سعید مدرس، «ساحل چمخاله» و «دنیای وارونه» اش!
گفتوگوی ما با سعید مدرس یک مهمان ویژه داشت و همسر سعید مدرس او را در این گفت و گوی جنجالی همراهی می کرد اما او ترجیح می داد سکوت کند و صراحت همسرش را تماشا کند.

مجله زندگی ایده آل - بهمن بابازاده: حتما ویدئوكلیپهای انیمیشنیاش را دیدهاید و در اینترنت متوجه مجبوبیتش شدهاید. محبوبیتی كه امسال به اوج خود رسید و مجاز شدن «سعید مدرس» و فعالیتهای رسمیاش در بازار توانست سر و صداهای زیادی ایجاد کند. «سعید مدرس» خواننده خلاق و خوشفكری است كه بدون شك در سال گذشته، مهمترین چهره جوان و به قولی «پدیده» بازار موسیقی كشور بود؛ پدیدهای كه بیش از ۱۱سال سابقه كار داشت و نخستین آلبومش سال قبل به بازار آمد و این اواخر، استقبال از كنسرتهایش باعث شد نگاه خیلیها به سمتش بچرخد. گفتوگوی ما یک مهمان ویژه داشت و همسر سعید مدرس او را در این گفت و گوی جنجالی همراهی می کرد اما او ترجیح می داد سکوت کند و صراحت همسرش را تماشا کند.
اواخر سال گذشته بود كه تو با آلبوم «ساحل چمخاله» توانستی به صورت رسمی وارد بازار موسیقی كشور شوی. باوجود حضور و فعالیت چند سالهات در حوزه موسیقی كشور، بالاخره سال ۹۳ فعالیتهای رسمیات جدیتر شد و آرامآرام توانستی ورودی قوی را به بازار رسمی كشور تجربه كنی. درباره این یك سال صحبت كن؛ سالی كه به هر حال برای تو سال مهمی بود.
من حدود ۹سال بود كه بهطور رسمی فعالیتهای اولیهام را در بازار موسیقی كشور آغاز كرده بودم و خوشبختانه از همان سال نخست، با ویدئوكلیپهایی كه برای آثارم میساختم، توانسته بودم نظر برخی مخاطبان موسیقی آن دوره را به آثارم جلب كنم. بعد زمانی كه تصمیم گرفتم در بازار مجاز فعالیت كنم، دیگر مجبور بودم كه چند سالی سكوت كنم و پخش آثارم از ماهواره را هم قطع كردم و سه، چهار سالی در فعالیتهایم وقفه ایجاد شد. سعی كردم در این چند سال برای انتشار آلبوم رسمیام بیشتر و بیشتر وقت و انرژی صرف كنم.
و در همین برهه به یكباره قطعه «دنیای وارونه» شنیده شد و تو خیلی زود نامت سر زبانها افتاد.
بعد از اینكه «دنیای وارونه» هیت شد، یك سال بعد به ایران آمدم. البته قطعه دیگری هم در همان سالها داشتم به نام «چیزی بلد نیستم بگم» (گریه نكن) كه این اثر هم شنیده شد و همین باعث شد خودم خیلی دلگرم شوم اما این دلگرمی مصادف شد با دوران سكوتی كه باید میگذراندم تا بتوانم آثار رسمیام را در بازار موسیقی كشور به صورت رسمی منتشر كنم.
تا به حال درباره نوع ورودت به بازار موسیقی كشور حرف نزدهای. اصولا هم خیلی كم مصاحبه میكنی ولی تا به حال درباره این موضوع اصلا حرف نزدهای. میخواهم برای اولین بار این موضوع و این روند را توضیح دهی.
من در دانشگاه دوستی داشتم كه گیتاریست بود و علاقه زیادی به خواندن داشت. او همسایه خانم «مونا برزویی» بود كه البته آن موقع ایشان اسم شناختهشدهای در حوزه ترانهسرایی نبود. این دوست به من گفت یكسری ترانه از طریق خواهر خانم برزویی كه شاگرد گیتار این دوستم بود به دستش رسیده و از من خواست روی آنها ملودی بسازم و كار كنیم. آرامآرام به صورت دلی آن كار را باوجود نداشتن تجربه قبلی انجام دادم. آن زمان آلبومها و آثاری كه به صورت بندری یا «شش و هشت» تولید میشد خیلی مورد توجه قرار میگرفت ولی فضایی كه من در آن آلبوم سراغش رفته بودم در آن دوره چندان نمیتوانست باب میل باشد.
اینترنت هم به معنی امروز وجود نداشت چون ماجرا به ۱۱- ۱۰ سال پیش برمیگردد. تنها راه شنیده شدن اثر شركت پخشهای آلبومها و كاستها بود كه میتوانستند اثری را منتشر كنند اما با توجه به اینكه فضای آلبوم كمی نسبت به آن سالها فرق داشت، هیچ شركتی حاضر نشد روی این آلبوم سرمایهگذاری و آن را وارد بازار کند. همین موضوع باعث شد آن اثر روی دست دوستم بماند و بعد از مدتی من تصمیم گرفتم خودم این آثار را كه ساخته بودم، بخوانم و منتشر كنم.
چه سالی؟
فكر میكنم سال ۸۴ بود.
«دنیای وارونه» چه سالی منتشر شد؟
آن قطعه سال ۸۷ منتشر شد.
پس به هر حال همین ورود اتفاقی باعث شد تجربههای خوبی پیدا كنی و بتوانی آثارت را در سالهای بعد بهتر و ریزبینانهتر منتشر كنی.
بله، به هر حال تاثیر داشت ولی نكته اصلی این بود كه آن كار فقط به صورت دست به دست تبلیغ شد و توانست سر و صدا كند و هیچ تبلیغ خاصی نداشت.
شاید ویدئودار بودن آثار تو باعث شده بود نوعی «كاراكتر تصویری» در جامعه آن زمان تولید شود و همین كاراكتر به نوعی به مهر و امضای تو تبدیل شود و بتوانی بر اساس این موضوع كمی نسبت به بقیه فرقهایی را در ذهن مخاطبانت داشته باشی.
اتفاقا ادامه داستان من به همین جا میرسد. در آن سالها موضوع ویدئوكلیپ در ایران آرامآرام داشت جدی میشد و حتی چند شبكه هم مثل شبكه «مهاجر» توانسته بودند مجوز یكسالهای را از مراجع رسمی اخذ كنند و آرامآرام تب ویدئوكلیپ بالا گرفته بود. خوانندههای آن دوره هم دیگر به ویدئوكلیپ ساختن برای آثارشان روی آورده بودند. من هم به واسطه همان موج سراغ چند شركت و كارگردان مهم آن زمان كه در بحث ویدئوكلیپ فعالیت داشتند رفتم و متاسفانه و شاید هم خوشبختانه، نتوانستم كارشان را بپسندم.
بعد چون، از سالها قبل من تجربه طراحی و نقاشی داشتم و بر اساس علائق خودم كلاسهای نقاشی را دنبال میكردم، همانجا به خودم گفتم چقدر خوب میشد كه میتوانستم با نرمافزارهای تدوین آشنا شوم و بتوانم در این حوزه امتحانی کنم. آن موقع دسترسی به دوربینهای دیجیتال مثل الان نبود و هنوز دوربینهای معمولی در بورس بودند. ما شروع كردیم به نوشتن سناریو برای كار «زندگی ادامه داره» و این كار را ساختم. خودم هم با دانش كمی كه داشتم در حوزه تدوین، آن را تدوین كردم و به صورت امتحانی آن رادادم بیرون ولی به یكباره متوجه شدم كه استقبال جالبی از آن به عمل آمده و شبكهها هم به خوبی آن را حمایت كردند و كار دیده شد. بعد از این حجم استقبال رفتم سمت ساختن اثر بعدی و این تصمیم كه المانهای نقاشی و انیمیشن و طراحی را در آثارم گسترش بدهم، هدف اصلی من در كار شد.
این اتفاق باعث به وجود آمدن نوعی مهر و امضا برای آثار تو شد؟
چون ماجرا مورد استقبال قرار گرفته بود، به هر حال من هم سعی كردم آن را قویتر كنم. همین خط را رفتم جلو و سعی كردم در آثار بعدی این موضوع را بیشتر پرورش دهم و خدا را شكر این روندتوانست برای من موفقیتهای خوبی در پی داشته باشد.
