گفت و گو با کوینتین تارانتینو درباره «هشت نفرت انگیز»
کوینتین تارانتینو نام بزرگی است، کارگردانی عجیب و غریب با فیلم های عجیب و غریب که در یک کلام می شود گفت «فیلم هایی مختص خود او» هستند.
کتاب هفته خبر - ترجمه امیر صدری: کوینتین تارانتینو نام بزرگی است، کارگردانی عجیب و غریب با فیلم های عجیب و غریب که در یک کلام می شود گفت «فیلم هایی مختص خود او» هستند. یعنی هیچ کارگردان دیگری نمی تواند مشابه آن ها را بسازد. هر عاشق سینمایی باید فیلم های این کارگردان (که قطعا می شود او را یک مولف خواند) به دقت ببیند و با نوع متفاوتی از هنر سینما آشنا شود. کوینتین تارانتینو پس از نمایش جدیدترین فیلمش «هشت نفرت انگیز» در سالن گرانده ویو بلتارن رو به روی ما نشست و به سوالاتمان پاسخ داد.
خیلی از کارگردانان حالا و با پیشرفت های تکنولوژی فیلم های خود را به شیوه دیجیتالی و با دوربین های جدید می سازند. اما شما همیشه اصرار دارید که با دوربین های کلاسیک فیلم بسازید. تجربه کار با دوربین 70 میلی متری چطور بود؟
خب، یک تجربه جدید بود. اما باید بگویم که انتخاب دیگری نداشتم. یعنی هر وقت به این داستان فکر می کردم، این فیلم را در این شکل و این حالت تجسم می کردم و هیچ انتخاب دیگری نداشتم که بخواهم به آن فکر کنم. البته باید بگویم که هرگز کار دیجیتال نخواهم کرد.

دفعه پیش که با شما مصاحبه کردم، اشاره کردید که یک نسخه از وسترن مهجور مورد علاقه من «سربازان آبی» دارید. هنوز هم این فیلم را تماشا می کنید؟
این فیلم از فیلم های مورد علاقه من است، اما متاسفانه نسخه ای از فیلم که در اختیار من است، نسخه ۱۶ میلی متری است نه نسخه ۳۵ میلی متری که دوست داشتم در خانه داشته باشم. یکی از پروژه های آینده ام این است که نسخه مناسب ۳۵ میلی متری از این فیلم را تهیه کنم و در سینمای نئوبورلی به اکران بگذارم.
شما فیلم را در دل محیط طبیعی و در شرایط سخت آب و هوایی ساختید، این حس در تماشاگر ایجاد می شود که انگار شما در حالت مستند کار کرده اید و حس تداوم زمانی در فیلم کاملا حس می شود. چطور به چنین فرمی رسیدید؟
درواقع ما این کار را در اتاق تدوین انجام دادیم و زمان های مختلف را به هم چسباندیم. این اتفاقی است که در سینما می افتد و تو می توانی صحنه هایی مربوط به روزها و ماه ها و حتی سال های مختلف را به هم بچسبانی که انگار متعاقب هم اتفاق افتاده اند. موضوع این است که تماشاگر این را می داند که این صحنه ها پشت هم نیستند اما یک فیلمساز باید کاری کند که تماشاگر این موضوع را از یاد ببرد و فیلمی را که می بیند، بدون این که دچار ایست و بلوک شود، تماشاکند.
اما در مورد فضایی که فیلم در آن ساخته شد باید بگویم که برای من مهم بود که فیلم را در فضای واقعی و نه در استودیو بسازیم. این فیلم وابسته به محیط است. ما این همه راه تا کارادو رفتیم تا فیلم را در جایی که باید بسازیم. آب و هوا و برف و سیل و کوه بخشی از کاراکترهای داستان ما هستند. جالب بود که ما هیچ وقت نمی توانستیم هوا را حدس بزنیم و هیچ کدام از پیش بینی های هواشناسی هم آن جا درست از آب در نمی آمد. آن ها حداکثر می توانستند برای دو روز بعد حدس بزنند و حدسشان برای روز سوم حتما غلط از آب در می آمد.
