فیلم بازی با برترین ها: «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» و «خداحافظی طولانی»
«فیلم باز» از این پس با اولویت به فیلم های قابل توجه در حال اکران و یا عرضه شده در نمایش خانگی می پردازد، البته فیلم های خارجی را هم در این بخش جای خواهیم داد.
برترین ها - ایمان عبدلی: «فیلم باز» از این پس با اولویت به فیلم های قابل توجه در حال اکران و یا عرضه شده در نمایش خانگی می پردازد، البته فیلم های خارجی را هم در این بخش جای خواهیم داد. در «فیلم باز» ممکن است از هنر و تجربه بنویسیم، امکان دارد برای یک فیلم جداگانه بنویسیم و به یک فیلم در حد یک پاراگراف توجه کنیم و امکان های دیگری هم هست؛ مثلا از فیلمی قدیمی بنویسیم، یک فیلم کلاسیک یا یک فیلم ایرانی متعلق به دهه ی چهل با بار نوستالژیک. تنها چیزی که سری های «فیلم باز» را بهم پیوند می دهد، سینما است.
«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» که در بخش نگاه نو جشنواره فجر تمجید شد و به تازگی روی پرده آمده و «خداحافظی طولانی» که اکران محدودی در هنر و تجربه داشته و این روزها درنمایش خانگی دیده می شود دو فیلم شماره ی اول «فیلم باز» هستند.
«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت»
روایتی ایپزودیک از سیمای فقر که در سه کاراکتر؛ جلال، لیلا و ستاره تکثیر پیدا کرده است. « چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» در میان فیلم های که از فقر گفته اند موقعیت ویژه ای دارد، زیرا فیلم موفق می شود از فقر بگوید و به دام شعار زدگی نیفتد و خب این موفقیت کمی نیست ، گرچه به نظر از لحاظ مصالح داستانی کمی فقیر به نظر می رسد اما همین ایده ی مختصر هم به مرور و با گذشت زمان به خوبی بسط پیدا می کند.

جلیلوند با استفاده از ایده ی بکری که داشته از لیلا شروع می کند روایت اول موقعیتی به شدت سمپات و همدلانه است، کیست که با موقعیت زمین خوردن یک مرد و ناتوانی محضش همدلی نکند؟! در این ایپزود مورد ویژه بازی فوق العاده وحید جلیلوند است، که ناتوانی را منحصر به ژست های فیزیکی نکرده و در کلوزآپی که در رختخواب از او داریم بیشتر در می یابیم که این ناتوانی به شکلی پخته تر و با ظرافت اجرا شده است و چه بسی اگر روایت اول با چنین بازی ای همراه نمی شد، با ریتم یکنواخت و کندی که دارد آزاردهنده میشد. روایت با جمله ای که لیلا خطاب به همسرش می گوید پایان می گیرد: «خیلی بی معرفتی»
فراز فیلمنامه در روایت دوم گنجانده شده است: داستانی جوانانه و البته آمیخته با قضاوت، این بار موقعیت پیچیدگی بیشتری دارد و با ریتم سریعتری مواجهیم. لیلا تمام خانواده اش را از دست داده با خانواده ی عمه اش زندگی می کند و پنهانی و دور از چشم آنان به عقد جوانی در می آید. داستان به سبب فضایی که دارد تماشاچی را درگیر می کند و رفته رفته ذهن مخاطب را به سمت لایه های درونی ایده ی متعهد و به شدت اجتماعی فیلم سوق می دهد.

تنها ایراد قابل ذکر این روایت شاید تلخی عامدانه ای است که به ذهن مخاطب تزریق می شود وگرنه دیگر اجزا در این بخش قدرتمند و جاندار است؛ بازی برزو ارجمند، هشت دقیقه ای که برایش ۱۸ کیلو وزن کم کرده ومطمئنا در متفاوت های کارنامه اش جای می گیرد، در کنار نقش آفرینی آفرین عبیسی در یک جایگاه ضد قهرمان وهمچنین بازی قابل قبول سحر احمد پور که حداقل های بازیگری را درکار درآورده است. پر اکت ترین روایت داستان از قضا شروع درگیر کنندگی ذهن است، این روایت هم با یک ایده ی متقارن پایان می گیرد؛جایی که نامزد ستاره پشت شیشه های اتاق ملاقات به او می گوید: «خیلی بی معرفتی»

روایت پایانی که در جهت عمق دادن به انگیزه ی شخصیت ها کار شده است، ما را بیشتر از لایه های سطحی فیلم جدا می کند و به عمق می برد، در این روایت گاها حتی از پوسته ی اجتماعی جدا می شویم و در سکانس انتخاب فرد تصاحب کننده ی پول فیلم حتی به مایه های فلسفی چون: قضاوت، تشخیص، انتخاب و...نزدیک می شود. پرداخت کاراکتر اصلی داستان (جلال آشتیانی) و آشنایی با انگیزه اش با بازی خوب امیرآقایی از نکات دلنشین فیلم است گر چه که در این روایت دوباره ریتم کندتری در داستان مشاهده می شود اما جمع شدن داستانک ها حول محور مرکزی که در روایت های ایپزودیک عموما با اشکال مواجه است در این فیلم به گونه ای اجرا شده که معایب این بخش را می پوشاند. در مجموع «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» اثری قابل قبول است که اگرچه غمگین است اما سانتی مانتال نیست.
«خداحافظی طولانی»
«خداحافظی طولانی» به دو نیمه تقسیم می شود؛ نیمه ی ابتدایی که بیشتر ذهنی و درونی است و در واقع بازتاب درونیات یحیی است و نیمه ی دومی که عینی و واقعی است و در دنیای پیرامونی می گذرد. داستان مرد میانسالی که مرتکب جرمی می شود که تا پایان رهایش نمی کند، در نیمه ی ابتدایی رخوت و سنگینی و کندی به عمد در روایت تزریق شده، در واقع با تکرار ملال آور ریتم زندگی روزمره ی یحیی ما با اتمسفر کارگری فیلم آشنا می شویم، نگاه فیلمساز به فضایی که پیش رویمان می گذارد دلنشین و دوست داشتنی است، گرچه که کمی آمیخته با دیدگاه روشنفکری است. فیلمساز در روندی آرام ما را به سمت یک قضاوت و پیشداوری می برد.

شرح دنیای کارگری و ارتباط عاشقانه ی یحیی و ماهرو و واکنش های غیر منطقی برادر ماهرو آشنایی با کاراکترها و پرسش های فراوانی که مخاطب را دچار سرگیجه می کند. مورد قابل انتقاد شخصیت الکن و پرداخت نشده ی «ماهرو» است که با کم گویی و فقدان پرداخت کافی، روند ارتباط مخاطب با داستان را دچار سکته می کند، نیمه ی ابتدایی چند درگیری هم دارد که آمیخته با نوعی کلافگی است و بیشتر از آنکه خشن نشان دهد، مضحک به نظر می رسد.
فضای کارخانه و خانه، شکل برخورد اطرافیان؛ از کارگران تا همسایه ها، شیوه ی عاشقیت یحیی و ماهرو که دائما در کنار ریل های راه آهن و حرکت قطار (در این وضعیت قطار کارکردی نماد گرایانه دارد که تغییر وضعیت و انتقال متذکر می شود) نمایش داده می شود و البته بسیار شاعرانه و موفق اجرا شده است بخش پر رنگ فیلم در نیمه ی ابتدایی است.

بزنگاه روایت، سکانس بیمارستان است؛ جایی که روایت دچار دگردیسی می شود و دقیقا از همین جا هنر بازیگری سعید آقاخانی بیشتر عیان می شود. استیصال، عذاب وجدان و نیرویی ناخواسته برای اعاده حیثیت، احساساتی است که آقاخانی در بازی اش بروز می دهد و با توجه به مبمیک مناسب صورتش، ابعاد دیگری از توانایی بازیگری که در طنز محصور بود را در می یابیم؛ و اما مخاطبی که قضاوت هایش را از دست رفته می بیند، یحیایی که به نظر بی وفا می رسد، ما را دچار چالشی اساسی می کند.

او شکل تازه ای از دوست داشتن را نمایش می دهد؛ «اتانازی در جهت عشق» و قلاب اساسی داستان شاید همین باشد؛ جایی که پدر طلعت و شکل دوست داشتنش در مقابل شیوه ی عشق ورزی یحیی قرار می گیرد، کدامشان عاشق ترند؟! در غیاب قطعیت، ذهن بیننده به شدت درگیر می شود و موسیقی و ریتم آرام فیلم به این درگیر شوندگی کمک شایانی می کنند، خصوصا آن میخی که از دیوار کنده نمی شود و استعاره ای است از وجود ماهرو که از یاد و خانه ی یحیی جدا نمی شود، به مانند رد قاب عکس ماهرو که قلموی یحیی نمی تواند جایش را بپوشاند.«خداحافظی طولانی » تا حدی یادآور اوج کارنامه ی فرزاد موتمن است؛ « شب های روشن»
«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» که در بخش نگاه نو جشنواره فجر تمجید شد و به تازگی روی پرده آمده و «خداحافظی طولانی» که اکران محدودی در هنر و تجربه داشته و این روزها درنمایش خانگی دیده می شود دو فیلم شماره ی اول «فیلم باز» هستند.
«چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت»
روایتی ایپزودیک از سیمای فقر که در سه کاراکتر؛ جلال، لیلا و ستاره تکثیر پیدا کرده است. « چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» در میان فیلم های که از فقر گفته اند موقعیت ویژه ای دارد، زیرا فیلم موفق می شود از فقر بگوید و به دام شعار زدگی نیفتد و خب این موفقیت کمی نیست ، گرچه به نظر از لحاظ مصالح داستانی کمی فقیر به نظر می رسد اما همین ایده ی مختصر هم به مرور و با گذشت زمان به خوبی بسط پیدا می کند.

جلیلوند با استفاده از ایده ی بکری که داشته از لیلا شروع می کند روایت اول موقعیتی به شدت سمپات و همدلانه است، کیست که با موقعیت زمین خوردن یک مرد و ناتوانی محضش همدلی نکند؟! در این ایپزود مورد ویژه بازی فوق العاده وحید جلیلوند است، که ناتوانی را منحصر به ژست های فیزیکی نکرده و در کلوزآپی که در رختخواب از او داریم بیشتر در می یابیم که این ناتوانی به شکلی پخته تر و با ظرافت اجرا شده است و چه بسی اگر روایت اول با چنین بازی ای همراه نمی شد، با ریتم یکنواخت و کندی که دارد آزاردهنده میشد. روایت با جمله ای که لیلا خطاب به همسرش می گوید پایان می گیرد: «خیلی بی معرفتی»
فراز فیلمنامه در روایت دوم گنجانده شده است: داستانی جوانانه و البته آمیخته با قضاوت، این بار موقعیت پیچیدگی بیشتری دارد و با ریتم سریعتری مواجهیم. لیلا تمام خانواده اش را از دست داده با خانواده ی عمه اش زندگی می کند و پنهانی و دور از چشم آنان به عقد جوانی در می آید. داستان به سبب فضایی که دارد تماشاچی را درگیر می کند و رفته رفته ذهن مخاطب را به سمت لایه های درونی ایده ی متعهد و به شدت اجتماعی فیلم سوق می دهد.

تنها ایراد قابل ذکر این روایت شاید تلخی عامدانه ای است که به ذهن مخاطب تزریق می شود وگرنه دیگر اجزا در این بخش قدرتمند و جاندار است؛ بازی برزو ارجمند، هشت دقیقه ای که برایش ۱۸ کیلو وزن کم کرده ومطمئنا در متفاوت های کارنامه اش جای می گیرد، در کنار نقش آفرینی آفرین عبیسی در یک جایگاه ضد قهرمان وهمچنین بازی قابل قبول سحر احمد پور که حداقل های بازیگری را درکار درآورده است. پر اکت ترین روایت داستان از قضا شروع درگیر کنندگی ذهن است، این روایت هم با یک ایده ی متقارن پایان می گیرد؛جایی که نامزد ستاره پشت شیشه های اتاق ملاقات به او می گوید: «خیلی بی معرفتی»

روایت پایانی که در جهت عمق دادن به انگیزه ی شخصیت ها کار شده است، ما را بیشتر از لایه های سطحی فیلم جدا می کند و به عمق می برد، در این روایت گاها حتی از پوسته ی اجتماعی جدا می شویم و در سکانس انتخاب فرد تصاحب کننده ی پول فیلم حتی به مایه های فلسفی چون: قضاوت، تشخیص، انتخاب و...نزدیک می شود. پرداخت کاراکتر اصلی داستان (جلال آشتیانی) و آشنایی با انگیزه اش با بازی خوب امیرآقایی از نکات دلنشین فیلم است گر چه که در این روایت دوباره ریتم کندتری در داستان مشاهده می شود اما جمع شدن داستانک ها حول محور مرکزی که در روایت های ایپزودیک عموما با اشکال مواجه است در این فیلم به گونه ای اجرا شده که معایب این بخش را می پوشاند. در مجموع «چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت» اثری قابل قبول است که اگرچه غمگین است اما سانتی مانتال نیست.
«خداحافظی طولانی»
«خداحافظی طولانی» به دو نیمه تقسیم می شود؛ نیمه ی ابتدایی که بیشتر ذهنی و درونی است و در واقع بازتاب درونیات یحیی است و نیمه ی دومی که عینی و واقعی است و در دنیای پیرامونی می گذرد. داستان مرد میانسالی که مرتکب جرمی می شود که تا پایان رهایش نمی کند، در نیمه ی ابتدایی رخوت و سنگینی و کندی به عمد در روایت تزریق شده، در واقع با تکرار ملال آور ریتم زندگی روزمره ی یحیی ما با اتمسفر کارگری فیلم آشنا می شویم، نگاه فیلمساز به فضایی که پیش رویمان می گذارد دلنشین و دوست داشتنی است، گرچه که کمی آمیخته با دیدگاه روشنفکری است. فیلمساز در روندی آرام ما را به سمت یک قضاوت و پیشداوری می برد.

شرح دنیای کارگری و ارتباط عاشقانه ی یحیی و ماهرو و واکنش های غیر منطقی برادر ماهرو آشنایی با کاراکترها و پرسش های فراوانی که مخاطب را دچار سرگیجه می کند. مورد قابل انتقاد شخصیت الکن و پرداخت نشده ی «ماهرو» است که با کم گویی و فقدان پرداخت کافی، روند ارتباط مخاطب با داستان را دچار سکته می کند، نیمه ی ابتدایی چند درگیری هم دارد که آمیخته با نوعی کلافگی است و بیشتر از آنکه خشن نشان دهد، مضحک به نظر می رسد.
فضای کارخانه و خانه، شکل برخورد اطرافیان؛ از کارگران تا همسایه ها، شیوه ی عاشقیت یحیی و ماهرو که دائما در کنار ریل های راه آهن و حرکت قطار (در این وضعیت قطار کارکردی نماد گرایانه دارد که تغییر وضعیت و انتقال متذکر می شود) نمایش داده می شود و البته بسیار شاعرانه و موفق اجرا شده است بخش پر رنگ فیلم در نیمه ی ابتدایی است.

بزنگاه روایت، سکانس بیمارستان است؛ جایی که روایت دچار دگردیسی می شود و دقیقا از همین جا هنر بازیگری سعید آقاخانی بیشتر عیان می شود. استیصال، عذاب وجدان و نیرویی ناخواسته برای اعاده حیثیت، احساساتی است که آقاخانی در بازی اش بروز می دهد و با توجه به مبمیک مناسب صورتش، ابعاد دیگری از توانایی بازیگری که در طنز محصور بود را در می یابیم؛ و اما مخاطبی که قضاوت هایش را از دست رفته می بیند، یحیایی که به نظر بی وفا می رسد، ما را دچار چالشی اساسی می کند.

او شکل تازه ای از دوست داشتن را نمایش می دهد؛ «اتانازی در جهت عشق» و قلاب اساسی داستان شاید همین باشد؛ جایی که پدر طلعت و شکل دوست داشتنش در مقابل شیوه ی عشق ورزی یحیی قرار می گیرد، کدامشان عاشق ترند؟! در غیاب قطعیت، ذهن بیننده به شدت درگیر می شود و موسیقی و ریتم آرام فیلم به این درگیر شوندگی کمک شایانی می کنند، خصوصا آن میخی که از دیوار کنده نمی شود و استعاره ای است از وجود ماهرو که از یاد و خانه ی یحیی جدا نمی شود، به مانند رد قاب عکس ماهرو که قلموی یحیی نمی تواند جایش را بپوشاند.«خداحافظی طولانی » تا حدی یادآور اوج کارنامه ی فرزاد موتمن است؛ « شب های روشن»
تبلیغات متنی
-
آخرین وضعیت مذاکرات با آمریکا از زبان بقایی
-
ادعای CNN درباره قوانین جدید ایران برای عبور کشتیها از تنگه هرمز
-
واکنش تند ترامپ به قیمت بلیتهای جام جهانی
-
کاربران از محدودیتها در «بله» به تنگ آمدند!
-
تحریمهای جدید آمریکا علیه نهادهای مرتبط با ایران
-
پاسخ یک رسانه به «کیهان»؛ چون از شما میترسند!
-
۴ عامل تکان شدید قیمت خودرو مشخص شد
-
ستاره استقلال برای ماندن چراغ سبز نشان داد
-
جریمه طرح ترافیک در سال جدید چقدر است؟
-
بارش باران، برف و بازگشت سرما به تهران
-
پزشکیان: عدهای وطنفروش حرف مفت میزنند
-
نماینده مجلس: ادعای ترامپ درباره خروج اورانیوم، بلوف است
-
تصمیم مهمی برای کنترل بازار خودرو گرفته شد
-
رویترز: واشنگتن و تهران در آستانه توافق محدود و موقت
-
منشا دود غلیظ حوالی میدان فاطمی چه بود؟
-
ادعای CNN درباره قوانین جدید ایران برای عبور کشتیها از تنگه هرمز
-
کاربران از محدودیتها در «بله» به تنگ آمدند!
-
بارش باران، برف و بازگشت سرما به تهران
-
رویترز: واشنگتن و تهران در آستانه توافق محدود و موقت
-
چند نشانه که میگوید این جنگ طولانی خواهد شد
-
حمله فرهیختگان به سردار آزمون به بهانه انفجارهای امارات
-
انتقاد شدید از صحبتهای زیباکلام در مدرسه میناب
-
تحلیل رسانه نیروهای مسلح از احتمال رقیقسازی اورانیوم
-
پویان مختاری یا وقتی تو میگویی وطن، من خاک بر سر میکنم!
-
ترامپ خواستار پاسخ سریع ایران به پیشنهاد صلح است
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
شغل محبوب سالهای اخیر در آستانه ورشکستگی کامل
-
تاوان سفر به آمریکا و کانادا در زمان جنگ برای دو چهره مشهور
-
کیفرخواست بلاگر کلاهبردار صادر شد
-
فرانسه برای لغو تحریمهای ایران شرط گذاشت!
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
۲ عاملی که ممکن است پشت حملات به امارات باشد
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
ادعای آکسیوس درباره اقدام غیرمنتظره ایران و آمریکا در ۴۸ ساعت آینده
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
نقشه جدید برای وصل اینترنت باعث اختلاف شد
-
اظهارات توجهبرانگیز شاکی پژمان جمشیدی در دادگاه
-
لحظه پیدا شدن پیکر نوه ۱۴ ماهه رهبر انقلاب
-
پویان مختاری در گفتگو با واشقانی درخواست تفنگ برنو کرد
-
پخش تصاویری از جورجیا ملونی جنجالی شد
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
دستور بازداشت عامل حادثه امروز در تهران صادر شد
-
اولین واکنش قالیباف به اخبار داغ مذاکره
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
سلام، ممنونم، بخش خوبیه، خسته نباشید.