سمفوني ميليتاريسم
نگاهی به فیلم بی مصرف ها!
«بیمصرفها» هم مثل دیگر آثار استالون با فضایی کاملا میلیتاریستی ساخته شد. وی پس از ساخت این فیلم اعلام کرد شاید این فیلم آخرین اثرش باشد اما استالون همین گفتهاش را نقض کرد و قسمت دوم بیمصرفها را ساخت.
وطن امروز: «بیمصرفها» هم مثل دیگر آثار استالون با فضایی کاملا میلیتاریستی ساخته شد. وی پس از ساخت این فیلم اعلام کرد شاید این فیلم آخرین اثرش باشد اما استالون همین گفتهاش را نقض کرد و قسمت دوم بیمصرفها را ساخت. استالون متخصص دنبالههای بیانتهاست و یکتنه سعی کرد دنبالههای مجموعه راکی به اندازه «جنگ ستارگان» باشد.
این هنرپیشه اکشنکار سینما برای اینکه میداند قهرمان فردی در سینما نیاز مخاطب را برآورده نمیکند رندانه دست به ساخت فیلمی اکشن از جنس فیلمهای بیمووی دهه۸۰ زده است. خودش هم فکر نمیکرد قسمت نخست «بیمصرفها» فیلم پرفروشی باشد اما با استفاده از همان مهارتی که در ساخت فیلمهای اکشن دارد و با گردهم آوردن ستارهایی که دیگر یک لامپ هم نیستند نخستین قسمت «بیمصرفها» را ساخت.
«بیمصرفها» در میان فیلمهای استالون بیشترین فروش اکران نخست را از آن خود کرد. رمبو موفقترین فیلم استالون در اکران نخست خود موفق شد به فروشی معادل ۱۸ میلیون دلار دست پیدا کند اما فروش ۵۶ میلیون دلاری با توجه به شرایط کنونی سینما اکران موفقی به شمار میرفت و به همین دلیل استالون تصمیم گرفت قسمت دوم این فیلم را بسازد. البته استالون برای فرار از هرگونه شکست قبل از اکران قسمت نخست «بیمصرفها» گفته بود این فیلم آخرین فیلم او خواهد بود اما پس از موفقیت قسمت نخست گفته خودش را نقض کرد.
استالون در کنار ابرمردهای فیلمهای اکشن دهه ۸۰ و ۹۰ تقریبا بار فیلم را بر دوش میکشند وگرنه قصه به سیاق همان آثار استالون تکخطی است و با توجه به اینکه مخاطب میداند گروه «بیمصرفها» پیروز خواهند شد اما صحنههای اکشن فیلم را تنها دنبال میکند و بازشناسی شخصیتها و پیگیری درام آنچنان اولویت نخست مخاطب نیست اما در ایران همهچیز فرق میکند؛ این فیلم در شبکه نمایش خانگی با فروش قابلقبولی مواجه شده و مثل همیشه باید به سینماگران ایرانی گفت سینمای ایران خالی از فیلمهای اکشن قابلقبول است به همین دلیل در شبکه نمایش خانگی این دست آثار نازل با اقبال مخاطب همراه خواهد بود.
داستان فیلم «بیمصرفها» درباره یک دسته مزدور میلیتاریستی است که هدایت این گروه به عهده بارنی راس (استالون) است. بارنی سردسته مزدوران جنگی است که هر کدام از اعضای این گروه مهارت جنگی ویژهای دارند. به وی ماموریتی محول میشود تا همراه گروه مزدوران دیکتاتور ظالمی را در آمریکایجنوبی از بین ببرد. مزدوران ماموریت خودشان را انجام میدهند و از کشور دیکتاتورزده آمریکایجنوبی فرار میکنند اما شخصیت بارنی راس در ماموریتی خطرناک و خندهدار به تنهایی بازمیگردد تا دختر دیکتاتور که برای براندازی پدرش تلاش میکند را از مرگ نجات دهد.
ویرانی و مرگهای خندهدار بخشی از دور تسلسل و باطل چنین فیلمهایی است که اکشن و جنگ وجه غالبشان به شمار میرود. جنگ و کشتار از نگاه این فیلمها شوخی هستند و تنها تم موردنظر رستگاری میلیتاریستی است. در این مجموعه فیلمها زندگی تنها به رفیق و معشوقه نیاز دارد و کشتن و پیروزی اصالت لحظه به شمار میرود.
خشونت، خونریزی و انفجار در فیلم «بیمصرفها» یادآور فیلمهای بیمووی دهه ۸۰ میلادی است و استالون سعی میکند شمایی از بازگشت به نبردهای تن به تن و میلیتاریستی را در اثرش بازنمایی کند و البته سمفونی خشونت است که حماسی به نظر میرسد. «بیمصرفها» از نوع فیلمهایی است که برخی آمریکاییهای دهه ۶۰ و ۷۰ اعتقاد دارند؛ ابرانسانهایی که از غیرممکنها ممکن میسازند و سعی میکنند نظم نوین جهانی را توسعه دهند و پیام اخلاقی فیلم آن است که آمریکایی باید در خدمت آرمانی به نام نظم نوین جهانی باشد.
فرمول سینمایی و هوشمندانه این فیلم این است که قهرمانهای دستهجمعی بیشتر از قهرمانهای فردی عملگرا جواب میدهد، از طرفی استالون همیشه آرزو داشت در فیلمی متفاوت نقش رئیس یک دسته مزدور را بازی کند و دنبال سناریویی شبیه «سگهای جنگ» برایان دیپالما میگشت.
وقتی این سناریو را صاحب مجموعه «دوم» (DOOM)، دیوید کاهام به استالون داد وی برای ساخت چنین فیلمی وسوسه شد و دهان استالون آب افتاد و سناریو را بازنویسی کرد اما متقاعد کردن و گردهم آوردن همه ابرقهرمانهای فیلمهای ورزشی دهه ۸۰ و ۹۰ کار بسیار دشواری بود اما استالون موفق به انجام این کار شد در آن زمان آرنولد فرماندار کالیفرنیا بود و استالون برای حضور چندلحظهای وي را متقاعد کرد.
تنها کسی که موفق نشد او را در این مجموعه داشته باشد ژان کلود وندام بود که البته در ساخت قسمت دوم موفق شد این ستاره از دور خارج شده جریان سینما را متقاعد به حضور در فیلمی با حضور سالمندان ورزشی کند. ستارگان این فیلم اغلب افرادی هستند که سالها در مجموعههای سینمایی مختلف بازی میکردند و بخشی از پیام فیلم جنبه حساب شدهای دارد چرا که بازیگران این مجموعه روزی روزگاری گرانترین ستارههای هالیوود به شمار میرفتند.
حالا در دوران بازنشستگی در قالب یک فیلم دور هم جمع شدهاند تا نشان دهند دود از کنده بلند میشود. زمانی که این فیلم در آمریکا اکران شد ۶۰ درصد از تماشاچیهای این فیلم در اکران نخست بالای ۳۵ سال داشتند و ۹۰ درصد از میان تماشاگران بالای ۳۵ سال، مرد بودند.
استالون و مجموعه فیلمهایش خدمات شایانی به رویای آمریکایی داشتند. وی با ساخت مجموعه «رمبو» تقریبا شکست آمریکا را جبران کرد و انتقام گرفت، حتی در قسمت آخر این مجموعه برمه را از دست دیکتاتورهای نظامی خلاص کرد و مردم آنجا را رهایی بخشید.
سناریوی کاهام به همان رویای آزادی جهان دامن میزند و استالون موفق میشود جهانیان را از دست دزدان دریایی سومالی خلاص و در واقع سیاستهای غلط کلینتون در آن منطقه را جبران کند و همراه ۱۲مزدور یک دیکتاتور نظامی کشور فرضی آمریکایلاتین را نابود میکند و از روی عمد این سرزمین بیشباهت به ونزوئلاست.
جالبتر اینجاست که دختر دیکتاتور که رهبر آزادیخواهان آنجاست عاشق استالون میشود و چرخش قابل پیشبینی قصه هم این است که دیکتاتور فرضی دستنشانده یک مامور یاغی شده سازمان سیاست. فروش فیلمهای استالون در آمریکا با چنین محتوایی تنها نشاندهنده عرق ملی شهروندانآمریکایی است که از پیروزیهای واقعی سیاسی و ماجراجویی پرچمدارانشان تغذیه نشدهاند و دلخوش به افسانهسرایی استالون و مزدوران جعلی او هستند.
از طرفی استالون سعی میکند جان وین دوران خودش باشد و همان نقشی را روی پرده سینما برعهده دارد که روزی روزگاری جان وین آن را برعهده داشت و در کنار این تلاش استالون میخواهد با این ساخته اش به نوعی خاطرات «سم پکینپا»، «کورو ساوا»، «هفت سامورایی»، «هفت دلاور» و «۱۲ مرد خبیث» را زنده کند.
گردهم آمدن این چهرههای قدیمی برای انداختن ویرانی و کشتار تنها کام همان شهروندان آمریکایی طالب کشتار و جنگ را شیرین خواهد کرد. برای نسل ما در روزگاری که از زیرنویس و دوبله خبری نبود استالون خیلی قهرمان به نظر میرسید، امروز با توجه اینکه میتوانی در شبکه نمایش خانگی انواع و اقسام فیلمها را تماشا کنی استالون دیگر آنچنان جذاب نیست و فیلمهایش بیحال و سست به نظر میرسد.
غیر از این موارد، کارگردانی فیلم بسیار ادایی است و سازندگان فراموش کردهاند که علاوه بر این بازیگران و ستارگان قدیمی موارد دیگری هم لازم است تا در فیلم گنجانده شود؛ کارگردانی ادایی، یک داستان بیسر و ته و دیالوگهایی که بازیگران با اکراه به زبان میآورند مخاطب را دعوت به جهان جلوههای ویژه و انفجارهایی بیخود خونی دیجيتال میکند. این فیلم حتی نمیتواند علاقهمندان سینمای اکشن را اغنا کند و وحشیانه و غیرمحتمل بودن داستان مخاطب را سردرگم میکند.
این هنرپیشه اکشنکار سینما برای اینکه میداند قهرمان فردی در سینما نیاز مخاطب را برآورده نمیکند رندانه دست به ساخت فیلمی اکشن از جنس فیلمهای بیمووی دهه۸۰ زده است. خودش هم فکر نمیکرد قسمت نخست «بیمصرفها» فیلم پرفروشی باشد اما با استفاده از همان مهارتی که در ساخت فیلمهای اکشن دارد و با گردهم آوردن ستارهایی که دیگر یک لامپ هم نیستند نخستین قسمت «بیمصرفها» را ساخت.
«بیمصرفها» در میان فیلمهای استالون بیشترین فروش اکران نخست را از آن خود کرد. رمبو موفقترین فیلم استالون در اکران نخست خود موفق شد به فروشی معادل ۱۸ میلیون دلار دست پیدا کند اما فروش ۵۶ میلیون دلاری با توجه به شرایط کنونی سینما اکران موفقی به شمار میرفت و به همین دلیل استالون تصمیم گرفت قسمت دوم این فیلم را بسازد. البته استالون برای فرار از هرگونه شکست قبل از اکران قسمت نخست «بیمصرفها» گفته بود این فیلم آخرین فیلم او خواهد بود اما پس از موفقیت قسمت نخست گفته خودش را نقض کرد.
استالون در کنار ابرمردهای فیلمهای اکشن دهه ۸۰ و ۹۰ تقریبا بار فیلم را بر دوش میکشند وگرنه قصه به سیاق همان آثار استالون تکخطی است و با توجه به اینکه مخاطب میداند گروه «بیمصرفها» پیروز خواهند شد اما صحنههای اکشن فیلم را تنها دنبال میکند و بازشناسی شخصیتها و پیگیری درام آنچنان اولویت نخست مخاطب نیست اما در ایران همهچیز فرق میکند؛ این فیلم در شبکه نمایش خانگی با فروش قابلقبولی مواجه شده و مثل همیشه باید به سینماگران ایرانی گفت سینمای ایران خالی از فیلمهای اکشن قابلقبول است به همین دلیل در شبکه نمایش خانگی این دست آثار نازل با اقبال مخاطب همراه خواهد بود.
داستان فیلم «بیمصرفها» درباره یک دسته مزدور میلیتاریستی است که هدایت این گروه به عهده بارنی راس (استالون) است. بارنی سردسته مزدوران جنگی است که هر کدام از اعضای این گروه مهارت جنگی ویژهای دارند. به وی ماموریتی محول میشود تا همراه گروه مزدوران دیکتاتور ظالمی را در آمریکایجنوبی از بین ببرد. مزدوران ماموریت خودشان را انجام میدهند و از کشور دیکتاتورزده آمریکایجنوبی فرار میکنند اما شخصیت بارنی راس در ماموریتی خطرناک و خندهدار به تنهایی بازمیگردد تا دختر دیکتاتور که برای براندازی پدرش تلاش میکند را از مرگ نجات دهد.
ویرانی و مرگهای خندهدار بخشی از دور تسلسل و باطل چنین فیلمهایی است که اکشن و جنگ وجه غالبشان به شمار میرود. جنگ و کشتار از نگاه این فیلمها شوخی هستند و تنها تم موردنظر رستگاری میلیتاریستی است. در این مجموعه فیلمها زندگی تنها به رفیق و معشوقه نیاز دارد و کشتن و پیروزی اصالت لحظه به شمار میرود.
خشونت، خونریزی و انفجار در فیلم «بیمصرفها» یادآور فیلمهای بیمووی دهه ۸۰ میلادی است و استالون سعی میکند شمایی از بازگشت به نبردهای تن به تن و میلیتاریستی را در اثرش بازنمایی کند و البته سمفونی خشونت است که حماسی به نظر میرسد. «بیمصرفها» از نوع فیلمهایی است که برخی آمریکاییهای دهه ۶۰ و ۷۰ اعتقاد دارند؛ ابرانسانهایی که از غیرممکنها ممکن میسازند و سعی میکنند نظم نوین جهانی را توسعه دهند و پیام اخلاقی فیلم آن است که آمریکایی باید در خدمت آرمانی به نام نظم نوین جهانی باشد.
فرمول سینمایی و هوشمندانه این فیلم این است که قهرمانهای دستهجمعی بیشتر از قهرمانهای فردی عملگرا جواب میدهد، از طرفی استالون همیشه آرزو داشت در فیلمی متفاوت نقش رئیس یک دسته مزدور را بازی کند و دنبال سناریویی شبیه «سگهای جنگ» برایان دیپالما میگشت.
وقتی این سناریو را صاحب مجموعه «دوم» (DOOM)، دیوید کاهام به استالون داد وی برای ساخت چنین فیلمی وسوسه شد و دهان استالون آب افتاد و سناریو را بازنویسی کرد اما متقاعد کردن و گردهم آوردن همه ابرقهرمانهای فیلمهای ورزشی دهه ۸۰ و ۹۰ کار بسیار دشواری بود اما استالون موفق به انجام این کار شد در آن زمان آرنولد فرماندار کالیفرنیا بود و استالون برای حضور چندلحظهای وي را متقاعد کرد.
تنها کسی که موفق نشد او را در این مجموعه داشته باشد ژان کلود وندام بود که البته در ساخت قسمت دوم موفق شد این ستاره از دور خارج شده جریان سینما را متقاعد به حضور در فیلمی با حضور سالمندان ورزشی کند. ستارگان این فیلم اغلب افرادی هستند که سالها در مجموعههای سینمایی مختلف بازی میکردند و بخشی از پیام فیلم جنبه حساب شدهای دارد چرا که بازیگران این مجموعه روزی روزگاری گرانترین ستارههای هالیوود به شمار میرفتند.
حالا در دوران بازنشستگی در قالب یک فیلم دور هم جمع شدهاند تا نشان دهند دود از کنده بلند میشود. زمانی که این فیلم در آمریکا اکران شد ۶۰ درصد از تماشاچیهای این فیلم در اکران نخست بالای ۳۵ سال داشتند و ۹۰ درصد از میان تماشاگران بالای ۳۵ سال، مرد بودند.
استالون و مجموعه فیلمهایش خدمات شایانی به رویای آمریکایی داشتند. وی با ساخت مجموعه «رمبو» تقریبا شکست آمریکا را جبران کرد و انتقام گرفت، حتی در قسمت آخر این مجموعه برمه را از دست دیکتاتورهای نظامی خلاص کرد و مردم آنجا را رهایی بخشید.
سناریوی کاهام به همان رویای آزادی جهان دامن میزند و استالون موفق میشود جهانیان را از دست دزدان دریایی سومالی خلاص و در واقع سیاستهای غلط کلینتون در آن منطقه را جبران کند و همراه ۱۲مزدور یک دیکتاتور نظامی کشور فرضی آمریکایلاتین را نابود میکند و از روی عمد این سرزمین بیشباهت به ونزوئلاست.
جالبتر اینجاست که دختر دیکتاتور که رهبر آزادیخواهان آنجاست عاشق استالون میشود و چرخش قابل پیشبینی قصه هم این است که دیکتاتور فرضی دستنشانده یک مامور یاغی شده سازمان سیاست. فروش فیلمهای استالون در آمریکا با چنین محتوایی تنها نشاندهنده عرق ملی شهروندانآمریکایی است که از پیروزیهای واقعی سیاسی و ماجراجویی پرچمدارانشان تغذیه نشدهاند و دلخوش به افسانهسرایی استالون و مزدوران جعلی او هستند.
