به مناسبت ساخت فیلم «گرگ والاستریت» آخرین اثر اسکورسیزی
گاو خشمگین به گرگ وال استریت رسید!
«گرگ والاستریت»، تازهترین فیلم مارتین اسکورسیزی در حال فیلمبرداری است. این فیلم که داستان آن در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی میگذرد، بر اساس کتاب خاطرات جردن بلفورت ساخته میشود.
تهران امروز: «گرگ والاستریت»، تازهترین فیلم مارتین اسکورسیزی در حال فیلمبرداری است. این فیلم که داستان آن در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی میگذرد، بر اساس کتاب خاطرات جردن بلفورت ساخته میشود.
کسی که در سال ۱۹۹۸ به جرم جعل اوراق بهادار و پولشویی به ۲۲ ماه زندان محکوم شد. لئوناردو دیکاپریو در این فیلم نقش بلفورت را ایفا میکند و یک تیم قدر بازیگری هم در کنار او در این فیلم حضور دارند: متیو مککانهی، ژان دوژاردن، جونا هیل، راب راینر و البته جین هکمن که از صدایش در نقش راوی فیلم استفاده میشود.
ساخت این فیلم بعد از ماجراهای اخیر والاستریت بسیار کنجکاویبرانگیز است. این در حالی است که اسکورسیزی پیش از این چندین بار سراغ فیلمهای زندگینامهای رفته است و جالب است که چند تا از مهمترین فیلمهایش را با برداشت از زندگی اشخاص واقعی ساخته است. البته همه اینها به جز مستندهای درخشانی است که اسکورسیزی درباره شخصیتهای مختلف ساخته است.
گاو خشمگین (1980)
اثر تکاندهنده اسکورسیزی،زندگی جیک لاموتا را به تصویر میکشد. بوکسوری که تا قهرمانی میانوزن دنیا پیش میرود. اما مشکلات روحی و تصمیمات عجیبش، او را به قهقرا میکشاند. اسکورسیزی بدون هیچ پردهپوشی داستان ظهور و سقوط لاموتا را روایت میکند. اما جادوی اسکورسیزی این است که با ظرافت یک بندباز روی خط راه میرود.
در تایید خرقعادت اسکورسیزی همین بس که او در «گاو خشمگین» بر خلاف تقریباً تمام فیلمهای ورزشی که میشناسیم، به جای اینکه شخصیت اصلی فیلم را به شکل یک قهرمان فعال به تصویر بکشد، از جیک لاموتا شمایل یک ضد قهرمان (ANTIHERO) را میسازد. جیک لاموتا (اگر حضور بازیگر محبوبی چون رابرت دنیرو را در این نقش کنار بگذاریم) هرگز واجد خصوصیات یک کاراکتر دوستداشتنی نیست.
او همسرش را کتک میزند، به همه اطرافیانش بدبین است، در یکی از مبارزاتش به خاطر حسادت، کینه و بدبینی بیپایه و اساسش، رقیبش را در رینگ بوکس از ریخت و قیافه میاندازد و جایی دیگر فقط به خاطر خشمی که از خودش دارد، اجازه میدهد تا حریفش او را ناکار کند. با این وجود جیک لاموتا یک شخصیت همدلیبرانگیز است. در درجه اول به خاطر اینکه اسکورسیزی، لاموتا را به صورت یک خودویرانگر نشان میدهد.
ایدهای که به خیلی از فیلمهای دهه هفتادی اصیل، عمق و غنایی تازه بخشید: از «سرپیکو» و «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» گرفته تا «لنی» و «... و عدالت برای همه» و البته سه تا از فیلمهای دهه هفتادی خود اسکورسیزی: «خیابانهای پایین شهر»، «راننده تاکسی» و «نیویورک نیویورک». وقتی که جیک لاموتا در انتهای فیلم، زمانی که همه چیزش را از دست داده و به زندان افتاده، با مشت به دیوار زندان میکوبد و فقط از خودش میپرسد:«چرا؟»، تماشاگر میداند که چرا این اتفاق افتاده است.