ما صحنه اول فیلم را در زیر برف آرام و زیبایی فیلمبرداری کردیم که خیلی خوشایند بود اما بعد از روز اول کار برای ۲۰ روز برف نیامد...! در نهایت بعد از دو هفته انتظار کار را از جای دیگر داستان شروع کردیم و بعد هوا به شدت بارانی شد. در نهایت مجبور می شدیم که در هر شرایط آب و هوایی بخش های نیمه کاره مانده قبلی را تکمیل کنیم. این کار خیلی سخت بود اما لذت های خودش را هم داشت. واقعا فکر کنم ارزشش را داشت.

فیلمنامه پیچش های زیادی داشت و گاه خشونت های غیرمنتظره تماشاگر را غافلگیر می کرد. درواقع این صحنه های خشن ناگهانی گاه آزاردهنده است، اما در کل فیلم حس طنز تلخ دارد...
این نوع نوشتن من است. یعنی کاری نمی توانم راجع به آن بکنم. می دانم که اغلب اوقات موقع نوشتن نوعی حس طنز سیاه دارم که در نوشته هایم خودش را نشان می دهد. حسی که دارم به نوشته هایم می رسد. واقعا وقتی بخشی از فیلمنامه ها را می نویسم، صدای خنده تماشاگران حاضر در سالن های سینما را می شنوم. این صداهایی که از تماشاگران در ذهنم می شنوم درواقع موسیقی متنی است که زمان نوشتن فیلمنامه گوش می کنم.
من البته هیچ وقت در طنز استعدادی نداشتم، نمی توان یک لطیفه بسازم و بنویسم و حتی نمی توانم یک لطیفه را خوب تعریف کنم. اما به من گفته اند که فیلم هایم تلخ و عموما طنز خاصی دارند و برخی لحظات واقعا آدم ها را می خندانند. اما خوب «هشت نفرت انگیز» تنها فیلمی بود که در آن برخی صحنه هایی که را که حس می کردم ممکن است حسی از طنز داشته باشد را حذف می کردم. البته الان هم از کاری که کرده ام پشیمان نیستم.
من مشکلی با زمان فیلم شما ندارم اما تهیه کننده شما چی؟ هری وینشتاین مشکلی با زمان فیلم نداشت؟
با این یکه نه، او هم قبول داشت که نمی شود زمان این فیلم را کم کرد. او هم تاکید داشت که این فیلم هیچ بخش اضافه ای ندارد. هری هیچ فیلمنامه مرا به اندازه این فیلمنامه نخوانده بود. فکر کنم ۱۰ یا ۱۲ بار این فیلمنامه را خواند ولی هیچ گاه نگفت صحنه ای یا حتی دیالوگی اضافه است و آن را حذف کن. او همراه خوبی است و تا آن جایی که می تواند کمک می کند.

کار کورتنی هافمن در طراحی لباس هم خارق العاده است. شما در زمان نوشتن فیلمنامه در مورد طراحی لباس هم در ذهن تان یا روی کاغذ الگوسازی می کنید یا همه چیز را به طراح لباس می سپارید؟
خب من ایده های زیادی در مورد همه چیز دارم. (می خندد) واقعا در مورد چیزهایی که می خواهم، ایده های مشخصی دارم و می دانم که چه چیزی می خواهم. بعضی از چیرهایی که می خواهم را دقیقا در فیلمنامه می آورم. برای مثل در ذهنم گروهبان وارن (ساموئل ال جکسون) را با یک کت ارتشی قدیمی و پیراهن سیاه و دستمال قرمز فرض می کردم. درواقع دلم می خواست که او یک جورایی از لحاظ ظاهر شبیه لی وان کلیف در وسترن های نابش باشد اما رفتارش شبیه ستوان کلمبو باشد. اما مثلا در مورد جان راث کورتنی یک کت بوفالوی جالب تن او کرد که دقیقا چیزی بود که لازم بود. کورتنی ایده های خیلی نابی دارد و واقعا برای کارش ساعت ها فکر می کند. من خیلی جاها او را آزاد می گذارم تا کارش را بکند و البته او هم خیلی اوقات فکر مرا می خواند.
واقعا نمی توانم بازیگر دیگری را به جز جنیفر جیسون لی در نقش «دیزی» تصور کنم، ما شایع بود که شما برای این نقش بازیگران دیگری را در ذهن داشتید، مثلا اوما ترومن...
