خوب، بد، اما نه جلف!
حکایت کمدی های جشنواره جالب توجه است. فیلم هایی که معمولا هر سال در صدر انتخاب های مردمی قرار دارند و خیلی مورد توجه داوران نیستند و به قولی جدی گرفته نمی شوند.
برترین ها - ایمان عبدلی: حکایت کمدی های جشنواره جالب توجه است. فیلم هایی که معمولا هر سال در صدر انتخاب های مردمی قرار دارند و خیلی مورد توجه داوران نیستند و به قولی جدی گرفته نمی شوند. نیاز مردم به خنده و شادی و تصویر ذهنی که از سینما به عنوان یک فضای بیشتر تفریحی و نه فضای فرهنگی و فکر ساز بر آن هاغالب است، کمدی ها را محبوب می کند و از طرفی هم تجربه شکست های پیاپی در ساخت کمدی های خوش ساخت و با کیفیت هیئت داوران را در توجه دادن به این فرم از فیلمسازی مردد می کند.
با این اوصاف «خوب بد جلف» چون کمدی است و اصلا چون امتداد یک زوج تلویزیونی ابله و خوشمزه است، نمی تواند خیلی توجه منتقدین را جلب کند. فیلم به واسطه زوج درخشانی و جمشیدی تصویر سریال تلویزیونی «پژمان» را جلوی چشم می آورد و چه خوب که قاسمخانی در این مورد به وادی انکارنیفتاد و پذیرفت که می تواند از یک زوج تلویزیونی فیلمی قابل قبول بسازد.
قاسمخانی در نویسندگی و فیلمنامه چهره قابل توجه ای است؛ او «سن پترزبورگ» و «مارمولک» و «طبقه حساس» و... را نوشته، همین سه کار برای ماندگاری اش کافیست. اما خب تجربه کارگردانی چیز دیگریست. «خوب بد جلف» شاید یک اتود برای قاسمخانی باشد، اتودی که در دو نیمه کاملا متفاوت پرداخت شده؛ نیمه ی اول سرگردان میان چند روایت؛ قصه ی دو بازیگر نه چندان حرفه ای که به دنبال یک موقعیت هنری مطلوب هستند و یا قصه ی پلیس بخت برگشته ای که حیثیت کاری اش در معرض از دست رفتن است و یا اهالی دفتر فیلمسازی که به شدت وابسته به اسپانسر هستند و حیات مستقل ندارند.
فیلم در این دقایق نمی داند و یا نمی تواند به آدم های مرکزی اش نزدیک شود و زمانی که برای معرفی شخصیت هایش صرف می کند، طولانی است. نیم ساعت گذشته و ما هنوز گذشته ی پلیس را مشاهده می کنیم. در واقع دوره ی معرفی شخصیت ها طولانی شده.
یک نمونه آشکار اولین سکانس ورود به کافه ی یوزپلنگ، با چند نمای طولانی سپری می شود. نماهایی که نیاز به تقطیع داشته، اما دچار سکون شده. این سکون با تاکید بر تنهایی عاقل مآبانه سرگرد غلو آمیز و تصنعی به نظر می آید. مکث روی کاراکتر مظفری و رویگری و همنشینی تقابلی تلویزیون و سینما از درخشانی و جمشیدی به آن دو، از جمله زوائد همین سکانس است.
به عبارت بهتر احتمالا دکوپاژ (حداقل در بخش اندازه ی نماها) در نیمه ابتدایی اشکالاتی دارد که شاید بیشتر به کم تجربگی احتمالی پیمان قاسمخانی بر می گردد، کما این که در همین دقایق پر انتقاد از لحاظ اجرا با موقعیت های خلاقانه ی کمدی مواجهیم. مثل سکانس مطب زیبایی و تیپ اغراق شده آزاده صمدی که اگزجره ای انتقادی نسبت به روابط سهل الوصول و منفعت طلبانه رایج در اجتماع است و تضاد ماهیت این خصلت با شغلی که زیبایی می آفریند در فیلم نشسته، او را برای زیبایی فرا می خوانند اما زشتی رفتارش بیشتر به چشم می آید.
فیلم کمی سرگردان است و مشخص نمی کند داستان اصلی اش کدام است و قرار است کدام خرده داستان ها با اهمیت تر باشد. روایت تمرکز ندارد و بیشتر شبیه چند خرده روایت نامتوازن است. کمدی البته خیلی وابسته به دیالوگ نیست تا این که به فصل ورود به خانه تیمی می رسیم. داستان انگار تازه شروع می شود و جهت اصلی اش را مشخص می کند.
با ورود سرگرد به خانه ی حسام (امیر مهدی ژوله که بازی اش در دیالوگ بر شوخی های شبکه های اجتماعی استوار است و در زبان بدن شکل استندآپ هایش را دارد، گویی قاسمخانی خیلی بازیگرانش را در کنترل نداشته، خواسته یا ناخواسته) که یک توزیع کننده مواد مخدر است جنس کمدی به اسلب استیک نزدیک می شود. صحنه های پر از زد و خورد و خشن که کمیک است و احتمالا فانتزی مورد نظر سازندگان با این جنس جورتر است. سرگرد با اراذل و اوباش در حال نبرد است، صدای علی زند وکیلی پخش می شود (میون لشگری از خوبان) تضاد دلنشین ترانه با تصویر تمهید دلنشینی است.
هیجان رهایی آن ها از چنگال قاچاقچیان و جاعلان اسکناس پس زمینه موقعیت های کمیک می شود، پس هم کشش داستانی وجود دارد و هم سطح رویی کمیک درآمده. دراین لحظات با چند ارجاع چفت و بست دارسینمایی هم مواجهیم؛ شمشیری که دست سام درخشانی است یادآور «بیل را بکش» تارانتینو است (دوربین چند سکانس قبل تر لحظاتی روی تصویر تارانتینو مکث می کند) یک ارجاع دیگر تا جایی که در خاطرم مانده سکانس نجات توسط جمشیدی است.
لحظه ای که پرش دارد و بی شباهت به «ماتریکس» نیست. نگاه هجو آمیز به سینما و به خیلی از مسائل جاری جامعه در چنین پلان هایی بیشتر به چشم می آید. به هر حال فیلمنامه در مضمون هم تقابل سینمایی ها و تلویزیونی ها و یا حتی قرمز و آبی را دست آویز قرار می دهد و در سکانس درخشان گروگان گیری که «پالپ فیکشن» را به یاد می آورد. همین قرمز و آبی دست مایه یک خنده ی درست و حسابی می شود. (گویی نگاه قاسمخانی هم متاثر از طنز ظریف تارانتینویی است که چند باری هم ارجاع می دهد)
فیلم البته سکانس های درخشان دیگری هم دارد. مثل فصل فرار و اجرای پانتومیم که خنده ی شریفی از تماشاچی می گیرد که البته این «شرافت خنده» در تمام داستان چشمگیر است. شاید باور این که می شود بدون شوخی های جنسی خنده از تماشاچی گرفت، دشوار باشد، اما در یک کمدی استاندارد نظیر «خوب بد جلف» این اتفاق افتاده.
هر چقدر هم که ضعف های کارگردانی قاسمخانی در برخی لحظات به چشم می آید، اما روح کلی اثر در تطابق کامل با یک فانتزی هجو آمیز است و نکته آخر در مورد پایان بندی فیلم که می توانست لحن را دوپاره کند. پایانی که هوشمندانه نوشته و اجرا شده، یک مرگ فانتزی برای فیلمی که شاید خوب و بد هایی دارد، اما قطعا جلف نیست.
تبلیغات متنی
-
طرح جدید یک رسانه برای درآمدزایی از تنگه هرمز
-
حکم دیه برای متهمان قتل در کمپ ترک اعتیاد
-
استارلینک هم احراز هویت را اجباری کرد!
-
مرگ یک عابر پس از برخورد هواپیما در فرودگاه
-
برنامه کامل بازیهای ایران در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷
-
چهره غمزده بازیگر زن تلویزیون در عکس جدیدش
-
دیدار محرمانه مقامات آمریکا و قطر درباره ایران
-
هشدار پوتین درباره ادامه درگیری ایران و آمریکا
-
سیتی در کورس قهرمانی ماند
-
فرمانده هوافضای سپاه: منتظر فرمان شلیک هستیم
-
این سریالهای معروف ایران را قبلاً خارجیها ساخته بودند!
-
نیروی دریایی سپاه پیغام هشدار صادر کرد
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
دو میوه محبوب که شاید دیگر نتوانیم مزه آن را بچشیم!
-
متین ستوده: به همسرم گفتم برایم سیانور بگیر!
-
طرح جدید یک رسانه برای درآمدزایی از تنگه هرمز
-
دیدار محرمانه مقامات آمریکا و قطر درباره ایران
-
فرمانده هوافضای سپاه: منتظر فرمان شلیک هستیم
-
پیام تبریک متفاوت ایران به سخنگوی کاخ سفید
-
لبخند معنادار قلعهنویی در مراسم قرعهکشی امشب
-
اسرائیل پایگاه نظامی مخفی در عراق ایجاد کرد!
-
اولین تصویر از حمله موشکی به پتروشیمی امیرکبیر
-
پیشنهاد عجیب و تازه وزارت نیرو درباره مصرف آب
-
حریفان ایران در جام ملتهای آسیا مشخص شدند
-
ماجرای برداشت غیرقانونی چند بانک از حساب مردم
-
با اقدام AFC سه تیم ایران مسافر آسیا شدند
-
توصیه عجیب خیابانی درباره سرویس بهداشتی وسط بحث فوتبالی!
-
تورم روغن در روزهای اخیر رکورد شکست!
-
بیانیه تازه سنتکام درباره محاصره دریایی ایران
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
حرکت خبرساز مجری تلویزیون روی آنتن زنده صداوسیما!
-
واکنش ترامپ به درگیریهای امشب ایران و آمریکا
-
جنگندههای مصری در امارات مستقر شدند
-
پنتاگون اسناد بیسابقه درباره «بشقابپرندهها» را منتشر کرد
-
بنر آیسان اسلامی در چند شهر مازندران زده شد
-
توهین باورنکردنی به علی دایی روی آنتن زنده صداوسیما!
-
جمله تهدیدآمیز ترامپ درباره شیوه پایان آتشبس
-
پست تازه ترامپ بعد از تنشِ شب گذشته با ایران
-
تمام واکنشها به خبر دیدار پزشکیان با رهبر انقلاب
-
اعتراض به گرانیها به تجمعات شبانه رسید
-
چهل سالگی فیلمی که تا هنوز و تا ابد دوستش داریم
-
پرونده پژمان جمشیدی در افکار عمومی پیچیدهتر شد!
-
انتقاد تند و تیز زیدآبادی از آنان که دیشب خوشحالی کردند
-
تعریف و تمجید یک رسانه از تتوی بیرانوند روی دستش
-
ترامپ از پروژه «آزادی پلاس» درباره ایران رونمایی کرد
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
من منتقد نیستم اما توی زندگیم به خاطر ندارم برای فیلمی انقدر بلند خندیده باشم و اکثر حاضران هم از فرط خنده حال پاشدن از صندلی ها رو در انتهای فیلم نداشتن به نظر من درسته آقای قاسمخانی تجربه کمی در زمینه کارگردانی دارند اما مخاطب خودشون رو خوب میشناسن و در تمام مدت داستان ریتم کمدی خودش رو حفظ کرد این برای من که مخاطب ایشون هستم کافیه. به آقای قاسمخانی خسته نباشید میگم و منتظر کارهای بهتری از ایشون هستم.