میداند که کدام اشتباهات از سوی جیک لاموتا منجر به فرا رسیدن این لحظه شدهاند. اما در عین حال این را هم درک میکند که خود جیک لاموتا نمیداند چه اشتباهاتی انجام داده است. از دید لاموتا، همه اقدامات او در طول فیلم منطقی و قابل توجیه بودهاند و در طول فیلم که همه چیز را از دید جیک میبینیم. کسی که مشتزنی برایش فراتر از یک ورزش، چیزی در مایههای یک آیین بود. آیینی برای حفظ مردانگی و هویتش. همین، ماجرا را حسابی پیچیده میکند.
رفقای خوب (1990)
فیلم بر اساس زندگی هنری هیل ساخته شده است. گنگستری که درازای کسب مصونیت قضایی و حفاظت پلیس از جان او، علیه همکارانش شهادت داد و به سازمان جاسوسی آمریکا پیوست. مضمون کلیدی فیلم، داستان همیشگی فیلمهای گنگستری است: ماجرای ظهور و سقوط یک مرد. اما اسکورسیزی در «رفقای خوب» روی دیگر زندگی گنگسترها را نشان میدهد.
اگر در خیلی از آثار معمول گنگستری، آنچه که تماشاگر را به سمت گنگسترها جذب میکند، از یک طرف بیقید و بندی آنها در دنیایی پر از محدودیت و از سوی دیگر زرق و برق ظاهری زندگیشان بود، این بار دنیای گنگسترها جهانی است پر از قید و بند و از نظر ظاهری بدون جذابیتهای معمول یک اثر گنگستری. تمایز میان «رفقای خوب» و آثار دیگر گنگستری وارد ماجرای اصلی فیلم هم شده است.
اقدام هنری هیل در فروختن رفقایش، هر چقدر هم منطق قانعکنندهای داشته باشد، یکی از ناجوانمردانهترین اقداماتی است که یک گنگستر روی پرده سینما انجام داده است! زمانی جیمی کانوی (رابرت دنیرو) که معقولترین و موجهترین شخصیت گروه است، به هنری هیل دو توصیه مهم کرده بود: اینکه هیچوقت به رفقایش خیانت نکند و همیشه دهانش را بسته نگه دارد. کار از این ناجوانمردانهتر که هنری هیل با تصمیم نهاییاش هر دو توصیه جیمی را زیر پا میگذارد؟
هوانورد (2004)
هوارد هیوز یکی از مهمترین افراد قرن بیستم بود که در هر زمینهای دست داشت. از پرواز با هواپیما تا تولید فیلمهای سینمایی. اما اسکورسیزی بخشی از داستان زندگی هیوز را برداشته و به یک پروژه شخصی تبدیل کرده است. فیلمی درباره مردی جاهطلب که وقتی نمیتواند بهطور کامل آرزوهایش را برآورده کند، رو به خود ویرانگری میآورد. در طول تاریخ دلایل متعددی برای انزوا و وسواس عجیب و غریب هیوز مطرح شده است.
اما حسی که اسکورسیزی در «هوانورد» به تماشاگر منتقل میکند، همدلی با مردی است که تعدد ایدهها در ذهنش و ناتوانی او به جامه عمل پوشاندن به همه این ایدهها، باعث بروز مشکلات بعدی شدند. در حالی که «هوانورد» در کارنامه اسکورسیزی فیلمی متفاوت به نظر میرسد، هوارد هیوز را به یقین میتوان یکی از شخصیتهای نمونه سینمای اسکورسیزی به شمار آورد.
مثل خیلی از شخصیتهای مهم سینمای اسکورسیزی (از جیک لاموتای «گاو خشمگین» گرفته تا تدی دانیلز «جزیره شاتر»)، هوارد هیوزِ «هوانورد» هم کسی است که تنها میخواهد آنطور که در کنه وجودش است، زندگی کند و نمیداند چرا این کار اینقدر مشکل است.
هوگو (2011)
«هوگو» البته بر اساس یک داستان تخیلی ساخته شده و قاعدتاً نباید در میان فیلمهای زندگینامهای اسکورسیزی قرار بگیرد. اما مسئله اینجاست که بخشی از این داستان، مبتنی بر واقعیت است. بخشی که به زندگی و مصائب ژرژ مهلیس به عنوان مهمترین کارگردان دهه اول سینما میپردازد. کسی که نتوانست همگام با سینما حرکت کند و در نتیجه به حاشیه رانده شد تا اینکه در اواخر عمر این شانس را داشت که دوباره مورد توجه و تجلیل قرار گرفته و به جایگاهی که شایستگیاش را داشت، برسد.