نه، برای این نقش اصلا به اوما ترومن فکر نکرده بودم. می دانید که من هر کاری می کنم تا او در فیلم هایم باشد، اما خیلی راحت بگویم او را در نقش «دیزی» تصور نکرده بودم. حتی او این موضوع را به من گفت که آیا این نقش را برای او نوشته ام و من هم خیلی راحت به او گفتم که نه، تو شبیه این کاراکتر نیستی و این نقش به درد تو نمی خورد. یادم هست که وقتی این جمله را به او گفتم، چشم هایش گشاد شد و بعد با تعجب گفت: «خب نقش عروس هم اصلا شبیه شخصیت واقعی من نیست... این نقشه شبیه هیچ کدام از نقش های دیگرم هم نیست.
اما در مورد جنیفر این را بگویم که چند بازیگر برای تست کردن این نقش آمدند ولی این جنیفر بود که نقش را مال خودش کرد. وقتی شروع به روخوانی جملات دیزی کرد، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. درواقع این روخوانی باعث شد که بروم و چند فیلم دهه ۹۰ او را تماشا کنم. برای خودم یک جشنواره کوچک از فیلم های جنیفر جیسون لی راه انداختم و مطمئن شدم که او همان بازیگری است که دنبالش می گشتم. دلم می خواست یک بازیگر قدرتمند با یک کاریزما این نقش را بازی کند و حالا فکر می کنم همین اتفاق افتاده است.

نقشی که او بازی کرد نقش ساده ای نبود...
دقیقا. او در تمام زمان فیلمبرداری تحت فشار بود. واقعا بازی کردن در دمای زیر صفر با خونی که به تمام بدنت پاشیده شده و گریم خیلی سنگین و لباس های کلفت اصلا کار ساده ای نیست.
خیلی از فیلم های تو تم تاریخی دارند یا اشاراتی به تاریخ در آن ها هست. یعنی همیشه در مورد گذشته فیلم ساخته ای. تا به حال به این فکر کرده ای که فیلمی بسازی که داستانش در زمان آینده اتفاق بیافتد؟
سوال خیلی خوبی پرسیدی. خب واقعا نه، تا حالا نشده که به چنین داستانی فکر کنم. این طور داستان نوشتن یک تفکر انتزاعی و ذهنی پر از فانتزی می خواهد. من هم از داستان سفینه های غول آسا و کهکشان ها و جنگجوها خوشم می آید اما این آن درامی که من دنبالش هستم نیست. نمی دانم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد اما فکر نمی کنم در نهایت داستانی این گونه بنویسم.

در دهه های ۸۰ و ۹۰ واژه ای توسط نویسنده ها و منتقدان ساخته شد به اسم «هیچکاکین» که خیلی هم محبوب شد. خیلی از فیلم های آن سال ها را تقلید یا تاثیر گرفتن از هیچکاک می دانستند. حالا فکر می کنی زمانی می رسد که واژه «تارانتینویین» هم به کار گرفته شود؟
خب این درواقع یک تعریف از من است؛ یک تعریف خیلی خیلی بزرگ. واقعا بگویم که این حرف هیجان زده امی کرد. اما خب از همین الان دلم برای آن آدم هایی که قرا راست فیلم هایشان این گونه خطاب شود می سوزد. می دانم که این افراد باید خیلی کارهای عجیب و غریب کرده باشند و خیلی اذیت شده باشند تا این گونه خطاب شوند. اما گذشته از شوخی وقتی کارم را در سینما شروع کردم، یکی از رویاهایم این بود که سبک مخصوص خودم را داشته باشم که آدم ها در مورد آن حرف بزنند.
طیف مقابل سبک فیلمسازی شما سینمایی است که با پیشرفت های اخیر شکل گرفته. برای مثال همین تلفن همراهی که دست شماست، می تواند یک دوربین فیلمبرداری باشد که با آن یک فیلم بلند ساخت و به نمایش هم گذاشت. نظر شما در مورد این نوع از سینما چیست؟
خب این نوع فیلمسازی ربطی به من ندارد. دلم نمی خواهد این گونه فیلم بسازم. اما کارهایی که این افراد می کنند هم سرشار از هوش و خلاقیت است. خب یکی فیلم ۷۰ میلی متری می سازد و آن یکی با آیفون خودش فیلم می سازد. به نظرم این اتفاق که هر کسی می تواند فیلم بسازد؛ یک اتفاق بزرگ است. به نظرم این نوعی دموکراسی را در خودش دارد. این چیزی است که تا حالا نبوده. حالا هر کسی می تواند با یک آیفون داستان خودش را بسازد؛ داستان خود خودش را، اما نگران این هم هستم که ما شیوه معمول فیلم ساختن یعنی با دوربین واقعی و نگاتیو را از یاد ببریم.

بازیگری هست که با او کار نکرده باشی و دوست داشته باشی در آینده با او کار کنی؟
بله. قطعا چند نفری هستند. اگر خوب فکر کنم می توانم س ام های زیادی را به شما بگویم. اما در کل اولین اسمی که به نظرم می آید، آل پاچینو است. او یکی از بزرگ ترین بازیگران همه دوران هاست. شاید اصلا فیلمی براساس کاراکتری که دوست دارم او در آن بازی کند بسازم. نفر بعد هم کیت وینسلت است. او هم یکی از بزرگ ترین بازیگران زن دوران ماست که خیلی دوست دارم در فیلمی از من بازی کند.
پروژه بعدی شما چیست؟ ممکن است «کشتن بیل ۳» در راه باشد؟
نمی دانم. واقعا در این لحظه نمی دانم. اما دوست دارم که باز هم در «کشتن بیل» فیلم بسازم. این فیلمی نیست که از ساختن قسمت های بعدی آن پشیمان شوم.
خیلی از کارگردانان حالا و با پیشرفت های تکنولوژی فیلم های خود را به شیوه دیجیتالی و با دوربین های جدید می سازند. اما شما همیشه اصرار دارید که با دوربین های کلاسیک فیلم بسازید. تجربه کار با دوربین 70 میلی متری چطور بود؟
خب، یک تجربه جدید بود. اما باید بگویم که انتخاب دیگری نداشتم. یعنی هر وقت به این داستان فکر می کردم، این فیلم را در این شکل و این حالت تجسم می کردم و هیچ انتخاب دیگری نداشتم که بخواهم به آن فکر کنم. البته باید بگویم که هرگز کار دیجیتال نخواهم کرد.

دفعه پیش که با شما مصاحبه کردم، اشاره کردید که یک نسخه از وسترن مهجور مورد علاقه من «سربازان آبی» دارید. هنوز هم این فیلم را تماشا می کنید؟
این فیلم از فیلم های مورد علاقه من است، اما متاسفانه نسخه ای از فیلم که در اختیار من است، نسخه ۱۶ میلی متری است نه نسخه ۳۵ میلی متری که دوست داشتم در خانه داشته باشم. یکی از پروژه های آینده ام این است که نسخه مناسب ۳۵ میلی متری از این فیلم را تهیه کنم و در سینمای نئوبورلی به اکران بگذارم.
شما فیلم را در دل محیط طبیعی و در شرایط سخت آب و هوایی ساختید، این حس در تماشاگر ایجاد می شود که انگار شما در حالت مستند کار کرده اید و حس تداوم زمانی در فیلم کاملا حس می شود. چطور به چنین فرمی رسیدید؟
درواقع ما این کار را در اتاق تدوین انجام دادیم و زمان های مختلف را به هم چسباندیم. این اتفاقی است که در سینما می افتد و تو می توانی صحنه هایی مربوط به روزها و ماه ها و حتی سال های مختلف را به هم بچسبانی که انگار متعاقب هم اتفاق افتاده اند. موضوع این است که تماشاگر این را می داند که این صحنه ها پشت هم نیستند اما یک فیلمساز باید کاری کند که تماشاگر این موضوع را از یاد ببرد و فیلمی را که می بیند، بدون این که دچار ایست و بلوک شود، تماشاکند.
اما در مورد فضایی که فیلم در آن ساخته شد باید بگویم که برای من مهم بود که فیلم را در فضای واقعی و نه در استودیو بسازیم. این فیلم وابسته به محیط است. ما این همه راه تا کارادو رفتیم تا فیلم را در جایی که باید بسازیم. آب و هوا و برف و سیل و کوه بخشی از کاراکترهای داستان ما هستند. جالب بود که ما هیچ وقت نمی توانستیم هوا را حدس بزنیم و هیچ کدام از پیش بینی های هواشناسی هم آن جا درست از آب در نمی آمد. آن ها حداکثر می توانستند برای دو روز بعد حدس بزنند و حدسشان برای روز سوم حتما غلط از آب در می آمد.
