جری لوییس فدای طنز شد
کمدینی که ۳۷ سال درد کشید
«جری لوییس» نه تنها به علت سبک بیان و بازیاش بلکه بهدلیل حرکات بدنیاش بیشترین نوع طنز را وارد کارهایش میکرد و به همین دلیل آسیب دید و سالهای سال تقاص آن بازیهای فیزیکی را پس داد.
این خبر راآسوشیتدپرس قبل از خبرگزاریهای دیگر روی خط خبریاش گذاشت و بسیاری را که دوستدار این کمدین و بازیگر پیر بودند. از نگرانی نجات داد. قضیه این بود که جریلوییس ۸۵ ساله در برنامه زندهای دچار ضعف شد تا جایی که نتوانست برنامه را ادامه دهد.
این خبر باعث شد خبرها و البته شایعههای بسیاری درباره زندگی و مرگ او بر سر زبانها بیفتد زیرا جریلوییس سابقه بیماری مختلف زیادی داشت اما خوشبختانه یک روزنامهنگار، خبر داد که او بعد از ۳ روز بستری شدن در بیمارستان مرخص شده است و پزشکان علت بدحالیاش را خستگی بیش از حداعلام کردهاند.
به همین بهانه نگاهی داشتیم به دردهای جریلوییس، کمدینی که بسیاری از ما را خندانده در حالی که سالها از درد به خوبی پیچیده است. آنچه در ادامه میاید، داستان درد و درمان اوست
«من ۳۷ سال درد کشیدم» این را جریلوییس، کمدین معرفی میگوید که دامنه شهرتش قارهها را طی کرده و بارها و بارها، میلیونها میلیون نفر را خندانده است. «درد زیر پوست تمام زندگی من وجود داشت؛ در برنامه تلویزیونی، کنسرتهایی که میرفتم، اجراهایی که روی صحنه داشتم، زمانی که روی صحنه ایستاده بودم و... بارها میزان آدرنالینم بالا میرفت؛ حالم بد میشد اما تحمل میکردم تا آخرین صحنه که کارگردان کات بدهد و به محض اینکه میخواستم صحنه را ترک کنم، باید کسی به کمکم میآمد تا مرا به اتاق تعویض لباس ببرد. درد تمام وجودم را میگرفت. دردی کشنده که شوخیبردار نبود و همین اتفاق در اخرین اجرا هم براین افتاد...»
خندیدن با طعم درد
باور میکنید جریلوییس 85 ساله که تمام سالهای زندگیاش را برای خنداندن ما گذرانده. این همه درد را تحمل کرده باشد؟ اما چرا؟
جری لوییس نه تنها به علت سبک بیان و بازیاش بلکه بهدلیل حرکات بدنیاش بیشترین نوع طنز را وارد کارهایش میکرد و به همین دلیل آسیب دید و سالهای سال تقاص آن بازیهای فیزیکی را پس داد.
در سال 1965 بعد از اجرای نقش در 65 فیلم با بدنی که کاملاً زیربار نقشهای ویران شده و دردهایش به اوج رسیده بود بر اثر یک اتفاق از یک سکو روی یک کابل فولاد پرت شد. لوییس درباره آن اتفاق میگوید: :جیزهایی از آن روزها به یادم میآورم اما خیلی زیاد نه...چون کاملاً از قسمت کمر به پایین فلج شده بودم.»
این کمدین مشهور سالهای سال به پزشکان مختلفی در سرتاسر دنیا مراجعه میکرد تا بتواند یک زندگی بدون درد داشته باشد، اما نتیجهای نمی گرفت؛ البته گاهی با مصرف دارویی جدید کمی آرام میشد اما کمی بعد از آن دوباره دردهای به سراغش میآمدند. بیخوابی و تهوع هم از عوارض دارهایی بود که مصرف میکرد و امیدی به رهایی از دردها نداشت.
در سال۱۹۹۷ جراح و متخصص بیهوشی را به او معرفی کرد. این متخصص با تحتنظر گرفتن لوییس و تزریق داروهای مسکن در باسن و کمرش توانست تا حد زیادی درد او را کاهش دهد اما باز هم همان مشکل همیشگی پیش آمدو بعد ار ۶ هفته آرامش و دور بودن از درد، این تزریقها تأثیر خودشان را از دست دادند. بهاضافه اینکه لوییس دچار معده دردهای شدیدتر و تهوعهای بیشتری هم شد.
دردهای بیپایان
دردها هنوز جری را عذاب میدادند و با او از خواب بیدار می شدند و شبها با او به خواب میرفتند تا فوریه 2002؛ زمانی که دیگر مرد خندان از شدت درد قادر به راه رفتن نبود؛ البته راه می رفت و وبلچرنشین نشده بود اما فاصلهای که میتوانست طی کند به اندازه 6،5 قدم بود نه بیشتر.
خواب او هم بسیار مختل شده بود «ثانیه به ثانیه و قدم به قدم درد داشتم.» این را جری لوییس میگوید در حالی که خاطره آن روزها هنوز هم بر پیشانیاش خطی از اندوه میاندازند مشکل جری بزرگی بود اما متأسفانه این دردهای پنهان تنها مشکل او نبودند زیرا بیماری مزمن تنفسی هم داشت و این بیماری و بیماریهای دیگرش، توان حرکتیاش را بیش از پیش را کاهش داده بودند.
اواسط آوریل سال ۲۰۰۲ بود که جری یک آزمایش بسیار سخت را که طی آن عصبهایش تحریک میشدند، تحمل کرد.
در 20 آوریل همان سال، این کمدین مشهور با یک عمل جراحی که در سیستم عصبیاش انجام گرفت، با دردها خداحافظی کرد.
دخترم را بغل کردم
فکر میکنید این کمدین رها یافته از درد، بعد از این بهبود چه کرد؟ به کجای این دنیا رفت؟ فرانسه؟ نیویورک یا جزایر زیبای قناری؟ جری به هیچکدام از این جاها نرفت و ترجیح داد با دخترش در کنار ساحل دریا یک قلعه شنی بسازد و بارها وبارها با افتخار درباره این خلوت با دخترش با خوشحالی و رضایت حرف زده است.
از آن زمان مدت زیادی میگذرد اما هنوز که هنوز است از آن سالها با شادمانی حرف میزند. این خاطرات یکطرفه نبود و دختر او دانیل که آن زمان ۱۰ ساله بود و پدرش را دوباره یافته بود، آن روزها بهخاطر میآورد و میگوید: « در آن سالها من بارها و بارها از مدرسه فرار کردم و به آغوش شاد و راضی پدرم پناه بردم.» دختر او حتی میگوید: «زمانی که عمل جراحی پدرم تمام شد و من داخل اتاق رفتم و پدر گفت عمل جراحی موفقیتآمیز بوده است، به سرعت گفتم یعنی دیگر میتوانید من را بغل کنید؟» البته چند روز طول کشید تا جری توانست دخترش را در آغوش بکشد اما آن روز بالاخره رسید.
این بازیگر و کمدین رها شده از درد و البته این بشر دوست که کارهای خیرخواهانه بسیاری را در کارنامه غیرهنری خود دارد، او بعد رها شدن از این درد برنامهها و انجمنهای بسیاری را برای کمک به بیماران خاص راهاندازی کرد.
منبع: خبرآنلاین
این خبر باعث شد خبرها و البته شایعههای بسیاری درباره زندگی و مرگ او بر سر زبانها بیفتد زیرا جریلوییس سابقه بیماری مختلف زیادی داشت اما خوشبختانه یک روزنامهنگار، خبر داد که او بعد از ۳ روز بستری شدن در بیمارستان مرخص شده است و پزشکان علت بدحالیاش را خستگی بیش از حداعلام کردهاند.
به همین بهانه نگاهی داشتیم به دردهای جریلوییس، کمدینی که بسیاری از ما را خندانده در حالی که سالها از درد به خوبی پیچیده است. آنچه در ادامه میاید، داستان درد و درمان اوست
«من ۳۷ سال درد کشیدم» این را جریلوییس، کمدین معرفی میگوید که دامنه شهرتش قارهها را طی کرده و بارها و بارها، میلیونها میلیون نفر را خندانده است. «درد زیر پوست تمام زندگی من وجود داشت؛ در برنامه تلویزیونی، کنسرتهایی که میرفتم، اجراهایی که روی صحنه داشتم، زمانی که روی صحنه ایستاده بودم و... بارها میزان آدرنالینم بالا میرفت؛ حالم بد میشد اما تحمل میکردم تا آخرین صحنه که کارگردان کات بدهد و به محض اینکه میخواستم صحنه را ترک کنم، باید کسی به کمکم میآمد تا مرا به اتاق تعویض لباس ببرد. درد تمام وجودم را میگرفت. دردی کشنده که شوخیبردار نبود و همین اتفاق در اخرین اجرا هم براین افتاد...»
خندیدن با طعم درد
باور میکنید جریلوییس 85 ساله که تمام سالهای زندگیاش را برای خنداندن ما گذرانده. این همه درد را تحمل کرده باشد؟ اما چرا؟
جری لوییس نه تنها به علت سبک بیان و بازیاش بلکه بهدلیل حرکات بدنیاش بیشترین نوع طنز را وارد کارهایش میکرد و به همین دلیل آسیب دید و سالهای سال تقاص آن بازیهای فیزیکی را پس داد.
در سال 1965 بعد از اجرای نقش در 65 فیلم با بدنی که کاملاً زیربار نقشهای ویران شده و دردهایش به اوج رسیده بود بر اثر یک اتفاق از یک سکو روی یک کابل فولاد پرت شد. لوییس درباره آن اتفاق میگوید: :جیزهایی از آن روزها به یادم میآورم اما خیلی زیاد نه...چون کاملاً از قسمت کمر به پایین فلج شده بودم.»
این کمدین مشهور سالهای سال به پزشکان مختلفی در سرتاسر دنیا مراجعه میکرد تا بتواند یک زندگی بدون درد داشته باشد، اما نتیجهای نمی گرفت؛ البته گاهی با مصرف دارویی جدید کمی آرام میشد اما کمی بعد از آن دوباره دردهای به سراغش میآمدند. بیخوابی و تهوع هم از عوارض دارهایی بود که مصرف میکرد و امیدی به رهایی از دردها نداشت.
در سال۱۹۹۷ جراح و متخصص بیهوشی را به او معرفی کرد. این متخصص با تحتنظر گرفتن لوییس و تزریق داروهای مسکن در باسن و کمرش توانست تا حد زیادی درد او را کاهش دهد اما باز هم همان مشکل همیشگی پیش آمدو بعد ار ۶ هفته آرامش و دور بودن از درد، این تزریقها تأثیر خودشان را از دست دادند. بهاضافه اینکه لوییس دچار معده دردهای شدیدتر و تهوعهای بیشتری هم شد.
دردهای بیپایان
دردها هنوز جری را عذاب میدادند و با او از خواب بیدار می شدند و شبها با او به خواب میرفتند تا فوریه 2002؛ زمانی که دیگر مرد خندان از شدت درد قادر به راه رفتن نبود؛ البته راه می رفت و وبلچرنشین نشده بود اما فاصلهای که میتوانست طی کند به اندازه 6،5 قدم بود نه بیشتر.
خواب او هم بسیار مختل شده بود «ثانیه به ثانیه و قدم به قدم درد داشتم.» این را جری لوییس میگوید در حالی که خاطره آن روزها هنوز هم بر پیشانیاش خطی از اندوه میاندازند مشکل جری بزرگی بود اما متأسفانه این دردهای پنهان تنها مشکل او نبودند زیرا بیماری مزمن تنفسی هم داشت و این بیماری و بیماریهای دیگرش، توان حرکتیاش را بیش از پیش را کاهش داده بودند.
اواسط آوریل سال ۲۰۰۲ بود که جری یک آزمایش بسیار سخت را که طی آن عصبهایش تحریک میشدند، تحمل کرد.
در 20 آوریل همان سال، این کمدین مشهور با یک عمل جراحی که در سیستم عصبیاش انجام گرفت، با دردها خداحافظی کرد.
دخترم را بغل کردم
فکر میکنید این کمدین رها یافته از درد، بعد از این بهبود چه کرد؟ به کجای این دنیا رفت؟ فرانسه؟ نیویورک یا جزایر زیبای قناری؟ جری به هیچکدام از این جاها نرفت و ترجیح داد با دخترش در کنار ساحل دریا یک قلعه شنی بسازد و بارها وبارها با افتخار درباره این خلوت با دخترش با خوشحالی و رضایت حرف زده است.
از آن زمان مدت زیادی میگذرد اما هنوز که هنوز است از آن سالها با شادمانی حرف میزند. این خاطرات یکطرفه نبود و دختر او دانیل که آن زمان ۱۰ ساله بود و پدرش را دوباره یافته بود، آن روزها بهخاطر میآورد و میگوید: « در آن سالها من بارها و بارها از مدرسه فرار کردم و به آغوش شاد و راضی پدرم پناه بردم.» دختر او حتی میگوید: «زمانی که عمل جراحی پدرم تمام شد و من داخل اتاق رفتم و پدر گفت عمل جراحی موفقیتآمیز بوده است، به سرعت گفتم یعنی دیگر میتوانید من را بغل کنید؟» البته چند روز طول کشید تا جری توانست دخترش را در آغوش بکشد اما آن روز بالاخره رسید.
این بازیگر و کمدین رها شده از درد و البته این بشر دوست که کارهای خیرخواهانه بسیاری را در کارنامه غیرهنری خود دارد، او بعد رها شدن از این درد برنامهها و انجمنهای بسیاری را برای کمک به بیماران خاص راهاندازی کرد.
منبع: خبرآنلاین
تبلیغات متنی
-
عناوین روزنامههای ورزشی امروز
-
عناوین روزنامههای امروز
-
درمان بیماریها با یک نوشیدنی محبوب!
-
تصادفی که پرده از راز یک قتل هولناک برداشت
-
اتهام سنگین میثاقی به بازیکنان لیگ برتر
-
راز قتل در کمپ ترک اعتیاد مخفی نماند
-
عکس لو رفته از شروین حاجیپور و ترلان پروانه شر شد
-
فال روزانه سهشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ | فال امروز| Daily Omen
-
رایزنیهای مداوم تهران و ریاض در روزهای اخیر
-
منوچهر هادی: به ما برچسب «قاتل» زدند
-
پری سیمای سریال ستایش: حرفی برای گفتن ندارم
-
رد پای یک سفارتخانه خارجی در اوضاع آشفته فوتبال
-
پیامک مسخرهای که وسط اتفاقات مهم به دست مردم رسید
-
تراکتور با پرداخت پول به دنبال تغییر رأی کمیته انضباطی
-
نطق اردوغان در آستانه دیدار مهم ایران و آمریکا
-
گزارش محرمانه ارتش اسرائیل به آمریکا درباره ایران
-
مشاور رهبر انقلاب با لباس نظامی مقابل دوربین حاضر شد
-
پیغام مهمی که شمخانی ساعاتی پیش مخابره کرد
-
جمله خاص آقای کارگردان در جشنواره فجر پرحاشیه شد
-
یکتا ناصر بهخاطر منوچهر هادی درخواست حلالیت کرد
-
بروکسل تصمیم ایران درباره ارتش را رد کرد
-
واکنش رسمی به دیدار احمدینژاد با چهره جنجالی آمریکا
-
رفتار عجیب و بیادبانه محمدحسین مهدویان در جشنواره فجر
-
اقدام امنیتی برای حفاظت از تهران و پایگاه فردو
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
صداوسیما فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد
-
یک ملیپوش دیگر از تیمملی خداحافظی کرد
-
حضور داماد یهودی ترامپ در نشست جمعه با ایران
-
نطق شبانه ترامپ درباره مذاکره با ایران در استانبول
-
مداح مشهدی شعار «این آخرین نبرده» را اجرا کرد
-
یک افغانستانی صاحب جایزه بدترین خانه سال جهان شد!
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
خشم منوچهر هادی در جشنواره فجر: دیکتاتور هستید!
-
سفارت ایتالیا در تهران تعطیل شد
-
ادامه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
خبر مهم؛ آمریکا در حال تخلیه پایگاه العدید قطر
-
نیروهای ویژه آمریکا در دیگو گارسیا مستقر شدند
-
حرکت زشت و زننده مجری شبکه افقِ صداوسیما
-
تک چرخ با موتور سیکلت ۱۲ سیلندر هوندا
-
ادعای رادیو اسرائیل، زمان حمله آمریکا را لو داد
-
توسلی: از اخراج آقازادهها توسط کشورهای خارجی تشکر میکنیم
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل





ارسال نظر