امین حیایی: تصمیم گرفته ام از سینما کنار بروم
خودمن تصمیم گرفته ام کنار بروم تا تهیه کنندگان به این فکر نکنند که امین حیایی هست و فیلم هم می فروشد. بدانند استعدادهای زیادی پشت در هستند که باید از آنها استفاده شود.
تماشا: بیش از بیست سال سابقه بازیگری در سینما دارد و این روزها به فکر خداحافظی افتاده است. امین حیایی، حالا دیگر پیشکسوت ستاره هایی چون محمدرضا گلزار و حامد بهداد است. دور از واقعیت نیست اگر بگوییم این بازیگر از معدود ستارگانی است که این سال ها آبروی گیشه را خریده.
اما از نظر او ستاره شدن مسیر می خواهد و راهش هم کلاس های بازیگری است. این بازیگر پرمشغله اخیرا به خاطر حضور در پروژه هایی چون «کلاه پهلوی»، «ساخت ایران» و «قفس طلاییم حسابی خبرساز شده.
مخصوصا برای آخرین فیلم که عوامل امریکایی «قفس طلایی» علاوه بر اینکه به خاطر سختی کار هیجان زده بودند، بازی این هنرمند آنها را به تشویق وا می داشت. تا آنجا که آقای کارگردان (محمد زرین دست) برایشان توضیح داد که او در ایران یک سوپر استار است. امین حیایی در این گفت و گو از سختی های کار و سینمای این روزها می گوید:
فیلم «قفس طلایی» با بازی شما روی پرده سینماهاست. شنیدیم شما برای این کار شرایط سختی داشتید؟
- اگر بدانید ما در چه شرایطی فیلمبرداری می کردیم، شاید باورتان نشود. ما اصلا اجازه فیلمبرداری نداشتیم و در بدترین شرایط ممکن بودیم. فقط یک هفته پیش تولید داشتیم. تازه به خاطر مشخص نبودن برنامه هایم، کارگردان تا نزدیک شدن به مرحله تولید نمی دانست که من برای این کار می توانم بیایم یا نه. اما از آنجا که من اولین کار سینمایی ام یعنی «همسفر» را با آقای مزینانی شروع کرده بودم و همیشه هم خودم را به ایشان مدیون می دانم وقتی پیشنهاد این فیلم را به من دادند بدون چون و چرا گفتم چشم.
چون او کسی بود که من را به سینما آوررده بود. وقتی برای فیلمبرداری رفتیم، با شرایط جالبی رو به رو بودیم. ما مجوز هیچ کجا را برای فیلمبرداری نداشتیم. در حالی که ۳۲ لوکیشن برای کار در نظر گرفته بودیم. ما یواشکی پلان می گرفتیم و به محض اینکه پلیسی از آنجا رد می شد، همه چیز را جمع می کردیم و فرار... اگر کسی هم چیزی از ما می پرسید می گفتیم ما دانشجوییم و برای کار دانشجویی مان آمده ایم.
ما دوتا ۲۰ جلسه به امریکا رفتیم. خیلی کار سختی بود. اکثر عوامل امریکایی بودند و ارتباط برقرار کردن با آنها از همه مشکل تر بود. ولی کم کم با همه شان رفیق شدیم و این وضعیت فیلمبرداری آنها را هم هیجان زده کرد و جالب اینکه کم کم آنها هم با ما حال می کردند. در کل کار سخت بود اما خدا دوست مان داشت.
تا حال شما را در نقش بوکسور ندیده بودیم. نقش تان را دوست داشتید؟
- کلا نقشم و سفرم برایم خاطره شد. اصلا قرار نبود من بوکسور شوم. وقتی به امریکا رسیدم و نقش را خواندم همانجا به من گفتند که تو در این فیلم بوکسوری.
به خاطر ضیق وقت فقط توانستم چند جلسه به باشگاه بوکس بروم و آموزش ببینم و این برایم یک تجربه خاص شد. البته در این سفر باز هم اتفاقاتی برای من افتاد. دفعه دوم چمدانم در فرودگاه جا ماند و تمام لباس های فیلم هم در آن بود.
ما تقریبا یک هفته معطل شدیم تا چمدان برسد. از طرفی هم فرودگاه ایران به چمدان مشکوک شده بود و فکر می کرد بمب کار گذاشته شده. به همین خاطر ما چمدان را در اداره آگاهی پیدا کردیم. فقط انرژی محمد زرین دست بود که به همه ما روحیه می داد و کار را راحت می کرد.
می گویند در سینما پارتی بازی زیاد شده و هر کس فامیل های خودش را بازیگر می کند. راست است؟
- برای نقش های اصلی که هیچ وقت چنین اتفاقی نمی افتد. به هر حال تهیه کننده سرمایه و بودجه اش را پای فیلم می گذارد و هیچ وقت به صرف آشنایی با یک بازیگر برای فیلمش ریسک نمی کند. ممکن است در فیلم های دولتی چنین اتفاقی بیفتد اما یک تهیه کننده خصوصی هیچ وقت هزینه اش را صرف بازیگری نمی کند که فیلمش نفروشد.
حتی اگر فامیلش باشد به همین خاطر همیشه شخصیت های اصلی داستان را از میان کسانی انتخاب می کنند که قابل اعتماد مردم و کارگردان باشد و ممکن است برای نقش های فرعی کسانی را بگذارند که قبلا به واسطه برخی آشنایی ها قولی بهشان داده باشند.
برای خودتان هم چنین چیزی آمده؟
- وقت هایی پیش آمده که دوستان مان از ما خواسته اند برایشان در عالم بازیگری نقشی فراهم کنیم. ما هم قبول می کنیم. به هر حال باید در این راه همه به هم کمک کنیم. ولی از اینجا به بعد دیگر خودشان هستند که تعیین کننده ماندن یا رفتن در دنیای سینما هستند.
سینما یک کار حرفه ای است. هر یک از عوامل فیلم اگر غیرحرفه ای باشند، به کار لطمه خواهند زد اما مشکلی که سینمای ما دارد، در دسترس نبودن بازیگران است. یک کارگردان برای اینکه دنبال بازیگرش بگردد به هزار نفر باید زنگ بزند و برخلاف کشورهای دیگر هیچ منبعی ندارد که بتواند به تلفن یا منزل آنها دسترسی داشته باشد.
سیستم کار ما در ایران کاملا رفاقتی است. ما مثل کشورهای دیگر نیستیم. نه مدیر برنامه معرفی می کنیم که برویم قرارداد ببندیم، نه دنبال تشکیلات این چنینی هستیم. ما با همه شان رفیقیم و خودمان را از یک خانواده به اسم سینما می دانیم.
چرا کارگردانان برای بازیگران جدید ریسک نمی کنند؟ آن قدر که سوپراستارهای بالای ۳۵ سال نقش تین ایجرها را بازی می کنند؟
- فقط بحث اعتماد است. ما بازیگر با استعداد زیاد داریم اما آنها باید اول اعتماد کارگردانان و تهیه کنندگان را جلب کنند تا آنها هم این انگیزه را داشته باشند که بتوانند روی آنها سرمایه گذاری کنند. ما کم کم فضا را برای بازیگرهای جدید خالی می کنیم و این فرصت را در اختیارشان قرار می دهیم که بیایند و خودشان را نشان دهند.
خودمن تصمیم گرفته ام کنار بروم تا تهیه کنندگان به این فکر نکنند که امین حیایی هست و فیلم هم می فروشد. بدانند استعدادهای زیادی پشت در هستند که باید از آنها استفاده شود. سرمایه خصوصی بودجه بادآوررده نیست که بخواهد روی هر کس سرمایه گذاری کند. شاید روی فیلمنامه و کارگردان خوب بشود سرمایه گذاری کرد اما روی بازیگر واقعا ریسک است.
پس بازیگر از کجا پیدا کنیم؟
- بهترین راه برای بازیگر شدن رفتن به کلاس های بازیگری است. قطعا هر کسی که به این رشته علاقه دارد، اگر استعدادش را هم داشته باشد سریع جذب می شود. در غیر این صورت نقش فروشی شاید بتواند او را برای مدتی نگه دارد. ما بازیگران خیلی خوبی داریم که از کلاس بازیگری به اینجا رسیده اند و در زمان کوتاه موفق هم شده اند.
حامد بهداد یکی از آنهاست. من دوره آموزشی ندیدم اما بیش از بیست سال است که دارم کار می کنم. شاید من هم اگر کلاس آموزشی می رفتم، خیلی زودتر به جایی که الان در آن ایستاده ام، می رسیدم و مسیرم کوتاه تر می شد.
در ساخت ایران حس کردم آسیب می بینم
فیلمبرداری ساخت ایران تمام شده است. نظرتان راجع به آن چیست؟
- بله؛ در «ساخت ایران» من اواخر فیلمبرداری احساس کردم دارم آسیب می بینم. چون کار زیاد بود و همه فقط به فروش فکر می کردند. به همین خاطر بخش هنری کار تقریبا نادیده گرفته شد و اتفاق هایی که ما امیدوار بودیم بیفتد، دیگر نیفتاد.
چرا ستاره ها دیگر جواب گوی گیشه نیستند؟
- کلا اوضاع دنیا به هم ریخته است. ما هم داریم دست و پا می زنیم. مردم در این لحظات آخر دنیا خوش و شاد باشند! یعنی همه چی بهم ریخته است. دنیا که به هم ریخته باشد، دیگر سینما فبها... همه جای دنیا همین است.
تازه بدتر از این هم هست. ما در مملکت مان خانوادگی زندگی می کنیم. می گویند در ایران هیچ کس گشنه نمی ماند. چون همه هوای هم را دارند اما آن سر دنیا از این خبرها نیست.
اما از نظر او ستاره شدن مسیر می خواهد و راهش هم کلاس های بازیگری است. این بازیگر پرمشغله اخیرا به خاطر حضور در پروژه هایی چون «کلاه پهلوی»، «ساخت ایران» و «قفس طلاییم حسابی خبرساز شده.
مخصوصا برای آخرین فیلم که عوامل امریکایی «قفس طلایی» علاوه بر اینکه به خاطر سختی کار هیجان زده بودند، بازی این هنرمند آنها را به تشویق وا می داشت. تا آنجا که آقای کارگردان (محمد زرین دست) برایشان توضیح داد که او در ایران یک سوپر استار است. امین حیایی در این گفت و گو از سختی های کار و سینمای این روزها می گوید:
فیلم «قفس طلایی» با بازی شما روی پرده سینماهاست. شنیدیم شما برای این کار شرایط سختی داشتید؟
- اگر بدانید ما در چه شرایطی فیلمبرداری می کردیم، شاید باورتان نشود. ما اصلا اجازه فیلمبرداری نداشتیم و در بدترین شرایط ممکن بودیم. فقط یک هفته پیش تولید داشتیم. تازه به خاطر مشخص نبودن برنامه هایم، کارگردان تا نزدیک شدن به مرحله تولید نمی دانست که من برای این کار می توانم بیایم یا نه. اما از آنجا که من اولین کار سینمایی ام یعنی «همسفر» را با آقای مزینانی شروع کرده بودم و همیشه هم خودم را به ایشان مدیون می دانم وقتی پیشنهاد این فیلم را به من دادند بدون چون و چرا گفتم چشم.
چون او کسی بود که من را به سینما آوررده بود. وقتی برای فیلمبرداری رفتیم، با شرایط جالبی رو به رو بودیم. ما مجوز هیچ کجا را برای فیلمبرداری نداشتیم. در حالی که ۳۲ لوکیشن برای کار در نظر گرفته بودیم. ما یواشکی پلان می گرفتیم و به محض اینکه پلیسی از آنجا رد می شد، همه چیز را جمع می کردیم و فرار... اگر کسی هم چیزی از ما می پرسید می گفتیم ما دانشجوییم و برای کار دانشجویی مان آمده ایم.
ما دوتا ۲۰ جلسه به امریکا رفتیم. خیلی کار سختی بود. اکثر عوامل امریکایی بودند و ارتباط برقرار کردن با آنها از همه مشکل تر بود. ولی کم کم با همه شان رفیق شدیم و این وضعیت فیلمبرداری آنها را هم هیجان زده کرد و جالب اینکه کم کم آنها هم با ما حال می کردند. در کل کار سخت بود اما خدا دوست مان داشت.
تا حال شما را در نقش بوکسور ندیده بودیم. نقش تان را دوست داشتید؟
- کلا نقشم و سفرم برایم خاطره شد. اصلا قرار نبود من بوکسور شوم. وقتی به امریکا رسیدم و نقش را خواندم همانجا به من گفتند که تو در این فیلم بوکسوری.
به خاطر ضیق وقت فقط توانستم چند جلسه به باشگاه بوکس بروم و آموزش ببینم و این برایم یک تجربه خاص شد. البته در این سفر باز هم اتفاقاتی برای من افتاد. دفعه دوم چمدانم در فرودگاه جا ماند و تمام لباس های فیلم هم در آن بود.
ما تقریبا یک هفته معطل شدیم تا چمدان برسد. از طرفی هم فرودگاه ایران به چمدان مشکوک شده بود و فکر می کرد بمب کار گذاشته شده. به همین خاطر ما چمدان را در اداره آگاهی پیدا کردیم. فقط انرژی محمد زرین دست بود که به همه ما روحیه می داد و کار را راحت می کرد.
می گویند در سینما پارتی بازی زیاد شده و هر کس فامیل های خودش را بازیگر می کند. راست است؟
- برای نقش های اصلی که هیچ وقت چنین اتفاقی نمی افتد. به هر حال تهیه کننده سرمایه و بودجه اش را پای فیلم می گذارد و هیچ وقت به صرف آشنایی با یک بازیگر برای فیلمش ریسک نمی کند. ممکن است در فیلم های دولتی چنین اتفاقی بیفتد اما یک تهیه کننده خصوصی هیچ وقت هزینه اش را صرف بازیگری نمی کند که فیلمش نفروشد.
حتی اگر فامیلش باشد به همین خاطر همیشه شخصیت های اصلی داستان را از میان کسانی انتخاب می کنند که قابل اعتماد مردم و کارگردان باشد و ممکن است برای نقش های فرعی کسانی را بگذارند که قبلا به واسطه برخی آشنایی ها قولی بهشان داده باشند.
برای خودتان هم چنین چیزی آمده؟
- وقت هایی پیش آمده که دوستان مان از ما خواسته اند برایشان در عالم بازیگری نقشی فراهم کنیم. ما هم قبول می کنیم. به هر حال باید در این راه همه به هم کمک کنیم. ولی از اینجا به بعد دیگر خودشان هستند که تعیین کننده ماندن یا رفتن در دنیای سینما هستند.
سینما یک کار حرفه ای است. هر یک از عوامل فیلم اگر غیرحرفه ای باشند، به کار لطمه خواهند زد اما مشکلی که سینمای ما دارد، در دسترس نبودن بازیگران است. یک کارگردان برای اینکه دنبال بازیگرش بگردد به هزار نفر باید زنگ بزند و برخلاف کشورهای دیگر هیچ منبعی ندارد که بتواند به تلفن یا منزل آنها دسترسی داشته باشد.
سیستم کار ما در ایران کاملا رفاقتی است. ما مثل کشورهای دیگر نیستیم. نه مدیر برنامه معرفی می کنیم که برویم قرارداد ببندیم، نه دنبال تشکیلات این چنینی هستیم. ما با همه شان رفیقیم و خودمان را از یک خانواده به اسم سینما می دانیم.
چرا کارگردانان برای بازیگران جدید ریسک نمی کنند؟ آن قدر که سوپراستارهای بالای ۳۵ سال نقش تین ایجرها را بازی می کنند؟
- فقط بحث اعتماد است. ما بازیگر با استعداد زیاد داریم اما آنها باید اول اعتماد کارگردانان و تهیه کنندگان را جلب کنند تا آنها هم این انگیزه را داشته باشند که بتوانند روی آنها سرمایه گذاری کنند. ما کم کم فضا را برای بازیگرهای جدید خالی می کنیم و این فرصت را در اختیارشان قرار می دهیم که بیایند و خودشان را نشان دهند.
خودمن تصمیم گرفته ام کنار بروم تا تهیه کنندگان به این فکر نکنند که امین حیایی هست و فیلم هم می فروشد. بدانند استعدادهای زیادی پشت در هستند که باید از آنها استفاده شود. سرمایه خصوصی بودجه بادآوررده نیست که بخواهد روی هر کس سرمایه گذاری کند. شاید روی فیلمنامه و کارگردان خوب بشود سرمایه گذاری کرد اما روی بازیگر واقعا ریسک است.
پس بازیگر از کجا پیدا کنیم؟
- بهترین راه برای بازیگر شدن رفتن به کلاس های بازیگری است. قطعا هر کسی که به این رشته علاقه دارد، اگر استعدادش را هم داشته باشد سریع جذب می شود. در غیر این صورت نقش فروشی شاید بتواند او را برای مدتی نگه دارد. ما بازیگران خیلی خوبی داریم که از کلاس بازیگری به اینجا رسیده اند و در زمان کوتاه موفق هم شده اند.
حامد بهداد یکی از آنهاست. من دوره آموزشی ندیدم اما بیش از بیست سال است که دارم کار می کنم. شاید من هم اگر کلاس آموزشی می رفتم، خیلی زودتر به جایی که الان در آن ایستاده ام، می رسیدم و مسیرم کوتاه تر می شد.
در ساخت ایران حس کردم آسیب می بینم
فیلمبرداری ساخت ایران تمام شده است. نظرتان راجع به آن چیست؟
- بله؛ در «ساخت ایران» من اواخر فیلمبرداری احساس کردم دارم آسیب می بینم. چون کار زیاد بود و همه فقط به فروش فکر می کردند. به همین خاطر بخش هنری کار تقریبا نادیده گرفته شد و اتفاق هایی که ما امیدوار بودیم بیفتد، دیگر نیفتاد.
چرا ستاره ها دیگر جواب گوی گیشه نیستند؟
- کلا اوضاع دنیا به هم ریخته است. ما هم داریم دست و پا می زنیم. مردم در این لحظات آخر دنیا خوش و شاد باشند! یعنی همه چی بهم ریخته است. دنیا که به هم ریخته باشد، دیگر سینما فبها... همه جای دنیا همین است.
تازه بدتر از این هم هست. ما در مملکت مان خانوادگی زندگی می کنیم. می گویند در ایران هیچ کس گشنه نمی ماند. چون همه هوای هم را دارند اما آن سر دنیا از این خبرها نیست.
تبلیغات متنی
-
عکس خانوادگی یک فضانورد که روی ماه جا ماند
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
تصمیم اندونزی برای عبور نفتکشهای ایران از تنگه لومبوک
-
بازیگری که فاتحه خواندن سر خاکش را دید!
-
خداحافظی یک ستاره بعد از جام جهانی ۲۰۲۶
-
تفسیر بازیکن پیشین تیم ملی از لبخند قلعهنویی
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
تصویری از آتشسوزی شدید یک کشتی در ساحل دبی
-
احتمال رایگان شدن دائمی اتوبوس و مترو در تهران
-
شرط سنگین برای فسخ قرارداد رضاییان با استقلال
-
پزشکیان: معنای مذاکره تسلیم نیست
-
راننده کامیونِ توقیفی، ۱۲ ساله از آب درآمد!
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
پروازهای فرانسه به این ۴ کشور خاورمیانه لغو شد
-
واکنش تند تاج خطاب به ترامپ: خل و چل!
-
ادعای نتانیاهو: وارد ایران میشویم و اورانیوم را خارج میکنیم!
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
یک عبارت دو کلمهای از دل قطعی اینترنت متولد شد!
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل






نظر کاربران
واقعا حيفه که سينماي ايران اين هنرمند با استعدادو از دست بده .... تو فيلم اخراجي ها که ديگه ترکوند .. دوسش دارم
پاسخ ها
ازش متنفرم تو هر فيلمي باشه اون فيلم رو نميبينم
واقعا اینها که منفی میدن با خودشون فکر کردن چرا ؟
دارید گند میزنید به همه چیز با این طرز تفکرتون
همه چیز رو سیاسی میکنید بعد وقتی یکی میخواد براتون از سیاست بگه میگید : من از سیاست خوشم نمیاد ! نگو !!
تو که بدت میاد چطوری همه رفتارت سیاسیه ؟؟
(((برترین جان منتشر کن لطفا )))
من و این همه خوشبختی محال محال، یعنی میشه من دیگه اینو نبینم، البته ببخشیدااااااااا
پاسخ ها
منم اینقدر خوشحال شدم هنوز خبر رو باور نکردم
+++
اشتباهی بهت + دادم!!!! من که خیلی خوشم میاد ازش!!!
واااااااااااااااااااااااااای نه!!!
یعنی سینمای ایران بدون امین حیایی؟اصلا نمیشه؟
من عاشق نقشش توی اخراجی ها و یه فیلم دیگه که اسمش یادم نمیاد ولی راننده تاکسی بود.هستم
امید وارم تصمیمشو عوض کنه.
امین جان تو بری سینما کجا بره/
بازیگر خوبی است . خیلی هم با مزه است . حیف که مردمی نیست.
بهتر
امین حیایی خواننده می شود!
مبارکه
واسه همینه داره از سینما میره .
خدا پشتو پناهت . مواظب خودت باش .
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بردل !!!!!!!!!!
حیف و صد حیف.....
بهتر
خدا برای کسی که تو رو به این سینما راه داد نسازه
حالمو از هرچی فیلمه بهم میزنه
پاسخ ها
باهات موافقم. خيلي بي نمك و چندشه
خیلی خوشحال میشیم زودتر بری.
ای جااااااااااان چقد طرفدار داره !!!!!!ناگفته نماند الان که فک میکنم میبینم فقط تو فیلم اخراجی ها ازش خوشم میاد آخه خوب نقش بازی کرد همین ...! :)
خیلی ناراحت شدم.حیف میشه.واقعاازدیدن فیلماش لذت میبردموکلی انرژی بهم میداد.امیدوارم نظرش عوض بشه.منکه خیلی دوستش دارم.
بهتر كه بره
شما از سينما و بازيگري چي ميدونيد كه نظر ميديد ، من حيايي رو خيلي دوست دارم بخاطر ساده بودنش لطفا شما نظر نديد
پاسخ ها
++++++++++++++++
na mikhad bebina too chii midonii?!!!
banamake man ke dusesh daram
خدا پشت و پناهت به سلامت!!! وقتی سریال بازی می کرد من بیشتر از کاراش خوشم میومد با اینکه اون زمونا آماتور بود. یکی دو تا از فیلماشم بد نبود بقیه کاراش در حد متوسط رو به پایین بود.
اگه اینقد بدتون میاد چرا اخبارشو میخونید. خوبه انصاف داشته باشیم و لحظه ای سپاسگذار اونایی باشیم که دارن تلاش میکننن و مثل ما دست رو دست نمیذارن.
آقایی حیایی هرجا باشی واست آرزوی سلامت و بهترینها رو دارم چرا که دوستانی دارم که دوستون دارن.
به خاطر انسان بودنتون همیشه موفق باشید.
zoodtar,az bas ke too hameye filma bazi mikone adam halat tahavo migire omidvaram jasho be javanhaye ba estedad bede,az bartarinha ham ke jai baraye nazar dadan mizare mamnoon.
خیلی دوستتون دارم امین حیایی از نطر من بهترین بازیگره حیف صد حیف
خدا کنه برگرده
سمیرا می تونی نظر ندی خوشت نمیاد داری از حسودی میترکی......
من که خیلی خوشم میاد. نقشش رو خیلی خوب بازی میکنه. واقعا که. اینجوری از بازیگر خوب دفاع میکنن؟؟؟؟؟؟؟
درود بر امين حيايي
بهترين فيلمت هم اخراجي و قلاده هاي طلا بود درود امام زمان و خداوند بر تو باد
ایول با با نری ما روتنها بزاری بی تو سینما کیف نداره!
خدایش حیفه . منکه دوستش دارم
چه تصمیم درستی، اما چرا ایننقد دیر!؟؟
حالا عیبی نداره فقط خواستی بری این گلزارم با خودت ببر
مرسی
پاسخ ها
+++++++++++++++++++++++++
خیلی واسه سینمای ما زحمت کشیده دستش درد نکنه ..موفق باشه
man ke vaghean asheghesham va har filmi bazi karde bashe hatman mibinam
باورم نمیشه از دیدن قیافه اش راحت میشم، خیلی خبر خوبی بود