ما صحنه اول فیلم را در زیر برف آرام و زیبایی فیلمبرداری کردیم که خیلی خوشایند بود اما بعد از روز اول کار برای ۲۰ روز برف نیامد...! در نهایت بعد از دو هفته انتظار کار را از جای دیگر داستان شروع کردیم و بعد هوا به شدت بارانی شد. در نهایت مجبور می شدیم که در هر شرایط آب و هوایی بخش های نیمه کاره مانده قبلی را تکمیل کنیم. این کار خیلی سخت بود اما لذت های خودش را هم داشت. واقعا فکر کنم ارزشش را داشت.

فیلمنامه پیچش های زیادی داشت و گاه خشونت های غیرمنتظره تماشاگر را غافلگیر می کرد. درواقع این صحنه های خشن ناگهانی گاه آزاردهنده است، اما در کل فیلم حس طنز تلخ دارد...
این نوع نوشتن من است. یعنی کاری نمی توانم راجع به آن بکنم. می دانم که اغلب اوقات موقع نوشتن نوعی حس طنز سیاه دارم که در نوشته هایم خودش را نشان می دهد. حسی که دارم به نوشته هایم می رسد. واقعا وقتی بخشی از فیلمنامه ها را می نویسم، صدای خنده تماشاگران حاضر در سالن های سینما را می شنوم. این صداهایی که از تماشاگران در ذهنم می شنوم درواقع موسیقی متنی است که زمان نوشتن فیلمنامه گوش می کنم.
من البته هیچ وقت در طنز استعدادی نداشتم، نمی توان یک لطیفه بسازم و بنویسم و حتی نمی توانم یک لطیفه را خوب تعریف کنم. اما به من گفته اند که فیلم هایم تلخ و عموما طنز خاصی دارند و برخی لحظات واقعا آدم ها را می خندانند. اما خوب «هشت نفرت انگیز» تنها فیلمی بود که در آن برخی صحنه هایی که را که حس می کردم ممکن است حسی از طنز داشته باشد را حذف می کردم. البته الان هم از کاری که کرده ام پشیمان نیستم.
من مشکلی با زمان فیلم شما ندارم اما تهیه کننده شما چی؟ هری وینشتاین مشکلی با زمان فیلم نداشت؟
با این یکه نه، او هم قبول داشت که نمی شود زمان این فیلم را کم کرد. او هم تاکید داشت که این فیلم هیچ بخش اضافه ای ندارد. هری هیچ فیلمنامه مرا به اندازه این فیلمنامه نخوانده بود. فکر کنم ۱۰ یا ۱۲ بار این فیلمنامه را خواند ولی هیچ گاه نگفت صحنه ای یا حتی دیالوگی اضافه است و آن را حذف کن. او همراه خوبی است و تا آن جایی که می تواند کمک می کند.

کار کورتنی هافمن در طراحی لباس هم خارق العاده است. شما در زمان نوشتن فیلمنامه در مورد طراحی لباس هم در ذهن تان یا روی کاغذ الگوسازی می کنید یا همه چیز را به طراح لباس می سپارید؟
خب من ایده های زیادی در مورد همه چیز دارم. (می خندد) واقعا در مورد چیزهایی که می خواهم، ایده های مشخصی دارم و می دانم که چه چیزی می خواهم. بعضی از چیرهایی که می خواهم را دقیقا در فیلمنامه می آورم. برای مثل در ذهنم گروهبان وارن (ساموئل ال جکسون) را با یک کت ارتشی قدیمی و پیراهن سیاه و دستمال قرمز فرض می کردم. درواقع دلم می خواست که او یک جورایی از لحاظ ظاهر شبیه لی وان کلیف در وسترن های نابش باشد اما رفتارش شبیه ستوان کلمبو باشد. اما مثلا در مورد جان راث کورتنی یک کت بوفالوی جالب تن او کرد که دقیقا چیزی بود که لازم بود. کورتنی ایده های خیلی نابی دارد و واقعا برای کارش ساعت ها فکر می کند. من خیلی جاها او را آزاد می گذارم تا کارش را بکند و البته او هم خیلی اوقات فکر مرا می خواند.
