بهار، ملینا و آنیلا؛ سه جانباخته مشهور دیماه
«بهار۲ساله، ملینا ۳ساله و آنیلا ۸ساله.» اینها کمسنترین شهدای ناآرامیهای اخیر هستند؛ در این گزارش به ۳روایت دردناک از این شهدای خردسال میپردازیم.
روزنامه همشهری: «بهار۲ساله، ملینا ۳ساله و آنیلا ۸ساله.» اینها کمسنترین شهدای ناآرامیهای اخیر هستند؛ در این گزارش به ۳روایت دردناک از این شهدای خردسال میپردازیم. خواندن این گزارش برای همه افراد مناسب نیست.
آنیلا فقط ۸سال داشت
شامگاه ۱۹دیماه بود که دختر بچه ۸سالهای به نام آنیلا به همراه مادر و مادربزرگش از خانهشان در اصفهان خارج شدند تا به پمپبنزین بروند. بعد از اینکه از جایگاه سوخت بیرون آمدند، در مسیر برگشت به خانه در محاصره آنها قرار گرفتند. آنها با سنگ و چوب به ماشین حمله کردند. مادر که ترسیده بود، هراسان سعی داشت تا از میان جمعیت راهی باز کند و از خیابانهای فرعی به خانه برسد.

مادر داغدار آنیلا درباره این حادثه هولناک میگوید: آنها با سنگ و چوب به ما حمله کردند. مادر بزرگ آنیلا او را در آغوش گرفته و روی صندلی عقب نشسته بود تا از صدمه دیدنش جلوگیری کند. چون میترسید که شیشههای ماشین خرد شود و روی آنیلا بریزد. من هم تلاش میکردم تا از بین آنها راهی برای فرار باز کنم و جانمان را نجات دهیم.او ادامه میدهد: ما پشت یک ماشین مشکی شاسیبلند گیرافتاده بودیم و نمیتوانستیم حرکت کنیم. بعد از اینکه آن ماشین رد شد پایم را روی گاز گذاشتم تا از آن صحنه وحشتناک که آنها ایجاد کرده بودند، فرار کنم اما ناگهان صدای شلیک گلوله باعث شد گیج شوم. چند دقیقه بعد وقتی بهخودم آمدم به سرعت به عقب نگاه کردم تا ببینم مادربزرگ و نوه در چه حالی هستند که دیدم صندلی عقب غرق در خون است و آنیلا در آغوش مادربزرگ افتاده است. سر و صورت دخترم غرق در خون بود و آنیلا همان زمان پرکشید.مادر آنیلا که هنوز این جنایت را باور ندارد با گریه میگوید: هنوز دفتر مشق آنیلا در خانه پهن بود اما او دیگر به خانه برنگشت تا مشقهایش را تمام کند. در این روزها پدر آنیلا عروسکهای دخترمان را در خانه چیده و به یاد دخترمان به آنها نگاه میکند. ما بهدنبال گرفتن انتقام از قاتل دخترمان هستیم.
بهار فقط 2بهار را دید
خردسالترین شهید حوادث تلخ اخیر، بهار سیفی، دختر 2ساله اهل نیشابور است که به شکلی باورنکردنی به شهادت رسید. شامگاه جمعه 19دیماه امسال و در دومین شب ناآرامیها، میلاد برادر بهار دست خواهر کوچکش را گرفت تا با هم سر کوچه بروند و زبالهها را جلوی در بگذارند. آنها ساکن خیابان ستایش در منطقه بیبیشطیطه نیشابور هستند کهآنها از همان جلوی در صدای داد و فریاد میشنیدند و گمان نمیکردند که خطری تهدیدشان کند. میلاد و بهار وقتی به سر کوچه رسیدند از صحنههایی که میدیدند حیرت کردند.

چند سطل زباله و خودرو آتش گرفته بود و مردم اینسو و آنسو میدویدند. هردو ترسیده بودند و بهار به آغوش برادرش پناه برد. آنها میخواستند زبالهها را در سطل بیندازند و برگردند اما ناگهان گلولهای شلیک شد که بعد از اصابت به دیوار، کمانه کرد و به پیشانی بهار برخورد کرد. صورت دختربچه غرق در خون بود و برادرش دواندوان او را به طرف خانه برد. پدر و مادر بهار صحنه وحشتناکی را که به چشم میدیدند باور نداشتند، اما همهچیز واقعیت داشت. دختر 2ساله با مرگ دستو پنجه نرم میکرد و حال وخیمی داشت و در این شرایط به بیمارستان منتقل شد، اما پس از 3شبانهروز به شهادت رسید و در نهایت در روستای شاداب بخش مرکزی نیشابور تشییع شد و در آرامستان این روستا آرام گرفت.
شهادت ملینا در آغوش پدر
شامگاه 18دیماه بود که دختربچه 3سالهای به نام ملینا به همراه پدرش برای خرید شیرخشک و دارو از خانهشان در یکی از محلههای کرمانشاه خارج شدند. آنها در راه بازگشت از داروخانه بودند که ملینا هدف گلوله قرار گرفت و در آغوش پدرش جانش را از دست داد.
احسان اسدی 34ساله، پدر ملینا که راننده سازمان اتوبوسرانی کرمانشاه است، درباره این حادثه تلخ میگوید: شب حادثه قصد خرید شیرخشک و دارو برای پسر 2سالهام را داشتم اما هنگام خروج از خانه، دخترم ملینا با گریه اصرار کرد که او را هم با خودم ببرم. من هم نتوانستم در برابر خواستهاش مقاومت کنم و هردو از خانه خارج شدیم.

او ادامه میدهد: وقتی از خانه بیرون آمدیم، خیابان شلوغ بود. خانه ما در کوی 123در بلوار طاقبستان قرار دارد و داروخانه به ما نزدیک است. بعد از خرید دارو و شیرخشک از داروخانه بیرون آمدیم و در جهت مخالف مردم بهسوی خانه به راه افتادیم. به سر خیابانمان که رسیدیم، ناگهان صدای شلیک گلوله به هوا بلند شد و گلولهای به سر دخترم اصابت کرد. خون پهنای صورتش را پوشاند. در آن لحظه وحشتناک شوکه شده بودم. فقط یادم میآید که در خیابان میدویدم. داد میزدم و بهدنبال یک مرکز درمانی بودم. در همه آن لحظات هولناک از خدا میخواستم دخترم را به من برگرداند. دنبال معجزه بودم و نمیخواستم باور کنم که دخترم را از دست دادهام. در همان مسیر به یک پایگاه اورژانس رسیدم. آنها تا دخترم را دیدند به من تسلیت گفتند. اما با وجود این از آنها خواستم تا دخترم را به بیمارستان برسانند. دخترم را در همان وضعیت سوار آمبولانس کردیم و به بیمارستان طالقانی کرمانشاه بردیم. آنجا وقتی دخترم را دیدند به من گفتند که او جان خود را از دست داده است.
تبلیغات متنی
-
قیمت این خودرو ۶۰۰ میلیون تومان تغییر کرد!
-
پایان کار حسین وفایی در اسنوکر قهرمانی جهان
-
دو قاب از فیلم تازه آنتونی هاپکینز در آستانه ۹۰ سالگی
-
سیانان: تمام چشمها به تهران دوخته شده است
-
حمله صابریننیوز به سلبریتیها در حمایت از برکلی
-
عکس دیدهنشده از مهدی تاج در فرودگاه کانادا
-
آینده مبهم و پیچیده فرهاد مجیدی در امارات!
-
چرا طلا دوباره گران شد؟
-
والاستریت ژورنال تصمیم نهایی ترامپ را فاش کرد
-
خبر تازه از زمان بازگشت سریال بامداد خمار
-
خبرورزشی: جام جهانی آمریکا را تحریم میکنیم!
-
سپاه: موشکها و پهپادها آماده شلیک و تیکافاند
-
تصاویر دیدهنشده از پزشکیان در روزهای جنگ
-
عینک ویژه ملانیا ترامپ در دیدار با خاندان سلطنتی
-
تصمیم آمریکا برای مصادره برخی نفتکشهای ایران!
-
قیمت این خودرو ۶۰۰ میلیون تومان تغییر کرد!
-
سیانان: تمام چشمها به تهران دوخته شده است
-
عکس دیدهنشده از مهدی تاج در فرودگاه کانادا
-
والاستریت ژورنال تصمیم نهایی ترامپ را فاش کرد
-
تصمیم آمریکا برای مصادره برخی نفتکشهای ایران!
-
حمله کیهان به اعتماد به دلیل اظهارات جنتی
-
طلا کانال عوض کرد، دلار هم در اوج ماند
-
قطعی اینترنت به دو رکورد تازه رسید!
-
واکنش وزیر خارجه کانادا به ریجکت مهدی تاج
-
پیام تازه ترامپ: طوفان در راه است!
-
نرخ سرسامآور تورم در فروردین ۴۰۵ اعلام شد!
-
ادعای ترامپ درباره زمان پایان جنگ ایران و اوکراین
-
گزینههای جدید نظامی علیه ایران، امروز روی میز ترامپ!
-
انصراف تیم ملی زنان: چون مدال نمیآوریم، نمیرویم!
-
چند روایت از جنگزدههایی که اخطار تخلیه گرفتند!
-
ترامپ ایران را با یک عکس جدید از خودش تهدید کرد
-
گزارش تازه از وضعیت جسمانی رهبر انقلاب
-
نطق شبانه ترامپ درباره شرط توافق با ایران
-
نقاطی که ممکن است در جنگ بعدی هدف آمریکا باشند
-
شعارنویسی تندروها روی درب ساختمان تسنیم
-
خانم مبینا نصیری! شاید کمی استراحت نیاز دارید
-
نرخ طلا و دلار امروز صعودی شد
-
افشاگری رشیدیکوچی درباره مسائل پشت پرده اینترنت پرو
-
طرح ارتش آمریکا برای موج تازه حملات علیه ایران
-
دو خبر مهم که پس از ادعای جدید ترامپ منتشر شد
-
احتمال حضوری شدن این دانشگاهها مطرح شد
-
فقط تا یک ماه دیگر ذخیره بطری روغن موجود است!
-
وضعیت عجیب و باورنکردنی قیمت موبایل در ایران!
-
پوستر جدید مترو تهران با عکس ترامپ جلبتوجه کرد
-
چند سناریو درباره لحظه خاموشی جنگ ایران و آمریکا
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل
نظر کاربران
بسیار غم انگیز و درآور است
چی بگم نمیدونم
فقط صبر زیاد برای پدر و مادرش از پروردگار خواستارم
بچه رو بیرون نبرید کلا وسط جنگ درگیری تیراندازی خودتون هم مواظب باشید لباس ضخیم عینک و شیلد محافظ چشم بذارید
خیلی عبوری ها تیرخوردن طفلک مردم بیگناه
درد خیلی بزرگی هست ،ولی من مادر وقتی میدونم ساعت شش غروب به بعد بیرون درگیری هست چرا بچه رو بیرون ببرم
فقط قصه نگن برای مردم خودمون میدونیم موضوع رو
پیام شخصی ایتا بازشد