در دل داستان سرخوشانه و کودکانه اسکورسیزی، مهلیس تنها شخصیتی است که رگههایی از کاراکترهای همیشگی سینمای آشنای اسکورسیزی را با خود دارد. مهلیس هم فردی است که برای خود ایدههای جاهطلبانهای دارد که از فضای سینمای دوران خودش جلوتر است. اما زمانی که مهلیس از سینما عقب میافتد و اقبال عمومی را از دست میدهد، در حالتی دیوانهوار رو به خود ویرانگری آورده و استودیوی شخصیاش را نابود میکند.
اما «هوگو» یک فیلم فانتزی است و از این نظر شباهت چندانی به فیلمهای نمونه اسکورسیزی ندارد. بنابراین ژرژ مهلیس هم در این فیلم سرنوشتی شیرینتر از دیگر کاراکترهای خودویرانگر سینمای اسکورسیزی پیدا میکند. به نظر میرسد همه چیز ختم به خیر شده است. اما اسکورسیزی تنها با یک جمله در میانههای فیلم، کار خودش را میکند و به پایان فیلم، لحنی کنایی میبخشد. جایی که ژرژ مهلیس رو به هوگو کابره میگوید: «پایان خوش فقط در فیلمها اتفاق میافتد.»
من فقط میخواستم آنطور که در کنه وجودم هستم زندگی کنم. چرا این کار آنقدر مشکل بود؟ (هرمان هسه - دمیان)
کسی که در سال ۱۹۹۸ به جرم جعل اوراق بهادار و پولشویی به ۲۲ ماه زندان محکوم شد. لئوناردو دیکاپریو در این فیلم نقش بلفورت را ایفا میکند و یک تیم قدر بازیگری هم در کنار او در این فیلم حضور دارند: متیو مککانهی، ژان دوژاردن، جونا هیل، راب راینر و البته جین هکمن که از صدایش در نقش راوی فیلم استفاده میشود.
ساخت این فیلم بعد از ماجراهای اخیر والاستریت بسیار کنجکاویبرانگیز است. این در حالی است که اسکورسیزی پیش از این چندین بار سراغ فیلمهای زندگینامهای رفته است و جالب است که چند تا از مهمترین فیلمهایش را با برداشت از زندگی اشخاص واقعی ساخته است. البته همه اینها به جز مستندهای درخشانی است که اسکورسیزی درباره شخصیتهای مختلف ساخته است.
گاو خشمگین (1980)
اثر تکاندهنده اسکورسیزی،زندگی جیک لاموتا را به تصویر میکشد. بوکسوری که تا قهرمانی میانوزن دنیا پیش میرود. اما مشکلات روحی و تصمیمات عجیبش، او را به قهقرا میکشاند. اسکورسیزی بدون هیچ پردهپوشی داستان ظهور و سقوط لاموتا را روایت میکند. اما جادوی اسکورسیزی این است که با ظرافت یک بندباز روی خط راه میرود.
در تایید خرقعادت اسکورسیزی همین بس که او در «گاو خشمگین» بر خلاف تقریباً تمام فیلمهای ورزشی که میشناسیم، به جای اینکه شخصیت اصلی فیلم را به شکل یک قهرمان فعال به تصویر بکشد، از جیک لاموتا شمایل یک ضد قهرمان (ANTIHERO) را میسازد. جیک لاموتا (اگر حضور بازیگر محبوبی چون رابرت دنیرو را در این نقش کنار بگذاریم) هرگز واجد خصوصیات یک کاراکتر دوستداشتنی نیست.
او همسرش را کتک میزند، به همه اطرافیانش بدبین است، در یکی از مبارزاتش به خاطر حسادت، کینه و بدبینی بیپایه و اساسش، رقیبش را در رینگ بوکس از ریخت و قیافه میاندازد و جایی دیگر فقط به خاطر خشمی که از خودش دارد، اجازه میدهد تا حریفش او را ناکار کند. با این وجود جیک لاموتا یک شخصیت همدلیبرانگیز است. در درجه اول به خاطر اینکه اسکورسیزی، لاموتا را به صورت یک خودویرانگر نشان میدهد.