واقعا نمی توانم بازیگر دیگری را به جز جنیفر جیسون لی در نقش «دیزی» تصور کنم، ما شایع بود که شما برای این نقش بازیگران دیگری را در ذهن داشتید، مثلا اوما ترومن...
نه، برای این نقش اصلا به اوما ترومن فکر نکرده بودم. می دانید که من هر کاری می کنم تا او در فیلم هایم باشد، اما خیلی راحت بگویم او را در نقش «دیزی» تصور نکرده بودم. حتی او این موضوع را به من گفت که آیا این نقش را برای او نوشته ام و من هم خیلی راحت به او گفتم که نه، تو شبیه این کاراکتر نیستی و این نقش به درد تو نمی خورد. یادم هست که وقتی این جمله را به او گفتم، چشم هایش گشاد شد و بعد با تعجب گفت: «خب نقش عروس هم اصلا شبیه شخصیت واقعی من نیست... این نقشه شبیه هیچ کدام از نقش های دیگرم هم نیست.
اما در مورد جنیفر این را بگویم که چند بازیگر برای تست کردن این نقش آمدند ولی این جنیفر بود که نقش را مال خودش کرد. وقتی شروع به روخوانی جملات دیزی کرد، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. درواقع این روخوانی باعث شد که بروم و چند فیلم دهه ۹۰ او را تماشا کنم. برای خودم یک جشنواره کوچک از فیلم های جنیفر جیسون لی راه انداختم و مطمئن شدم که او همان بازیگری است که دنبالش می گشتم. دلم می خواست یک بازیگر قدرتمند با یک کاریزما این نقش را بازی کند و حالا فکر می کنم همین اتفاق افتاده است.

نقشی که او بازی کرد نقش ساده ای نبود...
دقیقا. او در تمام زمان فیلمبرداری تحت فشار بود. واقعا بازی کردن در دمای زیر صفر با خونی که به تمام بدنت پاشیده شده و گریم خیلی سنگین و لباس های کلفت اصلا کار ساده ای نیست.
خیلی از فیلم های تو تم تاریخی دارند یا اشاراتی به تاریخ در آن ها هست. یعنی همیشه در مورد گذشته فیلم ساخته ای. تا به حال به این فکر کرده ای که فیلمی بسازی که داستانش در زمان آینده اتفاق بیافتد؟
سوال خیلی خوبی پرسیدی. خب واقعا نه، تا حالا نشده که به چنین داستانی فکر کنم. این طور داستان نوشتن یک تفکر انتزاعی و ذهنی پر از فانتزی می خواهد. من هم از داستان سفینه های غول آسا و کهکشان ها و جنگجوها خوشم می آید اما این آن درامی که من دنبالش هستم نیست. نمی دانم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد اما فکر نمی کنم در نهایت داستانی این گونه بنویسم.

در دهه های ۸۰ و ۹۰ واژه ای توسط نویسنده ها و منتقدان ساخته شد به اسم «هیچکاکین» که خیلی هم محبوب شد. خیلی از فیلم های آن سال ها را تقلید یا تاثیر گرفتن از هیچکاک می دانستند. حالا فکر می کنی زمانی می رسد که واژه «تارانتینویین» هم به کار گرفته شود؟
خب این درواقع یک تعریف از من است؛ یک تعریف خیلی خیلی بزرگ. واقعا بگویم که این حرف هیجان زده امی کرد. اما خب از همین الان دلم برای آن آدم هایی که قرا راست فیلم هایشان این گونه خطاب شود می سوزد. می دانم که این افراد باید خیلی کارهای عجیب و غریب کرده باشند و خیلی اذیت شده باشند تا این گونه خطاب شوند. اما گذشته از شوخی وقتی کارم را در سینما شروع کردم، یکی از رویاهایم این بود که سبک مخصوص خودم را داشته باشم که آدم ها در مورد آن حرف بزنند.
