بعد از کودتا اخوان می چسبید
جلال سرفراز از روزنامه نگاران قدیمی ایران است. قبل از انقلاب در تحریریه روزنامه کیهان از روزنامه نگاران فعال بود و در برگزاری شب های شعر گوته در سال ۵۶ نقش مهم و فعالی داشت.
هفته نامه چلچراغ: جلال سرفراز از روزنامه نگاران قدیمی ایران است. قبل از انقلاب در تحریریه روزنامه کیهان از روزنامه نگاران فعال بود و در برگزاری شب های شعر گوته در سال ۵۶ نقش مهم و فعالی داشت. او حالا سال هاست که در برلین زندگی می کند. آن جا هم در یکی از روزنامه های آلمانی زبان ستون می نویسد. اما هنوز هم شاعر است و شعر را دوست دارد. هنوز هم شعر می گوید و هنوز هم به ادبیات عشق می ورزد.
با مهدی اخوان ثالث وقتی آشنا شده بود که به گفته خودش به خانه اش رفته بود تا او را برای شب های شعر گوته دعوت کند؛ شبی خاطره انگیز که در تاریخ روشن فکری ایران بی همانند شد و در تاریخ شعر معاصر ایران برگ مهمی را به خود اختصاص داد. اخوان در آن شب ها شعر خواند. اهمیت اخوان به شعرهای درخشان و شگفت انگیزی است که در ماه های بعد از کودتای ۲۸ مرداد سرود؛ شعر «زمستان».
زمستان اخوان ثالث در آن سال ها و البته در همه سال های بعد از کودتا سخت به دل ها نشست و تا همین حال به حفاظه میلیون ها فارسی زبان رخنه کرد. هوشنگ ابتهاج در خاطرات خود تعریف می کند که بسیاری از روشن فکران چپ از این که اخوان چنین شعر مایوس و ناامیدانه ای گفته با او چپ افتادند و از او دل خور شدند. اخوان امید بسیاری از کسانی را که دل به تغییر بسته بودند ناامید کرده بود. جلال سرفراز که خود در سال های کودتا نوجوان بوده می گوید زمستان اخوان و شعرهای دیگرش بعد از شکست ها و بعد از کودتا بسیار تاثیرگذار و دل نشین بود.

بیش از ۶۰ سال از انتشار شعرهای معروف مهدی اخوان ثالث گذشته است. بار اول که شعرهای مثل «زمستان» را خواندید، داوری تان درباره آن ها چه بود؟
زمستان اخوان و «کتیبه» و «قصه شهر سنگستان» و «ناگه غروب کدامین ستاره» و «قاصدک» و غیره برای نسل ما و پیش از ما حادثه هایی بود شگرف. نه فقط به خاطر محتوای آن ها، که به نحوس پاسخ گوی موقعیت اجتماعی سیاسی وقت بود، بل هم چنین به دلیل ظرافت های زبانی، و نگاه تصویری شگرف اخوان.
یاس پنهان در این شعرها اگرچه منطقی نبود- و نیست، از دید حسی بسیار دل نشین و تاثیرگذار بود- و هست. آن هم برای کسانی که مزه شکست بعد از کودتای ۲۸ مرداد و ماجراهای آن دوران و پس از آن دوران را چشیده اند و می چشند. با این شعرها زندگی کردیم، و من هنوز هم در لحظه های تلخ تنهایی آن ها را زیر لب زمزمه می کنم.
الان بعد از گذشته چند دهه ازانتشار آن ها نظرتان درباره شعرهای اخوان چیست؟
در این چند دهه شعر ما از دید ارزش های زیبایی شناسانه، و تجربه ها و دیدگاه های متفاوت، دچار دگرگونی های بسیاری شده است. اخوان تقریبا در زمره کلاسیک های این دوران به شمار می رود، چنان که مشیری و نادرپور و فروغ و کسرایی، و حتی شاملو. شعر او بیشتر از همین دید باید ورانداز شود.
شعر اخوان، از دید من، رویدادی متفاوت در زبان بود. حتی نیاز به امضا نداشت. همین که شنیده یا خوانده می شد، می دانستیم که کاری است از اخوان، واین امتیاز بزرگی است برای یک شاعر. از میان شاعران پس از نیما کسانی چون شاملو و سپهری و اخوان و کسرایی و نادرپور دارای لحن ویژه ای هستند، که برای اهل شعر قابل شناسایی است.
شعری مانند «زمستان» در دهه ۳۰ وقتی منتشر شد، چه و اکنش هایی بین روشن فکران و توده ای ها ایجاد کرد؟
در دهه ۳۰ من نوجوانی بیش نبودم. طبیعی است که نمی توانستم آن چنان که باید در جریان واکنش های توده ای ها و روشن فکرها باشم. با این حال جسته و گریخته می شندیم که پاره ای از جنبش روشن فکری ایران شکست را بر نمی تابد، و شعر اخوان از دید آن ها شعر شکست بود.
در این جا بد نیست نکته ای را یادآور شوم، که خوانندگان و علاقه مندان واقعی شعر در آن دوران چندان هم دربند جهت گیری های سیاسی اجتماعی شاعران نبودند، اما با توجه به تاثیرگذاری اجتماعی شعر در آن زمان، کم نبودند روشن فکرانی که کاربرد از شعر برایشان مهم بود. درست مثل شعاری که به دیوار نوشته شود، نه بیشتر.

وقتی شعر و نوشته های اخوان را می خوانیم، یک دوگانگی در آن ها می بینیم. او هم به سرگذشت وطنش دل بستگی داشت و هم نسبت به آن نفرت و نوعی گریز داشت. این دوگانگی را چطور می شود توجیه یا درک کرد؟
دوگانگی مورد اشاره شما بیشتر به دیدگاه های اخوان در واکنش به رویدادهای سیاسی اجتماعی ایران، چه در زمان حال، و چه از دید تاریخی بر می گردد. به گمان من اخوان دیدی منزه طلب داشت. مطلق اندیش بود و بدبین. ایده شعرهایش را از واقعیت های ملموس جامعه می گرفت، اما با روزمرگی میانه نداشت. او نیز کم و بیش مثل هدایت، بیشتر شیفته عظمت ایران باستان و فلسفه و بینش آن روزگار بود، و با رویدادهای پس از آن دوران کنار نمی آمد. بی دلیل نبود که خود را «چهارمین برادر سوشیانس» می نامید.
او برای نوآوری در شعر و ابدیات یک مرز قائل بود که بخشی از آن ها احترام به سنت ها و میراث گذشته بود. به نظرتان برای نوآوری در ادبیات می شود مرز قائل بود؟
برای نوآوری در هنر نمی توان مرزی قائل شد. اما «بی مرزی» هم حدودی دارد، که به ظرفیت های ذهنی و زبانی شاعر مربوط می شود... باید نگاهی به دهه ۳۰ انداخت و متوجه شد که اخوان ناگزیر میان سنت و نوگرایی، میان نیما و طرفداران متعصب شعر کلاسیک ایران، در جست و جوی راهی ست که بتواند توازنی برقرار کند. کافی است به کتاب «سنت ها و بدایع نیما یوشیج» و موخره «از این اوستا» نگاهی بیندازیم و ببینیم که او در چه موقعیتی است، و چه نقشی را به عهده گرفته است. من بر آنم که در آن زمان هر شاعر اسم و رسم داری وظیفه ناگفته و نانوشته ای را برای خود درنظر می گرفت. کار اخوان هم از دید من برقراری پیوند میان شعر کلاسیک و شعر نیمایی بود. مثل نیما نوآور نبود، اما در تلفیق نو و کهن مهارت بسزایی داشت.
برخورد اخوان با سنت را شاید بشود در شعر میراثش دید. او نمی خواهد پوستین کهنه سنت را دور بیندازد. می خواهد آن را نو کند. شما خودتان شاعر هستید. به نظرتان این کار شدنی است؟
به هر حال هر شاعری حرف زمان خودش را می زند. اخوان هم از این قانونمندی نمی توانست جدا باشد. در جامعه ای پر از تناقض، که در حرف نامی از مدرن و مدرنیسم شنیده می شود، اما درک درستی از آن وجود ندارد، بیش از این چه انتظاری می توان داشت؟
در سال های دهه ۳۰ و ۴۰ خواه ناخواه این «پوستین» روی دوش بسیاری از هنرمندان سنگینی می کرد، مثلا به شعر «پریا» شاملو نگاه کنید. یا به «آرش کمانگیر» کسرایی و غیره. شاید بتوان گفت که فروغ یک استثنا بود. اما امروزه، به تصور من، با وجود موانع بسیار، سنگینی آن پوستین کمتر شده. وانگهی، همین که اخوان صحبت آن پوستین را به میان می کشد، از دید یک شاعر بافرهنگ پدیده گسست را بر نمی تابد، و این خود جای تامل است.

شما اخوان را روشن فکر می دانید؟
برای واژه «روشن فکر» تعریف های گوناگونی شده و می شود. اما به هر حال اخوان را نمی توان از جامعه روشن فکری ایران جدا دانست. اگر درست به شعرها او نگاه کنیم، می بینیم که دغدغه های او عموما دغدغه هایی اجتماعی سیاسی است، که در جامه شعر خودنمایی می کند. با این حال او روشن فکری آینده نگر نیست، که با مسائل جامعه برخورد مستقیم داشته باشد، به تحلیل بحران ها بپردازد، و به سهم خود در جست و جوی راه برون رفتی از وضعیت موجود باشد. علاوه بر این، مگر روشن فکران ایران در آن زمان چه گلی به سر جماعت زدند، که اخوان نزد؟
بعضی از معروف ترین شعرهای او را می توان تفسیر سیاسی کرد. یعنی از این مسئله صحبت می کند که قدرت چگونه زندگی انسان را متلاطم می کند و امیدهای او را می گیرد. اما از او کمتر به عنوان یک شاعر سیاسی یاد می شود. به نظرتان دلایلش چه می تواند باشد؟
این بسته به ذهنیت خواننده شعر است، که چه شعری را سیاسی یا غیرسیاسی بداند. همان طور که اشاره کردم، دغدغه های اخوان در اغلب شعرهای مشهورش، دغدغه های اجتماعی و سیاسی بود. اما گرایش و جایگاه مشخصی نداشت، یعنی در خدمت جریان خاصی نبود. اخوان انسان مستقلی بود که به قول شما قدرت را به چالش می کشید، یا در حسرت آزادی و عدالت سخن می گفتم. بگذریم که در مرحله ای از زندگی به جریان معینی گرایش نشان داده، و پس از کودتای ۲۸ مرداد گذارش به زندان هم افتاده بود. یا در شعری که به پیرمحمد احمدآبادی (و درواقع دکتر محمد مصدق) تقدیم کرده بود، نشان می داد که از او هواداری می کرده است.
یاس و ناامیدی گزنده ای در شعر زمستان اخوان هست و او غالبا یک شاعر تلخ کام بود. تداوم این احساس در زندگی او به نظر شما از چه جاهایی نشئت می گرفت؟
در این زمینه پاسخ درستی ندارم، جز این که او را همان گونه که بود، بپذیرم، اما می توان گفت که او در زمره آدم های بدبینی بود که به خصوص از جامعه روشن فکری روزگار خودش دل کنده بود. کافی است از دید مفهومی به شعر «مرد و مرکب» او نگاه کنیم و ببینیم که چگونه، با نگاهی سمبلیک، با تمسخر در چهره روشن فکری عصر خود نگاه می کند، که گویا پیش از آن از او انتظارهای دیگری داشته است.

او با آن که آدم غمناکی به نظر می رسد، ولی حشر و نشرهای نسبتا گسترده ای داشت. احساس و روحیات او ظاهرا در بیرون متفاوت بود از آن چه در شعر بازتاب پیدا می کرد.
شعر اخوان به قول خودش محصول تنهایی او بود، هنگامی که احساس «نبوت» می کرد. خود او د رجایی نقل می کند در آن هنگام آن چنان غرق آفرینش می شد که سر از پا نمی شناخت، و فراموش می کرد که مثلا در غیاب همسرش به آبگوشتی که او بار گذاشته بود سر بزند. غم و او شاعرانه او نیز در این چهارچوب قابل درک است. اما همیشه که نمی توانست در آن حال باشد. هر شاعری و هنرمندی در مواردی می تواند یک انسان عادی باشد، اخوان نیز از این قانونمندی جدا نبود، و نمی توانست خود را بی نیاز از دیگران بداند.
شما با اخوان چطور آشنا شدید؟
در جریان برگزرای ۱۰ شب شعر در سال ۵۶، به سراغش رفتم و از او برای شرکت در آن شب ها دعوت کردم. پس از آن نیز چند باری به دیدنش رفتم.
وقتی به آلمان آمد، شما آن جا بودید؟ واکشن ایرانی های آلمان نسبت به او چه بود؟
در برلین شاهد شعرخوانی اش بودم. بیش از هزار نفر از شهرهای مختلف آلمان و از کشورهای اطراف خودشان را به برلین رسانده بودند، تا در مراسم شعرخوانی اخوان شرکت کنند. او شعرهایی را می خواند که قبلا آقای کورت شافر، رییس «خانه فرهنگ های جهان» در برلین، که روزگاری در ایران بود و زبان فراسی می داسنت، آن ها را به آلمانی برگردانده بود. یکی از آن ها شعر عاشقانه کودتاهی از اخوان با عنوان «لحظه دیدار». در پایان این شعر جمله معروفی آمده است: «لحظه دیدار نزدیک است» هنگامی که این جمله را ادا کرد، سالن به حد انفجار رسید. گویی که اخوان حرف دل همه را زده بود.
با مهدی اخوان ثالث وقتی آشنا شده بود که به گفته خودش به خانه اش رفته بود تا او را برای شب های شعر گوته دعوت کند؛ شبی خاطره انگیز که در تاریخ روشن فکری ایران بی همانند شد و در تاریخ شعر معاصر ایران برگ مهمی را به خود اختصاص داد. اخوان در آن شب ها شعر خواند. اهمیت اخوان به شعرهای درخشان و شگفت انگیزی است که در ماه های بعد از کودتای ۲۸ مرداد سرود؛ شعر «زمستان».
زمستان اخوان ثالث در آن سال ها و البته در همه سال های بعد از کودتا سخت به دل ها نشست و تا همین حال به حفاظه میلیون ها فارسی زبان رخنه کرد. هوشنگ ابتهاج در خاطرات خود تعریف می کند که بسیاری از روشن فکران چپ از این که اخوان چنین شعر مایوس و ناامیدانه ای گفته با او چپ افتادند و از او دل خور شدند. اخوان امید بسیاری از کسانی را که دل به تغییر بسته بودند ناامید کرده بود. جلال سرفراز که خود در سال های کودتا نوجوان بوده می گوید زمستان اخوان و شعرهای دیگرش بعد از شکست ها و بعد از کودتا بسیار تاثیرگذار و دل نشین بود.

بیش از ۶۰ سال از انتشار شعرهای معروف مهدی اخوان ثالث گذشته است. بار اول که شعرهای مثل «زمستان» را خواندید، داوری تان درباره آن ها چه بود؟
زمستان اخوان و «کتیبه» و «قصه شهر سنگستان» و «ناگه غروب کدامین ستاره» و «قاصدک» و غیره برای نسل ما و پیش از ما حادثه هایی بود شگرف. نه فقط به خاطر محتوای آن ها، که به نحوس پاسخ گوی موقعیت اجتماعی سیاسی وقت بود، بل هم چنین به دلیل ظرافت های زبانی، و نگاه تصویری شگرف اخوان.
یاس پنهان در این شعرها اگرچه منطقی نبود- و نیست، از دید حسی بسیار دل نشین و تاثیرگذار بود- و هست. آن هم برای کسانی که مزه شکست بعد از کودتای ۲۸ مرداد و ماجراهای آن دوران و پس از آن دوران را چشیده اند و می چشند. با این شعرها زندگی کردیم، و من هنوز هم در لحظه های تلخ تنهایی آن ها را زیر لب زمزمه می کنم.
الان بعد از گذشته چند دهه ازانتشار آن ها نظرتان درباره شعرهای اخوان چیست؟
در این چند دهه شعر ما از دید ارزش های زیبایی شناسانه، و تجربه ها و دیدگاه های متفاوت، دچار دگرگونی های بسیاری شده است. اخوان تقریبا در زمره کلاسیک های این دوران به شمار می رود، چنان که مشیری و نادرپور و فروغ و کسرایی، و حتی شاملو. شعر او بیشتر از همین دید باید ورانداز شود.
شعر اخوان، از دید من، رویدادی متفاوت در زبان بود. حتی نیاز به امضا نداشت. همین که شنیده یا خوانده می شد، می دانستیم که کاری است از اخوان، واین امتیاز بزرگی است برای یک شاعر. از میان شاعران پس از نیما کسانی چون شاملو و سپهری و اخوان و کسرایی و نادرپور دارای لحن ویژه ای هستند، که برای اهل شعر قابل شناسایی است.
شعری مانند «زمستان» در دهه ۳۰ وقتی منتشر شد، چه و اکنش هایی بین روشن فکران و توده ای ها ایجاد کرد؟
در دهه ۳۰ من نوجوانی بیش نبودم. طبیعی است که نمی توانستم آن چنان که باید در جریان واکنش های توده ای ها و روشن فکرها باشم. با این حال جسته و گریخته می شندیم که پاره ای از جنبش روشن فکری ایران شکست را بر نمی تابد، و شعر اخوان از دید آن ها شعر شکست بود.
در این جا بد نیست نکته ای را یادآور شوم، که خوانندگان و علاقه مندان واقعی شعر در آن دوران چندان هم دربند جهت گیری های سیاسی اجتماعی شاعران نبودند، اما با توجه به تاثیرگذاری اجتماعی شعر در آن زمان، کم نبودند روشن فکرانی که کاربرد از شعر برایشان مهم بود. درست مثل شعاری که به دیوار نوشته شود، نه بیشتر.

وقتی شعر و نوشته های اخوان را می خوانیم، یک دوگانگی در آن ها می بینیم. او هم به سرگذشت وطنش دل بستگی داشت و هم نسبت به آن نفرت و نوعی گریز داشت. این دوگانگی را چطور می شود توجیه یا درک کرد؟
دوگانگی مورد اشاره شما بیشتر به دیدگاه های اخوان در واکنش به رویدادهای سیاسی اجتماعی ایران، چه در زمان حال، و چه از دید تاریخی بر می گردد. به گمان من اخوان دیدی منزه طلب داشت. مطلق اندیش بود و بدبین. ایده شعرهایش را از واقعیت های ملموس جامعه می گرفت، اما با روزمرگی میانه نداشت. او نیز کم و بیش مثل هدایت، بیشتر شیفته عظمت ایران باستان و فلسفه و بینش آن روزگار بود، و با رویدادهای پس از آن دوران کنار نمی آمد. بی دلیل نبود که خود را «چهارمین برادر سوشیانس» می نامید.
او برای نوآوری در شعر و ابدیات یک مرز قائل بود که بخشی از آن ها احترام به سنت ها و میراث گذشته بود. به نظرتان برای نوآوری در ادبیات می شود مرز قائل بود؟
برای نوآوری در هنر نمی توان مرزی قائل شد. اما «بی مرزی» هم حدودی دارد، که به ظرفیت های ذهنی و زبانی شاعر مربوط می شود... باید نگاهی به دهه ۳۰ انداخت و متوجه شد که اخوان ناگزیر میان سنت و نوگرایی، میان نیما و طرفداران متعصب شعر کلاسیک ایران، در جست و جوی راهی ست که بتواند توازنی برقرار کند. کافی است به کتاب «سنت ها و بدایع نیما یوشیج» و موخره «از این اوستا» نگاهی بیندازیم و ببینیم که او در چه موقعیتی است، و چه نقشی را به عهده گرفته است. من بر آنم که در آن زمان هر شاعر اسم و رسم داری وظیفه ناگفته و نانوشته ای را برای خود درنظر می گرفت. کار اخوان هم از دید من برقراری پیوند میان شعر کلاسیک و شعر نیمایی بود. مثل نیما نوآور نبود، اما در تلفیق نو و کهن مهارت بسزایی داشت.
برخورد اخوان با سنت را شاید بشود در شعر میراثش دید. او نمی خواهد پوستین کهنه سنت را دور بیندازد. می خواهد آن را نو کند. شما خودتان شاعر هستید. به نظرتان این کار شدنی است؟
به هر حال هر شاعری حرف زمان خودش را می زند. اخوان هم از این قانونمندی نمی توانست جدا باشد. در جامعه ای پر از تناقض، که در حرف نامی از مدرن و مدرنیسم شنیده می شود، اما درک درستی از آن وجود ندارد، بیش از این چه انتظاری می توان داشت؟
در سال های دهه ۳۰ و ۴۰ خواه ناخواه این «پوستین» روی دوش بسیاری از هنرمندان سنگینی می کرد، مثلا به شعر «پریا» شاملو نگاه کنید. یا به «آرش کمانگیر» کسرایی و غیره. شاید بتوان گفت که فروغ یک استثنا بود. اما امروزه، به تصور من، با وجود موانع بسیار، سنگینی آن پوستین کمتر شده. وانگهی، همین که اخوان صحبت آن پوستین را به میان می کشد، از دید یک شاعر بافرهنگ پدیده گسست را بر نمی تابد، و این خود جای تامل است.

شما اخوان را روشن فکر می دانید؟
برای واژه «روشن فکر» تعریف های گوناگونی شده و می شود. اما به هر حال اخوان را نمی توان از جامعه روشن فکری ایران جدا دانست. اگر درست به شعرها او نگاه کنیم، می بینیم که دغدغه های او عموما دغدغه هایی اجتماعی سیاسی است، که در جامه شعر خودنمایی می کند. با این حال او روشن فکری آینده نگر نیست، که با مسائل جامعه برخورد مستقیم داشته باشد، به تحلیل بحران ها بپردازد، و به سهم خود در جست و جوی راه برون رفتی از وضعیت موجود باشد. علاوه بر این، مگر روشن فکران ایران در آن زمان چه گلی به سر جماعت زدند، که اخوان نزد؟
بعضی از معروف ترین شعرهای او را می توان تفسیر سیاسی کرد. یعنی از این مسئله صحبت می کند که قدرت چگونه زندگی انسان را متلاطم می کند و امیدهای او را می گیرد. اما از او کمتر به عنوان یک شاعر سیاسی یاد می شود. به نظرتان دلایلش چه می تواند باشد؟
این بسته به ذهنیت خواننده شعر است، که چه شعری را سیاسی یا غیرسیاسی بداند. همان طور که اشاره کردم، دغدغه های اخوان در اغلب شعرهای مشهورش، دغدغه های اجتماعی و سیاسی بود. اما گرایش و جایگاه مشخصی نداشت، یعنی در خدمت جریان خاصی نبود. اخوان انسان مستقلی بود که به قول شما قدرت را به چالش می کشید، یا در حسرت آزادی و عدالت سخن می گفتم. بگذریم که در مرحله ای از زندگی به جریان معینی گرایش نشان داده، و پس از کودتای ۲۸ مرداد گذارش به زندان هم افتاده بود. یا در شعری که به پیرمحمد احمدآبادی (و درواقع دکتر محمد مصدق) تقدیم کرده بود، نشان می داد که از او هواداری می کرده است.
یاس و ناامیدی گزنده ای در شعر زمستان اخوان هست و او غالبا یک شاعر تلخ کام بود. تداوم این احساس در زندگی او به نظر شما از چه جاهایی نشئت می گرفت؟
در این زمینه پاسخ درستی ندارم، جز این که او را همان گونه که بود، بپذیرم، اما می توان گفت که او در زمره آدم های بدبینی بود که به خصوص از جامعه روشن فکری روزگار خودش دل کنده بود. کافی است از دید مفهومی به شعر «مرد و مرکب» او نگاه کنیم و ببینیم که چگونه، با نگاهی سمبلیک، با تمسخر در چهره روشن فکری عصر خود نگاه می کند، که گویا پیش از آن از او انتظارهای دیگری داشته است.

او با آن که آدم غمناکی به نظر می رسد، ولی حشر و نشرهای نسبتا گسترده ای داشت. احساس و روحیات او ظاهرا در بیرون متفاوت بود از آن چه در شعر بازتاب پیدا می کرد.
شعر اخوان به قول خودش محصول تنهایی او بود، هنگامی که احساس «نبوت» می کرد. خود او د رجایی نقل می کند در آن هنگام آن چنان غرق آفرینش می شد که سر از پا نمی شناخت، و فراموش می کرد که مثلا در غیاب همسرش به آبگوشتی که او بار گذاشته بود سر بزند. غم و او شاعرانه او نیز در این چهارچوب قابل درک است. اما همیشه که نمی توانست در آن حال باشد. هر شاعری و هنرمندی در مواردی می تواند یک انسان عادی باشد، اخوان نیز از این قانونمندی جدا نبود، و نمی توانست خود را بی نیاز از دیگران بداند.
شما با اخوان چطور آشنا شدید؟
در جریان برگزرای ۱۰ شب شعر در سال ۵۶، به سراغش رفتم و از او برای شرکت در آن شب ها دعوت کردم. پس از آن نیز چند باری به دیدنش رفتم.
وقتی به آلمان آمد، شما آن جا بودید؟ واکشن ایرانی های آلمان نسبت به او چه بود؟
در برلین شاهد شعرخوانی اش بودم. بیش از هزار نفر از شهرهای مختلف آلمان و از کشورهای اطراف خودشان را به برلین رسانده بودند، تا در مراسم شعرخوانی اخوان شرکت کنند. او شعرهایی را می خواند که قبلا آقای کورت شافر، رییس «خانه فرهنگ های جهان» در برلین، که روزگاری در ایران بود و زبان فراسی می داسنت، آن ها را به آلمانی برگردانده بود. یکی از آن ها شعر عاشقانه کودتاهی از اخوان با عنوان «لحظه دیدار». در پایان این شعر جمله معروفی آمده است: «لحظه دیدار نزدیک است» هنگامی که این جمله را ادا کرد، سالن به حد انفجار رسید. گویی که اخوان حرف دل همه را زده بود.
تبلیغات متنی
-
عناوین روزنامههای امروز
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
ترامپ توقف موقت «پروژه آزادی» را اعلام کرد
-
ترکیه از موشک بالستیک قارهپیما رونمایی کرد
-
تصمیم قطعی اینترنت را شعام گرفت یا دولت؟
-
فاجعه بزرگ برای فرهاد مجیدی در امارات
-
فال روزانه چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | فال امروز| Daily Omen
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
تغییر چهره باورنکردنی زلاتان جلبتوجه کرد
-
دقایقی پیش، زلزله ۵ ریشتری این استان را لرزاند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
تصاویر جدید از محل فرود هواپیمای آمریکا در دشت مهیار
-
آرسنال یک صعود تاریخی را در امارات جشن گرفت
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
ترامپ توقف موقت «پروژه آزادی» را اعلام کرد
-
روبیو از پایان عملیات خشم حماسی در ایران گفت
-
دقایقی پیش، زلزله ۵ ریشتری این استان را لرزاند
-
شمار جانباختگان حادثه غرب تهران اعلام شد
-
آرسنال یک صعود تاریخی را در امارات جشن گرفت
-
ادعای اسرائیل درباره ۴ چهره تصمیمگیرنده در ایران
-
ویدئو عجیب فارس از دیدار مستقیم قالیباف و ترامپ
-
جزئیات تازه منتشر شده از محل شهادت لاریجانی
-
نطق تازه صدراعظم آلمان درباره ایران جلبتوجه کرد
-
بندهای قطعنامه آمریکا و ۵ کشور عربی علیه ایران منتشر شد
-
تحرکات تازه برای پایان آتشبس آمریکا با ایران
-
پیام قرارگاه خاتم درباره حمله احتمالی امارات به ایران
-
۲ عاملی که ممکن است پشت حملات به امارات باشد
-
واکنش رسمی به شایعات اختلاف پزشکیان و سپاه
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
جمله خبرساز ترامپ درباره زمان پایان جنگ با ایران
-
اولین واکنش ایران به احتمال حمله در ساعات آینده
-
تصاویری از درگیری امروز ایران با ناوشکن آمریکا
-
دو شغلی که این روزها پرطرفدار شده است
-
نطق تازه و شبانه ترامپ درباره ایران خبرساز شد
-
واکنش شبکه خبر درباره حمله به تاسیسات پتروشیمی امارات
-
سه زن بالای ۵۰ سال سینمای ایران که این روزها بیننده دارند
-
بعد از امارات، عمان نیز هدف حمله قرار گرفت
-
زمان رفع محدودیت اینترنت اعلام شد
-
آمریکا آغاز عملیات در تنگه هرمز را اعلام کرد
-
پاسخ ترامپ به ادعای نقض آتشبس توسط ایران
-
اقدام تازه و هماهنگ آمریکا و کشورهای عربی علیه ایران
-
ماجرای قتلی که در ساعات اخیر خبرساز شد
-
ویدیوی منتشره فارس از سه اعدامی امروز در مشهد
-
تصاویری از انفجار در امارات پس از اصابت پرتابه
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
ارسال نظر