بازیگران ماهِ سینمای ایران
ماهنامه سینمایی "همشهری ۲۴" در هر شماره به بررسی بازی شش بازیگر در فیلم های در حال اکران سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت آنان می پردازد. این سری مطالب را به صورت ماهانه به شما مخاطبان سینمادوست "مجله اینترنتی برترین ها" تقدیم می نماییم.
ماهنامه سینمایی "همشهری ۲۴" در هر شماره به بررسی بازی شش بازیگر در فیلم های در حال اکران سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت آنان می پردازد. این سری مطالب را به صورت ماهانه به شما مخاطبان سینمادوست "مجله اینترنتی برترین ها" تقدیم می نماییم.
میترا حجار در «۳۶۰ درجه»
بازیگر تئاتر است؛ معتاد و در آستانه فروپاشی.
از سخت ترین نقش های فیلم است. دلیل؟ محدودیتی که در نمایش ترکیب «بازیگر زن معتاد در آستانه فروپاشی» دست و پای فیلمساز و بازیگر را می بندد. به خصوص که شخصیت باید قدری اغواگر هم باشد تا تماشاگر متوجه شود قدیم ترها احساسی هم بین او و شخصیت اول فیلم وجود داشته است. تناسب بین این اجزا کار سختی است و حجار در دقایقی موفق بوده. مثلا وقتی اولین بار با جاوید رو به رو می شود این ترکیب، درست و منطقی و باورپذیر است و می شود عشق کهنه آنها را فهمید و درعین حال، حال بد و نشئگی اش را دید.

اما در دیدار دوم، تعادل از بین می رود، شاید چون شخصیت باید فیلمنامه را جلو ببرد و وقت ندارد که به سبک دیدار اول، این وجود مختلف را نشان بدهد. به همین دلیل بخش عاطفی بالاتر می گیرد و خماری و نشئگی و فروپاشی رنگ می بازد. چیزی که می ماند زنی است که مرهمی بر زخم عشق قدیمی اش می گذارد. شاید سکانس دوم نیاز به اجرای دیگری، آن هم با کمک نور و گریم داشت تا تعادل شخصیت حفظ شود.
نیکی کریمی در «چهارشنبه 19 اردیبهشت»
زنی است که برای درمان بیماری شوهرش دست به هر کاری می زند.
از آن نقش هایی است که بازیگر شناخته شده باید حسابی سختی بکشد تا در آن جا بیفتد. مشکل، گذشته بازیگر است: این که کاری کند تا تماشاگر چهره قدیمی اش را به جا نیاورد. گریمور طبیعتا چهره را متناسب با طبقه اجتماعی و محل زندگی و... تغییر می دهد. اما واقعیت این است که اینها مثل غباری است روی چهره بازیگر، اگر از آن حالت خشک و تمیز و شق و رق خارج نشود.

نیکی کریمی برای خروج از این حالت، با مقنعه اش بازی می کند یا با لباسش، اما مهم ترین ابزارش، کودکی که کنار دستش است را از یاد می برد. او با کودک مثل یک شیء برخورد می کند و سعی می کند بازی اش را در نگاه، تُن پایین صدا و اخم ها خلاصه کند. ضمن این که استراتژی قدیمی اش را هم از یاد نمی برد؛ او از چشم هایش کمک می گیرد و با نگاه، سعی می کند درد را منعکس کند. این نقش حالا قابل رویت است اما باورکردنش کار سختی است، شاید چون هنوز نیکی کریمی شیک را به یاد می آوریم.
ناصر آقایی در «360 درجه»
ظاهر وکیل دعاوی است اما در کارهای دیگری هم دست دارد، از جمله کارهای خلاق!
شاید مهم ترین ویژگی ناصر آقایی این باشد که تصویر آشنایی از او در ذهن مخاطب نیست، بنابراین تماشاگر هم او را قضاوت نمی کند و این ویژگی به درد شخصیت هایی می خورد که دوگانه اند و قرار است تصور تماشاگر را به هم بریزند. ناصر آقایی در این فیلم در دو سکانس حضور دارد: در سکانس اول، به عنوان وکیل همسر جاوید، در یک نمای متوسط رو به دوربین حرف می زند؛ آن هم درحالی که (به ظاهر) زندانی را عوض گرفته! جملات را رگباری ادا می کند و با پرونده ها و کیفش ور می رود. بعد هم که متوجه اشتباهش می شود به سرعت جایگاهش را تغییر می دهد: این بار از وکیل مدافع یک زندانی به یک مدعی تبدیل می شود. همه این اتفاقات در لحظه و و با یک میمیک ادا می شود.

تفاوت، در لحن است: در بخش اول سعی می کند تندتند و بدون مکث مشتری را راضی کند و در بخش دوم، تحکم را به بیان سریع جملات اضافه می کند؛ آن هم در حالی که مثل یک صورت سنگی هیچ احساسی در او وجود ندارد.
در سکانس دوم، او را به عنوان یک مباشر می بینیم که دستی هم در جنایت دارد. بازی و لحن همان است به علاوه این که لبخندی هم به آن اضافه شده که خونسردی اش را در بخش های قبل توجیه می کند، همان طور که دستپاچگی سکانس اول و گیجی اش را. ناصر آقایی تنها با لحنش موقعیت های مختلف می سازد؛ ویژگی ای که کمتر در بازیگران ایرانی دیده ایم.
امیر آقایی در «چهارشنبه 19 اردیبهشت»
مردی است که با انتشار یک آگهی جنجال به پا می کند.
بازی با احساسات؛ این عبارت موقعیت فیلم را توضیح می دهد، همان طور که شیوه بازی بازیگران را عیان می کند. شخصیت امیر آقایی در این فیلم پر از احساسات است: احساس گناه نسبت به فرزندش، احساس همدلی نسبت به همه آنهایی که باید به شان کمک کرد، احساس عشق نسبت به نامزد قدیمی و... اما مهم ترین ویژگی، مخفی کردنشان پشت یک توجیه عقلانی است.

بنابراین طبیعی است که آقایی مثل یک مار زخم خورده دور خودش بپیچد، طغیان کند و داد بزند یا گاهی گوشه گیر شود و گریه کند، چون نمی تواند در فضای معقولی زندگی کند. اما همین جنون بازی آقایی را شکل می دهد؛ آقایی در برابر افراد مختلف، بروزهای متفاوتی دارد: در برابر نامزد قدیمی، همدلانه، در برابر همسرش، پرخاشگرانه و در برابر رفیق شفیق و مامور پلیس هم عقده گشایانه. اینها با هم متفاوت اند اما اگر بازیگر بتواند تنه ای برای شخصیت طراحی کند و این واکنش ها را به عنوان شاخ و برگ آن تنه در نظر بگیرد، نتیجه قابل باور می شود. کار آقایی طراحی بازی به گونه ای است که ما از او انتظار هر کاری را داریم، چون می دانیم احساسات همه وجودش را پر کرده. او متوجه هسته آتش فشانی نقش شده و با درجه بندی توانسته واکنش های مختلفی بیافریند.
بهاره رهنما در «360 درجه»
مرمر است؛ زنی که پارتی های شبانه برگزار می کند و واسطه فروش مواد است.
حضور بهاره رهنما در این نقش وجه کمیک دارد؛ نه به خاطر بازی های قبلی او در نقش های طنز بلکه بیشتر به خاطر لحن بازی اش. انتخاب او به عنوان یک زن اغواگر که دستی هم در خلاف دارد و می تواند هم عاشق باشد هم قاتل، انتخاب است عجیب و در عین حال متضاد با لحن فیلم. چرا متضاد؟ چون فیلم کمتر با این نوع شوخی ها وارد می شود.اما جنس بازی رهنما تبدیل کردن یک زن مرگبار است به زنی عادی که ادای آنها را در می آورد. به عطرزدن او دقت کنید: اغراق آمیز است اما مگر پنهان از چشم کارگردان انجام می شود؟

بهاره رهنما هنگام عطرزدن، حتی بیشتر از گذشته اغراق می کند. او می داند که باید این شخصیت را از حالت جدی درآورد و با توجه به جنس بازی، نوع کارگردانی و فیلمنامه، آن را بدل کند به هجویه؛ هجویه از زنان اغواگر قاتل، که معمولا بیش از حد شیک و پیک اند. اگر جنس بازی او به باقی فیلم نمی خورد مقصر کارگردانی است که از این نوع پاساژها در فیلمش کم گذاشته یا تصورش از این شخصیت متفاوت از بازیگر بوده. اما آنچه ما می بینیم فقط یک هجویه است و بهاره رهنما در این هجویه خوب و کارآمد است.
سحر احمدپور در «چهارشنبه 19 اردیبهشت»
دختری است که باید پول جور کند تا شوهرش را از زندان بیرون بیاورد .
بازی نابازیگر؟ خب بله، سحر احمدپور شاید نابازیگر باشد اما در همان اپیزود سی دقیقه ای با همه وجودش بازی می کند. نشانه ای از تکنیک در بازی ای نیست، اما او آن قدر غرق در نقش است که ذهن مخاطب سمت غیرحرفه ای بودنش نمی رود. ظرافت بازی او در کاربرد درست و به موقع اکت های واقعی است. مثلا در استفاده از چادر، وقتی با مرد غریبه ای حرف می زند یا کنترل لحن بیان، وقتی رو به روی امیر آقایی از مشکلش می گوید.