اواخر سال قبل نخستین آلبوم رسمیات را به بازار موسیقی فرستادی و آلبوم «ساحل چمخاله» باوجود اینكه آلبوم خوبی بود، نتوانست آن طوری كه باید و شاید خودش را نشان دهد. چرا آن اتفاق برای این آلبوم خوب رخ داد؟ تو به هر حال آدم با تجربهای در موسیقی بودی و كمی دور از انتظار بود كه آلبومت تا این حد مورد كم لطفی قرار بگیرد.
این برمیگردد به اعتماد تهیهكننده من به شركت «سیما شهر». این شركت به نظر من و خیلیها حتی شرایط اولیه پخش آثار فرهنگی را هم ندارد و خیلی خندهدار بود كه خیلی از طرفداران من در آن زمان دنبال خریدن آلبومم بودند ولی نمیتوانستند آن را پیدا كنند! این دیگر خیلی عجیب و خندهدار بود و متاسفانه اتفاقی بود كه رخ داده بود.
اما من هنوز هم اعتقاد دارم كه آن اتفاق كمی دور از ذهنت بود چون با توجه به تجربه و رزومهای كه داشتی و از آنجایی كه آن آلبوم هم كار قوی و قابل توجهی از آب در آمده بود، خیلی بیشتر از اینها انتظار میرفت مورد توجه و استقبال قرار بگیرد و حتی میتوانست شخصیت كاری و هنری تو را از این رو به آن رو كند.
بله؛ این حرف خیلیهاست ولی به هر حال آن اتفاق افتاد. به قول معروف آن آلبوم «مایه»اش را داشت كه اتفاقات بهتری برایش بیفتد و ریتمهایی داشت كه همین الان هم نو است بااینكه یك سال از آن میگذرد. البته من این تجربه را روی آثارم داشتهام كه اگر كارهایم در زمان انتشار چندان مورد توجه قرار نگیرید و شنیده نشوند، چند سال بعد این شانس را دارند كه دوباره آن اتفاقهای خوب برایشان بیفتد چون ویژگیهای موسیقی در آنهاست كه به زمان محدودشان نمیكند. ولی اگر دقت بیشتری در آلبوم و انتشارش میشد، قطعا اتفاقهای بهتری هم میافتاد.

برویم سراغ كنسرتهایت در سال ۹۳ كه باوجود پخش نامناسب آلبومت، مورد توجه قرار گرفت و توانست به خوبی با استقبال دوستدارانت مواجه شود.
من با یك استراتژی وارد بحثهای كنسرتم شدم. در ابتدا با یك سئانس در تهران داستانهای كنسرتم را آغاز كردم و برای من هم تجربه جالبی بود. منتها كم كم استقبال باعث شد كه دیگر برنامهها را دو سئانس كنیم و خوشبختانه میزان همخوانی مردم با آثارم جوری بود كه مشخص بود توانستهام كاری كه باید انجام بدهم را درست انجام دادهام. در این كنسرت آخر این حس را داشتم كه «ساحل چمخاله» توانسته بین مردم جا باز كند و با پرفورمنسهای «هك» كه روی سن داشتیم توانستیم نظرات مثبت حاضران را جلب كنیم و خدا را شكر انرژیها در اجرای آخر خیلی بالا بود و این موضوع برای خودم هم جالب بود.
حتما كلی هم از این اتفاقها انرژی گرفتهای؟
صددرصد. تصمیم دارم چند كار تصویری هم داشته باشم و این ویدئوی«ساحل چمخاله» هم در فضای مجازی خوب دیده شد، به مرور اتفاقات خوب بهتری را هم تصمیم دارم داشته باشم.
آیا موفقیتهای كنونی تو كه در سال ۹۳ به شكوفایی رسید، انتهای آرزوهای تو بود یا فكرهای بزرگتری داری؟
یك سری قطعات و تكآهنگهایی دارم كه با ادغام آثار تصویری جدید میخواهم در سال آینده به عنوان آلبوم بعدیام وارد بازار كنم. قطعاتی جدید و آثار قویتری كه فكر میكنم مورد استقبال هم قرار خواهد گرفت.
میخواهم درباره مخاطب شناسی «سعید مدرس» حرف بزنی. خودت قشر اعظم مخاطبانت را چه كسانی میدانی؟
در اینباره در دو حوزه باید نظر داد؛ من برای دیگران هم ویدئو ساختهام و ویدئوهای «هیت»ای را هم ساختهام. مثل كار «یالا» با صدای «مهدی اسدی» و كاری كه برای «زانیار» ساختم.
بهخاطر همین و بهواسطه این تجربهها متوجه شدهام كه چون به موسیقی كمتر به صورت سیستماتیك بها داده میشود، چشممان مردم ما قویتر و حرفهایتر از گوششان میتواند اتفاقات موسیقی را كشف كند؛ مثلا وقتی ویدئویی خوب و قوی را میسازی و بهواسطه آن ویدئو موزیكی را هم ارائه میكنی، مردم خیلی بهتر تشخیص میدهند و این موضوع در این سالها خیلی مهم شده است.
ولی در رابطه با موسیقی این تشخیص در عموم مردم كمتر است. من فكر میكنم زمان میبرد كه مردم ما با مقوله زیباشناسی در خود موسیقی آشنا شوند.
برای سال بعد و سال جدید بزرگترین ایدهآلی كه در ذهنت هست به من بگو. شاید اواخر سال بعد باز هم با هم حرف زدیم و در مورد این «ایده آل ذهنی تو» بحث كردیم.
همیشه رسیدن به آرزوها یك غم عجیب و غریبی را هم با خودش دارد. یك جور دلتنگی برای سالهایی كه برای رسیدن به این موفقیتها صرف شدهاند. هدف من هرگز به دست آوردن موقعیتهای مالی بهتر از طریق هنر نبوده. من رشته تحصیلیام چیز دیگری بود و اگر یك دهم تلاشی را كه برای موسیقی داشتم صرف رشته تحصیلیام میكردم، موفقیتهای اقتصادی و مادی زیادی را به دست میآوردم.
قصد انتقاد از بحثهای كلان فرهنگی در كشور را ندارم ولی اعتقاد دارم در برههای عدم توجه استعدادهای نو و خلاق حوزه هنر باعث شد برخی از این چهرهها مثل خودم، سالهای خوبی نداشته باشم. آرزوی من این است كه فضا جوری باشدكه آدمهایی كه حرف نو و تازهای دارند، بتوانند حرف شان را بزنند و موسیقی هم در سالهای آینده بتواند در جامعه به حقاش برسد.
درباره فضای جامعه موسیقی در سال ۹۳ هم حرف بزن. آیا آلبومی در سال ۹۳ بود كه مد نظرت باشد و نظرت را به خودش جلب كند؟
من جسته و گریخته آلبومها را شنیدم، البته بیشتر از خود آلبومها، بازتابهای انتشار هر اثر را رصد میكنم. اما اعتقاد دارم فضای شنیداری و سیستمی كه مردم انتخاب میكنند برای ذائقه این روزهای حوزه موزیك، خیلی با سالهای قبل فرق كرده است. بیشتر موسیقی در اینترنت جاری است و همه دنبال دانلود و شنیدن آثار در این فضا هستند.
آلبوم كاركرد كلكسیونی پیدا كرده است و درتیراژهای پایین فقط برای كسانی منتشر میشود كه علاقه به جمع كردن و نگه داشتن آلبومها در اتاقشان را دارند. برای همین امسال زیاد اتفاقهای عجیب و غریبی ندیدم.
تبلیغات متنی
-
افشاگری معاون پزشکیان از تأخیر در اتصال اینترنت
-
پیشبینی هوای تهران طی ۲ روز آینده
-
ترامپ چارچوب توافق احتمالی با ایران را اعلام کرد
-
احسان کرمی و گلشیفته فراهانی هر دو اپوزیسیوناند، اما این کجا و آن کجا!
-
تلفات استقلال در نقل و انتقالات زمستانی!
-
روایت جنجالی از سرنوشت دانشآموزان در حوادث اخیر
-
برای آنها که در عزای عزیزانشان خستگیناپذیر میرقصند
-
عصبانیت کیهان از دیدار معاون پزشکیان با زنان زندانی حوادث اخیر
-
آیا این میوه، فشار و چربی خون را کاهش میدهد؟
-
کیتهای فصل بعد بارسلونا لو رفت!
-
پلن B جواب نداد، اوسمار به سیستم قبلی برمیگردد
-
روزنامه دولت: افزایش شدید قیمت خودرو طبیعی است!