از طرفی استالون سعی میکند جان وین دوران خودش باشد و همان نقشی را روی پرده سینما برعهده دارد که روزی روزگاری جان وین آن را برعهده داشت و در کنار این تلاش استالون میخواهد با این ساخته اش به نوعی خاطرات «سم پکینپا»، «کورو ساوا»، «هفت سامورایی»، «هفت دلاور» و «۱۲ مرد خبیث» را زنده کند.
گردهم آمدن این چهرههای قدیمی برای انداختن ویرانی و کشتار تنها کام همان شهروندان آمریکایی طالب کشتار و جنگ را شیرین خواهد کرد. برای نسل ما در روزگاری که از زیرنویس و دوبله خبری نبود استالون خیلی قهرمان به نظر میرسید، امروز با توجه اینکه میتوانی در شبکه نمایش خانگی انواع و اقسام فیلمها را تماشا کنی استالون دیگر آنچنان جذاب نیست و فیلمهایش بیحال و سست به نظر میرسد.
غیر از این موارد، کارگردانی فیلم بسیار ادایی است و سازندگان فراموش کردهاند که علاوه بر این بازیگران و ستارگان قدیمی موارد دیگری هم لازم است تا در فیلم گنجانده شود؛ کارگردانی ادایی، یک داستان بیسر و ته و دیالوگهایی که بازیگران با اکراه به زبان میآورند مخاطب را دعوت به جهان جلوههای ویژه و انفجارهایی بیخود خونی دیجيتال میکند. این فیلم حتی نمیتواند علاقهمندان سینمای اکشن را اغنا کند و وحشیانه و غیرمحتمل بودن داستان مخاطب را سردرگم میکند.
تبلیغات متنی
-
رد پیشنهاد ایران، به معنای آغاز جنگی دیگر است؟
-
تیم جدید میلاد عبادیپور مشخص شد
-
بهترین متخصص شقاق در تهران | معرفی ۵ پزشک برتر برای درمان شقاق
-
آتشسوزی گسترده در واحد صنعتی نظرآباد
-
احتمال وقوع طوفانِ گرد و خاک در تهران
-
بریتانیا: ما وارد رویارویی با ایران نخواهیم شد
-
ماجرای یک چوپان که پایگاه اسرائیل بیخ گوش ایران را لو داد
-
یک اظهارنظر تازه درباره وصل شدن اینترنت
-
واکنش ایران به ادعای ریختن نفت استخراجی به دریا
-
انفجار مهیب در اراک؛ یک منزل مسکونی تخریب شد
-
تصویری خاص از شهیدان حاجیزاده و تنگسیری
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
بهترین جراح فیستول در تهران + معرفی ۵ دکتر برتر و باتجربه
-
نظر پرواز همای درباره مقایسهاش با شکیرا!
-
تاریخ کنسرت معین در استانبول مشخص شد
-
رد پیشنهاد ایران، به معنای آغاز جنگی دیگر است؟
-
احتمال وقوع طوفانِ گرد و خاک در تهران
-
ماجرای یک چوپان که پایگاه اسرائیل بیخ گوش ایران را لو داد
-
پیشنهاد عوارض گرفتن از سطح تنگه هرمز به کف دریا رسید
-
غوغای درآمد نفتی عربستان در بحبوحه جنگ ایران
-
خانم بهاره کیانافشار، زیبای خفتهای که کاش بیدار نشود
-
بیسیمچیمدیا: هدف مراد ویسی فقط درآمدزایی است
-
دلایلی که نشان میدهد احتمال جنگ زیاد شده است
-
فارس: مولوی عبدالحمید همکار ترامپ و نتانیاهو شد
-
یک اسلایس پیتزا در فضای مجازی باعث درگیری شد
-
پاسخ به یک شایعه جنجالی درباره جزیره خارک
-
سرقت موتور کولرهای آبی با ترفندی حیرتانگیز!
-
بخشی از املاک علی کریمی توقیف شد
-
عرفان شکورزاده اعدام شد
-
انتقاد صریح از چند شرط عجیب تاج برای فیفا
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
یک اتفاق هولناک دقایقی بعد از ترور رهبر کرهشمالی
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
بنگاه برادر رونالدو در گلشهر کرج افتتاح شد!
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
ادعای هاآرتص: این کشور مانع سرنگونی نظام ایران شد
-
متن پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا درباره پایان جنگ
-
حرکت پهلوانانه رسول خادم همه را به ستایش وا داشت!
-
شغل جدید و عجیبی که این روزها رونق گرفته است
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
تصاویر ترسناکی که حالوهوای روزهای کرونا را زنده کرد
-
ویدئوی خبرساز همشهری از مداحی برای دختران کمحجاب!
-
پیام تازه ترامپ درباره ایران جلبتوجه کرد
-
خانم بازیگر مشهور ازدواج کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل








نظر کاربران
فيلم با حاليه.. مخصوصا تيكه هايي كه به هم ميگن D:
ستاره هایی که دیگر لامپ هم نیستند؟!
بهتر نبود میگفتی ستاره هایی که سالخورده اند
با اشاره به اینکه کارگردان قسمت2 استالونه نیست
خیلی مغرضانه فیلم رو نقد فرمودین. من بیش از 1500 فیلم رو تا حالا دیدم و نقدشون رو هم تقریبا خوندم. ولی این فیلم رو میشه تقریبا یک شاهکار هنری دونست.
با فروشی که این فیلم داشته نشون می ده که فیلم خوبی بوده. هم از نظر فنی و هم از نظر هنری.
ضمنا در موقع نقد باید هم خوبیها رو گفت هم بدیها.ولی ظاهرا این خاصیت کشورهای جهان سومی است که فقط یک سری ایراد جزئی رو بسیار بزرگنمایی می کنند و خوبیها رو هم اصلا به زبان جاری نمی کنند.
شاید فیلم شاهکار هنری نباشه ولی با مقرضانه بودن نقد کاملا موافقم
پاسخ ها
دقیقا کاری به خوب یا بد بودن فیلم ندارم ولی نقد کاملا مغرضانه بود و البته فیلم رو به یه یک مستند سیاسی دروغین تبدیل کرده منتقد . اگه فیلمنامه ضعیفه باید با منطق و دلیل توضیح میدادی اگه بازی ها خوب نیستند همینطور یا فیلم برداری میزانسن تدوین و ... نه اینکه فقط هدفهای پیش فرض رو مطرح کنید
اگه اونجور که می فرمایید فیلم از مدل اکشن های بی سروته دهه 80 هست(نقل به مضمون) نقد شما هم به نقدهای هنری- سینمایی دهه 60(منطبق بر دهه 80 میلادی) است که همگی با یه فرمول مشخص کارشون بمباران فرهنگ و سینمای امریکا بود. شما یه سری شعار رو بعنوان نقد فیلم ارائه کردید. لطفا دقت بفرمایید کسانیکه این متن رو میخونن علاقمندان سینما هستند و خودشون صاحبنظر.
بطور مثال ایا واقعا کسی که حداقل اشنایی با سینما رو داره قبول میکنه جت لی لامپ هم نباشه؟ یا استالونه ارنولد بروس ویلیس ؟ همینطور جیسون استاتم استیو استین چاک نوریس ؟ حتی خود فرانکی !
اخه اینها تمام سرمایه هالیوود در ژانر اکشن هستند.بنا به فرموده شما تریلر های اکشن هالیوودی تعطیل شده!!!!
نقد فیلم بود یا دشنام دادن به فرهنگ آمریکا؟بهرحال خود فیلم خیلی از نقدش قویتر بود
یه کلمه دوست عزیز مینوشتید از امریکا بدم میاد حالا میخواد خوب یا بد چرا فیلم و ستارگانش رو بی ارزش میکنی
پاسخ ها
مرگ بر امريكا:D
دشمن امريكاس
يكي از بهترين فيلماست خيلي قشنگ درست كردنند و انشالاه كه سه شم بياد
اصلا این نقد چرت و پرت رو قبول ندارم و این نقد ها وحرفها به درد خودتون میخورد این فیلم یکی از بهترین فیلمهای اکشنی هست که تا به حال ساخته شده و امیدوارم این فیلم ادامه داشته باشه ما که حتی یک هزارم این فیلم ها رو نمی تونیم بسازیم پس بهتره خودمون رو در این حد ندونیم که بخوایم در مورد این فیلم نظر بدیم
عزیز نقد نکنی سنگین تری.
کسیکه حرف از نقد و بررسی یک فیلم یا یک مجموعه میزنه باید بدور از هرقومیت یا نژادی به این کار بپردازه و قبل از هرچیز یک قالب ومرجع برای خودش پیداکنه که ببینه آیا درمقام یک منتقد هست و دراین زمینه چقدر در اون قاب جایگری مناسب داشته و هروقت از پس این مهم برآمد به چنین کاری بپردازه .
احسان میکنم این متن رو یه بچه دبستانی نوشته