ستایش «فروغ فرخزاد» در تلویزیون؛ مگه داریم؟!
از روز چهارشنبه که خبر آمد برنامه نقد شعر شبکه چهار می خواهد فروغ فرخزاد و سبک شعری اش را نقد کند، شاخک ها حساس شد. سوال مشترک این بود که بر چه اساسی تلویزیون چنین تصمیمی گرفته و رویکردش چه خواهد بود؟
رزونامه هفت صبح - احمد رنجبر: از روز چهارشنبه که خبر آمد برنامه نقد شعر شبکه چهار می خواهد فروغ فرخزاد و سبک شعری اش را نقد کند، شاخک ها حساس شد. سوال مشترک این بود که بر چه اساسی تلویزیون چنین تصمیمی گرفته و رویکردش چه خواهد بود؟
روز جمعه تابوی بیهوده فروغ در تلویزیون شکسته شد و اتفاقا روح حاکم بر برنامه در ستایش این شاعر بود. تلویزیون چند گام جلوتر از تصور هم حرکت کرد؛ جایی که محمد حسین جعفریان در قامت میهمان برنامه به حاشیه راندن فروغ را در این سال ها ناروا دانست و در وصفش حرف ها زد. این کلمات از دهان کسی بیرون می آمد که متصف به جریان اصولگرای حوزه هنری است و برای قاطبه مخاطبان تلویزیون در ردیف مخالفان فروغ دسته بندی می شد.
نقد شعر بعد از ۲۰:۳۰ که محمدرضا شجریان را استاد خوانده بود، دومین شوک را در چند ماه اخیر به بیننده ها وارد کرد.

هدف مسئولان تلویزیون چیست؟ برای واکاوی این اتفاق با محمد قوچانی تماس گرفتیم. گفتگوی ما با این فعال رسانه ای حاوی نکات جذابی است. خواندنش را پیشنهاد می کنیم.
واکنش تان بعد از دیدن برنامه نقد شعر و تمجید از فروغ چه بود؟
- من فکر می کنم صداوسیما در معرض یک تصمیم گیری است. به هر حال اگر بخواهیم با منطق آنچه در فضای عمومی کشور اتفاق می افتد قضاوت کنیم، مخاطبان تلویزیون ریزش کرده. این باعث می شود که دنبال نقاط اشتراکی با افراد بیرون از صداوسیما باشد و سعی کند که از طریق جذب آن افراد و تجربه هایی که دارند، بر مخاطبش بیفزاید.
کسی مثل عادل فردوسی پور سال هاست این کار را انجام می دهد. بهروز افخمی هم با همین منطق می آید و نقد چهار با همین منطق ساخته می شود ولی جاده خیلی صاف و هموار نیست. فکر می کنم مخالفان خیلی جدی هستند که بیشتر از مدیران صداوسیما نقش اهرم های فشار را برعهده دارند که تنوع احتمالی را خیلی برنمی تابند.
تمجید از فروغ توسط حسین جعفریان و سعید بیابانکی رخ می دهد که از طیف حوزه هنری هستند. انگار مسئولان ارشد تلویزیون می خواهند فشار بیرونی را از طریق چهره های به زعم خودشان موجه کنترل کنند.
- در هر حال در بین نیروهای اصولگرا افرادی هستند که نگاه شان با دیدگاه رسمی در صداوسیما زاویه دارد. این زاویه از دو جهت است؛ یکی فرم است که می گویند همین محتوایی که به شکل سنتی در صداوسیما تولید می شد و خیلی بازتاب پیدا نمی کرد را با فرم های جذاب تر عرضه کنیم.
من فکر می کنم بخشی از برنامه های شبکه افق حاصل همین نگاه است. از نظر گرافیکی و استانداردهای تلویزیونی برنامه هایی می سازد که چند گام جلو از نمونه های پیش هستند. مسئله دیگر بحث های محتوایی است؛ درباره فروغ فرخزاد. این حرف سال ها در نشریات ادبی - هنری جریان اصولگرا مطرح بود.