عمده بازی او در سکانس دعوا و تلاشش برای نجات شوهرش از دست پسرخاله اش است اما آن نکته های درونی شده بازی اش در سکانس های دونفره بی سر و صدا شکل گرفته، در واکنش های صحیح نسبت به کنش های دیگران که نه اغراق آمیز است و نه کمتر از حد انتظار. بازی او، بازی نابازیگرانه است: باورپذیرکردن نقش با بروز به اندازه احساسات و شبیه خود زندگی شدن...
میترا حجار در «۳۶۰ درجه»
بازیگر تئاتر است؛ معتاد و در آستانه فروپاشی.
از سخت ترین نقش های فیلم است. دلیل؟ محدودیتی که در نمایش ترکیب «بازیگر زن معتاد در آستانه فروپاشی» دست و پای فیلمساز و بازیگر را می بندد. به خصوص که شخصیت باید قدری اغواگر هم باشد تا تماشاگر متوجه شود قدیم ترها احساسی هم بین او و شخصیت اول فیلم وجود داشته است. تناسب بین این اجزا کار سختی است و حجار در دقایقی موفق بوده. مثلا وقتی اولین بار با جاوید رو به رو می شود این ترکیب، درست و منطقی و باورپذیر است و می شود عشق کهنه آنها را فهمید و درعین حال، حال بد و نشئگی اش را دید.

اما در دیدار دوم، تعادل از بین می رود، شاید چون شخصیت باید فیلمنامه را جلو ببرد و وقت ندارد که به سبک دیدار اول، این وجود مختلف را نشان بدهد. به همین دلیل بخش عاطفی بالاتر می گیرد و خماری و نشئگی و فروپاشی رنگ می بازد. چیزی که می ماند زنی است که مرهمی بر زخم عشق قدیمی اش می گذارد. شاید سکانس دوم نیاز به اجرای دیگری، آن هم با کمک نور و گریم داشت تا تعادل شخصیت حفظ شود.
نیکی کریمی در «چهارشنبه 19 اردیبهشت»
زنی است که برای درمان بیماری شوهرش دست به هر کاری می زند.
از آن نقش هایی است که بازیگر شناخته شده باید حسابی سختی بکشد تا در آن جا بیفتد. مشکل، گذشته بازیگر است: این که کاری کند تا تماشاگر چهره قدیمی اش را به جا نیاورد. گریمور طبیعتا چهره را متناسب با طبقه اجتماعی و محل زندگی و... تغییر می دهد. اما واقعیت این است که اینها مثل غباری است روی چهره بازیگر، اگر از آن حالت خشک و تمیز و شق و رق خارج نشود.

نیکی کریمی برای خروج از این حالت، با مقنعه اش بازی می کند یا با لباسش، اما مهم ترین ابزارش، کودکی که کنار دستش است را از یاد می برد. او با کودک مثل یک شیء برخورد می کند و سعی می کند بازی اش را در نگاه، تُن پایین صدا و اخم ها خلاصه کند. ضمن این که استراتژی قدیمی اش را هم از یاد نمی برد؛ او از چشم هایش کمک می گیرد و با نگاه، سعی می کند درد را منعکس کند. این نقش حالا قابل رویت است اما باورکردنش کار سختی است، شاید چون هنوز نیکی کریمی شیک را به یاد می آوریم.
ناصر آقایی در «360 درجه»
ظاهر وکیل دعاوی است اما در کارهای دیگری هم دست دارد، از جمله کارهای خلاق!
شاید مهم ترین ویژگی ناصر آقایی این باشد که تصویر آشنایی از او در ذهن مخاطب نیست، بنابراین تماشاگر هم او را قضاوت نمی کند و این ویژگی به درد شخصیت هایی می خورد که دوگانه اند و قرار است تصور تماشاگر را به هم بریزند. ناصر آقایی در این فیلم در دو سکانس حضور دارد: در سکانس اول، به عنوان وکیل همسر جاوید، در یک نمای متوسط رو به دوربین حرف می زند؛ آن هم درحالی که (به ظاهر) زندانی را عوض گرفته! جملات را رگباری ادا می کند و با پرونده ها و کیفش ور می رود. بعد هم که متوجه اشتباهش می شود به سرعت جایگاهش را تغییر می دهد: این بار از وکیل مدافع یک زندانی به یک مدعی تبدیل می شود. همه این اتفاقات در لحظه و و با یک میمیک ادا می شود.

