کجا رفتی پسر؟
این روزها در حال خواندن کتابی به نام «آخرین چیزها» هستم، مجموعهای از مصاحبههای پایان عمر با تعدادی از نویسندگان و هنرمندان مشهور دنیا.
روزنامه ایران ورزشی: این روزها در حال خواندن کتابی به نام «آخرین چیزها» هستم، مجموعهای از مصاحبههای پایان عمر با تعدادی از نویسندگان و هنرمندان مشهور دنیا. یکجورهایی آخرین حرفهای چهرههای مشهوری که در سالهای پایانی زندگی هستند. عجیب اینکه حین خواندن این کتاب «مهرداد میناوند» و «علی انصاریان» را از دست دادیم، دو ستاره فوتبال که فرصت نکردند حتی پیر شوند.
وقتی ایریس رادیس نویسنده کتاب از «ژولین گرین» میپرسد «از مردن میترسید؟» این نویسنده آمریکایی میگوید: «نه! ولی میخواهم تا حد امکان طولانی زندگی کنم. برای هر روز زندگی، خدا را شکر میکنم، وقتی صبحها بیدار میشوم، خوشحالم که زندهام. وقتی شب فرا برسد، دیگر فرا رسیده است. آدم در موردش چه میداند؟ مثل خواب میماند. دنیایی اسرارآمیز است. بعد آدم کجاست؟ روح کجاست؟ چه اتفاقی میافتد؟ من به زودی از دنیا خواهم رفت.»
او چندماه بعد از این گفتوگو درگذشت و لابد الان بیشتر از ما در مورد روح و اتفاقات بعد از مرگ میداند. درست مثل علی انصاریان که برای زنده ماندنش ما چنگ زدیم به دامن کلمهها، به روپوش سفید دکترها، به در فلزی بیمارستان، به قرص و داروها و نشد... نشد که بماند و حداقل فیلم سینمایی «رمانتیسم عماد و طوبا» با بازی خودش را در جشنواره فیلم فجر ببیند.
او رفت و نماند تا روز مادر را به مادری تبریک بگوید که میلیونها نفر با او همدردی کردند و حالا باید با یک حفره بزرگ در قلبش زنده بماند. انصاریان پدرش را در جوانی از دست داد و خود را وقف مادر کرد و حالا مادر باید با این فقدان بزرگ کنار بیاید. مادری که هنوز هم عکسش با علی در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود که او را کول کرده بود. فروتنانه و با مهر. بی شوآفهایی در تمنای لایک. علی انصاریان هرچه بود خودش بود و باورم نمیشود دارم با فعل ماضی در موردش مینویسم.
مهرداد میناوند و علی انصاریان به جز در پوشیدن پیراهن تیم ملی ایران و پرسپولیس در یک صفت دیگر مشترک بودند؛ اهل بگو و بخند و شیطنت! امکان نداشت جایی این دو نفر باشند و بعد از چند دقیقه همه را به خنده وادار نکنند. یکی از بازیکنان پرسپولیس تعریف میکرد که هیچوقت در یک مراسم ترحیم کنار این دو نفر نمینشستم، چون هر دو آنقدر بازیگر بودند که شوخی کنند و نخندند و نفر کناریشان را بخندانند! میگفت اصلاً آفریده شده بودند برای اینکه بروند سینما و تلویزیون!
دارم به علی کریمی فکر میکنم که سه رفیق نزدیکش را از دست داد. سوگ پشت سوگ. وقتی بابک معصومی را سرطان در آغوش گرفت، کریمی مردانه پای همه هزینهها ایستاد اما سرطان مچ همه را خواباند، وقتی مهرداد میناوند در بیمارستان بود به هر دری زد و حالا هنوز اشکهایش برای شماره ۲۵ خشک نشده، باید گوشهای بایستد و باز هم به خاک فرو رفتن رفیق دیگری را نظاره کند.
اوایل دهه هشتاد به او، حامد کاویانپور و علی انصاریان میگفتند: سه تفنگدار پرسپولیس! هنوز هم اگر گوگل کنید عکسهایشان هست. دوشادوش هم با چهرههایی که شیطنت از آنها میبارید. انصاریان با ریش پرفسوری و موهای مدل تیفوسی آن روزگار بزن بهادر خط دفاعی پرسپولیس بود. علی پروین آنقدر دوستش داشت که علی با اختیار تام هر کاری میکرد. سرش را جلوی توپ میگذاشت، روی آن چمنهای گله گله تکلهای چند متری میبست و زخمی میشد اما از دروازه پرسپولیس مثل خانوادهاش دفاع میکرد. برای همین حتی وقتی رفت استقلال کسی باور نکرد استقلالی شده. آنجا هم نه ادا درآورد که «من از بچگی عاشق استقلال بودم» و نه کمفروشی کرد. با لباس استقلال هم مردانه دفاع کرد و حتی بینیاش شکست.
او هم مثل مهرداد میناوند با لباس پرسپولیس از فوتبال خداحافظی نکرد، شاهینبوشهر آخرین جایی بود که انصاریان در ۳۴ سالگی پیراهنش را پوشید و زمین چمن را بوسید و رفت که خاطره شود اما با تلویزیون و سینما برگشت. مشتاق بود باز برگردد بین مردم، عمرش با فوتبال تمام نشود. فیلم سینمایی بازی کرد، مجری شد، فوتبال کارشناسی کرد و پرده آخرش هم سینمایی تمام شد. یک ملت زل زدند به بیمارستان، به خبرها و منتظر بودند ببینند علی انصاریان میتواند مچ کرونا را بخواباند؟ نه! نشد!
اگر حق انتخاب داشتم هیچ نمینوشتم. این صفحه را با عکس علی انصاریان سفید منتشر میکردم تا هر کس هر چه دوست دارد در موردش بنویسد، بعد روزنامه را تا کند بگذارد لای یک کتابی، زیر فرشی، گوشه گنجهای. تا وقتی بعد از مدتها پیدایش میکند پوزخند بزند به مرگ، به این الاکلنگ زندگی و به اینکه به قول قدیمیها آدمی، «آهی» هست و «دمی»! همین و بس!
روحش در آرامش که هنوز صدای خندههایش در گوشم میپیچد و لابد حالا با مهرداد میناوند فرشتهها را میخندانند و ما نشستهایم و گذر عمر را نگاه میکنیم و باورمان نمیشود در یک هفته دو ستاره را به خاک سپردیم.
تبلیغات متنی
-
شوهرکشی ۲ زن خیانتکار در قلب تهران
-
الجزیره: دیدار یک شخصیت بسیار بلندپایه از ایران
-
پیشنهاد ایران که مورد توافق میانجیها قرار گرفت
-
انتقاد تند کیهان از حکم دادگاه آرمان علیوردی
-
من و تو رفت، من و تو برگشت؛ من و تو رفت و برگشت
-
سرنوشت ایران و ایرانی دست چند عدد عاصم افتاده است
-
خواننده ترکیهای در جریان کنسرت، دچار سوختگی شد
-
حمایت رضا پهلوی از شبکه منوتو باعث تعطیلیاش شد
-
دیدار مارشال عاصم منیر با مقامات ارشد ایران
-
دیدار فرمانده ارتش پاکستان با پزشکیان
-
قیمت شنیسل مرغ از ۸۰۰ هزار تومان عبور کرد
-
شاهزادههای دورهگرد حوالی ولیعصر که اتوبوس سوارند!
-
بهترین متخصص تزریق چربی به صورت در تهران کیست؟
-
۱۰ شرط فدراسیون فوتبال برای جام جهانی
-
جزئیات دوربین سامسونگ گلکسی اس ۲۷ پرو فاش شد
-
من و تو رفت، من و تو برگشت؛ من و تو رفت و برگشت
-
سرنوشت ایران و ایرانی دست چند عدد عاصم افتاده است
-
دیدار مارشال عاصم منیر با مقامات ارشد ایران
-
شاهزادههای دورهگرد حوالی ولیعصر که اتوبوس سوارند!
-
یک کشور عربی برای میانجیگری وارد عمل شد
-
ادعای تلاش برای ترور دختر ترامپ به انتقام ترور سردار سلیمانی
-
نسخه هوش مصنوعی قلعهنویی و بیرانوند به بازار آمد!
-
میانجی پاکستانی برای توافق معجزه کرد!
-
اطلاعیه سازمان هواپیمایی درباره صدور نوتام
-
کنایه تاریخی بیسیمچیمدیا به سالومه سیدنیا
-
خودرو را میلیاردی گران کردند، میلیونی ارزان!
-
صورتیترین موتورسوار جهان در تهران دیده شد
-
ترامپ روند دریافت گرینکارت را سختتر کرد
-
رقص ترامپ با ترانه مشهور شماعیزاده!
-
مسیر عجیب هیات قطری برای خروج از ایران!
-
عکس شخصی آقای مسئول در ساعات اخیر پرحاشیه شد
-
صحنههایی که صداوسیما بدون عذاب وجدان پخش کرد
-
ترامپ دوباره ایران را تهدید کرد!
-
احتمال بالای حملات سریع و شدید علیه ایران
-
ارسال یک پیامک به ایرانیها، رازهای زیادی را فاش کرد!
-
فیلم علی شادمان و آناهیتا افشار دعوا به راه انداخته است
-
یک بسته چیپس ساده نیم میلیون تومان شد!
-
ترامپ پای ایران را به عروسی پسرش باز کرد!
-
ویدئوی آمریکا از مشاهده بشقاب پرنده در ایران
-
اتفاقی که جان احمدینژاد را در ۹ اسفند نجات داد
-
شبکه منوتو تعطیل شد
-
العربیه متن توافق ایران و آمریکا را لو داد!
-
خبرهای متناقض درباره لغو ویزای سه بازیکن تیم ملی!
-
ادعای پیشنهاد بزرگ ترامپ برای جبران خسارت ایران
-
رقص ترامپ با ترانه مشهور شماعیزاده!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
حیف و صد حیف
منم دیگه الان از مردن نمیرسم. ...بخدا پناه میبرم ...خیلی دنیای بدی شده ....انشالا بتونیم خوب زندگی کنیم که حداقل بعداز رفتنمون دعای خیر پشت سرمون باشه....خدا به مادر میناوند و انصاریان صبر بده. ..به همسر میناوند صبر بده ....
هردو مصیبت کمرفوتبالمونو خم کرد و ما رو داغدار. آسوده بخوابید که روح بلندتون در نزد خدا آرام بگیره
خداوند او را که یک انسان واقعی بود،بیامرزد،رفتنش برای همه سخت بود،بخصوص ننه علی بیچاره،خدا بهش صبر بده