نقطه تکامل بازی باران کوثری در «قصه ها»
سارا در قصهها دیگر آن انرژی پراکنده و افسارگسیختهی قبل از مسافرت به شمال و رفتن به کمپ ترک اعتیاد در خونبازی را ندارد.
وبسایت مجله فیلم: سارا در قصهها دیگر آن انرژی پراکنده و افسارگسیختهی قبل از مسافرت به شمال و رفتن به کمپ ترک اعتیاد در خونبازی را ندارد. حالا دیگر سرد و گرم روزگار را چشیده، برای ساراهای دیگر سنگ صبور شده و مانند کشتی نجاتیافته از طوفان، در ساحل آرام نشسته است. باران کوثری این آرامش را در برق چشمانش بازخوانی میکند. در چشمان او حضور در یک حریم امن حاصل همجواری با حامدی که شیفتهی اوست (پیمان معادی) به منظرهای تماشایی بدل شده است؛ کار جنون ما به تماشا کشیده است/ یعنی تو هم بیا که تماشای ما کنی.
سارا مدام با پا پیش میکشد و با دست پس میزند یا برعکس. هم میخواهد حرفهایش را به کرسی بنشاند و هم نمیخواهد خودش را لو بدهد و کوثری این منیت، تزلزل، تشویش، پریشانی و گاه وجد وجود سارا را در میمیک صمیمی و بیآلایش صورت، حرکت ظریف چشمها و جنس و لحن صدایش پرورانده است. صدایی که فاصلهی میان خامی، پختگی و سوختگی را در بیست دقیقه طی میکند. صدایی که گاه خسته است، گاه مانند فوارهای بالا میرود و خیلی زود پایین میآید. گاه مانند کسی است که خبر خوشی دارد و گاه منتظر پاسخ میماند تا شاید در جوی حقیر اطرافش، مرواریدی صید کند.
شاید مرور مهمترین نقشهایش روند صعودی کوثری را بهتر مشخص کند: در زیر پوست شهر در قامت محبوبه ظاهر میشود؛ دختر نجیب و معصوم خانواده که میتواند در کمال نجابت سیلی محکمی به صورت برادر دوستش (معصومه) بزند و کوثری ترکیب همدلیبرانگیزی از بازی درونی و بازی بیرونی را ارائه میدهد. مهمترین برگ برندهی او صدایی است که بهخوبی میتواند اوج و فرود آن را متناسب با درونیات شخصیت کنترل کند. با خونبازی به طور کامل از سایهی والدینش خارج میشود و خودش را تثبیت میکند و میتوان از بازی او به عنوان نمونهی موفق ایفای نقش یک معتاد در سینمای ایران یاد کرد.
او تضاد خماری و نشئگی را با فن بیان و بدنش بهخوبی ترسیم میکند؛ تقابل و تضاد روحیهی او در مواقعی که مواد به بدنش نرسیده با زمانی که مواد مصرف میکند و پیرو آن رفتاری سرخوشانه دارد. در روز سوم نشان میدهد که به نقش یک دختر غیرتهرانی هم میتواند قوام بخشد. با اتکا به هوشمندیاش در بازی بدن و جسارت و ریسک در پذیرش یک نقش دشوار. در من مادر هستم یک قربانی است که به جولانگاه میرود و حتی از طریق سکوتش میتوان به تنهایی پرهیاهویش دست یافت. در کوچهی بینام پرشروشور است. علیه سنت میتازد، مدام بزک میکند و با همه سر ناسازگاری دارد، به دوست پسرش عشوه میکند، بیقرار است و کوثری میتواند دختری حدود ده سال کوچکتر از خود را طبیعی بازی کند.
در بغض دختری معتاد را این بار با شکل و شمایلی دیگرگونه ارائه میکند و بیقراری جایش را به بیپروایی داده است؛ و در قصهها که نقطهی تکامل بازی اوست، پس از تجربههای فراوان حاصل زندگی در نقشهای متمایز در سه مدیوم سینما، تلویزیون و تئاتر به نوعی سکون، سکوت و پختگی رسیده است. سکونی که حاصل انفعال نیست. سرشار از اعتراض و شعر و ناگفتههاست. میگویند دو نوع سادگی داریم؛ سادگی سطحی که حاصل سادهلوحی است و سادگی محصول سالها مرارت و ملالت و رنج کشف حقیقت که پس از پختگی به دل مینشیند و کوثری در قصهها ساده و صمیمی به دل مینشیند، شاید به خاطر اینکه حرفی که میزند از دل او و حامد و رخشان بنیاعتماد و بقیه برآمده است و این دلنشینی حاصل چهار ماه تمرین شبانهروزی است که نشان میدهد حاضر است هر گونه سختی را به جان بخرد تا جان نقش آفریده شود.
میل مفرط او به تجربه کردن در کارنامهاش بهوضوح قابلمشاهده است. از سمیره (روز سوم) که یک پایش در انفجار آسیب دیده و میان عاشقش و وطنش یکی را باید برگزیند و اینها را در ظریفترین حرکات چهره، حتی نینی چشمانش هم باورپذیر کند تا سارا (خونبازی) که قرار است میان لجن و باتلاق در جستوجوی تکهای از مواد دستوپا بزند و این تجربهها غیر از کارهای تلویزیونی و تئاتری است که اشاره به آنها مجال دیگری میطلبد.
سارا مدام با پا پیش میکشد و با دست پس میزند یا برعکس. هم میخواهد حرفهایش را به کرسی بنشاند و هم نمیخواهد خودش را لو بدهد و کوثری این منیت، تزلزل، تشویش، پریشانی و گاه وجد وجود سارا را در میمیک صمیمی و بیآلایش صورت، حرکت ظریف چشمها و جنس و لحن صدایش پرورانده است. صدایی که فاصلهی میان خامی، پختگی و سوختگی را در بیست دقیقه طی میکند. صدایی که گاه خسته است، گاه مانند فوارهای بالا میرود و خیلی زود پایین میآید. گاه مانند کسی است که خبر خوشی دارد و گاه منتظر پاسخ میماند تا شاید در جوی حقیر اطرافش، مرواریدی صید کند.
شاید مرور مهمترین نقشهایش روند صعودی کوثری را بهتر مشخص کند: در زیر پوست شهر در قامت محبوبه ظاهر میشود؛ دختر نجیب و معصوم خانواده که میتواند در کمال نجابت سیلی محکمی به صورت برادر دوستش (معصومه) بزند و کوثری ترکیب همدلیبرانگیزی از بازی درونی و بازی بیرونی را ارائه میدهد. مهمترین برگ برندهی او صدایی است که بهخوبی میتواند اوج و فرود آن را متناسب با درونیات شخصیت کنترل کند. با خونبازی به طور کامل از سایهی والدینش خارج میشود و خودش را تثبیت میکند و میتوان از بازی او به عنوان نمونهی موفق ایفای نقش یک معتاد در سینمای ایران یاد کرد.
او تضاد خماری و نشئگی را با فن بیان و بدنش بهخوبی ترسیم میکند؛ تقابل و تضاد روحیهی او در مواقعی که مواد به بدنش نرسیده با زمانی که مواد مصرف میکند و پیرو آن رفتاری سرخوشانه دارد. در روز سوم نشان میدهد که به نقش یک دختر غیرتهرانی هم میتواند قوام بخشد. با اتکا به هوشمندیاش در بازی بدن و جسارت و ریسک در پذیرش یک نقش دشوار. در من مادر هستم یک قربانی است که به جولانگاه میرود و حتی از طریق سکوتش میتوان به تنهایی پرهیاهویش دست یافت. در کوچهی بینام پرشروشور است. علیه سنت میتازد، مدام بزک میکند و با همه سر ناسازگاری دارد، به دوست پسرش عشوه میکند، بیقرار است و کوثری میتواند دختری حدود ده سال کوچکتر از خود را طبیعی بازی کند.
در بغض دختری معتاد را این بار با شکل و شمایلی دیگرگونه ارائه میکند و بیقراری جایش را به بیپروایی داده است؛ و در قصهها که نقطهی تکامل بازی اوست، پس از تجربههای فراوان حاصل زندگی در نقشهای متمایز در سه مدیوم سینما، تلویزیون و تئاتر به نوعی سکون، سکوت و پختگی رسیده است. سکونی که حاصل انفعال نیست. سرشار از اعتراض و شعر و ناگفتههاست. میگویند دو نوع سادگی داریم؛ سادگی سطحی که حاصل سادهلوحی است و سادگی محصول سالها مرارت و ملالت و رنج کشف حقیقت که پس از پختگی به دل مینشیند و کوثری در قصهها ساده و صمیمی به دل مینشیند، شاید به خاطر اینکه حرفی که میزند از دل او و حامد و رخشان بنیاعتماد و بقیه برآمده است و این دلنشینی حاصل چهار ماه تمرین شبانهروزی است که نشان میدهد حاضر است هر گونه سختی را به جان بخرد تا جان نقش آفریده شود.
میل مفرط او به تجربه کردن در کارنامهاش بهوضوح قابلمشاهده است. از سمیره (روز سوم) که یک پایش در انفجار آسیب دیده و میان عاشقش و وطنش یکی را باید برگزیند و اینها را در ظریفترین حرکات چهره، حتی نینی چشمانش هم باورپذیر کند تا سارا (خونبازی) که قرار است میان لجن و باتلاق در جستوجوی تکهای از مواد دستوپا بزند و این تجربهها غیر از کارهای تلویزیونی و تئاتری است که اشاره به آنها مجال دیگری میطلبد.
تبلیغات متنی
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
استوری رویا جاویدنیا: اینجا حال همگی خراب است
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
فرهیختگان: آمریکا میخواهد نیروهای مسلح ما را خسته کند
-
ماجرای مرموز قتل تاجر لوازم یدکی خودرو
-
ترکیب احتمالی پرسپولیس برای بازی با چادرملو
-
بعد از یاسر آسانی، بند فسخ مدافع خارجی هم رو شد!
-
روزنامه جوان: موسوی و این ۱۷ نفر خائن هستند
-
وزیر دفاع آمریکا: ترامپ نمیخواهد کار به جنگ بکشد
-
فیبر بالا و کلسترول صفر را در این غذاها جستوجو کنید
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
۵ گزینه هلدینگ برای مدیرعاملی استقلال چه کسانی بودند؟
-
رامین رضاییان واقعا از نازون و آزادی ضعیفتر بود؟
-
کیهان: مذاکره، فریب است؛ فقط باید تهدید کنیم
-
دیشب صورت حسین مهدویان خیلی چیزها را لو داد
-
پزشکیان درباره مذاکره با آمریکا دستور ویژه صادر کرد
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

ارسال نظر