این همکاری دو نفره در این فیلم یادآور دو همکاری دیگر این دو بازیگر است که به بهترین و خاطره انگیزترین تقابل ها در سینمای ایران تبدیل شد یعنی «حکم» و «هامون». همزمان با اکران شب و به مناسبت آخرین دیدار با خسرو شکیبایی از چند تن از کارگردانانی که با او همکاری زیادی داشتند، پرسیدیم که کدام یکی از آثار او را بیشتر دوست دارند و اگر هم خاطره ای از او دارند برایمان بگویند. این خاطره بازی را به آنهایی تقدیم می کنیم که مثل ما عاشق عمو خسرو هستند.
سیرویس الوند، کارگردان «یک بار برای همیشه» و «مزاحم»
من ۳ تا کار از او را بیشتر از همه دوست دارم؛ «روزی روزگاری»، «هامون» و یکی از فیلم های خودم یعنی «یک بار برای همیشه». او در هر سه این فیلم ها سه اجرای کاملا متفاوت داشت چون در هرکدام عهده دار سه نقشی بود که واقعا با هم تفاوت داشتند. او در اجرای هرکدام شیوه ای جدید از خودش بروز می داد و همیشه به کارگردان هم مشورت می داد و اتفاقا پیشنهادهای سازنده ای را هم در طول کار ارائه می داد. یکی از خاطراتی که با او در ذهنم هست این است که من همیشه به او می گفتم:«تو دستت بازه و آزادی هر خلاقیتی داری بروز بدی».
قبل از فیلمبرداری همیشه دیالوگ ها را با هم تمرین می کردیم و برای او می خواندم؛ همیشه به من می گفت:«تو چقدر خوب این دیالوگ ها را می گی تو چقدر خود یارویی!»
بهش می گفتم:«شوخی نکن»
و می گفت:«خودت یه دور برام بازیکن ببینم برداشتت از این چیه»
و همیشه با توجه به منظور من عالی نقش را ایفا می کرد.
مهدی صباغ زاده، کارگردان «جست و جو در جزیره»، «صبحانه ای برای دو نفر» و «پیشنهاد 50 میلیونی»
من «صبحانه ای برای دو نفر» و «هامون» را خیلی دوست دارم به خاطر اینکه او در این دو فیلم نقش هایی را بازی کرد که واقعا سخت بود و این سختی نقش استرس زیادی به بازیگر می دهد اما شکیبایی خیلی خوب توانسته بود از عهده ایفای این دو کاراکتر بربیاید. من خاطرات خوبی با او دارم خصوصا برای فیلم «جست و جو در جزیره» که اولین همکاری من با او بود. در کیش خاطرات زیادی با هم داشتیم. او بازیگری است که خیلی سرزنده و سرحال بود و همیشه پر از نشاط و تحرک بود. جایش خالیست.
امرالله احمدجو، کارگردان «روزی روزگاری» و «تفنگ سرپر»
قبل از اینکه او را در تلویزیون یا سینما ببینم در تله تئاتری به نام «مدرس» با بازی او آشنا شدم و باعث شد که به شدت جذب او شوم. من اغلب کارهای ایشان را دوست داشتم خصوصا «هامون» را. بعد از هامون در هر کاری قبل از هر بازیگر دیگری از او دعوت می کردم. برایم فرقی نداشت که او در اثر من نقشی کوتاه داشته باشد یا بلند فقط می خواستم که حضور داشته باشد. من مرحوم شکیبایی را در همه فیلم هایی که با داریوش مهرجویی همکاری کرد دوست داشتم. خاطرات فراوانی با او دارم که بعد از فوتش هم خیلی از آنها را نقل کردم اما دیروز خاطره ای از او یادم آمد که شاید شنیدنش جالب باشد.
من همیشه عادت داشتم که قبل از شروع فیلمبرداری صحبت های فراوانی پیرامون نقش و اجرا با عوامل داشته باشم. یک روز این صحبت ها خیلی طولانی شد و شکیبایی به من گفت:«حوصلم سر رفت»
به او گفتم: «قرار نیست که خر برونیم می خوایم یک کار ذوقی بکنیم!»
