داستان خلق اولین تصاویر متحرک (۱)
در بررسی تاریخ سینما میتوان تا زمان نمایشهای سایهای در زمان چین باستان پیش رفت. این روند در طول قرنها تکامل یافت تا به ایدههای لئوناردو داوینچی در مورد چگونگی نمایش تصویر رسید.
وب سایت کافهسینما - سید آریا قریشی: چگونگی شکلگیری سینما و پیشرفتهای اولیهاش در دهههای اخیر - معمولاً به شکلی کلی - در رسانههای مختلف ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است. با این وجود تلاش ما در این مجموعه این است که به شکلی جزییتر و متفاوت با نمونههای قبلی و با تمرکز بیشتر بر چند چهره کلیدی آن دوران، نگاهی به چگونگی شکوفایی هنر سینما بیندازیم. امیدواریم این مجموعه برای علاقهمندان به پژوهش در مورد تاریخ سینما مفید واقع شود و مهمتر از آن، یک بار دیگر جذابترین نکته و ویژگی هنر هفتم را به یاد ما بیاورد: «سینما یعنی همه سینما.»
در بررسی تاریخ سینما میتوان تا زمان نمایشهای سایهای در زمان چین باستان پیش رفت. این روند در طول قرنها تکامل یافت تا به ایدههای لئوناردو داوینچی در مورد چگونگی نمایش تصویر رسید. اختراع و توسعه دستگاهی به نام فانوس خیال یا فانوس جادویی (Magic Lantern) در قرن هفدهم یکی از اولین گامهای اساسی در شکلگیری سینما بود. این دستگاه، نوع اولیهای از پروژکتورهای تصویر بود که میتوانست تصاویر را روی یک صفحه شیشهای بازتاب دهد.
اما در نیمه دوم قرن نوزدهم بود که دستیابی به صنعت تصاویر متحرک، نزدیک و در دسترس به نظر رسید. ماجرا از جایی شروع شد که در اوایل قرن نوزدهم مشخص شد که در صورت نمایش مجموعهای از تصاویر که با سرعتی بیش از یک اندازه خاص ضبط شده اند، توهم حرکت در تماشاگر ایجاد خواهد شد. طی سالهای آینده چندین دستگاه همچون فناکیستوسکوپ (Phenakistoscope) و زئوتروپ (Zeotrope) ایجاد شدند که سعی در ایجاد توهم حرکت داشتند.
اما در دهه ۱۸۷۰ بود که برای اولین بار بشر موفق به انجام ابداعاتی شد که میتوان به طور رسمی نام «تصاویر متحرک» را به آن داد (در قسمتهای بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا علیرغم گسترش صنعت تصاویر متحرک در دهههای ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ و ثبت دوربینهای فیلمبرداری در ابتدای دهه ۱۸۹۰، معمولاً اولین نمایش عمومی برادران لومیر در ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ را به عنوان سرآغاز سینما در نظر میگیرند).
در قسمت اول این مجموعه، با داستان ۳ نفر آشنا میشویم که پیش از اولین نمایش عمومی برادران لومیر، موفق به خلق تصاویر متحرک شده بودند.
۱) ایدورد مایبریج (۱۸۳۰ - ۱۹۰۴)
مایبریج (Eadweard Muybridge)، عکاس مشهور انگلیسی بود که به خصوص به خاطر مجموعه تصاویرش از حرکت حیوانات و انسانها و البته پیشگامی در عرصه تصاویر متحرک شهرت دارد (تصویر ۱). فعالیت او، یکی از اولین اقدامات در طول تاریخ بود که فرصت تماشای چند تصویر پیاپی را به صورتی فراهم کرد که توهم حرکت تصاویر به بیننده دست دهد.
