خداداد: آقای طارمی! ترکیه خطر دارد
مهاجم پیشین تیم ملی گفت:به مهدی طارمی می گویم بدترین جای ممکن برای زندگی و فوتبال بازی کردن کشور ترکیه است و یک میلیارد پرسپولیس به ۱۰ میلیارد آنها می ارزد.
کاپ: خداداد عزیزی در گفت و گویی درباره شایعه پیوستن مهدی طارمی به تیم های ترکیه ای و حواشی به وجود آمده در این باره توضیحاتی داده است.
به دوست طارمی گفتم برو بگذار صحبت کنیم
هفته گذشته بعد از بازی جام ستاره ها برای صرف شام به سفره خانه نزدیک محل بازی رفتیم. ما نشسته بودیم که هدایتی و طارمی هم وارد شدند. البته چند خبرنگار هم در آن محل حضور یافتند. وقتی از من نظرخواهی شد دیدم طارمی جوان بسیار محجوب و مظلومی است. رقم قرارداد فصل قبلش را پرسیدم و گفتم چقدر طلب داری همانطور که سرش پایین بود گفت ۳۰ درصد.
هدایتی به من گفت خداداد نظر شما درباره ماندن مهدی طارمی در پرسپولیس چیست؟ یکی از دوستان طارمی هم آنجا بود وارد صحب شد و گفت عجله ای نداریم مهدی باید برود یونان و به او گفتم شما چه کاره طارمی هستی جواب داد دوستش. گفتم برو برو بگذار ما صحبت کنیم.گفتم آقای طارمی الان که روی بورس هستی همه دوستت هستند و دوستت دارند. اما آن روی سکه روزی که روی بورس نباشی و خدای ناکرده رباط صلیبی پاره کنی اطرافت خلوت می شود.
هدایتی گفت در منزل یورو و دلار هست
به مهدی گفتم پیشکسوتان فوتبال را که می شناسی اگر می بینی الان بنده عزت دارم دو دلیل دارد که به تنهایی یعنی با داشتن یک کدام از اینها عزت فعلی را نداشتم. رفتار و فوتبالم به همراه پولی که دارم یعنی همین که دستم جلوی کسی دراز نیست باعث شده عزت داشته باشم. هرچقدر هم فوتبالیست خوبی باشی اما به اندازه کافی پول نداشته باشی آینده ات در مخاطره خواهد بود. هدایتی اینجا ایستاده هم ایشان قیمت فوتبالیست های امروز را می داند و هم من و تو. به آقای هدایتی گفتم یک میلیارد نقد به این جوان بده تا همین الان پای برگه قراردادش را امضا کند که او ی گفت می دهم مگر من را قبول ندارید. گفتم آقا قبول دارم ولی نقد کار می کنم نسیه را ولش کن. اگر طارمی را واقعا می خواهید همین الان پولش را بدهید. ایشان هم گفت من چک رمزدار دستم است چک هم قبول نمی کنید برویم منزل یورو و دلار موجود هست که گفتم آقای طارمی هرجا می خواهید بروید، بروید تا پولت را نقد نگرفتی ودر حسابت نگذاشتی پای قرارداد را امضا نکن. تا وقتی که امضا نکرده ای اینجوری روی بورس و عزیز هستی.
خاطره حضور در ترکیه
به مهدی طارمی می گویم بدترین جای ممکن برای زندگی و فوتبال بازی کردن کشور ترکیه است و یک میلیارد پرسپولیس به ۱۰ میلیارد آنها می ارزد. چون خودم یک خاطره تلخ از ترکیه دارم. اتفاقا همان شب به طارمی گفتم اروپا یعنی اسپانیا، ایتالیا، آلمان و فوتبال یونان نمی تواند کمک حال یا تضمین کننده آینده ات باشد.به او گفتم حتی نظر شخصی من را بخواهی فرانسه هم به دردت نمی خورد. بگذریم من وقتی قراردادم با کل آلمان تمام شد توافق کرده بودم بروم سن خوزه آمریکا که دوستم آقای هادی کافی پسر مرحوم کافی بزرگ با من تماس گرفت و گفت یکی از دوستانم در ترکیه تاجر پنبه است به او فشار آورده اند که تو یک سفر بروی ترکیه و با باشگاه ترابوزان اسپورت مذاکره کنی . گفتم هادی جان می خواهم بروم آمریکا گفت حالا یک سفر یک روزه هم شده برو ترکیه قبول کردم و گفتم در عالم رفاقت می روم. باشگاه ترابوزان بلیت گرفت بود و در فرودگاه استانبول از پلکان هواپیما می آمدم پایین دیدم ده ها دوربین و صد نفر آدم با پرچم و خودروهای لوکس به استقبالم آمده اند. در ترکیه خواننده و ها و فوتبالیست ها خیلی مورد توجه دوربین ها قرار دارند یعنی به عمرم ندیده بودم برایم اینقدر دوربین در باند فرودگاه جمع شده باشد. خلاصه ما را با سلام صلوات بردند به یک ساختمان بزرگ و اتاق مالک باشگاه ترابوزان اسپورت عین فیلم ها یک نفر بالای سرش سیگار برگش را جلوی دهانش می گرفت و برمی داشت یکی دیگر می آمد کفش هایش را برق می انداخت.
تا نشستیم یک پاکت به من داد و دو پاکت هم به دو مترجم ایرانی که خودشان برایم انتخاب کرده بودند. پاکت را باز کردم دیدم ۲۰ هزار دلار داخلش است. سوال کردم این چیست گفتند هدیه خوشامدگویی . گفتم من از این هدیه ها لازم ندارم گفتند این نوعی توهین به فرهنگ ما محسوب می شود شما باید هدیه را قبول کنید. خلاصه بعد از آن رفتم داخل اتاقی که در یک هتل ۵ ستاره برایم گرفته بودند بعد هم یکی از همین مترجمان ایرانی یک برگه آورد و گفت این را باید امضا کنید پرسیدم این دیگر چیست گفتند برای اسناد مالی شرکت مالک ترابوزان اسپورت بابت آن ۲۰هزار دلار همه چیز را شسته و رفته انجام می دهند تا حساب و کتابشان مشخص باشد. من هم امضا کردم و رفتم . همان شب هم برایم پرواز استانبول به شهر ساحلی ترابوزان را گرفته بودند که آنجا هم کلی طرفدار تیم به استقبالم آمده بودند. استراحت کردم و فردایش مربی تیم از من خواهش کرد در تمرین تیم شرکت کنم پیش خودم گفتم چه بهتر دو سه روز اینجا هستم و یک تمرینی هم می کنم همین فوتبال درون تیمی بود که من پشت فوروارد بازی می کردم و بعد هم فهمیدم مربی تیم سراغ مدیرعامل باشگاه رفته و پیله کرده هر طور شده این بازیکن را می خواهم مدام من را به جلسه می بردند که با ما قرارداد ببندند.
پیش خودم گفتم چون ترکیه نزدیک ایران است پول زیادی هم از آنها نگیرم و کنار وطنم باشم تا راحت به ایران رفت و آمد داشته باشم. گفتم ۵۰۰هزار دلار گفتند می پذیرم. ماهی ۲۰هزار دلار حقوق ، اتومبیل و خانه هم به عهده باشگاه افتاد. موقعی که خواستم قرارداد را امضا کنم یک آن پیش خودم گفتم نکند سرم کلاه بگذارند چون قرارداد به زبان ترکی و انگلیسی بود گفتم باید قرارداد را مطالعه کنم. قرارداد را سریع فکس کردم برای دوستانم در ایران که فهمیدم در قرارداد نوشته شده ۲۰هزار دلار برای نیم فصل و ۵۰۰ هزار دلار برای فصل بعد. رفتم سراغ مدیرعامل که این چی است گفت خب سال آینده ۵۰۰هزار دلار می گیری گفتم نه چون نیم فصل بود قراردادی یک و نیم ساله من و شما می شود ۷۵۰ هزار دلار این بار قرارداد من را به زبان ترکی و آلمانی نوشتند. در آلمان دوست زیاد داشتم دوباره برای مرور قرارداد برگه را گرفتم و به آلمان فرستادم و دوستان ترجمه کردند و گفتند باز مثل اولی هست این بار ناراحت و عصبانی رفتم سراغ مدیرعامل و گفتم این کار شما بسیار کار غیرشرافتمندانه و غیراخلاقی است و اگر نقد هم ۷۵۰هزار دلار را به من بدهید دیگر با شما آدم های خلافکار و کلاهبردار کار نمی کنم. پا شدم از دفتر بیایم بیرون یک حرف به ترکی زد فکر کردم فحش می دهد از مترجم پرسیدم که چه می گوید مترجم گفت می گوید شما با ما قراردادبستی پول گرفتی و این هم رسیدش همان ۲۰هزاردلاری که مالک باشگاه به عنوان