ایدهای که به خیلی از فیلمهای دهه هفتادی اصیل، عمق و غنایی تازه بخشید: از «سرپیکو» و «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» گرفته تا «لنی» و «... و عدالت برای همه» و البته سه تا از فیلمهای دهه هفتادی خود اسکورسیزی: «خیابانهای پایین شهر»، «راننده تاکسی» و «نیویورک نیویورک». وقتی که جیک لاموتا در انتهای فیلم، زمانی که همه چیزش را از دست داده و به زندان افتاده، با مشت به دیوار زندان میکوبد و فقط از خودش میپرسد:«چرا؟»، تماشاگر میداند که چرا این اتفاق افتاده است.
میداند که کدام اشتباهات از سوی جیک لاموتا منجر به فرا رسیدن این لحظه شدهاند. اما در عین حال این را هم درک میکند که خود جیک لاموتا نمیداند چه اشتباهاتی انجام داده است. از دید لاموتا، همه اقدامات او در طول فیلم منطقی و قابل توجیه بودهاند و در طول فیلم که همه چیز را از دید جیک میبینیم. کسی که مشتزنی برایش فراتر از یک ورزش، چیزی در مایههای یک آیین بود. آیینی برای حفظ مردانگی و هویتش. همین، ماجرا را حسابی پیچیده میکند.
رفقای خوب (1990)
فیلم بر اساس زندگی هنری هیل ساخته شده است. گنگستری که درازای کسب مصونیت قضایی و حفاظت پلیس از جان او، علیه همکارانش شهادت داد و به سازمان جاسوسی آمریکا پیوست. مضمون کلیدی فیلم، داستان همیشگی فیلمهای گنگستری است: ماجرای ظهور و سقوط یک مرد. اما اسکورسیزی در «رفقای خوب» روی دیگر زندگی گنگسترها را نشان میدهد.
اگر در خیلی از آثار معمول گنگستری، آنچه که تماشاگر را به سمت گنگسترها جذب میکند، از یک طرف بیقید و بندی آنها در دنیایی پر از محدودیت و از سوی دیگر زرق و برق ظاهری زندگیشان بود، این بار دنیای گنگسترها جهانی است پر از قید و بند و از نظر ظاهری بدون جذابیتهای معمول یک اثر گنگستری. تمایز میان «رفقای خوب» و آثار دیگر گنگستری وارد ماجرای اصلی فیلم هم شده است.
اقدام هنری هیل در فروختن رفقایش، هر چقدر هم منطق قانعکنندهای داشته باشد، یکی از ناجوانمردانهترین اقداماتی است که یک گنگستر روی پرده سینما انجام داده است! زمانی جیمی کانوی (رابرت دنیرو) که معقولترین و موجهترین شخصیت گروه است، به هنری هیل دو توصیه مهم کرده بود: اینکه هیچوقت به رفقایش خیانت نکند و همیشه دهانش را بسته نگه دارد. کار از این ناجوانمردانهتر که هنری هیل با تصمیم نهاییاش هر دو توصیه جیمی را زیر پا میگذارد؟
هوانورد (2004)
هوارد هیوز یکی از مهمترین افراد قرن بیستم بود که در هر زمینهای دست داشت. از پرواز با هواپیما تا تولید فیلمهای سینمایی. اما اسکورسیزی بخشی از داستان زندگی هیوز را برداشته و به یک پروژه شخصی تبدیل کرده است. فیلمی درباره مردی جاهطلب که وقتی نمیتواند بهطور کامل آرزوهایش را برآورده کند، رو به خود ویرانگری میآورد. در طول تاریخ دلایل متعددی برای انزوا و وسواس عجیب و غریب هیوز مطرح شده است.
اما حسی که اسکورسیزی در «هوانورد» به تماشاگر منتقل میکند، همدلی با مردی است که تعدد ایدهها در ذهنش و ناتوانی او به جامه عمل پوشاندن به همه این ایدهها، باعث بروز مشکلات بعدی شدند. در حالی که «هوانورد» در کارنامه اسکورسیزی فیلمی متفاوت به نظر میرسد، هوارد هیوز را به یقین میتوان یکی از شخصیتهای نمونه سینمای اسکورسیزی به شمار آورد.
مثل خیلی از شخصیتهای مهم سینمای اسکورسیزی (از جیک لاموتای «گاو خشمگین» گرفته تا تدی دانیلز «جزیره شاتر»)، هوارد هیوزِ «هوانورد» هم کسی است که تنها میخواهد آنطور که در کنه وجودش است، زندگی کند و نمیداند چرا این کار اینقدر مشکل است.