بخشی از شهرت او به خاطر دستگاهی به نام زوپراکسینوسکوپ است که وسیلهای برای نمایش تصاویر متحرک و یکی از مقدمات سینماتوگراف بود. اما چه عاملی باعث شد تا مایبریج به سمت ضبط تصاویر پی در پی از حرکت سوق داده شود؟
ماجرا از این قرار است که در سال 1872 للند استنفورد، فرماندار وقت کالیفرنیا که تاجر و مالک اسبهای مسابقهای هم بود، مایبریج را برای مطالعاتی در زمینه عکاسی استخدام کرد. مایبریج قرار بود با استفاده از تواناییاش در زمینه عکاسی، پاسخی برای یکی از سؤالهای مد روز آن دوران پیدا کند: آیا هنگام یورتمه رفتن اسبها، لحظاتی وجود دارد که در آنها هر چهار پای اسب به طور همزمان از زمین جدا شده باشد یا نه؟
چشم انسان قابلیت این را نداشت که پاسخ این سؤال را به دست بیاورد. در آن زمان نقاشها معمولاً هنگام کشیدن نقاشی اسبی در حال یورتمه، یک پای او را روی زمین نقاشی میکردند. مایبریج از همان زمان تحقیقاتش را شروع کرد و سرانجام در سال 1878 توانست با استفاده از 12 دوربین و شیوهای جالب عکسهایی متوالی از یورتمه یک اسب گرفته و ثابت کند که هنگام یورتمه لحظاتی وجود دارند که هر چهار پای اسب به طور همزمان از زمین جدا میشوند. (تصاویر 2 و 3)
مایبریج بین سالهای 1878 و 1884 این روش را تکمیل و مجموعه تصاویر گرانقدری از حرکات انسان و حیوانات مختلف تهیه کرد. مجموعه تصاویر او از انسانها که به رفتارهای مختلف آدمها (از بالا و پایین رفتن از پلهها و نمایش کودکی که یک شاخه گل را به سمت زنی میبرد گرفته تا کشتی گرفتن و مشتزنی) اختصاص داشت، به عنوان چند تا از نمونههای اولیه تصاویر متحرکی با محوریت انسان، اهمیتی تاریخی دارند.
در این عکسها تأکید بر اندام برهنه یا نیمهبرهنه انسانها بود تا فرصتی برای مطالعه آناتومی بدن انسان در حال حرکت ایجاد شود. مایبریج در سال 1888 ملاقاتی هم با توماس ادیسون داشت. ادیسون (که پیش از آن دستگاه فونوگراف را برای ضبط صدا اختراع کرده بود) ا ین ایده را با مایبریج مطرح کرد که بتوان دستگاه عکسبرداری مایبریج را با فونوگراف تلفیق کرد و به دستگاهی برای پخش همزمان تصویر و صدا رسید. اما مایبریج هیچ گاه این ایده را چندان جدی نگرفت.
خود ادیسون روی این ایده کار کرد و به نتایجی هم رسید. اما نتیجه طوری نبود که بتوان به طور اقتصادی روی آن فکر کرد. به خصوص که در آن زمان دستگاهی برای تقویت صدا وجود نداشت.
در میانه دهه 1880، مایبریج مجموعه درجه یکی از تصاویر حیوانات و انسانهای در حال حرکت را فراهم آورده بود و در همان زمان فردی به نام امیل رینولدز (که پیش از آن دستگاه پراکسینوسکوپ را برای خلق توهم حرکت ایجاد کرده بود) دستگاه خود را توسعه داده و با استفاده از چند آینه و یک فانوس خیال توانسته بود امکان بازتاب نقاشی های متحرک را روی یک پرده فراهم کند. بنابراین آن چه برای خلق رسمی سینما باقی مانده بود، رسیدن به فناوری ضبط و چاپ تصاویر پیاپی به وسیله یک دستگاه و نمایش آن روی پرده بزرگ بود.
2) لو پرینس (1841 - ناپدید شده به تاریخ 16 سپتامبر 1890)
ماجرای عجیب و غمانگیز لو پرینس، یکی از مشهورترین و مرموزترین وقایع تاریخ سینماست. لویی ایم آگوستین لو پرینس (Louis Aimé Augustin Le Prince) (تصویر 4) مخترعی بود که اولین تصاویر متحرک تاریخ را روی نوار فیلم به چاپ رساند و میتوان او را پدر سینما و مخترع اصلی تصاویر متحرک نامید.
این اتفاق بزرگ در سال 1888 در انگلستان رخ داد. لو پرینس فرانسوی در اکتبر 1888 توانست دو تصویر متحرک ضبط کند که اولینش، صحنه باغ روندهی (Roundhay Garden Scene) به عنوان اولین تصویر متحرک حقیقی تاریخ شناخته میشود. این اتفاق چند سال قبل از به ثمر رسیدن تلاشهای افرادی چون توماس ادیسون و آگوست و لویی لومیر رخ داد. این فیلم با مدت زمان 2.11 ثانیه، با 12 فریم عکسبرداری در ثانیه فیلمبرداری شده بود. (تصویر 5)
لو پرینس نتوانست دستگاهی برای نمایش فیلم روی پرده بزرگ اختراع کند. اما تراژدی ماجرا اینجاست که او حتی نتوانست دستگاه ضبط فیلم خود را نیز به ثبت برساند. چرا که در سال 1890 اتفاق عجیبی برایش افتاد که برای همیشه یکی از اسرار تاریخ سینما باقی مانده است. ماجرا از این قرار است که در سپتامبر 1890، لو پرینس تدارک سفری به انگلستان را برای ثبت اختراع دوربین فیلمبرداری دید و قرار بود بعد از آن برای تبلیغ به آمریکا برود.
او روز 16 سپتامبر سوار قطاری از دیژون به مقصد پاریس شد، اما هیچگاه به پاریس نرسید و از آن لحظه به بعد هم هیچ اثری از لو پرینس یافت نشد. پلیس فرانسه، اسکاتلند یارد و خانواده لو پرینس تحقیقات مفصلی انجام دادند اما نه جنازه لو پرینس پیدا شد و نه چمدان حاوی وسایلش.
ناپدید شدن مرموز او پروندهای بود که هیچگاه حل نشد. در گذر زمان احتمالات زیادی در مورد علت این اتفاق مطرح شد: خودکشی (برادر لو پرینس بعداً گفت که او زمانی به علت ورشکستگی تصمیم به خودکشی گرفته بود)، قتل به واسطه نبردی که در آن زمان بین مخترعین مختلف برای اختراع دوربین ضبط و پخش تصاویر متحرک در گرفته بود، قتل به خاطر پول و حتی دست داشتن خانواده لو پرینس در ناپدید شدن او (ادعایی مبنی بر این وجود دارد که لو پرینس در سال 1898 در شیکاگو از دنیا گذشت و انتقال او به آنجا به درخواست خانواده اش بود چرا که لو پرینس گرایشات همجنس خواهانه داشت. هر چند هیچ مدرکی مبنی بر گرایشات غیر عادی لو پرینس وجود ندارد).
اما هیچکدام از این ادعاها اثبات نشدند. لو پرینس در سال 1897 به طور رسمی یک فرد مرده قلمداد شد. تقریباً یک قرن بعد، تصاویری در آرشیو پلیس پیدا شد که شامل عکسی از یک مرد غرق شده بود که احتمال میرفت لو پرینس باشد. هر چند حتی این ماجرا هم اثبات نشد.
کمی بعد از ناپدید شدن لو پرینس، توماس ادیسون سعی کرد تا اعتبار اختراع تصاویر متحرک را به نام خود جا بزند. اما بیوه و پسر لو پرینس (آدولف) در تلاش بودند که جایگاه او را به عنوان خالق سینماتوگرافی تثبیت کنند. در سال 1898 آدولف به عنوان شاهد در دادگاهی که توسط ادیسون علیه کمپانی آمریکن میوتوسکوپ برپا شده و ادعا می کرد که ادیسان اولین و تنها خالق سینماتوگرافی است (و بنابراین باید اجازه انحصار استفاده از این فرآیند را در اختیار داشته باشد) حضور یافت. به او اجازه داده نشد که دو دوربین را به عنوان شاهد نشان داده و اثبات کند که لو پرینس در این زمینه پیشگام بوده است. در نتیجه دادگاه به نفع ادیسون رأی داد. اما یک سال بعد رأی لغو شد.
3) برادران اسکلادانوسکی (Max and Emil Skladanowsky)
در سال 1895 چندین دوربین ضبط تصاویر متحرک به ثبت رسیده بودند. در همین دوران مکس اسکلادانوسکی آلمانی آلمانی به همراه برادرش امیل (تصویر 6) دستگاه بیوسکوپ را اختراع کرد: یک پروژکتور اولیه فیلم.
برادران اسکلادانوسکی در تاریخ 1 نوامبر 1895، پیش از نمایش عمومی دستگاه سینماتوگراف برادران لومیر در پاریس در تاریخ 28 دسامبر 1895، از این دستگاه برای اولین نمایش تصاویر متحرک برای مخاطبانی که برای دیدن این تصاویر پول پرداخته بودند استفاده کردند.
(برادران لومیر پیش از آن تاریخ در 22 مارس 1895 اولین نمایش خصوصی سینماتوگراف را برگزار کرده بودند.) بنابراین نام برادران اسکلادانوسکی در تاریخ به عنوان اولین افرادی ثبت شد که فیلم را برای عموم به نمایش گذاشته اند.
مکس عکاس و نقاش روی شیشه بود و این حرفه او را به سمت فانوس خیال جذب کرد. در سال 1879 مکس و امیل به همراه پدرشان، کارل، در آلمان و اروپای مرکزی تور نمایش فانوس خیال برگزار کردند. در اوایل دهه 1890 او به همراه امیل یک دوربین فیلمبرداری ساخت. این دو برادر در سال 1895 بیوسکوپ را اختراع کردند.
آنها در بیوسکوپ که از تکنولوژی فانوس خیال الهام گرفته بود، از دو حلقه فیلم 54 میلی متری استفاده کردند که به طور متناوب پشت سر هم به نمایش در می آمدند. این تکنولوژی به بیوسکوپ اجازه می داد که با سرعت 16 فریم در ثانیه فیلمبرداری کند، سرعتی که برای ایجاد توهم حرکت کافی بود. اختراع اسکلادانوسکی ها قرار بود در ژانویه 1896 در پاریس هم به نمایش در بیاید، اما بعد ازاین که برادران لومیر در دسامبر 1895 به طور عمومی پرده از اختراع پیشروتر خود، یعنی سینماتوگراف، برداشتند، این نمایش لغو شد.
مکس در یکی از نمایش های سینماتوگراف حضور داشت و پس از آن سعی کرد از نظر تکنیکی دوربین و پروژکتور خود را اصلاح کند. او و برادرش در فاصله سال های 1895 تا 1897 حدود 25 تا 30 فیلم کوتاه ساختند و این آثار را در تورهای جهانی به نمایش گذاشتند. اما کم کم به حرفه اصلی خود، عکاسی، بازگشتند. این روزها در بررسی تاریخ شکل گیری سینما، کمتر به طور جدی به این دو برادر پرداخته می شود.
فیلمهای آنها هم - مثل اکثر آثار آن سالها - واجد ویژگی عجیب و غریبی نیستند (شاید بتوان به استفاده مداوم و البته غریزی از نماهای متوسط و متوسط دور برای تأکید هم اندازه بر پیکر انسان و محیط اطراف اشاره کرد که به نمای ثابت اکثر فیلم های چند سال اولیه سینما بدل شد). بخشی از آثار آنها شامل فیلمبرداری از لحظات زندگی روزمره بود در حالی که آنها در تعدادی از فیلمهای خود به خلق لحظات کمیک دست زدند (تصویر 7).
این دو برادر - لااقل از نظر تاریخی - شخصیت های مهمی در روند شکل گیری سینما بودند اما در گذر زمان کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
در بررسی تاریخ سینما میتوان تا زمان نمایشهای سایهای در زمان چین باستان پیش رفت. این روند در طول قرنها تکامل یافت تا به ایدههای لئوناردو داوینچی در مورد چگونگی نمایش تصویر رسید. اختراع و توسعه دستگاهی به نام فانوس خیال یا فانوس جادویی (Magic Lantern) در قرن هفدهم یکی از اولین گامهای اساسی در شکلگیری سینما بود. این دستگاه، نوع اولیهای از پروژکتورهای تصویر بود که میتوانست تصاویر را روی یک صفحه شیشهای بازتاب دهد.
اما در نیمه دوم قرن نوزدهم بود که دستیابی به صنعت تصاویر متحرک، نزدیک و در دسترس به نظر رسید. ماجرا از جایی شروع شد که در اوایل قرن نوزدهم مشخص شد که در صورت نمایش مجموعهای از تصاویر که با سرعتی بیش از یک اندازه خاص ضبط شده اند، توهم حرکت در تماشاگر ایجاد خواهد شد. طی سالهای آینده چندین دستگاه همچون فناکیستوسکوپ (Phenakistoscope) و زئوتروپ (Zeotrope) ایجاد شدند که سعی در ایجاد توهم حرکت داشتند.
اما در دهه ۱۸۷۰ بود که برای اولین بار بشر موفق به انجام ابداعاتی شد که میتوان به طور رسمی نام «تصاویر متحرک» را به آن داد (در قسمتهای بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا علیرغم گسترش صنعت تصاویر متحرک در دهههای ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ و ثبت دوربینهای فیلمبرداری در ابتدای دهه ۱۸۹۰، معمولاً اولین نمایش عمومی برادران لومیر در ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ را به عنوان سرآغاز سینما در نظر میگیرند).
در قسمت اول این مجموعه، با داستان ۳ نفر آشنا میشویم که پیش از اولین نمایش عمومی برادران لومیر، موفق به خلق تصاویر متحرک شده بودند.
۱) ایدورد مایبریج (۱۸۳۰ - ۱۹۰۴)
مایبریج (Eadweard Muybridge)، عکاس مشهور انگلیسی بود که به خصوص به خاطر مجموعه تصاویرش از حرکت حیوانات و انسانها و البته پیشگامی در عرصه تصاویر متحرک شهرت دارد (تصویر ۱). فعالیت او، یکی از اولین اقدامات در طول تاریخ بود که فرصت تماشای چند تصویر پیاپی را به صورتی فراهم کرد که توهم حرکت تصاویر به بیننده دست دهد.
بخشی از شهرت او به خاطر دستگاهی به نام زوپراکسینوسکوپ است که وسیلهای برای نمایش تصاویر متحرک و یکی از مقدمات سینماتوگراف بود. اما چه عاملی باعث شد تا مایبریج به سمت ضبط تصاویر پی در پی از حرکت سوق داده شود؟
تصویر ۱: مایبریج
ماجرا از این قرار است که در سال 1872 للند استنفورد، فرماندار وقت کالیفرنیا که تاجر و مالک اسبهای مسابقهای هم بود، مایبریج را برای مطالعاتی در زمینه عکاسی استخدام کرد. مایبریج قرار بود با استفاده از تواناییاش در زمینه عکاسی، پاسخی برای یکی از سؤالهای مد روز آن دوران پیدا کند: آیا هنگام یورتمه رفتن اسبها، لحظاتی وجود دارد که در آنها هر چهار پای اسب به طور همزمان از زمین جدا شده باشد یا نه؟
چشم انسان قابلیت این را نداشت که پاسخ این سؤال را به دست بیاورد. در آن زمان نقاشها معمولاً هنگام کشیدن نقاشی اسبی در حال یورتمه، یک پای او را روی زمین نقاشی میکردند. مایبریج از همان زمان تحقیقاتش را شروع کرد و سرانجام در سال 1878 توانست با استفاده از 12 دوربین و شیوهای جالب عکسهایی متوالی از یورتمه یک اسب گرفته و ثابت کند که هنگام یورتمه لحظاتی وجود دارند که هر چهار پای اسب به طور همزمان از زمین جدا میشوند. (تصاویر 2 و 3)
تصویر ۲: نقطه عطفی در تاریخ پیدایش سینما؛ ۱۲ عکس متوالی که مایبریج در سال ۱۸۷۸ از حرکت اسب در حال یورتمه تهیه کرد.
تصویر ۳: بازسازی نحوه نمایش ۱۲ تصویر مایبریج در صورت نمایش پیاپی.
مایبریج بین سالهای 1878 و 1884 این روش را تکمیل و مجموعه تصاویر گرانقدری از حرکات انسان و حیوانات مختلف تهیه کرد. مجموعه تصاویر او از انسانها که به رفتارهای مختلف آدمها (از بالا و پایین رفتن از پلهها و نمایش کودکی که یک شاخه گل را به سمت زنی میبرد گرفته تا کشتی گرفتن و مشتزنی) اختصاص داشت، به عنوان چند تا از نمونههای اولیه تصاویر متحرکی با محوریت انسان، اهمیتی تاریخی دارند.
در این عکسها تأکید بر اندام برهنه یا نیمهبرهنه انسانها بود تا فرصتی برای مطالعه آناتومی بدن انسان در حال حرکت ایجاد شود. مایبریج در سال 1888 ملاقاتی هم با توماس ادیسون داشت. ادیسون (که پیش از آن دستگاه فونوگراف را برای ضبط صدا اختراع کرده بود) ا ین ایده را با مایبریج مطرح کرد که بتوان دستگاه عکسبرداری مایبریج را با فونوگراف تلفیق کرد و به دستگاهی برای پخش همزمان تصویر و صدا رسید. اما مایبریج هیچ گاه این ایده را چندان جدی نگرفت.
خود ادیسون روی این ایده کار کرد و به نتایجی هم رسید. اما نتیجه طوری نبود که بتوان به طور اقتصادی روی آن فکر کرد. به خصوص که در آن زمان دستگاهی برای تقویت صدا وجود نداشت.
در میانه دهه 1880، مایبریج مجموعه درجه یکی از تصاویر حیوانات و انسانهای در حال حرکت را فراهم آورده بود و در همان زمان فردی به نام امیل رینولدز (که پیش از آن دستگاه پراکسینوسکوپ را برای خلق توهم حرکت ایجاد کرده بود) دستگاه خود را توسعه داده و با استفاده از چند آینه و یک فانوس خیال توانسته بود امکان بازتاب نقاشی های متحرک را روی یک پرده فراهم کند. بنابراین آن چه برای خلق رسمی سینما باقی مانده بود، رسیدن به فناوری ضبط و چاپ تصاویر پیاپی به وسیله یک دستگاه و نمایش آن روی پرده بزرگ بود.
2) لو پرینس (1841 - ناپدید شده به تاریخ 16 سپتامبر 1890)
ماجرای عجیب و غمانگیز لو پرینس، یکی از مشهورترین و مرموزترین وقایع تاریخ سینماست. لویی ایم آگوستین لو پرینس (Louis Aimé Augustin Le Prince) (تصویر 4) مخترعی بود که اولین تصاویر متحرک تاریخ را روی نوار فیلم به چاپ رساند و میتوان او را پدر سینما و مخترع اصلی تصاویر متحرک نامید.
تصویر ۴: لو پرینس.
این اتفاق بزرگ در سال 1888 در انگلستان رخ داد. لو پرینس فرانسوی در اکتبر 1888 توانست دو تصویر متحرک ضبط کند که اولینش، صحنه باغ روندهی (Roundhay Garden Scene) به عنوان اولین تصویر متحرک حقیقی تاریخ شناخته میشود. این اتفاق چند سال قبل از به ثمر رسیدن تلاشهای افرادی چون توماس ادیسون و آگوست و لویی لومیر رخ داد. این فیلم با مدت زمان 2.11 ثانیه، با 12 فریم عکسبرداری در ثانیه فیلمبرداری شده بود. (تصویر 5)
تصویر ۵: اگر ضبط فیلم دو ثانیهای صحنه باغ روندهی را شروع حقیقی ضبط تصاویر متحرک با یک دوربین بدانیم، این نما، اولین نمای متحرک حقیقی تاریخ است.
لو پرینس نتوانست دستگاهی برای نمایش فیلم روی پرده بزرگ اختراع کند. اما تراژدی ماجرا اینجاست که او حتی نتوانست دستگاه ضبط فیلم خود را نیز به ثبت برساند. چرا که در سال 1890 اتفاق عجیبی برایش افتاد که برای همیشه یکی از اسرار تاریخ سینما باقی مانده است. ماجرا از این قرار است که در سپتامبر 1890، لو پرینس تدارک سفری به انگلستان را برای ثبت اختراع دوربین فیلمبرداری دید و قرار بود بعد از آن برای تبلیغ به آمریکا برود.
