سنتوري ٢ بدون چاوشي
«داريوش مهرجويي» در حال ساخت «سنتوري ٢» است، اسمش را هم گذاشته است «سنتوري، مرد پاييزي» در حالي كه همين روزها تمرينات نمايشش با عنوان «غرب واقعي» را هم آغاز كرده است تا دومين تئاتر زندگي حرفهاياش را روي صحنه ببرد
روزنامه اعتماد: «داريوش مهرجويي» در حال ساخت «سنتوري ٢» است، اسمش را هم گذاشته است «سنتوري، مرد پاييزي» در حالي كه همين روزها تمرينات نمايشش با عنوان «غرب واقعي» را هم آغاز كرده است تا دومين تئاتر زندگي حرفهاياش را روي صحنه ببرد، اما خبر ساخت فيلم سنتوري، ميتواند خبر هيجانانگيزي براي دوستداران اين كارگردان كهنهكار باشد؛ فيلمي كه هنوز، بخش اولش توقيف است و هيچگاه بخت آن را پيدا نكرد تا بتواند به اكران عمومي در سينماها درآيد.
حالا اما «سنتوري ٢» لابد تغييرات گستردهاي خواهد داشت، بازيگر نقش اول زن آن نه تنها در ايران ممنوعالكار است كه حتي شايد بردن نامش هم امكانپذير نباشد؛ اما تا اينجاي كار مشخص است كه همچنان «بهرام رادان» قرار است اين نقش را بازي كند. اما از همه اينها مهمتر اين است كه «محسن چاوشي» در اين اثر نخواهد خواند و مهرجويي در گفتوگويي به اين مساله اشاره كرده است كه به علت دستمزد بالايي كه اين خواننده طلب كرده است، او در اين اثر نخواهد خواند و خواننده جواني كه فعلا نامش اعلام نخواهد شد، در اين اثر به جاي چاوشي قطعات را ميخواند، خوانندهاي كه روزي مهرجويي دربارهاش گفته بود: «بيشتر خانوادههاي ايراني اگر نان هم سرسفره شان نباشد، يك سيدي محسن چاوشي دارند...»
سنتوري و چاوشي
سنتوري از همان ابتدا فيلم پرحاشيهاي بود. از همان زماني كه با اما و اگرهاي بسيار در بدترين ساعت ممكن در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد، ميشد حدس زد كه اين اثر با مشكل اكران مواجه شود؛ اما و اگرها، هر بار ادامه پيدا ميكرد تا سرانجام هم فيلم «توقيف» شد. اين تجربهاي خاص براي خوانندهاي بوده كه حالا به عنوان «آقاي خاص» شناخته ميشود. چاوشي ميگويد كه در آن زمان حتي پول اين را نداشته كه به خانه مهرجويي برود: «چارهاي نداشتم و از يكي از دوستانم خواستم كه من را با ماشينش برساند. بعد از سلام و احوالپرسي و آشنايي، آقاي مهرجويي صحبت هايش را شروع كرد: «بعضي از كارهايت را شنيدهام و فضايي كه تو ميخواني خيلي به فضاي فيلم جديد من نزديك است.
با احترام گفتم آقاي مهرجويي، من تا به حال كار موسيقي فيلم نكردهام و هيچ شناختي هم در اين باره ندارم ولي ايشان توضيح دادند كه قرار نيست موسيقي فيلم را بسازم و از من چند قطعه براي اين فيلم ميخواهند كه بسازم و بخوانم. بعد فيلمنامهاي را به من دادند و گفتند برو اين را بخوان و شروع كن.» او به كمك مادرش، يك پتو را با ميخ به جلوي پنجره ميزند و ديوارها را هم با پتو ميپوشاند تا صدا نپيچد: «مادرم از اتاق بيرون رفت و با يك پتو از بيرون، در اتاق را پوشاند. خودم هم از اين طرف در يك پتو آويزان كردم تا بتوانم در نهايت فضايي را در اختيار داشته باشم كه در آن بشود وكال گرفت. بعد از همه اين ماجراها، پتو را كشيدم روي سرم و در همان شرايط خواندم و همه وكال را ضبط كردم. از زير پتو كه بيرون آمدم، «علي سنتوري» به دنيا آمده بود. همان نسخه هم نهايي شد و پخش شد.»