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
ناو آمریکاییِ لینکلن از مرزهای ایران دور شد؟
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
پیشبینی هوای تهران طی ۲ روز آینده
-
ترامپ چارچوب توافق احتمالی با ایران را اعلام کرد
-
برای آنها که در عزای عزیزانشان خستگیناپذیر میرقصند
-
چند ترانه خاص که این روزها بیشتر شنیده میشوند
-
ورود کاروان نظامی بزرگ آمریکا به عراق
-
فرهیختگان: بهترین زمان حمله آمریکا، الان بود
-
واکنش رسمی عربستان به خبر حمایت از حمله به ایران
-
فرود هواپیمای مرموز روسی در تهران
-
توافق ایران با آمریکا وارد فاز تازهای شد
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
اختلال مجدد اینترنت در ایران طی ساعات اخیر
-
تصویر توجهبرانگیز از یکی از مجروحان انفجار بندرعباس
-
تماس مهمی که شبانه از آذربایجان با پزشکیان گرفته شد
-
فوری؛ نخست وزیر قطر وارد تهران شد
-
عراقچی با عکس تنگه هرمز به آمریکا پیغام داد
-
کریسمسِ صداوسیمای ایران تا ابد عزادار شد
-
احکام برخی دستگیرشدگان اعتراضات اخیر صادر شد
-
صابرین نیوز: ادعاهای کارشناس شبکه افق مضحک است!
-
ناو هواپیمابر لینکلن دریای عمان را ترک کرد
-
در ساعات اخیر مهدی قایدی در صدر چهرههای پربحث است
-
نعمیه نظامدوست: دلم میخواهد بمیرم
-
بازیکن خارجی استقلال آماده پخش زنده جنگ ایران و آمریکا شد!
-
تاییدنشده؛ شرط آمریکا برای انصراف از اقدام نظامی!
-
دو انفجار خبرساز در اهواز و بندرعباس
-
ترامپ امشب از یک تصمیم جدید درباره ایران خبر داد
-
رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین تکذیب شد؟
-
در ساعات اخیر احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت
-
وضعیت تعطیلی مدارس تهران، شنبه ۱۱ بهمن
-
موضع عربستان درباره جنگ با ایران ۱۸۰ درجه تغییر کرد
-
پرواز پهپاد شناسایی ایران بر فراز خلیج فارس
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج
-
سالن های آرایش و زیبایی
-
پزشکان پوست و مو
-
آموزشگاه آشپزی در تهران
-
گالری پوشاک
-
اخذ ویزا
-
کاشت ناخن
-
محصولات پزشکی
-
تدریس خصوصی
-
مزون و شوی لباس
-
اعزام دانشجو
-
خدمات آرایشی و زیبایی
-
خدمات درمانی
-
مدارس
-
طلا و جواهر و زیورآلات
-
صرافی
-
محصولات آرایش و زیبایی
-
خدمات حیوانات خانگی
-
مهد کودک
-
مبلمان
-
سیسمونی و نوزاد
-
مراکز درمانی
-
پت شاپ
-
رستوران و تهیه غذا
-
تعمیرات مبل در تهران
-
خدمات تفریح و سرگرمی
-
پزشکان متخصص
-
باشگاه های ورزشی
-
فست فودهای تهران
-
سرویس خواب
-
موبایل
-
دکتر زنان در تهران
-
فروشگاه ها و لوازم ورزشی
-
کافی شاپ و سفره خانه
-
دکوراسیون داخلی
-
لوازم خانگی
-
دندانپزشکان
-
آموزشگاه ها
-
صنایع غذایی
-
تزیینات داخلی
-
خدمات منزل
-
دندانپزشکی کودک
-
آموزشگاه زبان در تهران
-
تشریفات و موسسه پذیرایی
-
خدمات ساختمان
-
فروش و خدمات خودرو
-
پزشکان زیبایی و لاغری
-
آموزشگاه موسیقی
-
خدمات مجالس
-
قالیشویی در تهران
-
سایر خدمات
-
جراحی بینی و زیبایی
-
آموزشگاه هنری
-
آتلیه عکاسی
-
آژانس مسافرتی و هتل

نظر کاربران
محو بارونيم تو ساحل چمخاله
خانمشون با خانم آقای خواجه امیری نسبت دارند آیا؟