۱۶۲۱۱۵۷
۵۳۰
۵۳۰
پ

بهت مونا، آن شب فجیع و داغی که همیشه داغ است

مگر می‌شود آدمی با آن‌همه ذوق، آن‌همه هنر و آن‌همه لطافت، این‌چنین قربانی خشونت شود؟ یکی از لطیف‌ترین و اثرگذارترین هنرمندان تاریخ معاصر ایران، کسی که جهانش را با تصویر و قصه و شخصیت ساخته بود، این‌گونه از میان ما برود؟

برترین‌ها: شبی که داریوش مهرجویی و همسرش، وحیده محمدی‌فر، به قتل رسیدند، یکی از عجیب‌ترین و شوکه‌کننده‌ترین شب‌های سال‌های اخیر بود. خبری که ناگهان روی خروجی رسانه‌ها قرار گرفت و جامعه ایران را در بهت فرو برد. دوستداران سینما، جامعه هنری و مردمی که با فیلم‌های مهرجویی خاطره داشتند، اصلاً منتظر چنین خبری نبودند. داریوش مهرجویی، یکی از بهترین کارگردان‌های تاریخ سینمای ایران، و همسرش، ناگهان و به شکلی هولناک از میان ما رفتند؛ مرگی که یادآور شوک ناشی از مرگ کیومرث پوراحمد هم بود.

سایتت

حالا پست تازه مونا مهرجویی، درباره آن روز و لحظات اولیه‌ای که با قتل پدر و مادرش مواجه شد، دوباره همه‌چیز را به یادمان آورده است؛ هم تلخی آن اتفاق را و هم پرسش‌هایی را که هنوز، با گذشت این سال‌ها، آزاردهنده‌اند. مونا مهرجویی در نوشته‌اش از ابهام‌هایی گفته که همچنان باقی مانده‌اند؛ اینکه دقیقاً چه اتفاقی افتاد، چه کسانی پدر و مادرش را به قتل رساندند و با چه انگیزه‌ای.

به‌خصوص پس از انتشار مستندی که داریوش مهرجویی در آن، بعد از جنبش سال ۱۴۰۱، حرف‌های متفاوتی زده بود، در بخشی از جامعه بدبینی‌ها و تردیدهایی شکل گرفت. البته نهادهای رسمی این گمانه‌ها را رد کردند و قتل را دارای انگیزه شخصی دانستند. اما مسئله اینجاست که این پرونده، با همه آنچه درباره‌اش گفته شده، هنوز برای بخشی از افکار عمومی با پرسش‌ها و ابهام‌هایی همراه است که به‌سادگی از ذهن پاک نمی‌شوند.

مگر می‌شود؟ مگر می‌شود یکی از بهترین کارگردان‌های تاریخ سینمای ایران، کسی که با فیلم‌هایش این‌همه خاطره جمعی ساخته، این‌گونه از میان ما برود؟ از «دایره مینا» و «پستچی» و «اجاره‌نشین‌ها» تا «هامون»، «پری»، «سارا» و «لیلا»؛ مهرجویی فقط فیلم نساخته بود، بخشی از حافظه جمعی چند نسل از ایرانیان را شکل داده بود. و بعد، ناگهان، چنین پایانی. آن هم با پرونده‌ای که همچنان پرسش‌هایش برای بسیاری بی‌پاسخ مانده است. اینکه متهمان پرونده از اتباع خارجی بودند نیز به حساسیت‌های عمومی دامن زد.

Mehrjuyi02

شاید سال‌ها بعد، وقتی از این روزهای عجیب فاصله گرفته باشیم، فرصتی پیدا کنیم که اتفاقات این سال‌ها را در کتاب‌های تاریخ، مورد به مورد، موشکافی کنیم؛ بفهمیم چه بر ما گذشت و چرا این‌همه اتفاق تلخ، گاه چنان پشت سر هم رخ دادند که حتی فرصت سوگواری و فهمیدنشان را هم پیدا نکردیم.

درد ماجرا همین است؛ اینکه دو تن از چهره‌های برجسته سینمای ایران، کیومرث پوراحمد و داریوش مهرجویی، به دو شکل عجیب و تلخ از میان ما رفتند و دیگر در میانمان نیستند. هنوز فرصت نکرده‌ایم آن‌طور که باید، درباره آنچه بر آنها گذشت فکر کنیم؛ هنوز از شوک بعضی اتفاقات بیرون نیامده‌ایم که اتفاق دیگری از راه می‌رسد.

مگر می‌شود آدمی با آن‌همه ذوق، آن‌همه هنر و آن‌همه لطافت، این‌چنین قربانی خشونت شود؟ یکی از لطیف‌ترین و اثرگذارترین هنرمندان تاریخ معاصر ایران، کسی که جهانش را با تصویر و قصه و شخصیت ساخته بود، این‌گونه از میان ما برود؟

cinemacinema_ir-503

شاید به همین دلیل است که داغ داریوش مهرجویی هنوز تازه است؛ حتی در دومین یا سومین سالگرد آن شب تلخ. چون ما فقط برای یک کارگردان سوگواری نمی‌کنیم؛ برای بخشی از خاطراتمان، برای بخشی از سینمایمان و برای پرسش‌هایی سوگواری می‌کنیم که هنوز پاسخی روشن برایشان نداریم. و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد: اینکه با گذشت این همه زمان، هنوز وقتی به آن شب فکر می‌کنیم، همان سؤال نخست در ذهنمان تکرار می‌شود؛ واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

محتوای حمایت شده

تبلیغات متنی

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت، «برترین ها» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج