راه و رسم نویسنده شدن؛ جنبش شش کلمه ای
فکر کردن به گستره داستان- وسعت موضوع داستان شما- بهتان کمک می کند کانون تمرکز کارتان را تشخیص بدهید. از همان مراحل اول کار، از وقتی که سفارشی می گیرید یا ایده ای به ذهنتان خطور می کند و قبل این که پژوهش را تمام کنید، به دنبال بُرنده ترین رویکرد ممکن برای کارتان بگردید.
هفته نامه کرگدن: داستان وقتی شکل می گیرد که شامپانزه خانگی زنی به بهترین دوست و همسایه او حمله کند، او را از ریخت بیندازد و بعد هم سعی کند صاحب خودش را بکشد.
گستره موضوع را محدود کنید
گستره موضوع را محدود کنید
فکر کردن به گستره داستان- وسعت موضوع داستان شما- بهتان کمک می کند کانون تمرکز کارتان را تشخیص بدهید. از همان مراحل اول کار، از وقتی که سفارشی می گیرید یا ایده ای به ذهنتان خطور می کند و قبل این که پژوهش را تمام کنید، به دنبال بُرنده ترین رویکرد ممکن برای کارتان بگردید. اگر تا مرحله نوشتن نسخه اولیه صبر کنید، این خطر وجوددارد که امکان گردآوری شواهد و مدارکی را که برای ساخت و پرداخت موضوعتان بهشان نیاز دارید، از دست بدهید.
به عبارت دیگر، نروید سراغ نوشتن درباره امر آموزشی، درباره یک مدرسه بنویسند، یا یک کلاس درس، یا یک دانش آموز. نویسنده می تواند برود سراغ یک موضوع بزرگ و در آن موضوع قلمرو را مشخص کند و دور تا دورش را حصار بکشد.
شما قرار نیست- دست کم به این زودی ها- کتابی درباره چالش های پسرهای در قرن بیست و یکم بنویسید، اما می توانید درباره تاثیرات بازی های ویدئویی مسحورکننده روی آن ها چیزی بنویسید. وقتی به این جا می رسید، می توانید حصار را تنگ تر و روی تاثیرات منفی این بازی ها تمرکز کنید. این یک نصیحت قدیمی و قابل اتکاست که «موضوعتان را محدود کنید». هرچه موضوع گسترده تر باشد، شما مواد و مصالح پژوهشی بیشتری لازم دارید.
مداماز خودتان بپرسید: این داستان دقیقا درباره چیه؟
مداماز خودتان بپرسید: این داستان دقیقا درباره چیه؟
بین نویسنده ها و معلم های نویسندگی که در انستیتوی پوینتر کار می کنند، این سوال دیگر تبدیل به یک مانترا شده است. چِپ اسکنلن، با الهام از لوسیل دوپو- معم نویسندگی و ویراستار- تمرینی برای سرعت در نویسندگی را در بعضی از سیمنارهایش اجرا می کند که در آن از دانشجوهایش می خواهد ده دقیقه درباره «دسر محبوب»شان بنویسند. اولین بار که چیزی درباره این ایده شنیدم، آن را جدی نگرفتم، اما بعدتر معلوم شد که این ایده می تواند داستان های شخصی جذابی را خلق کند؛ روایت هایی که با مسیر پرپیچ و خم به درونمایه هایی از جنس تاریخ، فرهنگ، قومیت، خانواده، عشق و میراث می رسند. بیشتر نویسنده های حرفه ای می توانند در چنین زمانی حدود دویست کلمه بنویسند و به اندازه کافی به این سوال جادویی جواب بدهند.
ما از نویسنده های توی سمینار می پرسیم «داستان شما درباره چیه؟» لوده هیا کلاس جواب می دهند «پودینگ تاپیوکا» یا «کاپ کیک های خانم میزبان» یا «کیک آناناسی مامان بزرگم». «خب، عقل کل، داستانت دقیقا درباره چیه؟»
معمولا برای جواب دادن خیلی زود است، اما برای نویسنده مفید است که مدام به آن فکر کند. شاید وقتی نویسنده داشته به دسر محبوبش فکر می کرده،یا جایی که اولین بار آن دسر را خورده. مبادا فکر کنید این یک جور تمرین ادبی بی بو و خاصیت است، یادتان باشد که مارسل پروست، در جلد اول «در جست و جوی زمان از دست رفته»، رمانی که روایتش نتیجه فرورفتن در خاطره یک شیرینی محبوب، مادلن، بود، بیشتر از هزار صفحه داستان سرایی کرد.
اولین تلاش ها برای کشف معنای عمیق تر کارتان با برداشت های انتزاعی مفهومی بیان خواهندشد: «دقیقا درباره ترس...» یا آرامش، خانه، یا خانواده، یا شجاعت، یا وفاداری، یا روگردانی، یا صد درونمایه دیگری است که معمولا نویسنده ها سراغشان می روند. حواستان باشد، موضوع- مثلا حیوانات خانگی عجیب و غریب- دئاستان نیست. داستان وقتی شکل می گیرد که شامپانزه خانگی زنی به بهترین دوست و همسایه او حمله کند، او را از ریخت بیندازد و بعد هم سعی کند صاحب خودش را بکشد.
جمله شروعی بنویسید که کانون تمرکز متن را نشان بدهد
جان مک فی جمله شروع را نورافکنی می داند که به درون داستان نور می اندازد. یک جمله یا پاراگراف یا حتی قطعه بنویسد که به این منظور نوشته شده باشد که به خواننده ها بگوید چه اتفاقی دارد می افتد: «ورزش شافل بورد که تاریخی غنی در سن پترزبورگ دارد، به لطف جماعتی که معمولا ارتباطی با این مامن بازنشسته ها نداشته اند، یعنی جوانان، دارد جان تازه ای می گیرد.»
نمی شود از این جمله ساده، همه چیزی را که ممکن است در داستان بیاید، پیش بینی کرد، اما خواننده از این شرع آن قدری دستگیرش می شود که بتواند حدس های صائبی بزند: این که بخشی از داستان به تاریخ شافل بورد اختصاص دارد، با این هدف که محبوبیت آن را در طول زمان بررسی کند و تمایلی شگفت آور از سوی جوان ها که باید در خصوص ورزش محبوب جدیدشان مورد مشاهده قرار بگیرند و با آن ها مصاحبه شود.
«شاید برای یک تمساح، جف کوئنسی مزه [خوراک] جوجه بدهد.» این می تواند یک جمله شروع بامزه باشد برای داستانی درباره یک پرورش دهنده تمساح که حرکتی اشتباه انجام داده و یکی از حیوان هایش بازویش را گزار گرفته است. اما خیلی انتخاب ها و مسیرهای دیگر هم وجود دارد: «فشار هزار پوندی دندان هایی که دارند بازوی شما را گاز می گیرند، چه حسی دارد؟ از مربی تمساح، جف کوئنسی، بپرسید.» ویراستارها یا خواننده ها ممکن است این یا آن شیوه را بپسندند، اما [در هر صورت] عمل نوشته جمله شروع همراه با تعریف کانون تمرکز است.
یک شرح درونمایه شش کلمه ای بنویسید
[این روزها] یک چیزی به اسم جنبش شش کلمه ای دارد به وجود می آید. داستانی بنویسید در شش کلمه. یا یک بیان دیدگاه. یا یک شرح ماموریت. به نظر می آید پای شکسپیر هم به این خلاصه نویسی شش کلمه ای باز شده بوده: «سرور من، بانو ملکه، مرده است» یا «بودن یا نبودن، مسئله این است» یا «بیرون بیا، پاره پیه گندیده! کجاست اکنون فروغ تو؟»
قبول، این یکی نه کلمه است. نصیحتی که این داستان را تمام می کند، خودش هم شش کلمه دارد: «احساس نیاز، همیشه مارد نوآوری است.» در داستان، یک خلاصه یا توصیف مختصر می تواند تکامل و تغییر پیدا کند و تبدیل به عنوان شود که با کمتر از شش کلمه بیان می شود: «پستچی همیشه دو بار زنگ می زند.» نوشته جیمز ام. کین، «روز خوش برای موز ماهی» نوشته جی. دی. سلینجر، «شجاعت واقعی» نوشته چارلز پورتیس. یک شرح درونمایه، طولش هر قدر هم که باشد، نباید در داستان به چشم بیاید تا بتواند کارش را انجام دهد.
درونمایه [داستان را] «می گوید»، در حالی که نویسنده مدام به دنبال مجالی برای «نشان دادن» است. تعبیر، برداشت یا خوانشی از شرح درونمایه می تواند تقریبا در هر جایی از داستان حضور پیدا کند: در ابتدای آن، چهار پنج پاراگراف جلوتر برای روشن تر کردن جمله اول، درست در میانه داستان، یا در پایان آن، این ابزار چندمنظوره برای نویسنده ها موهبتی الهی است.
مطمئن شوید که همه نشانه های داستانتان به یک ایده معطوفند
یادم هست یک روز چاپ مجدد داستانی کارآگاهی را می خواندم که به صورت سریالی در پراویدنس جورنال منتشر می شد. اولین جمله اش این بود: «کار جواهرات در رود آیلند، زندگی کردن در کف امریکای صنعتی است.» این جلمه با لحنی خنثی و بی طرفانه نوشته نشده است. یک توصیه هم نیست. من اسمش را می گذارم، صرفا، نتیجه گیری آگاهانه.
وقتی داستان را خواندم، به تدریج شواهد و قرائنی را دیدم (شرایط کاری سخت، بهره کشی از کودکان) که این نتیجه گیری را اجتناب ناپذیر می کرد. اگر من به این نتیجه برسم که خیلی از بیمارهای بدحال- چون خجالت می کشند- زیر بار کولونوسکوپی نمی روند، باید [بتوانم] این موضوع را ثابت کنم.
با زنی مصاحبه می می کنم که به رغم اصرار زیاد دکترش از انجام آزمایش خودداری می کند. زن می گوید: «او یه خروجیه، نه ورودی.» طرز برخرود او یک شاهد کوچک است. برای این که داستانم اقناع کننده باشد، به شواهد بیشتری نیاز دارم. باید اسناد و شواهدم را به شیوه ای نظام مند مرتب کنم و از هر نقل قول، خرده روایت یا آماری که نظرم را تایید می کند، استفاده کنم. هر عضو نامربوط، حقش این است که مثل یک پولیپ بدخیم جراحی شود.
روی پیتر کلارک
ترجمه: کاوه فولادی نسب- مریم کهنسال نودهی
تبلیغات متنی
-
یک نماینده: زنان باید موتورسواری را فقط با مربی زن یاد بگیرند
-
واکنش علی ضیا به توهین زننده مجری صداوسیما
-
واکنش وزارت خارجه به احتمال گفتگوی پزشکیان و ترامپ
-
جرایم مالیاتی بخشیده میشود، اما فقط با یک شرط
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
شاخص بورس امروز تاریخی شد!
-
اسکوچیچ برای صدرنشینی ربات به زمین فرستاد!
-
نخستین تصویر از بهنوش طباطبایی در «گیس»
-
بیمه برای این موتورسواران اجباری شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
لودگی دو مجری شبکه سه روی آنتن زنده خبرساز شد
-
گرانترین بازیکن فوتبال ایران چه کسی است؟
-
عفو جرایم بیمه برای همه وسایل نقلیه؛ اجرای طرح بخشودگی تا پایان بهمن ۱۴۰۴
-
هزینه زندگی در ایران، عربستان و امارات یکسان شد!
-
صداوسیما، اهداف ایران در جنگ احتمالی را لو داد
-
خبر واریز کالابرگ ماه رمضان تکذیب شد
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
لودگی دو مجری شبکه سه روی آنتن زنده خبرساز شد
-
مجری مسئلهساز شبکه افق عذرخواهی کرد
-
تمرین اسرائیل با شبیهسازی سقوط موشکهای ایرانی
-
طلا باز هم به شدت سقوط کرد
-
رئیس قوه قضاییه: زمان پهلوی مردم تحقیر شدند
-
اعلام جرم دادستانی علیه مدیر ارشد صداوسیما
-
توصیه مهناز افشار به بازیگرانی که سودای سیمرغ دارند!
-
قهرمان لیگ مشخص شد، مبارکشان باشد!
-
این ۱۶ استان منتظر بارشهای شدید باشند
-
خطخطی صداوسیما روی اعصاب مردم اتفاق اصلی یکشنبه بود
-
اسرائیل برای توافق ایران و آمریکا سه شرط گذاشت!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
خبر فوری علی لاریجانی در رابطه با آمریکا
-
رابعه اسکویی از مردم عذرخواهی کرد
-
بازیگران در جشنواره فجر مشکیپوش شدند
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
تاریخ جدید رزمایش دریایی ایران، چین و روسیه مشخص شد
-
حضور بازیگر پرحاشیه در جشنواره فجر به چشم آمد
-
اندونگ نه؛ بمب پرسپولیس یک استقلالی دیگر است
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
ممنون
یکلام نوشتن غلط املایی هاتون رو درست کنین چرا سانسور کردی ها؟
خوب بود
عالی بود. کاش این پست های آموزشی درمورد ادبیات رو بیشتر می کردید