به یاد دارم حتی رهبری هم درباره فروغ صحبت کرده بودند و زاویه دید متفاوتی نسبت به آن چیزی که مثلا روزنامه کیهان مطرح می کند، داشته اند. من فکر می کنم کل این جریان احساس می کنند که باید رسانه را بازیابی کنند و آنها هستند که تلویزیون را تشویق به این کار می کنند.

فکر می کنید تلویزیون با نقد و تحلیل چهره هایی که به زعم شان موجه نیست، به آنها اصالت می دهد؟
- فکر می کنم هراس و واهمه ای بیهوده در این باره وجود دارد. در دنیایی که شبکه های اجتماعی و رسانه های متعددی در دسترس هستند، پیام به راحتی منتقل می شود. الان اصل پیام مهم نیست، نحوه پرداخت به آن مهم است. اگر صدا و سیما خودش را از این اصل محروم کند، فضا را از دست می دهد. پس اگر به صداهای مخالف میدان دهد، بخشی از مخاطب آنها را هم جلب می کند. شما رسانه ای مثل بی بی سی را ببینید؛ از زمانی که آقای روحانی رییس جمهور شدند چقدر تفاوت کرده.
حتی می توان از این تعبیر استفاده کرد که شاید مخاطب عمومی اش کمتر هم شده باشد به این دلیل که تنش های سیاسی داخلی کمتر شده و از آن سو نقد و تحلیل ها به شکل طبیعی در رسانه ها و مطبوعات خودمان که فضای بازتری پیدا کرده اند منعکس می شود. یعنی رونق شبکه های خراجی به مراتب کمتر شده و انرژی خود را بر برنامه های سبک زندگی و سریال ها گذاشته اند. حتی اگر برنامه و سریال های جذاب از تلویزیون خودمان پخش شود، اثردهی شبکه های خارجی در این زمینه هم کمرنگ می شود.
برای برخی مدیران ارشد صدا و سیما گویا نقد آثار نویسندگان یعنی وجاهت دادن به آنها. به نظر شما با چنین زمینه ای می توان به زودی شاهد نقد آثار صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، احمد شاملو و امثالهم باشیم؟
- راستش فکر نمی کنم تلویزیون به این زودی به چنین موقعیتی برسد. درباره آقای سرافراز به دلیل اینکه مدیر شبکه های برون مرزی بوده و آن فضا را قبلا تجربه کرده احساسم این است که دوست دارد کارهای متفاوتی بکند و اثرش را هم در برنامه ها می بینیم اما فکر می کنم هم بروکراسی خود صداوسیما به شدت مقاومت می کند، هم نیروهای فشار بیرونی جوسازی می کنند. در عین حال امیدوارم تلاشی که بخشی از نیروهای جوان و جدیدتر می کنند به نتیجه ای برسد.

واکنش های غیررسمی که در این چند روز دیده ایم این است که انگار بخشی از طرفداران دو آتشه فروغ، اصلا موافق رویه جدید تلویزیون نیستند؛ به نظر شما منشأ این اتفاق چیست؟
- بلایی تاریخی در این مملکت وجود دارد به اسم مارکسیسم. اساس ایده های مارکسیستی بر تضاد است، یعنی مبنای تئوری اش این است که هر چقدر دعوا بیشتر باشد، طرفین دعوا به آنچه می خواهند بیشتر دست می یابند. به جای اینکه تئوری مان تضاد باشد، تئوری مان باید تعامل و ارتباط باشد. از هر فرصتی هم باید استفاده کرد ولو اینکه اندک باشد.
فرض کنید یک هفته مانده به انتخابات تلویزیون عکس چند نفر که در درون کشور فعالیت می کنند و منتقد هستند را پخش کند، خودش اتفاق مثبتی است چون مهمترین اتفاقی که می افتد این است که ثابت می شود این افراد (منتقدان) آمدند حرف زدند و هیچ اتفاق بدی هم نیفتاد. این تئوری که می گوید همه چیز باید اساسی حل شود را درست نمی دانم. با همین حرکت های کوتاه اتفاق مطلوب خواهد افتاد.
ولی طیف روشنفکر گویا دوست ندارد فروغ و دیگر شاعران ممنوعه در تلویزیون جایی داشته باشند. این تفکر میان برخی اصولگرایان هم هست که چندان مایل نیستند از چهره های مورد علاقه شان در رسانه های اصلاح طلب تمجید شود.
- بله، هر دو دنبال امر ناب هستند و آدم اگر دنبال امر ناب باشد ناخودآگاه بنیادگرا می شود.
در این شرایط شما به تلویزیون می روید آن هم در شبکه افق که خط و مشی سیاسی اش با شما تفاوت اساسی دارد و درباره انتخابات صحبت می کنید؛ نگاه شخصی محمد قوچانی به رسانه چیست؟
- اولا که من از کودکی عاشق تلویزیون بودم و تلویزیون را یکی از رسانه های موثر می دانم. با بعد اطلاع رسانی تلویزیون کمی مشکل دارم اما از منظر سرگرمی همه شبکه های تلویزیون را نگاه می کنم. باورهایی شخصی درباره سلامت رسانه ها برای خودم دارم ولی به لحاظ حرفه ای معتقدم اگر آدم بخواهد سرگرم شود، جدا از بدسلیقگی ها و تنگ نظری های سیاسی در مجموع تلویزیون قابل توجه است و نمی توان آن را نادیده گرفت. فکر نمی کنم روشنفکران ما اهمیت نود را انکار کنند.

ضمن اینکه هیچ کشوری هیچ وقت در شرایط آزادی مطلق به سر نمی برد؛ آزادی یک توافق است. سردبیر برنامه صد و هشتاد درجه قبلا سردبیر هفته نامه پنجره بوده و تجربه خوبی از او داشتم؛ مصاحبه کرده بودم و سانسور نشده بود. البته من هم حرف هایی نمی زدم که قابل سانسور باشد. این برنامه هم با حداقل ممیزی روی آنتن رفت و مجموعا حرف هایم کامل پخش شد. من حرف خودم را زدم و اتفاقا به نوعی رادیکال تلقی می شد.
این اتفاق ها متکی به افراد است. اگر امثال فردوسی پور بروند، مسیر تلویزیون هم فرق می کند!
- من معتقدم افراد، تاریخ را می سازند. از نظر تئوری فلسفه تاریخ هم بخواهیم حساب کنیم اینطور فکر می کنم که نقش فرد خیلی موثر است. یعنی عادل فردوسی پور اگر برنامه نود را نداشت و کسی دیگر آن را می ساخت مسلما ماجرا فرق می کرد. هوش و استعداد آدم ها خیلی مهم است که می توانند مدیران بالادستی خود را قانع کنند که برنامه را با سر و شکل خاصی اداره کنند. بله، نقش افراد خیلی مهم است.
روز جمعه تابوی بیهوده فروغ در تلویزیون شکسته شد و اتفاقا روح حاکم بر برنامه در ستایش این شاعر بود. تلویزیون چند گام جلوتر از تصور هم حرکت کرد؛ جایی که محمد حسین جعفریان در قامت میهمان برنامه به حاشیه راندن فروغ را در این سال ها ناروا دانست و در وصفش حرف ها زد. این کلمات از دهان کسی بیرون می آمد که متصف به جریان اصولگرای حوزه هنری است و برای قاطبه مخاطبان تلویزیون در ردیف مخالفان فروغ دسته بندی می شد.
نقد شعر بعد از ۲۰:۳۰ که محمدرضا شجریان را استاد خوانده بود، دومین شوک را در چند ماه اخیر به بیننده ها وارد کرد.

هدف مسئولان تلویزیون چیست؟ برای واکاوی این اتفاق با محمد قوچانی تماس گرفتیم. گفتگوی ما با این فعال رسانه ای حاوی نکات جذابی است. خواندنش را پیشنهاد می کنیم.
واکنش تان بعد از دیدن برنامه نقد شعر و تمجید از فروغ چه بود؟
- من فکر می کنم صداوسیما در معرض یک تصمیم گیری است. به هر حال اگر بخواهیم با منطق آنچه در فضای عمومی کشور اتفاق می افتد قضاوت کنیم، مخاطبان تلویزیون ریزش کرده. این باعث می شود که دنبال نقاط اشتراکی با افراد بیرون از صداوسیما باشد و سعی کند که از طریق جذب آن افراد و تجربه هایی که دارند، بر مخاطبش بیفزاید.
کسی مثل عادل فردوسی پور سال هاست این کار را انجام می دهد. بهروز افخمی هم با همین منطق می آید و نقد چهار با همین منطق ساخته می شود ولی جاده خیلی صاف و هموار نیست. فکر می کنم مخالفان خیلی جدی هستند که بیشتر از مدیران صداوسیما نقش اهرم های فشار را برعهده دارند که تنوع احتمالی را خیلی برنمی تابند.
تمجید از فروغ توسط حسین جعفریان و سعید بیابانکی رخ می دهد که از طیف حوزه هنری هستند. انگار مسئولان ارشد تلویزیون می خواهند فشار بیرونی را از طریق چهره های به زعم خودشان موجه کنترل کنند.
- در هر حال در بین نیروهای اصولگرا افرادی هستند که نگاه شان با دیدگاه رسمی در صداوسیما زاویه دارد. این زاویه از دو جهت است؛ یکی فرم است که می گویند همین محتوایی که به شکل سنتی در صداوسیما تولید می شد و خیلی بازتاب پیدا نمی کرد را با فرم های جذاب تر عرضه کنیم.
من فکر می کنم بخشی از برنامه های شبکه افق حاصل همین نگاه است. از نظر گرافیکی و استانداردهای تلویزیونی برنامه هایی می سازد که چند گام جلو از نمونه های پیش هستند. مسئله دیگر بحث های محتوایی است؛ درباره فروغ فرخزاد. این حرف سال ها در نشریات ادبی - هنری جریان اصولگرا مطرح بود.
به یاد دارم حتی رهبری هم درباره فروغ صحبت کرده بودند و زاویه دید متفاوتی نسبت به آن چیزی که مثلا روزنامه کیهان مطرح می کند، داشته اند. من فکر می کنم کل این جریان احساس می کنند که باید رسانه را بازیابی کنند و آنها هستند که تلویزیون را تشویق به این کار می کنند.

فکر می کنید تلویزیون با نقد و تحلیل چهره هایی که به زعم شان موجه نیست، به آنها اصالت می دهد؟
- فکر می کنم هراس و واهمه ای بیهوده در این باره وجود دارد. در دنیایی که شبکه های اجتماعی و رسانه های متعددی در دسترس هستند، پیام به راحتی منتقل می شود. الان اصل پیام مهم نیست، نحوه پرداخت به آن مهم است. اگر صدا و سیما خودش را از این اصل محروم کند، فضا را از دست می دهد. پس اگر به صداهای مخالف میدان دهد، بخشی از مخاطب آنها را هم جلب می کند. شما رسانه ای مثل بی بی سی را ببینید؛ از زمانی که آقای روحانی رییس جمهور شدند چقدر تفاوت کرده.
حتی می توان از این تعبیر استفاده کرد که شاید مخاطب عمومی اش کمتر هم شده باشد به این دلیل که تنش های سیاسی داخلی کمتر شده و از آن سو نقد و تحلیل ها به شکل طبیعی در رسانه ها و مطبوعات خودمان که فضای بازتری پیدا کرده اند منعکس می شود. یعنی رونق شبکه های خراجی به مراتب کمتر شده و انرژی خود را بر برنامه های سبک زندگی و سریال ها گذاشته اند. حتی اگر برنامه و سریال های جذاب از تلویزیون خودمان پخش شود، اثردهی شبکه های خارجی در این زمینه هم کمرنگ می شود.
برای برخی مدیران ارشد صدا و سیما گویا نقد آثار نویسندگان یعنی وجاهت دادن به آنها. به نظر شما با چنین زمینه ای می توان به زودی شاهد نقد آثار صادق هدایت، غلامحسین ساعدی، احمد شاملو و امثالهم باشیم؟
- راستش فکر نمی کنم تلویزیون به این زودی به چنین موقعیتی برسد. درباره آقای سرافراز به دلیل اینکه مدیر شبکه های برون مرزی بوده و آن فضا را قبلا تجربه کرده احساسم این است که دوست دارد کارهای متفاوتی بکند و اثرش را هم در برنامه ها می بینیم اما فکر می کنم هم بروکراسی خود صداوسیما به شدت مقاومت می کند، هم نیروهای فشار بیرونی جوسازی می کنند. در عین حال امیدوارم تلاشی که بخشی از نیروهای جوان و جدیدتر می کنند به نتیجه ای برسد.

واکنش های غیررسمی که در این چند روز دیده ایم این است که انگار بخشی از طرفداران دو آتشه فروغ، اصلا موافق رویه جدید تلویزیون نیستند؛ به نظر شما منشأ این اتفاق چیست؟
- بلایی تاریخی در این مملکت وجود دارد به اسم مارکسیسم. اساس ایده های مارکسیستی بر تضاد است، یعنی مبنای تئوری اش این است که هر چقدر دعوا بیشتر باشد، طرفین دعوا به آنچه می خواهند بیشتر دست می یابند. به جای اینکه تئوری مان تضاد باشد، تئوری مان باید تعامل و ارتباط باشد. از هر فرصتی هم باید استفاده کرد ولو اینکه اندک باشد.
فرض کنید یک هفته مانده به انتخابات تلویزیون عکس چند نفر که در درون کشور فعالیت می کنند و منتقد هستند را پخش کند، خودش اتفاق مثبتی است چون مهمترین اتفاقی که می افتد این است که ثابت می شود این افراد (منتقدان) آمدند حرف زدند و هیچ اتفاق بدی هم نیفتاد. این تئوری که می گوید همه چیز باید اساسی حل شود را درست نمی دانم. با همین حرکت های کوتاه اتفاق مطلوب خواهد افتاد.
ولی طیف روشنفکر گویا دوست ندارد فروغ و دیگر شاعران ممنوعه در تلویزیون جایی داشته باشند. این تفکر میان برخی اصولگرایان هم هست که چندان مایل نیستند از چهره های مورد علاقه شان در رسانه های اصلاح طلب تمجید شود.
- بله، هر دو دنبال امر ناب هستند و آدم اگر دنبال امر ناب باشد ناخودآگاه بنیادگرا می شود.
در این شرایط شما به تلویزیون می روید آن هم در شبکه افق که خط و مشی سیاسی اش با شما تفاوت اساسی دارد و درباره انتخابات صحبت می کنید؛ نگاه شخصی محمد قوچانی به رسانه چیست؟
- اولا که من از کودکی عاشق تلویزیون بودم و تلویزیون را یکی از رسانه های موثر می دانم. با بعد اطلاع رسانی تلویزیون کمی مشکل دارم اما از منظر سرگرمی همه شبکه های تلویزیون را نگاه می کنم. باورهایی شخصی درباره سلامت رسانه ها برای خودم دارم ولی به لحاظ حرفه ای معتقدم اگر آدم بخواهد سرگرم شود، جدا از بدسلیقگی ها و تنگ نظری های سیاسی در مجموع تلویزیون قابل توجه است و نمی توان آن را نادیده گرفت. فکر نمی کنم روشنفکران ما اهمیت نود را انکار کنند.

ضمن اینکه هیچ کشوری هیچ وقت در شرایط آزادی مطلق به سر نمی برد؛ آزادی یک توافق است. سردبیر برنامه صد و هشتاد درجه قبلا سردبیر هفته نامه پنجره بوده و تجربه خوبی از او داشتم؛ مصاحبه کرده بودم و سانسور نشده بود. البته من هم حرف هایی نمی زدم که قابل سانسور باشد. این برنامه هم با حداقل ممیزی روی آنتن رفت و مجموعا حرف هایم کامل پخش شد. من حرف خودم را زدم و اتفاقا به نوعی رادیکال تلقی می شد.
این اتفاق ها متکی به افراد است. اگر امثال فردوسی پور بروند، مسیر تلویزیون هم فرق می کند!
- من معتقدم افراد، تاریخ را می سازند. از نظر تئوری فلسفه تاریخ هم بخواهیم حساب کنیم اینطور فکر می کنم که نقش فرد خیلی موثر است. یعنی عادل فردوسی پور اگر برنامه نود را نداشت و کسی دیگر آن را می ساخت مسلما ماجرا فرق می کرد. هوش و استعداد آدم ها خیلی مهم است که می توانند مدیران بالادستی خود را قانع کنند که برنامه را با سر و شکل خاصی اداره کنند. بله، نقش افراد خیلی مهم است.
تبلیغات متنی
-
ادعای ترامپ: آتشبس در CCU است!
-
خودروی نظامی شوروی که ظاهری شبیه خوک دارد
-
AFC تمدید مهلت معرفی نمایندگان آسیایی را رد کرد
-
خداحافظی تلخ ستاره والیبال ایران با هواداران
-
ایمان معماریان آزاد شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
بازیگر «جنگ ستارگان» درگذشت
-
پیغام مهم مینو محرز درباره بیماری هانتاویروس
-
استوری پسر کارگردان مشهور درباره صرفهجویی
-
اظهارات تازه واشنگتن درباره مذاکرات با ایران
-
تصاویر پربازدید از تجهیزات سنگین نیروی حفاظت روسیه
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
چرا قیمتها باید منفجر شوند تا مسئولان بیدار شوند؟
-
سوپرگل تماشایی محبی برای روستوف در لیگ روسیه
-
آخرین تصمیم دولت درباره قیمت بنزین
-
ایمان معماریان آزاد شد
-
ادعای عجیب ترامپ درباره استخراج اورانیوم از ایران
-
اظهارات تازه واشنگتن درباره مذاکرات با ایران
-
انگلیس ۱۲ نهاد ایرانی جدید را تحریم کرد
-
افشین: وقتی اینترنت بسته بود هم ترورها ادامه داشت
-
سرنوشت عجیب استارلینکهای اهدایی ترامپ در جنگ!
-
جزئیات معافیت تحصیلی دانشآموزان پسر پایه ۱۲
-
وقتی پسر رئیسجمهور نسخه قرض کردن از فامیل میپیچید!
-
جنگنده F-۳۵ برای دومین بار پیام اضطراری فرستاد
-
رد پیشنهاد ایران، به معنای آغاز جنگی دیگر است؟
-
احتمال وقوع طوفانِ گرد و خاک در تهران
-
ماجرای یک چوپان که پایگاه اسرائیل بیخ گوش ایران را لو داد
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
جمله ترامپ درباره تنگه هرمز خبرساز شد
-
واکنش ایران به پاسخ رد ترامپ؛ چه بهتر!
-
این چه کار زشتی است که با علی دایی میکنید؟
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
مهم نشان دادن و ندان خانم فروغ فرخزاد نیست، مهم این است که اگر خانم فرخزاد الان می خواستند آثارشان را چاپ کنند، می توانستند؟