تفاوت، در لحن است: در بخش اول سعی می کند تندتند و بدون مکث مشتری را راضی کند و در بخش دوم، تحکم را به بیان سریع جملات اضافه می کند؛ آن هم در حالی که مثل یک صورت سنگی هیچ احساسی در او وجود ندارد.
در سکانس دوم، او را به عنوان یک مباشر می بینیم که دستی هم در جنایت دارد. بازی و لحن همان است به علاوه این که لبخندی هم به آن اضافه شده که خونسردی اش را در بخش های قبل توجیه می کند، همان طور که دستپاچگی سکانس اول و گیجی اش را. ناصر آقایی تنها با لحنش موقعیت های مختلف می سازد؛ ویژگی ای که کمتر در بازیگران ایرانی دیده ایم.
امیر آقایی در «چهارشنبه 19 اردیبهشت»
مردی است که با انتشار یک آگهی جنجال به پا می کند.
بازی با احساسات؛ این عبارت موقعیت فیلم را توضیح می دهد، همان طور که شیوه بازی بازیگران را عیان می کند. شخصیت امیر آقایی در این فیلم پر از احساسات است: احساس گناه نسبت به فرزندش، احساس همدلی نسبت به همه آنهایی که باید به شان کمک کرد، احساس عشق نسبت به نامزد قدیمی و... اما مهم ترین ویژگی، مخفی کردنشان پشت یک توجیه عقلانی است.

بنابراین طبیعی است که آقایی مثل یک مار زخم خورده دور خودش بپیچد، طغیان کند و داد بزند یا گاهی گوشه گیر شود و گریه کند، چون نمی تواند در فضای معقولی زندگی کند. اما همین جنون بازی آقایی را شکل می دهد؛ آقایی در برابر افراد مختلف، بروزهای متفاوتی دارد: در برابر نامزد قدیمی، همدلانه، در برابر همسرش، پرخاشگرانه و در برابر رفیق شفیق و مامور پلیس هم عقده گشایانه. اینها با هم متفاوت اند اما اگر بازیگر بتواند تنه ای برای شخصیت طراحی کند و این واکنش ها را به عنوان شاخ و برگ آن تنه در نظر بگیرد، نتیجه قابل باور می شود. کار آقایی طراحی بازی به گونه ای است که ما از او انتظار هر کاری را داریم، چون می دانیم احساسات همه وجودش را پر کرده. او متوجه هسته آتش فشانی نقش شده و با درجه بندی توانسته واکنش های مختلفی بیافریند.
بهاره رهنما در «360 درجه»
مرمر است؛ زنی که پارتی های شبانه برگزار می کند و واسطه فروش مواد است.
حضور بهاره رهنما در این نقش وجه کمیک دارد؛ نه به خاطر بازی های قبلی او در نقش های طنز بلکه بیشتر به خاطر لحن بازی اش. انتخاب او به عنوان یک زن اغواگر که دستی هم در خلاف دارد و می تواند هم عاشق باشد هم قاتل، انتخاب است عجیب و در عین حال متضاد با لحن فیلم. چرا متضاد؟ چون فیلم کمتر با این نوع شوخی ها وارد می شود.اما جنس بازی رهنما تبدیل کردن یک زن مرگبار است به زنی عادی که ادای آنها را در می آورد. به عطرزدن او دقت کنید: اغراق آمیز است اما مگر پنهان از چشم کارگردان انجام می شود؟