خوشامد به من داد بود را به من نشان داد. بعدها متوجه شدم به فیفا شکایت کردند و از من ۵۰هزار دلار خسارت گرفتند. نکته جالب اینجاست که به آن دو مترجم ایرانی گفتم چرا حقیقت را از من پنهان می کنید گفتند مالک ترابوزان اسپورت رییس مافیاست و هر لحظه که اراده کند ما را محو می کند. شب در لابی هتل نشسته بودم که یک نفر از کنسولگری ایران به دیدنم آمد و داشت به من می گفت هر بازیکن خارجی به ترکیه آمده به مشکلات زیادی خورده و کلا اینها قابل اعتماد نیستند. وقتی آن دو مترجم ایرانی به سمت ما آمدند حرف های آقایی که از کنسولگری آمده بود عوض شد و گفت اینها آدم های خوبی هستند برایشان بازی کن انشاالله موفق باشی. فهمیدم که یک خبری است. خداحافظی کردیم به اتاقم برگشتم آن دوست از کنسولگری تماس گرفت از در پشت هتل به طوری که مترجم شما را نبینند خارج شو تا به کنسولگری برویم و در کنسولگری فهمیدم که آنها چه باند تبهکار،مافیایی و خطرناکی بودند و اصلا کار با آنها یک ریسک بزرگ برای جان آدم به شمار می رفت چه برسد به فوتبال به خاطر همین به طارمی هم توصیه می کنم که قید ترکیه را بزند.می دانم باز هم چنین باندهایی همین حالا هم در ترکیه هستند و برای آینده مهدی نقشه کشیده اند.از او می خواهم اگر جانش را و آینده اش را دوست دارد نرود.بار دیگر می خواهم از طریق کاپ از مهدی خواهش کنم به ترکیه نرود.
خداحافظی مسی
مسی فوتبالیست بزرگی است اما مثل همه آدم ها احساس دارد و فکر می کنم تحت فشار شدید روحی این حرف را به زبان آورده و حیف است فوتبالیستی مثل او در تیم ملی آرژانتین و جام جهانی روسیه بازی نکند. امیدوارم در چند روز آینده که آرام می شود در تصمیمش تجدیدنظر کند چون او متعلق به خودش نیست و طرفدارانش در همه دنیا دوست دارند هنرنمایی اش را در مستطیل سبز ببینند و لذت ببرند.
به دوست طارمی گفتم برو بگذار صحبت کنیم
هفته گذشته بعد از بازی جام ستاره ها برای صرف شام به سفره خانه نزدیک محل بازی رفتیم. ما نشسته بودیم که هدایتی و طارمی هم وارد شدند. البته چند خبرنگار هم در آن محل حضور یافتند. وقتی از من نظرخواهی شد دیدم طارمی جوان بسیار محجوب و مظلومی است. رقم قرارداد فصل قبلش را پرسیدم و گفتم چقدر طلب داری همانطور که سرش پایین بود گفت ۳۰ درصد.
هدایتی به من گفت خداداد نظر شما درباره ماندن مهدی طارمی در پرسپولیس چیست؟ یکی از دوستان طارمی هم آنجا بود وارد صحب شد و گفت عجله ای نداریم مهدی باید برود یونان و به او گفتم شما چه کاره طارمی هستی جواب داد دوستش. گفتم برو برو بگذار ما صحبت کنیم.گفتم آقای طارمی الان که روی بورس هستی همه دوستت هستند و دوستت دارند. اما آن روی سکه روزی که روی بورس نباشی و خدای ناکرده رباط صلیبی پاره کنی اطرافت خلوت می شود.
هدایتی گفت در منزل یورو و دلار هست
به مهدی گفتم پیشکسوتان فوتبال را که می شناسی اگر می بینی الان بنده عزت دارم دو دلیل دارد که به تنهایی یعنی با داشتن یک کدام از اینها عزت فعلی را نداشتم. رفتار و فوتبالم به همراه پولی که دارم یعنی همین که دستم جلوی کسی دراز نیست باعث شده عزت داشته باشم. هرچقدر هم فوتبالیست خوبی باشی اما به اندازه کافی پول نداشته باشی آینده ات در مخاطره خواهد بود. هدایتی اینجا ایستاده هم ایشان قیمت فوتبالیست های امروز را می داند و هم من و تو. به آقای هدایتی گفتم یک میلیارد نقد به این جوان بده تا همین الان پای برگه قراردادش را امضا کند که او ی گفت می دهم مگر من را قبول ندارید. گفتم آقا قبول دارم ولی نقد کار می کنم نسیه را ولش کن. اگر طارمی را واقعا می خواهید همین الان پولش را بدهید. ایشان هم گفت من چک رمزدار دستم است چک هم قبول نمی کنید برویم منزل یورو و دلار موجود هست که گفتم آقای طارمی هرجا می خواهید بروید، بروید تا پولت را نقد نگرفتی ودر حسابت نگذاشتی پای قرارداد را امضا نکن. تا وقتی که امضا نکرده ای اینجوری روی بورس و عزیز هستی.
خاطره حضور در ترکیه
به مهدی طارمی می گویم بدترین جای ممکن برای زندگی و فوتبال بازی کردن کشور ترکیه است و یک میلیارد پرسپولیس به ۱۰ میلیارد آنها می ارزد. چون خودم یک خاطره تلخ از ترکیه دارم. اتفاقا همان شب به طارمی گفتم اروپا یعنی اسپانیا، ایتالیا، آلمان و فوتبال یونان نمی تواند کمک حال یا تضمین کننده آینده ات باشد.به او گفتم حتی نظر شخصی من را بخواهی فرانسه هم به دردت نمی خورد. بگذریم من وقتی قراردادم با کل آلمان تمام شد توافق کرده بودم بروم سن خوزه آمریکا که دوستم آقای هادی کافی پسر مرحوم کافی بزرگ با من تماس گرفت و گفت یکی از دوستانم در ترکیه تاجر پنبه است به او فشار آورده اند که تو یک سفر بروی ترکیه و با باشگاه ترابوزان اسپورت مذاکره کنی . گفتم هادی جان می خواهم بروم آمریکا گفت حالا یک سفر یک روزه هم شده برو ترکیه قبول کردم و گفتم در عالم رفاقت می روم. باشگاه ترابوزان بلیت گرفت بود و در فرودگاه استانبول از پلکان هواپیما می آمدم پایین دیدم ده ها دوربین و صد نفر آدم با پرچم و خودروهای لوکس به استقبالم آمده اند. در ترکیه خواننده و ها و فوتبالیست ها خیلی مورد توجه دوربین ها قرار دارند یعنی به عمرم ندیده بودم برایم اینقدر دوربین در باند فرودگاه جمع شده باشد. خلاصه ما را با سلام صلوات بردند به یک ساختمان بزرگ و اتاق مالک باشگاه ترابوزان اسپورت عین فیلم ها یک نفر بالای سرش سیگار برگش را جلوی دهانش می گرفت و برمی داشت یکی دیگر می آمد کفش هایش را برق می انداخت.
تا نشستیم یک پاکت به من داد و دو پاکت هم به دو مترجم ایرانی که خودشان برایم انتخاب کرده بودند. پاکت را باز کردم دیدم ۲۰ هزار دلار داخلش است. سوال کردم این چیست گفتند هدیه خوشامدگویی . گفتم من از این هدیه ها لازم ندارم گفتند این نوعی توهین به فرهنگ ما محسوب می شود شما باید هدیه را قبول کنید. خلاصه بعد از آن رفتم داخل اتاقی که در یک هتل ۵ ستاره برایم گرفته بودند بعد هم یکی از همین مترجمان ایرانی یک برگه آورد و گفت این را باید امضا کنید پرسیدم این دیگر چیست گفتند برای اسناد مالی شرکت مالک ترابوزان اسپورت بابت آن ۲۰هزار دلار همه چیز را شسته و رفته انجام می دهند تا حساب و کتابشان مشخص باشد. من هم امضا کردم و رفتم . همان شب هم برایم پرواز استانبول به شهر ساحلی ترابوزان را گرفته بودند که آنجا هم کلی طرفدار تیم به استقبالم آمده بودند. استراحت کردم و فردایش مربی تیم از من خواهش کرد در تمرین تیم شرکت کنم پیش خودم گفتم چه بهتر دو سه روز اینجا هستم و یک تمرینی هم می کنم همین فوتبال درون تیمی بود که من پشت فوروارد بازی می کردم و بعد هم فهمیدم مربی تیم سراغ مدیرعامل باشگاه رفته و پیله کرده هر طور شده این بازیکن را می خواهم مدام من را به جلسه می بردند که با ما قرارداد ببندند.
پیش خودم گفتم چون ترکیه نزدیک ایران است پول زیادی هم از آنها نگیرم و کنار وطنم باشم تا راحت به ایران رفت و آمد داشته باشم. گفتم ۵۰۰هزار دلار گفتند می پذیرم. ماهی ۲۰هزار دلار حقوق ، اتومبیل و خانه هم به عهده باشگاه افتاد. موقعی که خواستم قرارداد را امضا کنم یک آن پیش خودم گفتم نکند سرم کلاه بگذارند چون قرارداد به زبان ترکی و انگلیسی بود گفتم باید قرارداد را مطالعه کنم. قرارداد را سریع فکس کردم برای دوستانم در ایران که فهمیدم در قرارداد نوشته شده ۲۰هزار دلار برای نیم فصل و ۵۰۰ هزار دلار برای فصل بعد. رفتم سراغ مدیرعامل که این چی است گفت خب سال آینده ۵۰۰هزار دلار می گیری گفتم نه چون نیم فصل بود قراردادی یک و نیم ساله من و شما می شود ۷۵۰ هزار دلار این بار قرارداد من را به زبان ترکی و آلمانی نوشتند. در آلمان دوست زیاد داشتم دوباره برای مرور قرارداد برگه را گرفتم و به آلمان فرستادم و دوستان ترجمه کردند و گفتند باز مثل اولی هست این بار ناراحت و عصبانی رفتم سراغ مدیرعامل و گفتم این کار شما بسیار کار غیرشرافتمندانه و غیراخلاقی است و اگر نقد هم ۷۵۰هزار دلار را به من بدهید دیگر با شما آدم های خلافکار و کلاهبردار کار نمی کنم. پا شدم از دفتر بیایم بیرون یک حرف به ترکی زد فکر کردم فحش می دهد از مترجم پرسیدم که چه می گوید مترجم گفت می گوید شما با ما قراردادبستی پول گرفتی و این هم رسیدش همان ۲۰هزاردلاری که مالک باشگاه به عنوان خوشامد به من داد بود را به من نشان داد. بعدها متوجه شدم به فیفا شکایت کردند و از من ۵۰هزار دلار خسارت گرفتند. نکته جالب اینجاست که به آن دو مترجم ایرانی گفتم چرا حقیقت را از من پنهان می کنید گفتند مالک ترابوزان اسپورت رییس مافیاست و هر لحظه که اراده کند ما را محو می کند. شب در لابی هتل نشسته بودم که یک نفر از کنسولگری ایران به دیدنم آمد و داشت به من می گفت هر بازیکن خارجی به ترکیه آمده به مشکلات زیادی خورده و کلا اینها قابل اعتماد نیستند. وقتی آن دو مترجم ایرانی به سمت ما آمدند حرف های آقایی که از کنسولگری آمده بود عوض شد و گفت اینها آدم های خوبی هستند برایشان بازی کن انشاالله موفق باشی. فهمیدم که یک خبری است. خداحافظی کردیم به اتاقم برگشتم آن دوست از کنسولگری تماس گرفت از در پشت هتل به طوری که مترجم شما را نبینند خارج شو تا به کنسولگری برویم و در کنسولگری فهمیدم که آنها چه باند تبهکار،مافیایی و خطرناکی بودند و اصلا کار با آنها یک ریسک بزرگ برای جان آدم به شمار می رفت چه برسد به فوتبال به خاطر همین به طارمی هم توصیه می کنم که قید ترکیه را بزند.می دانم باز هم چنین باندهایی همین حالا هم در ترکیه هستند و برای آینده مهدی نقشه کشیده اند.از او می خواهم اگر جانش را و آینده اش را دوست دارد نرود.بار دیگر می خواهم از طریق کاپ از مهدی خواهش کنم به ترکیه نرود.
خداحافظی مسی
مسی فوتبالیست بزرگی است اما مثل همه آدم ها احساس دارد و فکر می کنم تحت فشار شدید روحی این حرف را به زبان آورده و حیف است فوتبالیستی مثل او در تیم ملی آرژانتین و جام جهانی روسیه بازی نکند. امیدوارم در چند روز آینده که آرام می شود در تصمیمش تجدیدنظر کند چون او متعلق به خودش نیست و طرفدارانش در همه دنیا دوست دارند هنرنمایی اش را در مستطیل سبز ببینند و لذت ببرند.
تبلیغات متنی
-
انتخاب اول خریداران کالابرگ مشخص شد
-
ترامپ: میخواهم پوتین جنگ را تمام کند
-
لحظه اصابت صاعقه به زمین در ایلام
-
ادعای رسانه عبری درباره محور دیدار ویتکاف و نتانیاهو
-
عادی شدن سیگار کشیدن دختران نوجوان جلوی مدرسه
-
حضور پلنگ در حیاط خانه یک روستایی
-
حمله رسایی به معاون پزشکیان قبل از شروع مذاکرات
-
ترافیک پرحجم در محور هراز به دلیل بارش سنگین برف
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
هوای تهران به لطف بارش باران پاک شد
-
روایت جعفرزاده ایمنآبادی از بدشانسیهای پزشکیان
-
روایت نماینده نزدیک به زاکانی از پیششرطهای ایران برای مذاکره
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
ماجرای خواستگاری رفتن خسرو شکیبایی
-
کلکل نمادین پهپادهای ایران و آمریکا در فلایترادار
-
این سکانس از وحشی در حال دست به دست شدن است
-
الناز شاکردوست و سروش یک طرف؛ هادی چوپان هم آن طرف!
-
پشتپرده اصرار ایران برای تغییر محل مذاکره فاش شد
-
موافقت دولت ترامپ با درخواست تازه ایران
-
بارش برف و باران تا پنجشنبه ادامه دارد
-
سوتی جنجالی صداوسیما در پخش تصاویر جنگ ۱۲ روزه
-
شمخانی: جنگ حتمی است
-
ایران رسماً وارد فاز سالمندی شد
-
بیانیه مهم کاخ سفید درباره مذاکره آمریکا با ایران
-
سردار سپاه: حمله کنند فورا پایگاههای آمریکا را میزنیم
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
-
ترامپ شبانه درباره توافق با ایران سخنرانی کرد
-
عکس توجهبرانگیز از وضعیت هماکنون آسمان ایران
-
تصاویر تست پروازی بالگردهای Mi-۲۸ در غرب تهران
-
اعزام پهپادهای سپاه برای تعقیب آبراهام لینکلن
-
استعفای وکیل شاکی پرونده «پژمان جمشیدی»
-
ساعدینیا بازداشت و تمام اموال وی مصادره شد
-
پدیده دنیای مداحان در شبکه سه رونمایی شد
-
طراحی پوستر سفر کاریِ سعید جلیلی جلبتوجه کرد
-
زمان دیدار ویتکاف و عراقچی در استانبول مشخص شد
-
تصمیم جدید درباره حقوق کارکنان دولت در سال ۱۴۰۵
-
حامد بهداد و بهنوش طباطبایی دعوت جشنواره را پس فرستادند
-
حجت اشرفزاده همکاری با صداوسیما را متوقف کرد
-
مقام روسی: پیامهای آمریکا به ایران، اولتیماتوم هستند
-
تصاویری از آتشسوزی گسترده در غرب تهران
-
الناز شاکردوست از سینما خداحافظی کرد
-
واکنش تند پدیده استقلال به برنامه شبکه افق
-
فراخوان برای آنفالو کردن هادی چوپان در اینستاگرام
-
آقای منوچهر هادی، معنی اعتراض را هم فهمیدیم!
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
گوش کن بچه راست میگه خداداد
خدایی من طرفدار استقلالم .به جان بچه ام اما واقعا دوست دارم طارمی واسه پرسپولیس بازی کنه تا بره تو ترکیه با اون ادم های زبان نفهم بازی کنه .راست میگن خداداد عزیزی چون ترکیه و مردمش مزخرف ترین مردم کل جهان هستن
طارمی برگرد برگرد فرودگاه آتاتورک بمب گذاشتن
خیلی آدم باحالیه خداداد..دوستش داریم واقعا... طارمی بزرگترین اشتباه رو کرد