بعد از آن بارها یادم می آید که به من گفت:«رفتم یه فیلم بازی کردم توش خر روندم»
و این خر روندن برایش به معنی بازی کردن در آثاری شده بود که به نظرش کیفیت نداشتند.
علی رویین تن، کارگردان «دلشکسته»
آقای شکیبایی بازیگر بزرگی بودند. ایشان پایه گذار مکتب بازیگری مسجع در ایران بودند. به نظرم یک قصیده بازیگری از میان ما رفت. خیلی عجیب است اما او در فیلم های متوسط هم عالی بوده، سخت است که بتوان از میان آثارش یکی را انتخاب کرد اما به نظرم او در «هامون» خیلی غریب بود. "رضاخان میرپنج" در «مدرس» هیچ وقت از یادمان نمی رود. «روزی روزگاری» را هم که نمی توان دوست نداشت.
یادم می آید وقتی که برای «دلشکسته» دورخوانی گذاشته بودیم، خسرو شکیبایی و "بیتا بادران" خیلی استقبال می کردند در همین دورخوانی ها یکی از دیالوگ ها را هرچقدر اصرار کردم مرحوم شکیبایی نمی گفت می خواست سر صحنه آن را بیان کند. روز فیلمبرداری وقتی به آن دیالوگ رسید گفت:«من اینو نمی گم».
هرچقدر هم اصرار کردم گوش نمی کرد آن دیالوگ هم این بود:«برو بگو امام حسین بیاد»
بعد برایش توضیح دادم که همه مسئولیتش با من و این شخصیت با این دیالوگ است که شناخته می شود در نهایت بالاخره آن را گفت. بعد از «دلشکسته» دوتا فیلمنامه هم داشتم که می خواستم دوباره با او کار کنم. آن موقعی که بیمارستان بودند از من می خواست که بعضی شب ها کنارش باشم و در نهایت زمان به او مهلت نداد که بتوانم دوباره افتخار همکاری با او داشته باشم.
او در این فیلم رو به روی عزت انتظامی بازی کرده است. همین کافی است که خاطره بازها، اکران شب را دیدنی تر و مهم تر از حد یک اکران عمومی بدانند. زیرا این همکاری دو نفره در این فیلم یادآور دو همکاری دیگر این دو بازیگر است که به بهترین و خاطره انگیزترین تقابل ها در سینمای ایران تبدیل شد یعنی «حکم» و «هامون». همزمان با اکران شب و به مناسبت آخرین دیدار با خسرو شکیبایی از چند تن از کارگردانانی که با او همکاری زیادی داشتند، پرسیدیم که کدام یکی از آثار او را بیشتر دوست دارند و اگر هم خاطره ای از او دارند برایمان بگویند. این خاطره بازی را به آنهایی تقدیم می کنیم که مثل ما عاشق عمو خسرو هستند.
سیرویس الوند، کارگردان «یک بار برای همیشه» و «مزاحم»
من ۳ تا کار از او را بیشتر از همه دوست دارم؛ «روزی روزگاری»، «هامون» و یکی از فیلم های خودم یعنی «یک بار برای همیشه». او در هر سه این فیلم ها سه اجرای کاملا متفاوت داشت چون در هرکدام عهده دار سه نقشی بود که واقعا با هم تفاوت داشتند. او در اجرای هرکدام شیوه ای جدید از خودش بروز می داد و همیشه به کارگردان هم مشورت می داد و اتفاقا پیشنهادهای سازنده ای را هم در طول کار ارائه می داد. یکی از خاطراتی که با او در ذهنم هست این است که من همیشه به او می گفتم:«تو دستت بازه و آزادی هر خلاقیتی داری بروز بدی».
قبل از فیلمبرداری همیشه دیالوگ ها را با هم تمرین می کردیم و برای او می خواندم؛ همیشه به من می گفت:«تو چقدر خوب این دیالوگ ها را می گی تو چقدر خود یارویی!»
بهش می گفتم:«شوخی نکن»
و می گفت:«خودت یه دور برام بازیکن ببینم برداشتت از این چیه»
و همیشه با توجه به منظور من عالی نقش را ایفا می کرد.
مهدی صباغ زاده، کارگردان «جست و جو در جزیره»، «صبحانه ای برای دو نفر» و «پیشنهاد 50 میلیونی»
من «صبحانه ای برای دو نفر» و «هامون» را خیلی دوست دارم به خاطر اینکه او در این دو فیلم نقش هایی را بازی کرد که واقعا سخت بود و این سختی نقش استرس زیادی به بازیگر می دهد اما شکیبایی خیلی خوب توانسته بود از عهده ایفای این دو کاراکتر بربیاید. من خاطرات خوبی با او دارم خصوصا برای فیلم «جست و جو در جزیره» که اولین همکاری من با او بود. در کیش خاطرات زیادی با هم داشتیم. او بازیگری است که خیلی سرزنده و سرحال بود و همیشه پر از نشاط و تحرک بود. جایش خالیست.
امرالله احمدجو، کارگردان «روزی روزگاری» و «تفنگ سرپر»
قبل از اینکه او را در تلویزیون یا سینما ببینم در تله تئاتری به نام «مدرس» با بازی او آشنا شدم و باعث شد که به شدت جذب او شوم. من اغلب کارهای ایشان را دوست داشتم خصوصا «هامون» را. بعد از هامون در هر کاری قبل از هر بازیگر دیگری از او دعوت می کردم. برایم فرقی نداشت که او در اثر من نقشی کوتاه داشته باشد یا بلند فقط می خواستم که حضور داشته باشد. من مرحوم شکیبایی را در همه فیلم هایی که با داریوش مهرجویی همکاری کرد دوست داشتم. خاطرات فراوانی با او دارم که بعد از فوتش هم خیلی از آنها را نقل کردم اما دیروز خاطره ای از او یادم آمد که شاید شنیدنش جالب باشد.
من همیشه عادت داشتم که قبل از شروع فیلمبرداری صحبت های فراوانی پیرامون نقش و اجرا با عوامل داشته باشم. یک روز این صحبت ها خیلی طولانی شد و شکیبایی به من گفت:«حوصلم سر رفت»
به او گفتم: «قرار نیست که خر برونیم می خوایم یک کار ذوقی بکنیم!»
بعد از آن بارها یادم می آید که به من گفت:«رفتم یه فیلم بازی کردم توش خر روندم»
و این خر روندن برایش به معنی بازی کردن در آثاری شده بود که به نظرش کیفیت نداشتند.
علی رویین تن، کارگردان «دلشکسته»
آقای شکیبایی بازیگر بزرگی بودند. ایشان پایه گذار مکتب بازیگری مسجع در ایران بودند. به نظرم یک قصیده بازیگری از میان ما رفت. خیلی عجیب است اما او در فیلم های متوسط هم عالی بوده، سخت است که بتوان از میان آثارش یکی را انتخاب کرد اما به نظرم او در «هامون» خیلی غریب بود. "رضاخان میرپنج" در «مدرس» هیچ وقت از یادمان نمی رود. «روزی روزگاری» را هم که نمی توان دوست نداشت.
یادم می آید وقتی که برای «دلشکسته» دورخوانی گذاشته بودیم، خسرو شکیبایی و "بیتا بادران" خیلی استقبال می کردند در همین دورخوانی ها یکی از دیالوگ ها را هرچقدر اصرار کردم مرحوم شکیبایی نمی گفت می خواست سر صحنه آن را بیان کند. روز فیلمبرداری وقتی به آن دیالوگ رسید گفت:«من اینو نمی گم».
هرچقدر هم اصرار کردم گوش نمی کرد آن دیالوگ هم این بود:«برو بگو امام حسین بیاد»
بعد برایش توضیح دادم که همه مسئولیتش با من و این شخصیت با این دیالوگ است که شناخته می شود در نهایت بالاخره آن را گفت. بعد از «دلشکسته» دوتا فیلمنامه هم داشتم که می خواستم دوباره با او کار کنم. آن موقعی که بیمارستان بودند از من می خواست که بعضی شب ها کنارش باشم و در نهایت زمان به او مهلت نداد که بتوانم دوباره افتخار همکاری با او داشته باشم.
تبلیغات متنی
-
۵ ویتامین مورد نیاز بدن برای روزهای سرد سال
-
لیلی گلستان: در قطع اینترنت کمترین ضرر برای ماست
-
اوباما: زنگ خطر در آمریکا به صدا درآمده است
-
امیر آقایی با یک شمایل متفاوت جلبتوجه کرد
-
هافبک استقلالی قراردادش را فسخ کرد؛ مقصد، شاید تیم منصوریان!
-
«زلنسکی» ۲ گزینه برای اروپا تعریف کرد!
-
اقدام نقلوانتقالاتی تراکتور درباره ستاره پرسپولیسی
-
پاداش خاص پرسپولیسیها آب رفت!
-
ادعایی درباره ارسال پیام پزشکیان به ترامپ از طریق ویتکاف
-
هشدار دوباره بیل گیتس به سرمایهگذاران هوش مصنوعی
-
عکس روز ناسا از یک قمر محکوم به فنا!
-
اسرائیل شبانه این کشور را مورد هدف قرار داد
-
تصاویر رزمایش آمریکا و کشورهای عربی در خلیج فارس
-
فال روزانه دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
پوستر معنادار رسانه مرتبط با سپاه جلبتوجه کرد
-
ادعایی درباره ارسال پیام پزشکیان به ترامپ از طریق ویتکاف
-
اسرائیل شبانه این کشور را مورد هدف قرار داد
-
تصاویر رزمایش آمریکا و کشورهای عربی در خلیج فارس
-
یمن: در صورت حمله آمریکا به ایران وارد عمل میشویم
-
پیغام شبانه عراق به ایران درباره جنگ همه جانبه
-
یک ناو هواپیمابر دیگر آمریکا به سمت ایران حرکت کرد
-
عکس ترانه، علی دایی و فردوسیپور روی جلد یک روزنامه
-
صحبتهای عموی سپهر ابراهیمی در یک گفتگوی تلفنی
-
لیست استانهایی که دوشنبه تعطیل شدند
-
چند ایراد در اجرای کالابرگ که مردم را لای منگنه گذاشت
-
فرمانده یگان ویژه: از سلاح گرم در اعتراضات استفاده نکردیم
-
استوری پسر پزشکیان در ساعات اخیر توجهبرانگیز شد
-
پشتپرده مذاکرات پنهانی روسیه با گروسی بر سر ایران
-
منچستر در لندن توپچیها را به توپ بست!
-
اظهارات تازه والدین سپهر ابراهیمی منتشر شد
-
استقرار زیردریاییهای ایران در تنگه هرمز
-
دو سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
درخواست بازخواست از صداوسیما در پی اتفاقات اخیر
-
ورود کاروان نظامی آمریکا به کشور همسایه ایران
-
طرز تهیه کیک یخچالی موز و گردو در چند دقیقه
-
بارش برف ۹ جاده را مسدود کرد
-
درگذشت کارگردان جوان سینمای ایران
-
خبر مهم درباره اتصال اینترنت در ساعات آینده
-
ارتش آمریکا خودروهای سنگین جنگی به خاورمیانه اعزام کرد
-
تلگرام، توئیتر و اینستاگرام برای لحظاتی رفع فیلتر شدند
-
دیدار فرمانده سنتکام با رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
-
۹ هواپیمای ترابری آمریکا وارد خاورمیانه شدند
-
تکلیف تعطیلی مدارس تهران برای فردا اعلام شد
-
اوضاع اینترنت کشور عجیب و غریب شد
-
سازمان لیگ، ۲ امتیاز از استقلال و تراکتور کم کرد!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل













نظر کاربران
خدا رحمتش کنه، روحش شاد.
یه بازیگر به تمام معنا که هم با صداش هم بازی فوق العاده ش موفقیت خیلی از فیلم ها رو رقم زد.
خیلی دوستش داشتم .وقتی خبر مرگشو شنیدم یاد روزی افتادم که پدرمو از دست دادم.متاسفانه هر دو با بیماری لعنتی سرطان از دنیا رفتند.عالی ترین جای بهشت برازنده همه عزیزان از دست رفته باد!
خیلی دلتنگتم عمو خسرو....