فيلم البته همان زمان توقيف شد و هيچگاه جز چند سانس محدود به نمايش عمومي در نيامد؛ در اين سالها، درباره دلايل توقيف اين اثر به اندازه كافي گفته شده است؛ اما در تمام گفتوگوهايي كه درباره اين اثر ميشد، «داريوش مهرجويي» درباره اين اثر و همچنين رضايتش از خوانندهاي كه البته آن زمان تا اين اندازه شناخته شده نبود و هنوز هم نتوانسته بود، مجوز رسمي فعاليتهايش را به دست بياورد، ميگفت. او در گفتوگويش با «ماني حقيقي» درباره بررسي كارنامه ٤٠ سالهاش درباره اين خواننده گفته است: «به «سنتوري» كه رسيديم يكي از نكتههاي مهم و اصلي اين بود كه از چه موسيقي و صدايي براي آهنگهاي علي استفاده كنيم.
يك روز خانم محمديفر در تاكسي چند ترانه از همان اولين سيدي قاچاق چاوشي شنيده بود و همان جا سيدي را از راننده خريده بود و آورده بود كه بشنويم. خيلي كار قشنگي بود. نميدانم شنيدهاي يا نه. ترانه «نفرين» كه هر بار گوش ميكردم گريهام ميگرفت! يعني چه كه من، مرتيكه گنده با اين سن و سال و عقل و شعور با يك آهنگ پاپ گريه كنم؟ اما نميدانم چه حس و حال و سوزي داشت كه مرا هر دفعه به گريه ميانداخت. افتاديم دنبال اينكه محسن چاوشي كيست و كجاست؟ هر كس يك چيزي ميگفت، ميگفتند فرار كرده، رفته دوبي و نميگذارند برگردد و از اين حرفها. تا اينكه آقاي پارسيان كه نقش رييس تشريفات عروسي فيلم را با آن كت فراك بازي كرده، بالاخره پيدايش كرد. تماس گرفتيم و آمد خانه ما و ديدم بچه صاف و ساده و بااستعدادي است و دو سه تا ترانهسرا هم باهاش كار ميكنند.
فيلمنامه را بهش دادم و گفتم از صدا و ملودي كارهايت خوشمان آمده و بيا ببين در اين فيلم چه كار ميتواني بكني؟ فيلمنامه را گرفت و رفت و هفته بعد آمد و دو تا ترانه كامل ضبط شده را تالاپ گذاشت جلوي ما، يكي از يكي بهتر! من با اين همه سابقه و سليقه موسيقي هر كار كردم ازش ايراد بگيرم، نتوانستم، شعر خوب، ملودي قشنگ، اجراي عالي و تنظيم و خلاصه همهچيزش خوب بود... خلاصه اين محسن چاوشي پنج شش قطعه براي ما نوشت و زد و خواند و هر بار هم ميگفت اگر ميخواهيد باز هم برايتان بسازم و بخوانم و بياورم. هر چه ميخواستيم، يك هفته بعد درجه يكش را ميگذاشت جلومان! ميگفتيم پاپ باحال و پر شور و حال بده، ميداد. ميگفتيم خالتور بيار، ميآورد، ميگفتيم پر سوز و گداز بساز، تلق ميگذاشت جلومان! خيلي بچه با استعداد و ماهي است اين چاوشي! خلاصه كيف كرديم ديگر.
ما هم ترانهها را گرفتيم و كلي خواهش و تمنا كرديم كه آقا يك كاري كن كه اين آهنگهات مثل بقيه لو نره، كه البته بعد به لطف آقاي... و... قاچاقچيان ماهر، خود فيلم در داخل و خارج كشور لو رفت و همهچيز نابود شد.»حالا اما حدود يك دهه از آن زمان ميگذرد. مهرجويي به اندازه يك دهه فرق كرده است، اين را ميشود از فيلمهايش هم متوجه شد و البته «محسن چاوشي». براي همين هم هست كه نظر كارگردان پيشكسوت و قديمي درباره خوانندهاي كه روزي از او با «ماه و با استعداد» ياد ميكند، به اندازهاي عوض شده است كه در گفتوگويي با سايت «موسيقي ما» دربارهاش ميگويد:«ايشان ديگر قطعا جايي در اين فيلم نخواهند داشت و من از دست ايشان بهشدت رنجيدهام.
ايشان بهخاطر حضور در «سنتوري» موفق به اخذ مجوز شدند و فعاليتهاي رسميشان را در كشور آغاز كردند ولي براي پروژه «سنتوري، مرد پاييزي» رقمي كه ايشان تقاضا كردند، رقمي بود كه دو سه برابر رقم كارگردان فيلم بود و همين باعث شد من خيلي از دست شان رنجيده خاطر شوم. ايشان به جاي اينكه يك تشكر خشك و خالي از ما بابت فعاليتهاي رسمي شان داشته باشند اينگونه جواب ما را داد.»آنطور كه اين كارگردان پرسابقه ميگويد، آقاي «بهرام رادان» نماينده رسمي اين فيلم بود كه از طرف فيلم با ايشان رسما وارد مذاكره شده است و ظاهرا آقاي چاوشي هم رقم عجيبي در حدود ٥٠٠ ميليون تومان را به «بهرام رادان» گفته است كه تنها با اين ميزان دستمزد حاضر به همكاري در اين فيلم هستند.
اين با واكنش شديد مهرجويي روبهرو شده است؛ براي همين ميگويد: «آقاي چاوشي خواستار اين پول شدند كه من هم به محض اينكه اين موضوع را شنيدم بلافاصله خواستار كنار گذاشتن ايشان شدم. حالا هم يك خواننده جديد و جوان را براي اين فيلم در نظر گرفتهايم كه هم از لحاظ صدا و خواندن و هم از لحاظ رفتارهاي حرفهاي بهتر از خواننده قبلي هستند.» او البته خواننده را هنوز معرفي نكرده است.
حالا اما «سنتوري ٢» لابد تغييرات گستردهاي خواهد داشت، بازيگر نقش اول زن آن نه تنها در ايران ممنوعالكار است كه حتي شايد بردن نامش هم امكانپذير نباشد؛ اما تا اينجاي كار مشخص است كه همچنان «بهرام رادان» قرار است اين نقش را بازي كند. اما از همه اينها مهمتر اين است كه «محسن چاوشي» در اين اثر نخواهد خواند و مهرجويي در گفتوگويي به اين مساله اشاره كرده است كه به علت دستمزد بالايي كه اين خواننده طلب كرده است، او در اين اثر نخواهد خواند و خواننده جواني كه فعلا نامش اعلام نخواهد شد، در اين اثر به جاي چاوشي قطعات را ميخواند، خوانندهاي كه روزي مهرجويي دربارهاش گفته بود: «بيشتر خانوادههاي ايراني اگر نان هم سرسفره شان نباشد، يك سيدي محسن چاوشي دارند...»
سنتوري و چاوشي
سنتوري از همان ابتدا فيلم پرحاشيهاي بود. از همان زماني كه با اما و اگرهاي بسيار در بدترين ساعت ممكن در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد، ميشد حدس زد كه اين اثر با مشكل اكران مواجه شود؛ اما و اگرها، هر بار ادامه پيدا ميكرد تا سرانجام هم فيلم «توقيف» شد. اين تجربهاي خاص براي خوانندهاي بوده كه حالا به عنوان «آقاي خاص» شناخته ميشود. چاوشي ميگويد كه در آن زمان حتي پول اين را نداشته كه به خانه مهرجويي برود: «چارهاي نداشتم و از يكي از دوستانم خواستم كه من را با ماشينش برساند. بعد از سلام و احوالپرسي و آشنايي، آقاي مهرجويي صحبت هايش را شروع كرد: «بعضي از كارهايت را شنيدهام و فضايي كه تو ميخواني خيلي به فضاي فيلم جديد من نزديك است.
با احترام گفتم آقاي مهرجويي، من تا به حال كار موسيقي فيلم نكردهام و هيچ شناختي هم در اين باره ندارم ولي ايشان توضيح دادند كه قرار نيست موسيقي فيلم را بسازم و از من چند قطعه براي اين فيلم ميخواهند كه بسازم و بخوانم. بعد فيلمنامهاي را به من دادند و گفتند برو اين را بخوان و شروع كن.» او به كمك مادرش، يك پتو را با ميخ به جلوي پنجره ميزند و ديوارها را هم با پتو ميپوشاند تا صدا نپيچد: «مادرم از اتاق بيرون رفت و با يك پتو از بيرون، در اتاق را پوشاند. خودم هم از اين طرف در يك پتو آويزان كردم تا بتوانم در نهايت فضايي را در اختيار داشته باشم كه در آن بشود وكال گرفت. بعد از همه اين ماجراها، پتو را كشيدم روي سرم و در همان شرايط خواندم و همه وكال را ضبط كردم. از زير پتو كه بيرون آمدم، «علي سنتوري» به دنيا آمده بود. همان نسخه هم نهايي شد و پخش شد.»
فيلم البته همان زمان توقيف شد و هيچگاه جز چند سانس محدود به نمايش عمومي در نيامد؛ در اين سالها، درباره دلايل توقيف اين اثر به اندازه كافي گفته شده است؛ اما در تمام گفتوگوهايي كه درباره اين اثر ميشد، «داريوش مهرجويي» درباره اين اثر و همچنين رضايتش از خوانندهاي كه البته آن زمان تا اين اندازه شناخته شده نبود و هنوز هم نتوانسته بود، مجوز رسمي فعاليتهايش را به دست بياورد، ميگفت. او در گفتوگويش با «ماني حقيقي» درباره بررسي كارنامه ٤٠ سالهاش درباره اين خواننده گفته است: «به «سنتوري» كه رسيديم يكي از نكتههاي مهم و اصلي اين بود كه از چه موسيقي و صدايي براي آهنگهاي علي استفاده كنيم.
يك روز خانم محمديفر در تاكسي چند ترانه از همان اولين سيدي قاچاق چاوشي شنيده بود و همان جا سيدي را از راننده خريده بود و آورده بود كه بشنويم. خيلي كار قشنگي بود. نميدانم شنيدهاي يا نه. ترانه «نفرين» كه هر بار گوش ميكردم گريهام ميگرفت! يعني چه كه من، مرتيكه گنده با اين سن و سال و عقل و شعور با يك آهنگ پاپ گريه كنم؟ اما نميدانم چه حس و حال و سوزي داشت كه مرا هر دفعه به گريه ميانداخت. افتاديم دنبال اينكه محسن چاوشي كيست و كجاست؟ هر كس يك چيزي ميگفت، ميگفتند فرار كرده، رفته دوبي و نميگذارند برگردد و از اين حرفها. تا اينكه آقاي پارسيان كه نقش رييس تشريفات عروسي فيلم را با آن كت فراك بازي كرده، بالاخره پيدايش كرد. تماس گرفتيم و آمد خانه ما و ديدم بچه صاف و ساده و بااستعدادي است و دو سه تا ترانهسرا هم باهاش كار ميكنند.
فيلمنامه را بهش دادم و گفتم از صدا و ملودي كارهايت خوشمان آمده و بيا ببين در اين فيلم چه كار ميتواني بكني؟ فيلمنامه را گرفت و رفت و هفته بعد آمد و دو تا ترانه كامل ضبط شده را تالاپ گذاشت جلوي ما، يكي از يكي بهتر! من با اين همه سابقه و سليقه موسيقي هر كار كردم ازش ايراد بگيرم، نتوانستم، شعر خوب، ملودي قشنگ، اجراي عالي و تنظيم و خلاصه همهچيزش خوب بود... خلاصه اين محسن چاوشي پنج شش قطعه براي ما نوشت و زد و خواند و هر بار هم ميگفت اگر ميخواهيد باز هم برايتان بسازم و بخوانم و بياورم. هر چه ميخواستيم، يك هفته بعد درجه يكش را ميگذاشت جلومان! ميگفتيم پاپ باحال و پر شور و حال بده، ميداد. ميگفتيم خالتور بيار، ميآورد، ميگفتيم پر سوز و گداز بساز، تلق ميگذاشت جلومان! خيلي بچه با استعداد و ماهي است اين چاوشي! خلاصه كيف كرديم ديگر.
ما هم ترانهها را گرفتيم و كلي خواهش و تمنا كرديم كه آقا يك كاري كن كه اين آهنگهات مثل بقيه لو نره، كه البته بعد به لطف آقاي... و... قاچاقچيان ماهر، خود فيلم در داخل و خارج كشور لو رفت و همهچيز نابود شد.»حالا اما حدود يك دهه از آن زمان ميگذرد. مهرجويي به اندازه يك دهه فرق كرده است، اين را ميشود از فيلمهايش هم متوجه شد و البته «محسن چاوشي». براي همين هم هست كه نظر كارگردان پيشكسوت و قديمي درباره خوانندهاي كه روزي از او با «ماه و با استعداد» ياد ميكند، به اندازهاي عوض شده است كه در گفتوگويي با سايت «موسيقي ما» دربارهاش ميگويد:«ايشان ديگر قطعا جايي در اين فيلم نخواهند داشت و من از دست ايشان بهشدت رنجيدهام.
ايشان بهخاطر حضور در «سنتوري» موفق به اخذ مجوز شدند و فعاليتهاي رسميشان را در كشور آغاز كردند ولي براي پروژه «سنتوري، مرد پاييزي» رقمي كه ايشان تقاضا كردند، رقمي بود كه دو سه برابر رقم كارگردان فيلم بود و همين باعث شد من خيلي از دست شان رنجيده خاطر شوم. ايشان به جاي اينكه يك تشكر خشك و خالي از ما بابت فعاليتهاي رسمي شان داشته باشند اينگونه جواب ما را داد.»آنطور كه اين كارگردان پرسابقه ميگويد، آقاي «بهرام رادان» نماينده رسمي اين فيلم بود كه از طرف فيلم با ايشان رسما وارد مذاكره شده است و ظاهرا آقاي چاوشي هم رقم عجيبي در حدود ٥٠٠ ميليون تومان را به «بهرام رادان» گفته است كه تنها با اين ميزان دستمزد حاضر به همكاري در اين فيلم هستند.
اين با واكنش شديد مهرجويي روبهرو شده است؛ براي همين ميگويد: «آقاي چاوشي خواستار اين پول شدند كه من هم به محض اينكه اين موضوع را شنيدم بلافاصله خواستار كنار گذاشتن ايشان شدم. حالا هم يك خواننده جديد و جوان را براي اين فيلم در نظر گرفتهايم كه هم از لحاظ صدا و خواندن و هم از لحاظ رفتارهاي حرفهاي بهتر از خواننده قبلي هستند.» او البته خواننده را هنوز معرفي نكرده است.
تبلیغات متنی
-
نطق تازه ترکیه درباره حمله نظامی آمریکا به ایران
-
عکس توجهبرانگیز از منوچهر هادی در جشنواره فجر
-
قطع همکاری محترمانه پرسپولیس با یک عضو مشکوک
-
تماس ناگهانی فرانسه با قطر درباره ایران
-
طرز تهیه ترشی به با طعم عالی و خوشمزه
-
حامد لک کلیت صداوسیما را زیر سوال برد
-
زمان پرداخت عیدی بازنشستگان مشخص شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
طرح جالب یک روزنامه برای جانباختگان حوادث دیماه
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
حضور بازیگر زن زخمکاری در جشنواره فجر جلبتوجه کرد
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
مهناز افشارِ ۲۵ ساله در کنار محمدرضا گلزار
-
ماچادو: رئیسجمهور ونزوئلا خواهم شد
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
اطلاعیه درباره علت مرگ مشکوک دو دانشجوی پزشکی
-
ماجرای چند نام تکراری در فهرست اعلامی دولت از جانباختگان
-
پیغام جدیدی که از آمریکا به ایران مخابره شد
-
بخشی از واکنش ترامپ به صحبتهای امروز رهبر انقلاب
-
اقدام معنادار عراق با رونمایی از یک شهر موشکی
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
مهدی قایدی جلوی خنده مجری شبکه افق را گرفت
-
موج تازه برف و باران شدید در راه است
-
آغاز پروازهای شرکت هواپیمایی هلند به خاورمیانه
-
شجاع خلیلزاده امشب دوباره به صدر اخبار رفت
-
آرایش نظامی پایگاههای آمریکا در منطقه تغییر کرد!
-
شروط عراقچی برای توافق با آمریکا اعلام شد
-
اقدام معنادار زننده سوپرگل این هفته لیگ برتر
-
راهکار خبرساز پاریس برای جلوگیری از جنگ در ایران
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
خواننده و مجری سرشناس ترکیه درگذشت
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
یک سامانه بارشی قوی در آستانه ورود به کشور
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
پیام شهاب حسینی به پدر و مادرِ ایلیا دهقانی
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رسانه قالیباف خواستار اخراج بازیکن استقلال شد
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل



نظر کاربران
500 میلیون
این بابا فکر کرده کیه ؟؟؟!!! یادش رفته که با همین فیلم سنتوری شده محسن چاوشی ، معرفتم خوب چیزیه والا
از همون اولم از محسن چاوشی خوشم نمیومد. همش ناله زاری...
قبل از سنتوری هم محسن چاوشی معروف بود با سنتوری بیشتر مطرح شد . بعد هم قضیه جور دیگه ای حتما چون محسن چاوشی آدم پولکی نیست لامپ صد تازگی در اومده تیتراژش خونده.
محسن چاووشی قبل از این فیلم هم کارش خوب بود ولی تو اینکه فیلم سنتوری باعث ستاره شدن محصن چاووشی شد اصلا شکی نیست.
آقای چاووشی هرطوری شده افتخار همکاری در سنتوری2 رو از دست نده، فقط به فکر پول نباش این اثر زیباست که جاودانه میکنه اسم آدم رو
البته جناب مهرجویی هم نگران 500 میلیون تومان نباشند، این فیلم بدون شک رکورد فروش را خواهد زد
سعید قطبی زاده(منتقد سینما):
گاهي آدم ها براي انجام ندادن کاري، به احترام طرف مقابل مستقيما نه نمي گويند و اي بسا چيزي ديگر را بهانه کنند. دليل انجام ندادن کار يا شخصي است، يا حرفه اي، يا هردو. شخصي است، چون پاي آدم ها و نيات ديگري در ميان است و حرفه اي است، چون تجربيات اخير نشان مي دهد که نمي شود اميد زيادي به موفقيت کار داشت. با با احترام به کارگردان بزرگ، تصور مي کنم نه انتخاب عوامل اصلي يک فيلم از طريق واسطه کار درستي باشد و نه رسانه اي کردن موضوعي تا اين اندازه شخصي. در غائله ي ايجاد شده محال است بشود حق را به کسي داد که انتظار دارد همه همواره بايد در برابرش موظف و متعهد باشند، و او در عوض ساده ترين قواعد حرفه اي را هم رعايت نکند،در صدد تخريب شخصيت برآيد و قضيه ي پول را وسط کشيده و براي فرافکني ماجرا را سوزناک جلوه دهد که به دليل يک تجربه ي همکاري، بنابراين فرد مورد نظر عنداللزوم بايد کمر خدمت بسته و به هر سازي "بخواند". اين را نه به دليل دوستي با محسن چاوشي، که به خاطر حقانيتش ميگويم که به شهادت اين سال ها، بسيار ديده ام که شرافتش را با نرفتن ها و نخواندن ها نشان داده و ارقامي ده ها برابر اين، وسوسه اش نکرده. او اهل کيسه دوختن از قِبَل هنرش نيست که اگر بود در خانه اي هشتاد متري در گوشه اي از تهران مستاجر نبود.
تکمله
مطمئنم که دوستان در طرح ديدگاه شان، احترام، اعتبار و جايگاه آقاي مهرجويي را لحاظ خواهند کرد.