هوگو (2011)
«هوگو» البته بر اساس یک داستان تخیلی ساخته شده و قاعدتاً نباید در میان فیلمهای زندگینامهای اسکورسیزی قرار بگیرد. اما مسئله اینجاست که بخشی از این داستان، مبتنی بر واقعیت است. بخشی که به زندگی و مصائب ژرژ مهلیس به عنوان مهمترین کارگردان دهه اول سینما میپردازد. کسی که نتوانست همگام با سینما حرکت کند و در نتیجه به حاشیه رانده شد تا اینکه در اواخر عمر این شانس را داشت که دوباره مورد توجه و تجلیل قرار گرفته و به جایگاهی که شایستگیاش را داشت، برسد.
در دل داستان سرخوشانه و کودکانه اسکورسیزی، مهلیس تنها شخصیتی است که رگههایی از کاراکترهای همیشگی سینمای آشنای اسکورسیزی را با خود دارد. مهلیس هم فردی است که برای خود ایدههای جاهطلبانهای دارد که از فضای سینمای دوران خودش جلوتر است. اما زمانی که مهلیس از سینما عقب میافتد و اقبال عمومی را از دست میدهد، در حالتی دیوانهوار رو به خود ویرانگری آورده و استودیوی شخصیاش را نابود میکند.
اما «هوگو» یک فیلم فانتزی است و از این نظر شباهت چندانی به فیلمهای نمونه اسکورسیزی ندارد. بنابراین ژرژ مهلیس هم در این فیلم سرنوشتی شیرینتر از دیگر کاراکترهای خودویرانگر سینمای اسکورسیزی پیدا میکند. به نظر میرسد همه چیز ختم به خیر شده است. اما اسکورسیزی تنها با یک جمله در میانههای فیلم، کار خودش را میکند و به پایان فیلم، لحنی کنایی میبخشد. جایی که ژرژ مهلیس رو به هوگو کابره میگوید: «پایان خوش فقط در فیلمها اتفاق میافتد.»
من فقط میخواستم آنطور که در کنه وجودم هستم زندگی کنم. چرا این کار آنقدر مشکل بود؟ (هرمان هسه - دمیان)
تبلیغات متنی
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
تصویری از آتشسوزی شدید یک کشتی در ساحل دبی
-
احتمال رایگان شدن دائمی اتوبوس و مترو در تهران
-
شرط سنگین برای فسخ قرارداد رضاییان با استقلال
-
پزشکیان: معنای مذاکره تسلیم نیست
-
راننده کامیونِ توقیفی، ۱۲ ساله از آب درآمد!
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
واکنش تند تاج خطاب به ترامپ: خل و چل!
-
وضعیت دانشآموزان بازگشته از امارات به کجا رسید؟
-
چگونه درخواست بیمه بیکاری بدهیم؟
-
۴ هزار میلیارد بدهید کیفیت ایتا را به اندازه واتساپ میرسانیم!
-
اظهارات جنجالی نخستوزیر ارمنستان درباره قرهباغ
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
امیر مقاره با یک استوری درباره ایران ظاهر شد
-
آمریکا زمانِ مذاکرات اسرائیل و لبنان را اعلام کرد
-
ترامپ: من نگفتم عملیات رزمی علیه ایران تمام شده
-
واکنش همتی به افزایش نرخ دلار: منطقی بود
-
فوری؛ پاسخ ایران به متن پیشنهادی آمریکا ارسال شد
-
پوتین: ایران پیشنهاد رقیقسازی اورانیوم را داد
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
ماجرای تعمیر خانه یک خانم مسن توسط رسول خادم
-
ادعای امارات درباره شلیک پهپاد به خاک این کشور
-
رگبار و رعد و برق از این تاریخ مهمان تهران است
-
سرقت مسلحانه از طلافروشی در اندرزگو
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
صدای انفجار شدید در چابهار شنیده شد
-
تایتانیک در هامون به آب انداخته شد!
-
پزشکیان: مردم سطح توقعات خود را تعدیل کنند
-
چلوگوشت دیماه سال قبل حالا مزه قرمهسبزی میدهد
-
یک فروند جنگنده F-۳۵ کد اضطراری صادر کرد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل






نظر کاربران
jaleb bood