طیف مقابل سبک فیلمسازی شما سینمایی است که با پیشرفت های اخیر شکل گرفته. برای مثال همین تلفن همراهی که دست شماست، می تواند یک دوربین فیلمبرداری باشد که با آن یک فیلم بلند ساخت و به نمایش هم گذاشت. نظر شما در مورد این نوع از سینما چیست؟
خب این نوع فیلمسازی ربطی به من ندارد. دلم نمی خواهد این گونه فیلم بسازم. اما کارهایی که این افراد می کنند هم سرشار از هوش و خلاقیت است. خب یکی فیلم ۷۰ میلی متری می سازد و آن یکی با آیفون خودش فیلم می سازد. به نظرم این اتفاق که هر کسی می تواند فیلم بسازد؛ یک اتفاق بزرگ است. به نظرم این نوعی دموکراسی را در خودش دارد. این چیزی است که تا حالا نبوده. حالا هر کسی می تواند با یک آیفون داستان خودش را بسازد؛ داستان خود خودش را، اما نگران این هم هستم که ما شیوه معمول فیلم ساختن یعنی با دوربین واقعی و نگاتیو را از یاد ببریم.

بازیگری هست که با او کار نکرده باشی و دوست داشته باشی در آینده با او کار کنی؟
بله. قطعا چند نفری هستند. اگر خوب فکر کنم می توانم س ام های زیادی را به شما بگویم. اما در کل اولین اسمی که به نظرم می آید، آل پاچینو است. او یکی از بزرگ ترین بازیگران همه دوران هاست. شاید اصلا فیلمی براساس کاراکتری که دوست دارم او در آن بازی کند بسازم. نفر بعد هم کیت وینسلت است. او هم یکی از بزرگ ترین بازیگران زن دوران ماست که خیلی دوست دارم در فیلمی از من بازی کند.
پروژه بعدی شما چیست؟ ممکن است «کشتن بیل ۳» در راه باشد؟
نمی دانم. واقعا در این لحظه نمی دانم. اما دوست دارم که باز هم در «کشتن بیل» فیلم بسازم. این فیلمی نیست که از ساختن قسمت های بعدی آن پشیمان شوم.
تبلیغات متنی
-
بازیگر فیلم تنها در خانه درگذشت
-
انتشار اسناد جدید از ردپای ترامپ در پروندۀ اپستین
-
عوارض زیاد نشستن پشت میز
-
یک پیشبینی درباره زمان حمله ترامپ به ایران
-
اقدام آمریکا علیه فرمانده سپاه گیلان
-
عکس دیدار مقام آمریکایی با حامی ایران در عراق
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
اصرار مدیرعامل ایران خودرو بر افزایش چند باره قیمت
-
قتل جوان معتاد با لگد در کمپ ترک اعتیاد
-
حمله هوایی شدید اسرائیل به لبنان
-
اضافه شدن نام کشتیگیران ایران در تورنمنت کرواسی
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
عزاداری خانم بازیگر مشهور برای روزهای اخیر
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
یک پیشبینی درباره زمان حمله ترامپ به ایران
-
احتمال موافقت سختِ تهران با پیشنهاد ترامپ!
-
اتحادیه اروپا نهاد وابسته به صداوسیما را تحریم کرد
-
ادعای عجیب درباره مکان اورانیوم غنیشده ایران
-
برای فردا سقوط سنگین طلا پیشبینی شد!
-
پیام فوری نماینده رهبر انقلاب درباره شرایط جنگ
-
رقم قرارداد خرید جدید پرسپولیس فاش شد
-
۹ نکته و یک جمعبندی درمورد ایران، ترامپ و آنچه در پیش است
-
ژیلا صادقی پیچ اینستاگرامش را بست!
-
پاسخ ترامپ به تکرار سناریوی ونزوئلا در ایران
-
علی لاریجانی با پوتین در روسیه جلسه گذاشت
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران شنبه ۱۱ بهمن
-
پایان سکوت حسن روحانی با یک جمله معنادار
-
آمریکا، بابک زنجانی و شش مقام سپاه را تحریم کرد
-
اعزام ناوشکنهای چین به آبهای اطراف ایران
-
سلاح ویژه ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن
-
کارزار ذخیره برف در افغانستان خبرساز شد
-
پیغام روسیه به آمریکا درباره مذاکره با ایران
-
هواپیمای دولتی ایران راهی مسکو شد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
خودروی نظامی ارتش چین وارد ایران شد
-
نرخ دلار و قیمت طلا غیرقابل تصور شد
-
چهره «طلا جفرودی» سریال سوجان در ۴۰ سالگی
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
رضا رویگری در حال گریم شدن در پشتصحنه مختارنامه
-
عراقچی در ترکیه سیگنال رسمی مذاکره داد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
خیلی فیلم خشنی بود :(
مدل فیلمای تارانتینو همینطوریه