او روز 16 سپتامبر سوار قطاری از دیژون به مقصد پاریس شد، اما هیچگاه به پاریس نرسید و از آن لحظه به بعد هم هیچ اثری از لو پرینس یافت نشد. پلیس فرانسه، اسکاتلند یارد و خانواده لو پرینس تحقیقات مفصلی انجام دادند اما نه جنازه لو پرینس پیدا شد و نه چمدان حاوی وسایلش.
ناپدید شدن مرموز او پروندهای بود که هیچگاه حل نشد. در گذر زمان احتمالات زیادی در مورد علت این اتفاق مطرح شد: خودکشی (برادر لو پرینس بعداً گفت که او زمانی به علت ورشکستگی تصمیم به خودکشی گرفته بود)، قتل به واسطه نبردی که در آن زمان بین مخترعین مختلف برای اختراع دوربین ضبط و پخش تصاویر متحرک در گرفته بود، قتل به خاطر پول و حتی دست داشتن خانواده لو پرینس در ناپدید شدن او (ادعایی مبنی بر این وجود دارد که لو پرینس در سال 1898 در شیکاگو از دنیا گذشت و انتقال او به آنجا به درخواست خانواده اش بود چرا که لو پرینس گرایشات همجنس خواهانه داشت. هر چند هیچ مدرکی مبنی بر گرایشات غیر عادی لو پرینس وجود ندارد).
اما هیچکدام از این ادعاها اثبات نشدند. لو پرینس در سال 1897 به طور رسمی یک فرد مرده قلمداد شد. تقریباً یک قرن بعد، تصاویری در آرشیو پلیس پیدا شد که شامل عکسی از یک مرد غرق شده بود که احتمال میرفت لو پرینس باشد. هر چند حتی این ماجرا هم اثبات نشد.
کمی بعد از ناپدید شدن لو پرینس، توماس ادیسون سعی کرد تا اعتبار اختراع تصاویر متحرک را به نام خود جا بزند. اما بیوه و پسر لو پرینس (آدولف) در تلاش بودند که جایگاه او را به عنوان خالق سینماتوگرافی تثبیت کنند. در سال 1898 آدولف به عنوان شاهد در دادگاهی که توسط ادیسون علیه کمپانی آمریکن میوتوسکوپ برپا شده و ادعا می کرد که ادیسان اولین و تنها خالق سینماتوگرافی است (و بنابراین باید اجازه انحصار استفاده از این فرآیند را در اختیار داشته باشد) حضور یافت. به او اجازه داده نشد که دو دوربین را به عنوان شاهد نشان داده و اثبات کند که لو پرینس در این زمینه پیشگام بوده است. در نتیجه دادگاه به نفع ادیسون رأی داد. اما یک سال بعد رأی لغو شد.
3) برادران اسکلادانوسکی (Max and Emil Skladanowsky)
در سال 1895 چندین دوربین ضبط تصاویر متحرک به ثبت رسیده بودند. در همین دوران مکس اسکلادانوسکی آلمانی آلمانی به همراه برادرش امیل (تصویر 6) دستگاه بیوسکوپ را اختراع کرد: یک پروژکتور اولیه فیلم.
برادران اسکلادانوسکی در تاریخ 1 نوامبر 1895، پیش از نمایش عمومی دستگاه سینماتوگراف برادران لومیر در پاریس در تاریخ 28 دسامبر 1895، از این دستگاه برای اولین نمایش تصاویر متحرک برای مخاطبانی که برای دیدن این تصاویر پول پرداخته بودند استفاده کردند.
(برادران لومیر پیش از آن تاریخ در 22 مارس 1895 اولین نمایش خصوصی سینماتوگراف را برگزار کرده بودند.) بنابراین نام برادران اسکلادانوسکی در تاریخ به عنوان اولین افرادی ثبت شد که فیلم را برای عموم به نمایش گذاشته اند.
تصویر ۶: مکس (سمت چپ) و امیل اسکلادانوسکی، از پیشگامان صنعت تصاویر متحرک. بخش اصلی اعتبار کارهای آنها به نام مکس نوشته شده است.
مکس عکاس و نقاش روی شیشه بود و این حرفه او را به سمت فانوس خیال جذب کرد. در سال 1879 مکس و امیل به همراه پدرشان، کارل، در آلمان و اروپای مرکزی تور نمایش فانوس خیال برگزار کردند. در اوایل دهه 1890 او به همراه امیل یک دوربین فیلمبرداری ساخت. این دو برادر در سال 1895 بیوسکوپ را اختراع کردند.
آنها در بیوسکوپ که از تکنولوژی فانوس خیال الهام گرفته بود، از دو حلقه فیلم 54 میلی متری استفاده کردند که به طور متناوب پشت سر هم به نمایش در می آمدند. این تکنولوژی به بیوسکوپ اجازه می داد که با سرعت 16 فریم در ثانیه فیلمبرداری کند، سرعتی که برای ایجاد توهم حرکت کافی بود. اختراع اسکلادانوسکی ها قرار بود در ژانویه 1896 در پاریس هم به نمایش در بیاید، اما بعد ازاین که برادران لومیر در دسامبر 1895 به طور عمومی پرده از اختراع پیشروتر خود، یعنی سینماتوگراف، برداشتند، این نمایش لغو شد.
مکس در یکی از نمایش های سینماتوگراف حضور داشت و پس از آن سعی کرد از نظر تکنیکی دوربین و پروژکتور خود را اصلاح کند. او و برادرش در فاصله سال های 1895 تا 1897 حدود 25 تا 30 فیلم کوتاه ساختند و این آثار را در تورهای جهانی به نمایش گذاشتند. اما کم کم به حرفه اصلی خود، عکاسی، بازگشتند. این روزها در بررسی تاریخ شکل گیری سینما، کمتر به طور جدی به این دو برادر پرداخته می شود.
فیلمهای آنها هم - مثل اکثر آثار آن سالها - واجد ویژگی عجیب و غریبی نیستند (شاید بتوان به استفاده مداوم و البته غریزی از نماهای متوسط و متوسط دور برای تأکید هم اندازه بر پیکر انسان و محیط اطراف اشاره کرد که به نمای ثابت اکثر فیلم های چند سال اولیه سینما بدل شد). بخشی از آثار آنها شامل فیلمبرداری از لحظات زندگی روزمره بود در حالی که آنها در تعدادی از فیلمهای خود به خلق لحظات کمیک دست زدند (تصویر 7).
تصویر ۷: نمایی از فیلم چند ثانیهای آقای دلاویر و کانگوروی مشتزن از محصولات برادران اسکلادانوسکی؛ از تلاشهای سالهای اولیه سینما برای خلق لحظات کمیک در دورانی که هنوز خبری از «طرح داستانی» نبود.
این دو برادر - لااقل از نظر تاریخی - شخصیت های مهمی در روند شکل گیری سینما بودند اما در گذر زمان کمتر مورد توجه قرار گرفتهاند.
تبلیغات متنی
-
ماجرای مرموز قتل تاجر لوازم یدکی خودرو
-
ترکیب احتمالی پرسپولیس برای بازی با چادرملو
-
بعد از یاسر آسانی، بند فسخ مدافع خارجی هم رو شد!
-
روزنامه جوان: موسوی و این ۱۷ نفر خائن هستند
-
وزیر دفاع آمریکا: ترامپ نمیخواهد کار به جنگ بکشد
-
فیبر بالا و کلسترول صفر را در این غذاها جستوجو کنید
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
۵ گزینه هلدینگ برای مدیرعاملی استقلال چه کسانی بودند؟
-
رامین رضاییان واقعا از نازون و آزادی ضعیفتر بود؟
-
کیهان: مذاکره، فریب است؛ فقط باید تهدید کنیم
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
سیب زمینیهای سبز و جوانهزده خطرناک هستند؟
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
مهدویان: بوی کباب نیست، خر داغ میکنند!
-
امروز بارش گسترده در این مناطق رخ خواهد داد
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل







نظر کاربران
ادیسون؟! آخ آخ آخ از تو یکی دیگه توقع نداشتم.اخراع دزدی ؟! بی ادب.خودت کم اختراع داشتی مگه؟ البته بعضی از نویسنده ها و مخترعها و دانشمندان که الان معروفن زمان خودشون کم دست به این کارا نزدن !