بهاره رهنما هنگام عطرزدن، حتی بیشتر از گذشته اغراق می کند. او می داند که باید این شخصیت را از حالت جدی درآورد و با توجه به جنس بازی، نوع کارگردانی و فیلمنامه، آن را بدل کند به هجویه؛ هجویه از زنان اغواگر قاتل، که معمولا بیش از حد شیک و پیک اند. اگر جنس بازی او به باقی فیلم نمی خورد مقصر کارگردانی است که از این نوع پاساژها در فیلمش کم گذاشته یا تصورش از این شخصیت متفاوت از بازیگر بوده. اما آنچه ما می بینیم فقط یک هجویه است و بهاره رهنما در این هجویه خوب و کارآمد است.
سحر احمدپور در «چهارشنبه 19 اردیبهشت»
دختری است که باید پول جور کند تا شوهرش را از زندان بیرون بیاورد .
بازی نابازیگر؟ خب بله، سحر احمدپور شاید نابازیگر باشد اما در همان اپیزود سی دقیقه ای با همه وجودش بازی می کند. نشانه ای از تکنیک در بازی ای نیست، اما او آن قدر غرق در نقش است که ذهن مخاطب سمت غیرحرفه ای بودنش نمی رود. ظرافت بازی او در کاربرد درست و به موقع اکت های واقعی است. مثلا در استفاده از چادر، وقتی با مرد غریبه ای حرف می زند یا کنترل لحن بیان، وقتی رو به روی امیر آقایی از مشکلش می گوید.

عمده بازی او در سکانس دعوا و تلاشش برای نجات شوهرش از دست پسرخاله اش است اما آن نکته های درونی شده بازی اش در سکانس های دونفره بی سر و صدا شکل گرفته، در واکنش های صحیح نسبت به کنش های دیگران که نه اغراق آمیز است و نه کمتر از حد انتظار. بازی او، بازی نابازیگرانه است: باورپذیرکردن نقش با بروز به اندازه احساسات و شبیه خود زندگی شدن...
تبلیغات متنی
-
دمپایی هم به لیست کالاهای لاکچری پیوست!
-
لحظه پیدا شدن پیکر نوه ۱۴ ماهه رهبر انقلاب
-
علی نصیریان در پاسخ به ترامپ: ایران از بین رفتنی نیست
-
تشبیه عجیب برای مذاکرات ایران و آمریکا توسط زیدآبادی!
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
نخستین تصاویر از تخریب فرودگاهها در جنگ اخیر
-
قیمت طلا و سکه امروز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
-
پشت پرده تغییر ناگهانی در «پروژه آزادی» طی دو روز!
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
احتمال شنیده شدن صدای انفجار در این منطقه
-
ترامپ درحال آموزش رقص مشهورش در کاخ سفید
-
آخرین خبر از پناهندگی دختران ایرانی در استرالیا
-
حمله به ۲ کشتی آمریکایی در تنگه هرمز
-
اطلاعیه مهم | بروزرسانی اپلیکیشن برترینها و اخبار داغ
-
عضو هیاتمدیره انجمن روزنامهنگاران: اینترنت آزاد حق همه مردم است
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
نخستین تصاویر از تخریب فرودگاهها در جنگ اخیر
-
پشت پرده تغییر ناگهانی در «پروژه آزادی» طی دو روز!
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
اطلاعیه مهم | بروزرسانی اپلیکیشن برترینها و اخبار داغ
-
تصاویری از بدرقه کربلا اولیها در میدان انقلاب
-
هلما و الهام؛ قصه تلخ آخرین اسپک در عصر نهم اسفند
-
شعار موزون و متفاوت تجمعکنندگان تهرانی علیه ترامپ
-
آقای صداوسیما، اصلا شما بُردی، آن ۲۴ درصد را چه میکنی؟
-
صحبتهای هگست درباره دلفینهای انتحاری ایران
-
تنش نظامی به شمال ایران کشیده میشود؟
-
روایت یکی از کسبه مجتمع ارغوان از آتشسوزی دیشب
-
ماموریت ویژه پزشکیان به عارف برای بازگشت اینترنت
-
تصویری از دیدار عراقچی با وزیر خارجه چین در پکن
-
ترامپ توقف موقت «پروژه آزادی» را اعلام کرد
-
جمله خبرساز ترامپ درباره زمان پایان جنگ با ایران
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
دو شغلی که این روزها پرطرفدار شده است
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
سه زن بالای ۵۰ سال سینمای ایران که این روزها بیننده دارند
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
۲ عاملی که ممکن است پشت حملات به امارات باشد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر